مظفری: ادبیات اعتراض پایانی ندارد

ابوطالب مظفری
Image caption خانه ادبیات افغانستان آخرین همایش برنامه "شبهای کابل" را به بررسی کارنامه فرهنگی آقای مظفری اختصاص داد.

این هفته خانه ادبیات افغانستان همایشی را برای بررسی و نقد آثار و کارنامه فرهنگی ابوطالب مظفری، شاعر و روزنامه نگار برگزار کرد.

عمده شهرت آقای مظفری با شعرهای دوران مقاومت در سالهای شصت خورشیدی و زمان اشغال افغانستان از سوی شوروی سابق است که او را به عنوان "شاعر مقاومت" معرفی کرد.

او در سالهای هفتاد خورشیدی و پس از آغاز جنگ‌های داخلی در کشورش "شعر ضدجنگ" سرود و در کنار آن دست به کارهای فرهنگی و انتشار مجله زد. تشکیل موسسه "در دری" و مجله‌های فرهنگی-هنری در دری و خط سوم حاصل کارهای او و همکاران او در این سالها است.

آقای مظفری متولد سال ۱۳۴۴خورشیدی در ولایت ارزگان در جنوب افغانستان است او در سالهای شصت خورشیدی به ایران رفت و پس از سقوط طالبان سفرهایی به افغانستان داشته و در حال حاضر هم در سفری در کابل به سر می‌برد.

از آقای مظفری چندین مجموعه شعر منتشر شده و آخرین آنها "عقاب چگونه می‌میرد" نام دارد که انتشارات تاک وابسته به خانه ادبیات افغانستان آن را در کابل منتشر کرده است.

سید ابوطالب مظفری معتقد است که شعر مقاومت افغانستان وارد "فصل تازه‌ای" شده است و هنوز "مقاومت" ادامه دارد. هر چند او تعریفی از این "مقاومت تازه" ارائه نکرده، اما می‌گوید که ریشه شعر او در "اعتراض" است.

در حاشیه همایش بررسی آثار و کارنامه فرهنگی آقای مظفری، با او گفتگو کردم و در آغاز پرسیدم: شما شاعر مقاومت هستید، مقاومت به تاریخ پیوسته است و شما در جایی گفته‌اید که همچنان در تاریخ میخکوب مانده‌اید، منظورتان چیست؟

اگر مقاومت را به معنای حادثه‌ای تاریخی که گذشته قلمداد کنیم، به نظر من، مقداری جای تامل دارد و آن این که زندگی ملتها ادامه دارد و تا زمانی که ملتها بخواهند زندگی کنند، ناگزیر از انواع مقاومتها در برابر خواست‌های غیرهمسو با آنها هستند. به این دلیل مقاومت هیچ وقت به پایان نمی‌رسد. منتهی یک مرحله‌اش ممکن است به پایان برسد و مرحله دومش آغاز شود.

من جزئی از شاعران مقاومت هستم. راستش تفکری را که ما در شعر مطرح و تبلیغ می‌کردیم، نه به پایان رسیده و نه پایان‌پذیر هست. به دلیل این که هنوز همان مشکلاتی که ما از آنها دم می‌زدیم و هنوز همان گذشته تاریک سیاسی و سیاهی که جامعه ما آن را تحمل می‌کرده، ریشه‌دار است، ما تاثیراتش را امروز مشاهده می‌کنیم، بر زندگی خانواده‌ها و همشهریان ما اثرگذار است. در حقیقت کودکی که امروز تازه به دنیا آمده و حتی هنوز به دنیا نیامده، زندگی او را هم متاثر می‌کند، هنوز خیلی‌هایی از آنها را به اطراف جهان آواره می‌کند.

چون اثر این واقعه هنوز پایدار است، پس بنا بر این، ما نمی‌توانیم بگوییم که آن حادثه به تاریخ پیوسته است، منتهی ممکن است رنگ عوض کرده باشد و حالتش متفاوت شده باشد.

یعنی می‌گویید که هنوز مقاومت ادامه دارد و شاعر مقاومت در حال حاضر هم باید به عنوان شاعر مقاومت شناخته شود؟

شعر جوهرش اعتراض است. اعتراض در ذات مقاومت هم هست. یعنی اصلا مشخصه شعر یا هنر دقیقا اعتراض است. اگر ما اعتراض را از ادبیات بگیریم، در حقیقت چیزی برای ادبیات باقی نمی‌ماند. اعتراض سیاسی یک نوع از اعتراض‌ها است. بله، من نظرم همین است که پدیده‌هایی که زندگی شخصی مرا دچار تاثر و آوارگی کردند، همان پدیده‌ها بچه های مرا هم همانگونه پریشان، آواره و هراسان می‌کند ـ چیزی در این عالم و جهان ما تغییری نکرده است.

شاعر مقاومت در سالهای شصت خورشیدی از چیزهای مشخصی سخن می‌گفت و مقاومت خاصی را در شعر خود مطرح می‌کرد، حالا شاعر چه چیزی را در شعرش مطرح کند تا به عنوان شاعر مقاومت شناخته شود؟

Image caption آخرین مجموعه شعر آقای مظفری با عنوان "عقاب چگونه می‌میرد" چاپ شده است.

متاسفانه چیزی که در تحلیل شعر مقاومت نادیده گرفته می‌شود، این است که شعر مقاومت را تنها مدافع مقاومت قلمداد کرده‌اند، در حالی که این گونه نبوده است. شما اگر به طور دقیق شعرهایی را که در همان تاریخ به نام شعر مقاومت معروف شده مطالعه کنید، تایید جریان نیست، بلکه نوعی اعتراض و هشداری در کنار جریان هست.

به نظر من، همان حالت امروز هم باقی است. یعنی همان حالتی که شعر مقاومت در ضمن این که یک جبهه را تایید می‌کرد، خطرات و آسیب‌های آن و آینده مبهم و تاریک آن را گوشزد می‌کرد. اینها هنوز هم اتفاق می‌افتد و هنوز هم وجود دارد و تنها وظیفه شاعری تعطیل نشده است. همان طوری که گفتم، تنها رنگ عوض کرده است.

شما در یک دوره شعر ضدجنگ سرودید و شعر "مادر" مصداق شعر ضدجنگ شما هست، ممکن است خصوصیات این مجموعه از شعرهای خود را توضیح دهید؟ بله، شعر ضدجنگ شعر دورانی است که دقیقا تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی در آن دوران مبتنی بر این بود که با تفنگ و جنگ می‌شود تمام مشکلات را از این سرزمین برداشت. اما شاعران ما در روند کار متوجه شدند که تفنگ خودش می‌تواند عامل تخریب‌کننده باشد و علیه مردم به کار گرفته شود. تفنگ خود تبدیل به یک معضل و مساله در جامعه ما شد.

این زمان بود که شاعران شعر مقاومتی که من گفتم، به نقد خود روی آوردند و کارهایی را که کرده بودند، دوباره نقد کردند. این شعر "مادر" هم در حقیقت نقد کارنامه قبلی خود ما هست که یک‌جانبه به دنیا نگاه می‌کردیم و فکر می‌کردیم که می‌شود همه کارها را از طریق نظامی یا سیاسی حل کرد. حال آنکه مشکلات این ملت ریشه‌دار است ـ ریشه در تاریخ، اجتماع و بی‌عدالتی‌های گذشته دارد. اینها را با بی‌عدالتی‌های مضاعف نمی‌شود جبران کرد، بلکه راهکارهای دیگری باید سنجید.

شما از مقاومت جدیدی صحبت می‌کنید، فکر می‌کنید این به نحوی بازگشت به دوران قبل از شعرهای ضدجنگ است؟

نه. به نظر من خودش یک فصل تازه است. ببنید سودها و سرمایه‌هایی که در این مملکت هست و در حقیقت با خونها و رنجهای چندساله مردم به دست آمده، امروز هدر می‌رود، گم می‌شود، بدون این که ذره‌ای تاثیر بر زندگی مردم داشته باشد و بدون این که ذره‌ای از مشکلات اجتماعی و تاریخی مردم حل شده باشد، یا حد اقل از رنجهای خیلی سطحی مردم، مثل نان و امنیت کاسته شده باشد.

Image caption آقای مظفری حدود دو دهه در ایران زندگی کرده است.

تا اینها وجود دارد، به نظر من اگر شاعری وجدان بیدار داشته باشد، نمی‌تواند اینها را نادیده بگیرد. این ناملایمت‌ها را دقیقا باید بروز دهد، اما ممکن است زبانش دیگر آن زبان حماسی و اسطوره‌گونه نباشد و زبان کوچه و بازاری باشد. من نمونه این گونه شعرها را دارم. من بعد از مثنوی "مادر" غزلی گفته‌ام برای دختری که در دوران بعد از تحولات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آمده پیش رستورانی که خارجی‌ها دارند غذا می‌خورند و فرماندهان داخلی و خارجی انواع غذاها دارند و سیر می‌کنند و تعدادی زن و بچه افغان می‌آیند و آنجا گدایی می‌کنند.

اینها رنج امروز ما است. شاعر امروز دقیقا ذهنش معطوف به این گونه مسائل است و زبانش هم باید متناسب با همین وضعیت فرود بیاید و رنج گرسنگی مردم را درک کند. این هم نوعی شعر مقاومت است، اما با حال و هوایی متفاوت.

شعر شاعر مقاومت بر اساس تعریفی که داریم باید مردم را علیه نیرویی که اشغالگر دانسته می‌شود و نیروی استبدادی بسیج کند، اما در شرائط کنونی شاعر مقاومتی که شما از آن سخن می‌گوید، مردم را علیه چه نیرویی بسیج کند؟

این یک تعریف از مقاومت است. در حقیقت یک تعریف از شعر مقاومت این است که شاعر در آن علیه نیروی خارجی و اشغالگر قیام کند. اما من وقتی ریشه شعر را اعتراض دانستم، منظورم این است که اعتراض خودش مقاومت در مقابل همه نا‌هنجاری‌هایی که زندگی ما را دچار آشوب می‌کند، است.

این می‌تواند مساله‌ای داخلی باشد. ببنید یک مرتبه یک دشمن خارجی می‌آید امنیت را از من سلب می‌کند، حقوق اقتصادی سرزمین من، مثلا چاههای نفت و گاز و معدن را ضبط می‌کند و یک مرتبه دیگر کسی از درون خود ما و از دل همین کشور بلند می‌شود و همین ذخائر، معادن و سرمایه‌ها و فرهنگ مردم را دچار آسیب می‌کند. شاعر می‌تواند علیه همین قیام کند و همین خودش شعر مقاومت است.

مطالب مرتبط