خورخه سمپرون، نویسنده تبعیدی و از نمایندگان ادبیات سیاسی مدرن، درگذشت

حق نشر عکس AFP
Image caption سمپرون در مصاحبه‌ای گفت: "من نه نویسنده هستم و نه سیاستمدار؛ تنها اسیری هستم که از بوخن‌والد جان سالم به در برده است"

خورخه سمپرون، نویسنده اسپانیایی و یکی از برجسته‌ترین نمایندگان ادبیات سیاسی مدرن درگذشت.

او که بیشتر زندگی خود را در فرانسه گذراند و بیشتر آثار خود را به زبان فرانسوی خلق کرد، شامگاه سه‌شنبه (۸ ژوئن) در ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت.

سمپرون در سال ۱۹۲۳ در خانواده‌ای بانفوذ و توانگر در مادرید به دنیا آمد. پدربزرگ او در دوران پادشاهی نخست وزیر اسپانیا و یکی از عموهایش وزیر کشور اسپانیا بود.

جهان‌بینی و زندگی سیاسی سمپرون تا حد زیادی در جریان التهابات و ماجراهای تاریخی اسپانیای نیمه اول قرن بیستم شکل گرفت.

در سال ۱۹۳۶ و پس از پیروزی جمهوری‌خواهان در انتخابات سراسری، ارتشیان راستگرا و محافظه‌کار که زیر رهبری ژنرال فرانکو در حزب فالانژ گرد آمده بودند، علیه دولت مرکزی شورش کردند. آنها با پشتیبانی رژیم آلمان نازی و ایتالیای فاشیست به دولت جمهوری اعلام جنگ دادند.

در برابر آنها چپ‌گرایان و "باریگادهای بین‌المللی" به دفاع از جمهوری اسپانیا برخاستند. خانواده سمپرون در آغاز "جنگ داخلی" به فرانسه مهاجرت کرد.

خورخه سمپرون هنوز بسیار جوان بود که در فرانسه به "نهضت مقاومت" پیوست و در کنار گروه‌های مسلح حزب کمونیست این کشور به مبارزه با اشغالگران نازی و سپس همکاران آنها در "دولت ویشی" پرداخت.

سمپرون در سال ۱۹۴۲ به عضویت حزب کمونیست اسپانیا در آمد. او در سال ۱۹۴۳ به دست مأموران گشتاپو (پلیس امنیتی مخفی آلمان نازی) دستگیر شد، زیر شکنجه‌های شدید قرار گرفت و به مرگ محکوم شد. مأموران نازی او را به اردوگاه بوخن‌والد (در شرق آلمان) اعزام کردند تا پیش از مرگ، بیگاری انجام دهد.

حق نشر عکس AP
Image caption تجارب پردرد سمپرون در اردوگاه بوخن‌والد، بر سراسر زندگی او تأثیری عمیق باقی گذاشت و به آفرینش ادبی او سمت و سو داد

سمپرون ماجراهای دردناک و پراضطراب سفر خود به "بوخن‌والد" را در فشار جمعیتی بزرگ با یک واگن چارپایان، در رمان‌های "سفر بزرگ" (۱۹۶۳) و "چه یکشنبه زیبایی" (۱۹۸۰) در قالب داستان ترسیم کرده است.

"نجات‌یافته از بوخن‌والد"

درهای اردوگاه بوخن‌والد در آوریل ۱۹۴۵ توسط "ارتش سرخ" باز شد.

سمپرون جوان در این اردوگاه که در آن بیش از ۲۴۰ هزار نفر اسیر بودند، هر روز شاهد شکنجه و مرگ انسان‌های بیشمار بود. تجارب پردرد و رنج سمپرون در اردوگاه بوخن‌والد، بر سراسر زندگی او تأثیری عمیق باقی گذاشت و به آفرینش ادبی او سمت و سو داد.

مبارزه با استبداد و خودکامگی، دفاع از انسان‌های ضعیف و بی‌پناه در برابر ماشین کور و خشن فاشیسم، دستمایه‌ای است که مانند خطی سرخ از لای تمام نوشته‌های ادبی و مقالات نظری سمپرون عبور می‌کند.

سمپرون یک بار در مصاحبه‌ای گفت: "من نه نویسنده هستم و نه سیاستمدار؛ تنها اسیری هستم که از بوخن‌والد جان سالم به در برده است."

او سال ها بعد در سال ۱۹۹۲ از اردوگاه دیدن کرد و از این تجربه، حدیث نفسی منتشر کرد به عنوان "نوشتن یا زیستن".

زندگی مبارزان زیرزمینی

پس از پایان جنگ جهانی دوم سمپرون از اسارت نجات یافت، اما، چنان که خود گفته است، برای همیشه به زندگی در فرانسه محکوم شد.

با استقرار و تحکیم دیکتاتوری ژنرال فرانکو در اسپانیا، او در چارچوب "حزب کمونیست" این کشور به فعالیت سیاسی پرداخت و با نام "فدریکو سانچز" تا عضویت در کمیته مرکزی حزب ترقی کرد.

حق نشر عکس AFP
Image caption سمپرون در سال ۱۹۴۲ به عضویت حزب کمونیست اسپانیا در آمد.

کار سیاسی او عمدتا با پشتیبانی حزب کمونیست فرانسه، در حمایت از کمونیست‌های اسپانیایی بود که زیر فشار دیکتاتوری قرار داشتند. بخشی از فعالیت سیاسی این دوران را سمپرون در داستان "راه‌های جنوب" ترسیم کرده است. بر پایه این داستان در سال ۱۹۷۸ جوزف لوزی، کارگردان امریکایی، فیلمی با بازی ایو مونتان کارگردانی کرد.

خورخه سمپرون در سال ۱۹۶۴ به خاطر انتقاد از شیوه‌های دیکتاتورمآبانه در رهبری حزب کمونیست و پیروی کورکورانه از "کمینترن" از این حزب اخراج شد، اما در زندگی تا حد زیادی به عقاید پیشین خود وفادار ماند. ماجرای اخراج از حزب را در کتاب "مرگ دوم رامون مرکادر" بازگو کرده است.

خورخه سمپرون در سال های بعد، بیشتر وقت و توان خود را وقف فعالیت ادبی کرد. از آنجا که نشر آثار او در اسپانیا ممنوع بود، آثار خود را در فرانسه و به تدریج تنها به زبان فرانسوی منتشر کرد.

او از نظر سیاسی به تدریج به گرایشی متعادل‌تر روی آورد و به گروه‌هایی مانند حزب سوسیالیست اسپانیا نزدیک شد.

پس از پایان حاکمیت ژنرال فرانکو در اسپانیا (۱۹۷۵) سمپرون آثاری را به زبان مادری خود منتشر کرد، از جمله کتابی به عنوان "بیست سال و یک روز" که بار دیگر خاطراتی داستان‌گون از دوران فعالیت‌های زیرزمینی اوست.

در داستان‌های سمپرون، مبارزان سیاسی از سویی با خطرات و دلهره‌های شخصی روبرو هستند و از سوی دیگر با درگیری‌های عاطفی و گرفتاری‌های خصوصی.

از برخی از داستان‌های سمپرون فیلم‌هایی معروف ساخته شده است، مانند فیلم "جنگ تمام شد" به کارگردانی آلن رنه و "بخش ویژه" به کارگردانی کوستا گاوراس.

فیلمنامه فیلم "زد" (۱۹۶۹) به کارگردانی کوستا گاوراس، را خورخه سمپرون بر اساس داستانی از واسیلیس واسیلیکوس نوشته است.

سمپرون در سال ۱۹۸۸ در دولت سوسیالیستی فلیپه گونزالس، مقام وزارت فرهنگ را به عهده گرفت، اما سه سال بعد به دنبال اختلاف نظر با نخست وزیر از سمت خود کنار رفت.

خورخه سمپرون عضو آکادمی گونکور، مهمترین جایزۀ ادبی فرانسه بود.

برخی از داستان‌ها و نمایشنامه‌های خورخه سمپرون به فارسی ترجمه شده است. از او همچنین چند مقاله نظری زیر عنوان "وظیفه ادبیات" به ترجمه ابوالحسن نجفی به فارسی انتشار یافته است.

مطالب مرتبط