'فیلم اول' و 'زندگی سگی' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته فیلم "فیلم اول" ساخته "پناه پناهی" و "زندگی سگی" ساخته "حنا مخملباف" در برنامه آپارات به نمایش در می‌آید.

حدود ۱۷ سال است که در ایران قانون منع استفاده از ماهواره تصویب شده و مردم حق دیدن برنامه های شبکه های تلویزیونی غیر دولتی را ندارند. به نظر می رسد که استدلال دولت ایران این است که تلویزیون های غیر دولتی، مردم را در معرض تبلیغات غربی قرار می دهند. اما در طول این سال ها برخوردهای مداوم با دارندگان آنتنهای ماهواره و استفاده کنندگان از تلویزیونهای غیر دولتی، باعث نشده که استفاده از ماهواره و شبکه های ماهواره ای در ایران کم شود. تلویزیون های ماهواره ای حتی به روستا ها هم راه پیدا کرده‌اند و در شهرها هم با همه بگیر و ببندها، بشقاب ها و آنتنهای ماهواره ای همچنان fv پشت بام ها نصب می شوند.

این موضوع یکی از فیلم های امشب برنامه ماست.

از سوی دیگر در کنار این ممنوعیت ها و محدودیت های تلویزیونی، سال هاست که به طور غیر رسمی نیز هر از گاهی با همراه داشتن سگ در خیابان ها و مکان های عمومی در ایران برخورد می شود و آنهایی که سگ دارند مجبورند سگ هایشان را بیشتر در خانه نگه دارند و یا با مراقبت و احتیاط بیشتری بیرون ببرند. این محدودیت هم ظاهراً در حال تشدید است. در همین حال تعداد افرادی که در خانه‌هایشان سگ نگه می دارند هم در حال افزایش است. در فیلم دیگر امشب سراغ سگ هایی می رویم که فقط در خانه نگهداری می‌شوند.

درباره "فیلم اول"

حق نشر عکس no
Image caption نمایی از فیلم "فیلم اول"

بعد از حوادث مرتبط با انتخابات، حکومت ایران، تلویزیون های ماهواره ای را عامل اصلی این حوادث و اوج گیری اعتراضات مخالفان دانست و برخورد با دارندگان تجهیزات ماهواره ای را تشدید کرد. جمع آوری دیش‌ها و گیرنده های ماهواره حالا دیگر یکی از دغدغه های عمده ماموران نیروی انتظامی شده که البته در عین حال صنعت تولید تجهیزات ماهواره که صنعتی زیر زمینی وغیرقانونی است، را روز به روز رونق می دهد.

"فیلم اول"، ساخته پناه پناهی که این هفته می بینیم به این موضوع می پردازد. پناه پناهی فرزند جعفر پناهی فیلمساز شناخته شده در سطح جهان است که در ایران با حکم دادگاه محکوم شده که تا ۲۰ سال هیچ فیلمی نسازد. اما در جشنواره کن امسال که اخیرا در فرانسه برگزار شد، فیلمی دیگر از او به نمایش درآمد تا نشان دهد که محدودیت ها نتوانسته این فیلمساز را متوقف کند. "فیلم اول" پناه پناهی، تصویری منحصر بفرد از وضعیت این روزها در جامعه ایرانی ارائه می دهد.

ویژگی فیلم

"فیلم اول" همان طوری که از اسمش برمی آید فیلم اول سازنده اش است، اما به هیچ عنوان شکل و شمایل یک فیلم اول را ندارد. این فیلم، یک فیلم خاص است با یک ساختار کاملا متفاوت، با فضا سازی و ریتم خوب، و روایتی که تا آخر بیننده را با خودش همراه می کند.

درباره کارگردان

حق نشر عکس no
Image caption پناه پناهی کارگردان

پناه پناهی دانشجوی سال آخر رشته کارگردانی از دانشکده سینما تاتر دانشگاه هنر است. "فیلم اول" اولین فیلم اوست که در بیش از ۱۵ جشنواره خارجی شرکت کرده و از جمله جوایزش بهترین فیلم کوتاه از جشنواره "اوشین سینه فن" هند، جایزه ویژه داوران از جشنواره باتومی گرجستان است. این فیلم اجازه شرکت در جشنواره فیلم کوتاه را نداشته ولی در جشنواره دانشجویی مخصوص دانشجویان سینما (نهال) شرکت داشته که جایزه بهترین کارگردانی و بهترین فیلم تماشاگران را دریافت کرد.

نگاه کارگردان

من به دنبال این سوژه نرفتم، سوژه به سراغ من آمد. در محله ما ریختند که دیشها را جمع آوری کنند. من شانس آوردم خانه بودم. دوربین را برداشتم و از پنجره خانه از آنها تصویر گرفتم. اول اش اصلاً قصد نداشتم آنرا تبدیل به فیلم کنم اما گذشت زمان کم کم این فکر را با خود آورد که راشهای خامی که آن روز فیلمبرداری کردم، می تواند بهانه ای برای ساختن فیلم اولم باشد که حاصلش شد "فیلم اول". دقیقاً اتفاقی که در فیلم می افتد برای من افتاد، وقتی در حال فیلمبرداری بودم مامورها از پشت پنجره من را دیدند و آمدند پشت در. ولی من بعد از مدتی در را باز کردم و آنها از من خواستند که فیلم را بیاورم و به آنها بدهم. من هم به جای فیلم اصلی یک فیلم خام آوردم و به آنها دادم و آنها هم آن را گرفتند و رفتند.

درباره "زندگی سگی "

حق نشر عکس no
Image caption نمایی از فیلم "زندگی سگی"

تازگی ها در مجلس ایران نمایندگان در حال بررسی طرحی برای ممنوعیت "گرداندن و نگهداری" حیواناتی هستند که به گفته آنها "نجس و خطرناک" هستند. اگراین طرح تصویب نهایی شود، از این به بعد نگهداری و تردد سگ‌ها در خیابان از دید قانون ممنوع می‌شود. بر اساس این طرح و برای کسانی که مبادرت به نگهداری سگ یا دیگر "حیوانات مضر" در منزل خود می‌کنند، مجازات در نظر گرفته می‌شود. نمایندگان ارائه دهنده این طرح معتقدند: "رواج سگ‌گردانی و نگهداری آن علاوه بر مضرات بسیار زیاد بهداشتی و زیان‌آور بودن برای سلامت عمومی، یک معضل فرهنگی- اجتماعی و نوعی تقلید کورکورانه از فرهنگ مبتذل غربی است. اما سگ معمولا حیوانی هست که به شدت نیاز به بیرون بودن و در هوای آزاد بودن دارد.

پس حالا تکلیف سگ هایی که در خانه زندانی می شوند و نباید بیرون بیایند چه می شود؟ حنا مخملباف، فیلمساز جوان اما شناخته شده ایران در فیلم "زندگی سگی" تصویری می دهد از سگی در همین شرایط.

ویژگی فیلم

فیلم حس و حال لطیفی دارد و در عین حال تصویری غریب اما ساده است. از زندگی یک مادر که بچه دار می شود. از دیگر ویژگی های فیلم تصاویر تاریک و بسته سگ ها در داخل خانه است که به نوعی حس محبوس بودن این حیوانات را تداعی می کند.

درباره کارگردان

حق نشر عکس no
Image caption حنا مخملباف

حنا مخملباف کوچک ترین عضو خانواده محسن مخملباف فیلمساز مشهور ایرانی است ولی علی رغم داشتن سن و سالی کم دارای تجربه زیادی در زمینه سینماست. وی اولین بار در فیلم " نون و گلدون" پدرش به عنوان بازیگر ظاهر شد. حنا اولین فیلمش را به نام " روزی که خاله ام مریض بود " در هشت سالگی با یک دوربین هندی کم ساخت. وی علاوه بر کارگردانی، عکاسی هم می کند و تجربه شرکت در هیئت داوران جشنواره های بین المللی را در کارنامه هنریش دارد. بعضی فیلمهای دیگر او که در جشنواره های مختلف به نمایش در آمده و ده ها جایزه نصیب او کرده است عبارتند از: بودا از شرم فرو ریخت(۱۳۸۶) ، لذت دیوانگی ( فیلم مستند ۱۳۸۲) ، روزهای سبز( ۱۳۸۸)

مروری بر فیلم هفته گذشته

درباره فیلم"وقت خوب مصائب"

مستند "وقت خوب مصاپب" برگرفته از یکی از شعرهای احمدرضا احمدی است. فیلم همچون شعرهای احمدرضا احمدی، به شیوه غیر متعارف به زندگی و آثار او می پردازد و فیلمساز شیوه ای خلاقانه را در ساخت و تدو ین این فیلم به کار گرفته. فیلم به هیچ شکلی به صورت مستقیم به زندگی احمدرضا احمدی وارد نمی شود و تصویری زندگی این شاعر مثل پازل هایی پراکنده، به تدریج در کنارهم جان می گیرد. فیلمساز کوشیده لحن طنازانه احمدرضا احمدی راهم به زبان سینما ترجمه کند و در فیلمی با یک ساختار متفاوت به این شاعر نزدیک شود. فیلم حس سبکی دلنشین و در عین حال عمیق شعرهای احمدرضا احمدی را دارد.

نظر بینندگان در مورد فیلم وقت خوب مصائب

احسان افشار

مستند "وقت خوب مصائب"ناصر صفاریان را می توان به شعری سپید در ساختار سنتی مستندسازی ایران تشبیه کرد. وقت خوب مصائب، احمدرضا احمدی را تقریبا آن گونه که هست نشان می دهد و بدنبال بی پرده سخن گفتن و بدون سانسور نشان دادن وی است. البته تا حدودی موفق بوده، به گونه ای که به شخصیت شاعر لطمه ای وارد نشود.

محسن از سوادکوه

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption احمد رضا احمدی در نمایی از فیلم وقت خوب مصائب

ناصر صفاریان بیشتر به عنوان منتقد سینما در ایران شناخته می شود اما مستند پرتره او درباره احمدرضا احمدی، شاعر بزرگ معاصر فیلمی گرم، دیدنی و جذاب است. آشنایی با برخی خصوصیات احمدرضا احمدی از جمله حس طنز زیرکانه و شیرین او برای بیننده بسیار جذاب است. حضور شخصیت های هنری مشهور همچون عباس کیارستمی، مسعود کیمیایی، آیدین آغداشلو، رضا کیانیان و... جدا از غنی تر کردن فیلم گویای اهمیت و اعتبار احمدرضا احمدی ست که با بسیار ی از آنها رابطه های دوستانه نزدیکی داشته و دارد. فیلمساز در چند نوبت از صدای گرم خود احمدی برای دکلمه اشعارش است استفاده می کند اما با این وجود در ورطه احساسات گرایی غلیظ نمی افتد. همین طور در گفت وگو هایی که با دیگران انجام شده اتفاق های پیش بینی نشده را که اغلب به صدا در آمدن زنگ تلفن است حذف نمی کند که همین به صمیمیت و نزدیکی فیلم با مخاطب کمک می کند همچون شخصیت خود احمدی که بسیار خودمانی ست. اما به نظرم شاید بهتر بود دوربین گاهی از حصار خانه خارج می شد و به تنوع فیلم می افزود. "وقت خوب مصایب" فیلم خوبی ست که بخشی از این اعتبار را مرهون سوژه شاعر خود است. شاعری که جریان رسمی رسانه ای در ایران به او کمتر پرداخته است.

ارمغان

فیلم بسیار دلچسبی بود و چقدر ساده و بی پیرایه زندگی و چهره "احمدرضا احمدی" رو به تصویر کشیده بود! تدوین غیر متعارف و بدیعی داشت. پخش صدای مزاحم زنگ تلفن در میان گفتگو ها بسیار زیرکانه بود. و دیدن روی گشاده و چهره دوست داشتنی "عمران صلاحی" که دیگر نیست... چه سوزی در دل انداخت! و در آخر کلام سعدی را تداعی می کرد که: گر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولتست هر کجا که رود قدر بیند و در صدر نشیند.

زینی

فیلم فوق العاده ایی بود. ساختار صادقانه اش بسیار دلچسب بود، درست مثل خودشاعر که صادقانه زندگی می کند. باعث افتخار است که شاهد ساختن زندگی بزرگانی چنین هستیم.

محمد

من ایشون رو نمی‌شناختم ولی‌ بعد از دیدن فیلم به قول آخرین جمله فیلم: به سختی می‌شه احمدرضا احمدی رو دوست نداشت.

کاظم

واقعا" عالی بود. کاش در مورد همه ی هنرمندان این مملکت بخصوص نویسندگان این کار رو می کردید.

فرشته

فیلم علی‌ بود. با وجودی که چند ساله پیش چند بار این فیلم رو دیده بودم اما دیدنش توی تلویزیون و با همهٔ مردم یه لذت دیگه داشت. باز هم از احمد رضا احمدی بگین..تا بزرگامون زنده هستن هواشونو داشته باشیم..زمان زود می گذره.

دانیال

خیلی زیبا و عالی بود. کاش می شد از زندگی همۀ هنرمندا ن تا هستند فیلمی تهیه کرد.

شاپور

موضوع فیلم خوب بود اما ساختار مصاحبه ای فیلم را نپسندیدم. فیلم ساز به فضای ذهنی شاعر نزدیک نشده بود و برای ما به ازای تصویری ذهنیات او در قالب فیلم هیچ تلاشی نکرده بود. شعر خوانی شاعر، کمترین کاری بود که فیلم ساز در رابطه با بیان شعرهای شاعر کرده بود. فضاهای بسته ی داخلی، نورپردازی خشن و بلاتکلیفی در پیشبرد موضوع و تکرار مصاحبه ها کمکی به بیننده در نزدیکی به روح شاعر نمی کردند. اگر تصویر را از این فیلم حذف کنیم و فقط صدای فیلم را از رادیو بشنویم، چندان چیزی را از دست نمی دهیم.

عادل

مستند جذاب و زیبایی بود، استفاده از نماهای اوتی و تدوین ویژه بهمن کیارستمی به عنوان یکی ار نقاط قوت فیلم باعث ایجاد فضای صمیمی و دلنشین در فیلم شده بود. همخوانی وقت خوب مصائب با مفهوم و فضای فیلم هم از نکات جالب توجه بود. این فیلم بیش از آنکه به ابعاد زندگی احمدرضا احمدی توجه کند داری وجه تبلیغاتی و نقطه ی شروع آشنایی بیننده با این شاعر بود.

کهن

برای بار دوم نگاه کردم و لذت بردم این بار ملتمسانه از شما که در این کارید خواهشمندم این جور فیلم ها را برای دیگر بزرگان که واقعا"کم کم از یاد میرند بخصوص نویسندگان را فراموش نکنید.

محسن داوودی

به قول احمد رضا در آخر فیلم، چقدر عمرمان تلف شد ولی این یکساعت که این فیلم را دیدم مسلما و قطعا جزو اون همه عمر تلف نشده نبود و اتفاقا مقداری از اون عمر تلف شده رو نیز جبران کرد.

دست اقای صفاریان درد نکنه ...کاش وقت بود می توانستم حداقل بازخوردی از آنچه در این یکساعت بر من گذشت را مقداریش را به عنوان تشکر عملی و ملموس به او تقدیم می کردم ...ولی شاید وقتی دیگر.

مهرنوش

با اینکه متاسفانه چند دقیقه اول فیلم رو از دست دادم، اما آقای صفاریان تغذیه فکری و روحی مدتهای مدیدی رو برای من فراهم کردن، صحنه پردازیها زیبا، صمیمانه، ساده، همه منتقدان و مترجمان و نویسندگان و فرهنگیان در هیئتی ملموس تر برام دراومدن و کانون پرورش فکری که جوانه ذهن نوجوانم بود دوباره برام زنده شد، فقط میشه یک کلمه در وصف این فیلم گفت: فوق العاده بود.

آرزو

بالاخره بعد از چند هفته یه فیلم خوب دیدیم! همه چی‌ عالی‌ بود هرچند نمیشه از تاثیرگذاری زیاد آقای احمدی در زیبا شدن فیلم گذشت!

سجاد

قبل از شروع زیاد برام جذابیت نداشت، اما وقتی شروع شد تا آخرش منو نگه داشت. واقعا خیلی خوبه که انسان مروری بر زندگی انسانهای تلاشگر داشته باشه.

شمسی

خیلی زیبا بود. احمدرضا احمدی خیلی دوست داشتنیه درست مثل شعراش. وقتی فیلم تموم شد دوس داشتی بازم ببینی. من تقسیم بندی فیلم خوب و بد را خوب بلد نیستم، اما این فیلم به نظر من خیلی خوب ساخته شده بود. زنگ تلفن هنگام مصاحبه، شوخی ها و نمک های بین صحبت ها حتی خودسانسوری مصاحبه شنونده ها خیلی جالب کنار هم چیده شده بود. احمد رضا احمدی هم که حرف نداشت. چقدر این آدم دوست داشتنی بود. هنوز دارم بهش فکر می کنم.

صابر

خیلی عالی بود. فقط نقش فروغ خیلی کمرنگ بود. فیلمساز باید حتما در موردش صحبت می کرد، چون در زندگی هنری آقای احمدرضا احمدی نقش بسیار مهمی داشت که در فیلم کاملا حذف شد. حیف به نظر من تنها مشکلش این بود.

حیدر

فیلم بسیار زیبایی بود. شخصیت بسیار جذاب آقای احمدی و گفتگوهای صمیمی و همراه با طنز ایشان وهمچنین حذف نکردن بخشهایی از فیلم که معمولا در این گونه فیلم ها نمایش داده نمی شود جذابیت آن را دو چندان کرده بود. تدوین بسیار عالی فیلم ترکیب بسیار مناسب و مرتبط ای بوجود آورده بود که بیننده را پای تلویزیون میخکوب می کرد. سپاس از آقای صفاریان به خاطر فیلم بسیار عالی.

پویان

تاثیری که شخصیت و خصوصا آوای احمدرضا احمدی رو آدم می ذاره این قدر سنگینه که من پس از یک روز هنوز غرق اون حال و هوام. به نظرم کارگردان به نوعی می خواد علاوه بر کاراکتر یکه و بی همتای احمدرضا احمدی حساسیت ها و دردهای این قشر از هنرمندان رو که تعدادشون شاید بسیار کم باشه رو نشون بده ...آیدین آغداشلو، عباس کیارستمی و ... بی شک به قول آقای قائد هیچ جوری نمی شه تو رو دوست نداشت خدا پدر مادرتو بیامرزه.

فرحناز

فیلمی صمیمی و بی ریا ازشاعری صمیمی. تلاش کارگردان برای یکی کردن پشت صحنه وجلوی صحنه جالب بود ضمن اینکه رنگین کمانی ازهنرمندان تواین فیلم دیده می شدند و این فیلم را زیبا کرده بود.

سینا

فیلم بسیار روان و در عین حال بازیگوشی هایی از جنس خود احمدرضا احمدی را داشت و بیشتر از یک شرح حال، چندین شرح حال از هنرمندان معاصر بود.

صفا

مدتهاست از این دسته آدمایی که تو این فیلم باهاشون صحبت شد کمیاب شده. کاملا تفاوت و شعور بالا توشون مشهود بود. من خیلی لذت بردم. ممنون از احمد رضا احمدی.

امیر

دیدن این همه هنرمند در این فیلم اون هم با محوریت احمدرضا احمدی واقعا بهم چسبید.

میثم

فیلم ساز تمام کوشش رو نه برای کاووش در سبک کاری یا هنری و یا نشون دادن دیدگاه های آقای احمدی بلکه بیشتر با برقراری دیالوگی صمیمی و دوستانه قصد نشون دادن شخصیت جالب ایشون به مخاطب رو داشت.

محسن

فیلم فوق العاده ای بود. هم بخاطر شخصیت آقای احمدی و هم کارگردانی و تدوین ویژه ای که داشت که انگار از منش و شخصیت خود احمدی و شوخی ها و شیطنت هاش الهام گرفته بود، بطوری که انگار خود احمدی فیلم رو ساخته باشه! و این کار رو دیدنی تر می کرد.

محمد رضا

بسیار زیبا و قابل توجه بود. جریان فیلم کاملا پیوسته و روان بود.ایتم زنگ تلفنهای همراه خیلی دلچسب نبود.

سارا

فیلم وقت خوب مصائب یکی از بهترین فیلمهایی است که در آپارات پخش شده است.

شهرزاد

کارگردانی خوب این فیلم از سویی و تدوین بسیار زیبا و حرفه ای آن بدست بهمن کیارستمی باعث شد که حق مطلب بابت این شاعر بزرگ ایران ادا شود. کاری که کمتر در مورد بزرگان این سرزمین انجام گرفته است.

میترا

عالی بود، احمدرضا احمدی را نمیشه دوستش نداشت، بخصوص شعرهاشون و صدای دلنشین شان را. فیلم بسیار صمیمی و گرم بود به خاطر صمیمیت وجود خود احمدرضا احمدی.

علی

بسیار فیلم خوبی بود من تاکید کارگردان رو بر روی زنگ تلفن خیلی پسندیدم.

محمد مهدی

فیلم خوش ساخت و یکدستی است، به ناصر صفاریان عزیز تبریک میگم.

رضا

بااینکه خسته بودم و شب ساعت ۱۲ هم بود ولی بعداز دیدن ۵ دقیقه از فیلم خوابم پرید و تا آخر نگاه کردم. فیلم بااحساس و خوبی بود.

مهدی

اصلا فکر نمی کردم شخصیتش این جوری باشه، فیلم دلنشینی بود.

امیر

زیبا و دل نشین بود. دست مریزادی به ناصر صفاریان عزیز.

فرشاد تاجبخش

بعد از فیلم دقیقی‌ با احمدرضا هم صحبت شدم. خیلی‌ به نظر راضی‌ بود و خشنود. گلستان هم بهش زنگ زده بود. ولی‌ حیف شد که گلستان تو فیلم نبود اونم رفیق شفیق و قدیمی احمد رضا.

میکائیل

من برنامه ی‌ آپارات رو (تقریبا همه شون) را می بینم. این برنامه اطلاعاتی به من میده که در این کشوری که من زندگی‌ می‌کنم(دانمارک) بدست آوردن اونها چندان آسان نیست. واقعا و واقعا از برنامتون همیشه لذت میبرم مخصوصاً از "وقت خوب مصائب.

حسن

وقت خوب مصائب فیلم خوبی بود. یک دست بود و کارگردان سعی کرده بود روال معمول زندگی شخصیت ها را نشان دهد. نکته منفی فیلم تصاویر بسته از فضاهای انسانی و فوکوس کردن بر"فقط انسان ها" بود. گویا مثلا همه این ها در هواپیمایی هستند. اما فیلم در فیلم برداری از فضاهای انسانی فیلم موفق بود. احمد رضا احمدی شاعر بزرگ و توانمند و تاثیر گذار است که فقط شعر گفته و به دنبال حک کردن نام خود لای نام شاعران بزرگ!! هم نبوده است. وقتی در آخرین صحنه فیلم شعر آخر فیلم را با صدای احمدی می شنویم ، تصویر "گم و مبهم" احمدرضا بی شک هماهنگ با شعرهای او می شویم" گم و زیبا"! شعر پایانی اشک از چشم هر آشنا به شعر و صاحب دردی جاری می سازد.

پدیده

فیلم این هفته از احمدرضا احمدی هم فوق العاده بود. چیزی که در این مستند خیلی به چشم می‌خورد صدای تلفن و زنگ موبایل بود. انگار از زندگی شهری نمیتونه فاصله بگیره و ما مدام برای ارتباطات امروزی مون مجبوریم با این وسیله در ارتباط باشیم. جالب اینکه با زنگ تلفن و موبایل تمرکز همه بهم می ریخت و همه از اون گریزان بودند. شخصیت های فیلم کاملا طبیعی بودند و از افراد خوبی برای این کار استفاده شده بود کاملا تحسین برانگیز و بیاد موندنی بود. امیدوارم باز هم از این دسته کارها را ناظر باشیم.

فاطمه از قم

برنامه این هفته عالی بود. من دوباره کتابها ی احمد رضا احمدی رو ورق زدم.

حمید

فیلم وقت خوب مصائب اولین فیلم مستندی است که تا انتها و البته بی اختیارتماشا کردم. در یک کلام شاهکاربود.

مرتضی از تهران

بایدبگم من هیچ گونه دوره آموزشی یا تحصیلات اکادمیکی از هنر و سینما و حتی شعر و چیزای دیگه ندارم.رشتم فنیه و کارم هم فنی. اما وقتی فیلم احمدرضا احمدی و دیدم نمیدونم چرا از وسط فیلم به بعد وقتی اون شوخی های این آدم کمتر شد من فقط بغض داشتم و هی دوست داشتم برای اون گریه کنم. وقتی یه نمای بسته از چهره این مرد نشون داده می شد که بدون دیالوگ بود و عوامل از جلوی دوربین هی رد میشدند چهره این مرد پر از قصه بود و درد. یعنی با همه سعی که می کرد همیشه مردم اطرافش شاد باشند اما بازم وقتی یادش میرفت که بخندونه خودش پر از بغض و غم و غصه بود. تو صحنه آخر وقتی همین صحنه بی صدا و به اصطلاح یواشکی دوربین یه جمله گفت اونم این بود که عمرمون طلف شد. ببینید یه هنرمند که هر زمینه ای فعالیت عالی داشته بعد از۶۲سال کار و دردسر و با این همه موفقیت تنها دل خوشیش دخترشه و آخر سر هم از این زندگیش راضی نیست. حیف که این هنرمندان مون و من به عنوان یک آدم معمولی تاحالا نمی شناختم و یا نمیذارن که بشناسم. واقعا دم آقای صفاریان گرم که همچین کار جوانمردونه ای کرد و به من و امثال من که نمی دونیم هنرمندان مون باچه بدبختیی تو این دوره ای که جلوی رشد همه چیز گرفته میشه، برامون یه ارث میذارن که جلو آیندگان سر افکنده نباشیم و چیزی واسه ارایه داشته باشیم. نمیدونم تونستم منظورم و بگم یا نه ولی کلا بگم که دلم خیلی پره .خیلی..

فروز از تهران

این فیلم فوق العاده بود. دوبار دیدمش و هنوز ذهنم درگیر تصاویر و دیالوگها و مونولوگهای فیلمه.

فرهنگ

مستند ناصر صفاریان ما رو برد توی فضای شعر سهراب و اون صفا و زلالی شعر نو، لذت بردیم.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات
به وقت تهران به وقت کابل به وقت دوشنبه به وقت گرینویچ
پنجشنبه ۲۱:۰۰ ۲۲:۰۰ ۲۲:۳۰ ۱۶:۳۰
تکرار جمعه ۱۱:۰۰ ۱۲:۰۰ ۱۲:۳۰ ۰۶:۳۰
تکرار شنبه ۱۳:۰۰ ۱۴:۰۰ ۱۴:۳۰ ۰۸:۳۰
تکرار چهارشنبه ۲۴:۰۰ ۰۱:۰۰ ۰۱:۳۰ ۱۹:۳۰
تکرارپنج شنبه ۱۶:۰۰ ۱۷:۰۰ ۱۷:۳۰ ۱۱:۳۰

مطالب مرتبط