مستندهای کامران شیردل در لندن

حق نشر عکس ISNA

هفته گذشته موسسه فرهنگی و هنری بدون که بر روی هنر خاورمیانه متمرکز شده، در برنامه ویژه ای به مناسبت مرور بر آثار کامران شیردل، مستند ساز برجسته سینمای ایران، تعدادی از فیلم های مستند قبل از انقلاب او، از جمله فیلم مستند معروف "اون شب که بارون اومد" را به نمایش گذاشت.

قلعه، ندامتگاه و تهران پایتخت ایران است نام سه مستند دیگر شیردل است که به همراه فیلم اون شب که بارون اومد برای نخستین بار در لندن به نمایش درآمد.

کامران شیردل، با سبک سینمایی رئالیستی و مستندهای اجتماعی و انتقادی خود تاثیر عمیقی بر سینمای مستند اجتماعی ایران گذاشته است.

تحصیلات و سابقه

آقای شیردل در ۱۸ سالگی به ایتالیا رفت و در رشته معماری و شهرسازی در دانشگاه رم تحصیل کرد. وی در مرکز تحقیقات سینمایی رم، سینما را زیر نظر اساتیدی مانند نانی لوی (کارگردانی)، ماریا رزادا (تدوین)، جولیو چزاره کاستلو (تحلیل فیلم) و مونته سانتی (تاریخ سینما) آموخت.

کامران شیردل در سال ۱۳۴۳ فیلم کوتاه سیاه و سفید آینه ها را به عنوان پایان نامه تحصیلی خود ساخت و به عنوان دستیار کارگردان در فیلم کتاب آفرینش که در استودیوی چینه چیتا رم فیلمبرداری شد، با جان هیوستون همکاری کرد.

او در دوران تحصیل خود در ایتالیا، این فرصت را داشت که در جلسات بحث ها و سخنرانی های فیلمسازان بزرگی چون پیرپائولو پازولینی، میکل آنجلو آنتونیونی، فدریکو فلینی، روبرتو روسلینی، روبر برسون، اورسن ولز و رنه کلر شرکت کند و از آنها بیاموزد.

کامران شیردل بعد از بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۴ به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمد و نخستین فیلم مستندش، بوم سیمین را به سفارش فرهنگ و هنر کارگردانی کرد.

به دنبال آن در سال ۱۳۴۵ فیلم ندامتگاه را درباره زندان زنان و به سفارش وزارت فرهنگ و هنر کارگردانی کرد. در این فیلم زنان زندانی را می بینیم که در سلول های زندان با فرزندان خود به سر می برند و لحظات فراغت خود را با شرکت در کلاس های آموزشی و بازپروری پر می کنند.

پس از آن، کامران شیردل فیلم تهران پایتخت ایران است را ساخت که روایت تکان دهنده ای از زندگی بی خانمان ها در حاشیه ها و بیغوله های جنوب شهر تهران (منطقه خزانه) بود. آقای شیردل در این فیلم تصویر سیاهی از فقر و بی عدالتی در پایتخت کشوری ترسیم کرده بود که به خاطر افزایش قیمت نفت، به ثروت عظیمی دست یافته بود.

کامران شیردل با استفاده از مونتاژ دیالکتیکی، تصاویر فقر و نکبت در جنوب شهر تهران را در برابر روایت های رسمی حکومت شاه از انقلاب سفید و تمدن بزرگ قرار داد. به همین دلیل این فیلم بلافاصله از سوی مقامات وقت توقیف شد و تا بعد از انقلاب هرگز به نمایش درنیامد.

با وجود توقیف فیلم ها، کامران شیردل ناامید نشد و به ساختن فیلم های مستند اجتماعی ادامه داد. وی با رویکرد انتقادی و واقع گرایانه اش که نتیجه تحصیل او در ایتالیا و تاثیر پذیری او از سنت غنی سینمای نئورئالیستی این کشور بود، فیلم مستند قلعه را درباره فاحشه خانه معروف شهرنوی تهران (معروف به قلعه) ساخت که به خاطر لحن انتقادی فیلم و نمایش سیاهی های جامعه ایران، جلوی فیلمبرداری آن گرفته شد تا اینکه شیردل آن‌ را در سال ۱۳۵۹ با استفاده از عکس‌های کاوه گلستان از فاحشه خانه تهران تکمیل کرد و به نمایش گذاشت.

در این فیلم شیردل، با استفاده از عکس های کاوه گلستان که زن های روسپی را در وضعیت های مختلف نشان می دهد، روایت مستند خود را پیش می برد.

در باب نسبی بودن حقیقت

اون شب که بارون اومد فیلمی است که شیردل آن را در سال ۱۳۴۷ با الهام از ساختار فیلم راشومون آکیرا کوروساوا ساخت. این فیلم تا سال ۱۳۵۳ توقیف بود اما سرانجام در سومین جشنواره جهانی فیلم تهران به نمایش درآمد و جایزه بهترین فیلم مستند را گرفت. فیلمی تجربی که نه تنها در سینمای مستند ایران آن زمان غافلگیرکننده بود بلکه نگاه سینمایی پست مدرن آن هنوز هم تازگی دارد.

اون شب که بارون اومد مستندی درباره نسبی بودن حقیقت است. فیلمی که تاثیر پذیری کامران شیردل را از ساختار های باز سینما گدار نشان می دهد و در عین حال از نظر تنوع روایت و زوایای دید، به ساختار راشومون و همشهری کین نزدیک است.

شیوه روایت کامران شیردل در اون شب که بارون اومد، شیوه یک راوی منفعل و ناظر نیست بلکه شیوه ای دیالکتیکی است که بر مبنای تضاد بین روایت های مختلف شکل گرفته است.

داستان ساخت فیلم

خبری درباره روستازاده ای گرگانی که در یک شب بارانی قطاری را از خطر واژگونی نجات می دهد در روزنامه ها منتشر می شود. گروه سازنده فیلم به سفارش وزارت فرهنگ و هنر مامور می شود که گزارشی درباره حماسه این نوجوان روستایی بسازد. اما کارگردان در طی ساخت فیلم به روایت های مختلف و متضادی درباره این رویداد برمی خورد.

برخی از کارکنان راه آهن و مقامات دولتی خبر روزنامه را انکار و ادعا می کنند که حماسه روستازاده گرگانی دروغ و ساختگی است و اصلا چنین اتفاقی رخ نداده است. اما ذهنیت اسطوره ساز روستاییان، روایت حماسی و اسطوره ای کودک فداکار را باور کرده و آن را تبلیغ می کند.

حق نشر عکس d
Image caption نمایی از فیلم "تهران پایتخت ایران است"

این فیلم، با اینکه متنی چند صدایی، تاویل گر و معناگریز است که مشارکت فعال بیننده را در دیدن و قضاوت طلب می کند اما به هیچ وجه متنی خنثی و بی طرف نیست بلکه کامران شیردل با چیدن روایت های متناقض در کنار هم، در نهایت روایت شخصی خود از این حادثه را در معرض دید بیننده قرار می دهد.

راوی اصلی فیلم که در واقع خود فیلمساز است، در قالب نامه ای که به سفارش دهنده فیلم یعنی وزارت فرهنگ و هنر می نویسد، گزارش می دهد. گزارشی که شکل اداری و رسمی دارد اما لحن آن طنزآمیز است.

تکرار طنزآمیز جمله "دروغ محضه آقا" بعد از هر روایت، در واقع قطعیت آن روایت را زیر سوال می برد، نسبی بودن حقیقت را به بیننده یادآوری می کند و او را برای تماشای روایت از منظر و زاویه ای دیگر آماده می سازد.

آقای شیردل با رویکرد انتقادی طنزآمیز خود در اون شب که بارون اومد، کاریکاتوری از رفتارهای اجتماعی و سیاسی مردم ایران در دهه چهل را می سازد که در آن تشخیص دروغ از حقیقت و شایعه با واقعیت کار دشواری است.

فیلم های دیگر

تنها فیلم داستانی سینمایی کامران شیردل، فیلمی است با نام صبح روز چهارم که در سال ۱۳۵۱ با الهام از فیلم از نفس افتاده ژان لوگ گدار و با شرکت سعید راد ساخت که از فیلم های مطرح موج نویی سینمای ایران به حساب می آید. مرگ تراژیک ضدقهرمان فیلم در پایان، ویژگی مشترک بسیاری از فیلم های موج نویی این دوره بود.

صراحت مستندهای کامران شیردل و نقد او از فساد قدرت سیاسی در ایران زمان شاه، در سینمای ایران کم سابقه و یادآور مستندهای انتقادی ابراهیم گلستان (موج، مرجان، خارا و گنجینه های گوهر) بود. به همین دلیل مستندهای کامران شیردل نیز با سانسور مواجه شدند.

کامران شیردل علاوه بر مستندسازی اجتماعی، فیلم های صنعتی و تبلیغاتی را نیز به سفارش شرکت ها و موسسات صنعتی و تجاری ساخته است. فیلم مستند پیکان او که درباره خط تولید اتومبیل پیکان در کارخانه ایران ناسیونال سابق ساخت، هنوز نمونه خوبی از مستندهای صنعتی در سینمای ایران به حساب می آید.

در این فیلم آقای شیردل، بدون استفاده از نریشن و تنها با ترکیب تصویر و موسیقی (سمفونی "دنیای نو" اثر دور ژاک)، خط تولید اتومبیل پیکان را به تصویر کشیده است.

کامران شیردل پس از انقلاب، مستندسازی اجتماعی را ادامه نداد و به تولید فیلم های صنعتی و آموزشی پرداخت.

سانسور دولتی و محدودیت های موجود بر سر راه فیلمسازان اجتماعی، شاید یکی از مهم ترین دلایل دوری کامران شیردل از سینمای اجتماعی مورد علاقه اش در سال های پس از انقلاب بوده است. سینماگری که بخش مهمی از انرژی، وقت و انگیزه های او در جدال با سانسور دوره شاه برباد رفت.