لئونورا کارینگتون، بازمانده مکتب سورئالیسم، درگذشت

حق نشر عکس AP
Image caption لئونورا کارینگتون در مکزیک با فریدا کالو و اکتاویو پاز دوست شد

لئونورا کارینگتون، یکی از هنرمندان اصیل مکتب سوریالیسم، در ۹۴ سالگی درگذشت.

لئونورا کارینگتون که متولد بریتانیا بود، پس از گریختن از یک بیمارستان روانی و اروپای اشغال شده توسط نازی ها در دوران جنگ جهانی دوم، به مکزیک رفت و تا پایان عمر در همان جا ماند.

او با آثار خود که در آنها دنیاهای افسانه ای را به تصویر می کشید، به چهره ای جهانی تبدیل شد.

لئونورا کارینگتون در کنار ساختن مجسمه و کشیدن نقاشی که در سراسر دنیا به نمایش در می آمد، رمان و مقاله می نوشت و شعر هم می سرود.

هومرو آریجیس، دوست شاعر او گفت: "کارینگتون آخرین سورئالیست زنده بود. او اسطوره زنده بود."

خانم کارینگتون به خلق آثار پررمز و راز و رؤیاگون و ترسیم منظره های غریبی از پرنده ها، گربه ها، و موجوداتی شبیه اسبان تک شاخ و دیگر حیوانات شهرت داشت.

زندگی پرماجرا

انجمن ملی فرهنگ و هنر مکزیک اعلام کرد که لئونورا کارینگتون روز چهارشنبه ۲۵ مه، در پی یک بیماری تنفسی درگذشت.

زندگی خانم کارینگتون سرشار از حوادث پرماجرا بود.

او در سال ۱۹۱۷ در لنکشایر و در خانواده ای اشرافی به دنیا آمد و از کودکی به نقاشی پرداخت.

حق نشر عکس AP
Image caption یکی از تابلوهای لئونورا کارینگتون در حراجی ساتبی از آثار آمریکای لاتین در نیویورک به نمایش در می آید

در بیست سالگی به پاریس رفت و عاشق ماکس ارنست، نقاش سورئالیستی شد که ۲۶ سال از او بزرگ تر بود.

ماکس ارنست او را به شخصیت های سرشناس جنبش سورئالیسم، از جمله سالوادور دالی، مارسل دوشان، خوان میرو و آندره برتون، بنیانگذار مکتب سورالیسم، معرفی کرد.

لئونورا کارینگتون نخستین نمایشگاه نقاشی های سورئالیستی خود را در سال ۱۹۳۸ در پاریس و آمستردام برپا کرد.

در سال ۱۹۳۹ در فرانسه که نازی ها آنجا را اشغال کرده بودند، گشتاپو ارنست را دستگیر کرد، و پس از آن، لئونورا کارینگتون دچار افسردگی شدیدی شد و کارش به یک بیمارستان روانی در اسپانیا کشید.

او پس از مدتی موفق شد از این بیمارستان فرار کند و در لیسبون با رناتو لدوک، شاعر و روزنامه نگار مکزیکی ازدواج کرد.

آنها در سال ۱۹۴۲ به مکزیک سفر کردند. لئونورا کارینگتون برای همیشه در مکزیک ماند و در آنجا با فریدا کالو نقاش و اکتاویو پاز، شاعر برنده جایزه نوبل دوست شد.

او سپس با امریکو چیکی وایس، نویسنده و عکاس مجارستانی در سال ۱۹۴۶ ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند شد.

انجمن هنرهای ملی مکزیک نوشت: "او دنیایی افسانه ای خلق کرد که در آن، صحنه در اختیار موجودات جادویی است؛ مارهای کبرا با بزها در هم می آمیزند و کلاغ های کور به درخت بدل می شوند."

"این تصاویر از ذهنی بر آمده اند که دلمشغول تصویر کردن واقعیتی بوده است که می خواسته از آنچه دیدنی است، عبور کند."

مطالب مرتبط