«حسرت فهم درست!»

حق نشر عکس no credit
Image caption یک دهن خواهم به پهنای فلک، امّا نه مثل «مولوی» برای گفتن وصف «ایاز» معشوق سلطان محمود

پناه بر خدا، دور و زمانه ای شده است که آدم تا بیدار است و شعورش کار می کند و چشم و گوشش به اوضاع دنیاست، هر روز و هر ساعت آدم به یاد مولوی بلخی می افتد که گفت: «یک دهن خواهم به پهنای فلک»، امّا نه مثل مولوی برای گفتن وصف «ایاز» معشوق سلطان محمود، پسر سبکتکین، یکی از غلامان ترک آلب تکین، که خودش یکی از غلامان ترک دربار سامانیان بود.

و باز آدم هر روز و هر ساعت به یاد مولوی بلخی می افتد که گفت: «مردم اندر حسرت فهم درست»، امّا نه مثل مولوی برای فهم موضوعات مربوط به عالم لاهوت!

چند وقت پیش که زلزله و سیل در ژاپن موجب مرگ هزارها نفر بچّه و جوان و پیر شد، و خرابیهای زلزله و سیل روزگار میلیونها آدم را سیاه کرد، چشم و گوشم را تیز کرده بودم، ببینم این واقعه چه چیزهایی به ذهن مردم می آورد، و دربارۀ آن چه چیزهایی می گویند و می نویسند.

همان چند روز اوّل چیزهایی خواندم و چیزهایی شنیدم که یکدفعه دیدم هِی دارم می گویم: «مُردم اندر حسرت فهم درست!» فهم درست برای چی؟ برای فهم واقعیتهای این عالم مادّی که تنها عالمی است که آدمیزاد می تواند بشناسد و هر آدمیزادی باید بشناسد و اگر نشناسد، هم زندگی خودش را حرام کرده است، هم مایۀ خطر و تلخی و آشفتگی زندگی دیگران شده است.

حق نشر عکس Getty
Image caption یکی از آواره های خشم خدا در زلزلۀ ژاپن

و وقتی فکر کردم: «برای چی یک دهن خواهم به پهنای فلک؟» به این نتیجه رسیدم که با همچین دهنی می خواهم سیصد هزار سالی حرف بزنم تا بتوانم پتۀ حرفهای مهمل این سیصد هزار سالی را که از تاریخ آدم شدن موجود دوپا می گذرد، بریزم رو آب!

چه آرزوی ساده لوحانه ای! در این سیصد هزار سال، به مرور، هر سال به نسبت آن سال چه دهها، صدها، هزارها، میلیونها نفر آدمیزاد که با دهنهایی به پهنای فلک حرفهای باطل الجّهل زدند، و حرفهاشان باد هوا شد و اندر حسرت فهم درست مردند و فراموش شدند، و می میرند و فراموش می شوند تا «جُهّال کبیر» فاتحۀ حیات در کرۀ زمین را بخوانند!

یارو، که نه اسم خودش را می خواهم ببرم، نه اسم دار و دسته اش را، چون مثل خودش و دار و دسته اش میلیونها نفر توی این دنیا پیدا می شوند، گفته است: «زلزله و سیل ژاپن خشم خداست که بر ژاپنیها نازل شده است به مکافات حمایت نظامی و اقتصادیشان از آمریکاییها!»

حتّی توی تلویزیون هم که در برنامۀ «سؤالهای گنده» می پرسند: «آیا زلزله ایمان شما را متزلزل می کند؟» یارو می گوید: «نه خیر! ابدا! به نظر من خدا با زلزله و سیل ژاپن می خواهد به مردم دنیا درس عبرت بدهد!»

حق نشر عکس AP
Image caption بابا، نیروی هسته ای جهنّم است! مصرف صلح آمیز ندارد! در همه شان را تخته کنید!

و شما از کار همچین «خدا» یی در نمی مانید، بلکه در می مانید از ایمان همچین «آدمها» یی که به این آسانی می توانند مفهوم همه جایی و همه زمانی «خدا» را از مقام «رمز الرّموز عالم هستی» تا حدّ آدمهایی مثل فرعون و نرون و کالیگولا و چنگیز و هیتلر و نادر شاه افشار و صدّام حسین و امثالهم پایین بیاورند، و با این حرفهاشان به دل و جان مردم ستمدیده و عزا دار ژاپن آتش بزنند!

توی اتوبوس به یکی از این مسیحیهای مؤمن «درس عبرتی» گفتم: «خانم، این چه حرفی است می زنید! خودِ همین جزیره های ژاپن چه طوری به وجود آمدند؟ با آتشفشان اقیانوسی که یک واقعۀ طبیعی است مثل زلزله! خشم خدا یعنی چی؟ درس عبرت را باید از نیروگاه هسته ای «فوکوشیما» ی زلزله زده گرفت و گفت: «بابا، نیروی هسته ای جهنّم است! مصرف صلح آمیز ندارد! در همه شان را تخته کنید!»