بخت‌های طلایی جشنواره فیلم کن

حق نشر عکس BBC World Service

تا روز پنجشنبه ۱۹ مه (۲۹ اردیبهشت) فیلم لو آور (Le Harve) ساخته آکی کوریسماکی سینماگر فنلاندی، بیشتر از همه مورد توجه منتقدان قرار گرفته و شانس زیادی برای دریافت نخل طلای کن امسال دارد.

درکنار آن، فیلم های درخت زندگی ساخته ترنس مالیک، باید درباره کوین حرف بزنیم ساخته لین رمزی، ما یک پاپ داریم ساخته نانی مورتی، هنرمند (بازیگر) ساخته میشل آزاناویسیوس و پسری با دوچرخه ساخته ژان پی یر و لوک داردن، از رقبای سرسخت کوریسماکی برای دریافت نخل طلای امسال به شمار می روند.

شخصیت اصلی فیلم کوریسماکی، نویسنده و روشنفکری به نام مارسل مارکس (با بازی آندره ویلمز) است که به تبعیدی خودخواسته تن داده و در شهر کوچک و بندری لو آور، برای گذران زندگی ساده و فقیرانه خود، کفش های مردم را واکس می زند تا اینکه با کودک مهاجری که از آفریقا آمده و قصد رفتن به لندن را دارد آشنا می شود و همه تلاش اش را می کند که او را از دست پلیس فرانسه نجات داده و به مقصد برساند.

رابطه مارسل با پسرک مهاجر، از نظر طرح داستانی، شباهت زیادی به فیلم ابدیت و یک روز تئوآنگلوپولوس دارد، اگرچه سبک و رویکرد دو فیلمساز کاملا متفاوت است.

دنیای نوآرگونه کوریسماکی، با نورپردازی و رنگ های گرم و زنده آبی و قرمز و لحن طنزآمیز و سرخوشانه او شاید با موقعیت های تلخ و غم انگیز شخصیت های او تضاد شدیدی داشته باشد اما اگر با سبک غیر رئالیستی و رویکرد عمدا تصنعی و تئاتریکال او دیده شود، کاملا قابل درک خواهد بود.

"زندگی دیگر زیبا نیست"

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption کوریسماکی در نشست مطبوعاتی سیگاری از جیب درآورد و آتش زد و شروع به کشیدن کرد

کوریسماکی در کنفرانس مطبوعاتی فیلم با رفتار عجیب و پاسخ های غیرمنتظره خود، همه حاضران را غافلگیر کرد. او ابتدا سیگاری بر گوشه لب گذاشت و هنگامی که مجری برنامه به این کار او اعتراض کرد، گفت که سیگارش واقعی نیست و الکترونیک است. به دنبال آن در مقابل چشمان ناباور مجری و خبرنگاران، سیگاری از جیب درآورد و آتش زد و شروع به کشیدن کرد.

وی زمان رویدادهای فیلم را سال ۲۰۹۷ خواند و در توضیح نوع لباس ها، اتومبیل ها و طراحی صحنه فیلم که یادآور فیلم های دهه شصت فرانسوی و آثار ژان پی یر ملویل است، آن را عمدی خواند و بر تاثیر پذیری اش از سینمای ملویل و مارسل کارنه تاکید کرد

کوریسماکی گفت: "زندگی از دهه هفتاد به بعد دیگر زیبا نیست ولی شاید یکی از روزهای سال ۲۰۱۱ روز زیبایی باشد اگرچه در مورد آن هم شک دارد."

وی در پاسخ به این سوال که شرکت در فستیوال کن برای تو چه معنایی دارد گفت: "هر فیلمی در فرانسه بسازم، در کن خواهد بود. او همچنین گفت که این فیلم را با دوربینی که اینگمار برگمن فیلم های خود را با آن ساخته، فیلمبرداری کرده است."

کوریسماکی درباره، پدیده سینمای سه بعدی گفت، هیچکاک نیز قبلا در فیلم ام را به نشانه مرگ بگیر، پدیده سه بعدی را تجربه کرده بود اما نتیجه اش مایوس کننده بود. وی در مورد گرایش وسیع سینماگران به سبنمای سه بعدی گفت، "بزرگسالان گاهی همانند کودکان رفتار می کنند".

کودکان در کن

یکی از موضوع های مشترک جشنواره کن امسال، کودکان و مسائل آنهاست. در حالی که سینماگران ایرانی مدت هاست که سوژه کودکان بی پناه را که برای بقا درجامعه تلاش می کنند، رها کرده اند، سینماگران غرب، دوربین های خود را بر روی آنها متمرکز کرده اند.

کودک دوچرخه سوار برادران داردن درباره کودک تنها و رها شده ای است که پدرش حاضر به نگهداری او نیست. ناسازگاری، لجبازی و مبارزه او برای خواسته هایش، یادآور دونده امیر نادری است.

مارکوس اشلینزر، در فیلم آلمانی میشل، کودکی را نشان می دهد که یک بیمار جنسی او را در زیرزمین خانه اش حبس کرده و مورد سوء استفاده جنسی قرار می دهد.

در فیلم فرانسوی پلیس ساخته می ون لبسکو، با دسته ای از پلیس فرانسوی سروکار داریم که وظیفه شان، دفاع از کودکان در مقابل آزارهای جنسی و خشونت خانگی است.

کودک مهاجر سیاه پوست فیلم لو آور آکی کوریسماکی که به امید زندگی بهتر از آفریقا گریخته و به غرب پناهنده شده، خیلی شبیه باشو غریبه کوچک بهرام بیضایی است اما برخلاف باشو، مورد استقبال جامعه میزبان قرار می گیرد.

اگرچه خوش رفتاری مردم شهر ساحلی لو آور با مهاجر جوان، کمی غریب است و با واقعیت های خشن جامعه فرانسه و برخورد مردم با مهاجران نمی خواند و بیشتر به افسانه های پریان شبیه است اما در عین حال بیانگر نگاه انسانی و اخلاقی کوریسماکی به وضعیت پناهندگان و مهاجران جوامع غربی است.

در ستایش سینمای صامت

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption میشل آزاناویکیوس (چپ) همراه بازیگران فیلمش

هنرمند (بازیگر) ساخته میشل آزاناویکیوس، یکی دیگر از فیلم های بخش مسابقه است که شانس زیادی برای دریافت نخل طلا دارد. در زمانه ای که سینمای هالیوود و بسیاری ازکشورها، به سمت سینمای سه بعدی می روند، ساختن فیلمی سیاه و سفید و صامت در این دوران، ایده ای غریب و غیرمنتظره است.

اگرچه ترس جورج والنتاین، بازیگر فیلم های صامت اوائل قرن از ورود صدا به سینما و اکراه او از پذیرش این پدیده تازه تکنولوژیک، استعاره ای از وضعیت سینماگران غیرتجاری و روشنفکر امروز و لج بازی آنها در برابر تحولات صنعتی و فنی سینماست.

فیلم هنرمند، اثری در ستایش سینمای صامت و کلاسیک است. هزاناویکیوس سعی کرده تا حد ممکن، روح سینمای صامت اوایل قرن بیستم را در این فیلم بازسازی کند. تصویر سیاه و سفید، کادر ۳۵ میلی متری اولیه سینما، میان نویس (کپشن) هایی که لابلای فیلم می آید و توضیح دهنده داستان و مهم ترین دیالوگ هاست، پیانیستی که در کنار پرده سینما می نوازد و استفاده از اپتیکال های بصری مثل آیریس و وایپ، همه، بیانگر عشق فیلمساز به سینمای صامت و نوستالژی او نسبت به آن دوران است.

فیلمساز تنها به بازسازی صرف سینمای صامت نپرداخته بلکه خلاقیت زیادی در روایت به خرج داده. جرج والنتاین، تنها بازیگر سینمای صامت نیست بلکه آنقدر در این سینما غرق شده که در سکوت مطلق زندگی می کند و تا زمانی که سینما صامت است جهان اطراف او نیز خاموش است و به محض ورود صدا به سینما، دنیای پیرامون او نیز از سکوت در می آید. ژان دو ژاردن در نقش جورج والنتاین و برنیس بیژو در نقش پپی میلر، زوج هنری خیالی سینمای صامت، فراموش نشدنی است.

داستان خلقت به روایت ترنس مالیک

اما نمایش درخت زندگی آخرین ساخته ترنس مالیک سینماگر آمریکایی، منتقدان سینمایی را در کن به دو دسته تقسیم کرد. دسته ای آن را فیلمی "دوپاره و بی سرو ته" دانسته که نمی تواند بین قسمت های داستانی و مستند گونه اش، ارتباط ایجاد کند و برخی دیگر نیز آن را "سمفونی و شعری سینمایی" درباره خلقت ارزیابی کرده اند.

درخت زندگی، رویکرد رادیکال و غیرمتعارف سینماگری است که در تمام عمر خود تنها پنج فیلم ساخته است.

او داستان یک خانواده آمریکایی (خانواده اوبراین) در دهه پنجاه را در شهر کوچکی در تگزاس بهانه می کند تا شعر سینمایی اش را درباره هستی و آفرینش جهان، بسازد. در این فیلم که آن را باید در حقیقت وصیت نامه سینمایی مالیک دانست، دو روایت داستانی و مستند به موازات هم پیش می روند و در آخر به نقطه واحدی می رسند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption از راست: برد پیت، جسیکا چاستین و شان پن بازیگران فیلم درخت زندگی

درخت زندگی، روایت امپرسیونیستی و متافیزیکی مالیک به جهان و جایگاه انسان در این جهان است. فیلم تقریبا بدون دیالوگ است و در قسمت های مربوط به خانواده آمریکایی، با صدای فرزند بزرگ خانواده (شان پن) و یا مادر سوگوار آنها روایت می شود که با لحن اندوهناکی و شکوه انگیزی، درباره مرگ یکی از کودکان خانواده و فقدان او حرف می زنند.

در قسمت های مستند نیز، همانند اثر حماسی فضایی کوبریک، ادیسه ۲۰۰۱، موسیقی سمفونیک باخ، مالر، برامس و برلیوز، داستان انفجار ستاره ها، پیدایش زمین و شکل گیری حیات را بر کره زمین همراهی می کند.

با اینکه روایت مالیک از خلقت و تحول آن، منطبق بر باورهای علمی و تئوری تکامل داروینی است اما مالیک بیننده را به حضور نیرویی مقتدر و دارای قوه شعور در پس پدیده ها، ارجاع می دهد. نقل آیه ای از تورات (کتاب ایوب) درباره آفرینش در آغاز فیلم و حضور همه شخصیت های داستان در فضایی بهشت گونه در پایان آن، تاکیدی بر جهان بینی و رویکرد مذهبی ترنس مالیک به هستی و فلسفه حیات است. شکوه ها و ناله های مادر داغدار نیز ارجاع دیگری است به مصائب ایوب در تورات و پرسش های او از خداوند.

چهل سال پس از کوبریک، اینک ترنس مالیک، با استفاده از تکنولوژی جدید، داستان پیدایش جهان را به شگفت انگیزترین شکلی بیان می کند. تصاویر مربوط به آسمان و کهکشان ها که آمیزه ای از رنگ ها و نورهای کریستالی است، خارق العاده و حیرت انگیز است. ساختن این فیلم سه سال طول کشیده و پنج نفر تدوین آن را انجام داده اند.

برد پیت در نقش پدر نظامی و مستبد خانواده، بهترین بازی عمرش را انجام داده است و رقیب میشل پیکولی در ما هم یک پاپ داریم و در فیلم هنرمند برای دریافت نخل طلاست.

برد پیت که یکی از تهیه کنندگان فیلم است، همراه با بازیگران دیگر فیلم (جز شان پن) در کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرد و در غیاب ترنس مالیک سعی کرد به پرسش های منتقدان و خبرنگاران درباره دورنمایه های فلسفی و رویکرد مذهبی ترنس مالیک توضیح دهد.

مسئولان جشنواره کن اعلام کردند که ترنس مالیک به دلیل خجالتی بودن در جشنواره شرکت نکرده است.

مطالب مرتبط