چمدان مکزیکی، چمدان تاریخ

فیلم چمدان مکزیکی حق نشر عکس
Image caption فیلم درباره چمدانی از نگاتیوهای عکس های جنگ داخلی اسپانیا است که بعد از ۷۰ سال در مکزیک پیدا شده اند

یکی از فیلم های مستند جشنواره کارلووی واری امسال که مورد استقبال وسیع تماشاگران جشنواره و منتقدان قرار گرفت، فیلمی است که تریشا زیف فیلمساز مکزیکی درباره چمدانی از نگاتیوهای عکس های جنگ داخلی اسپانیا که بعد از ۷۰ سال در مکزیک پیدا شده اند ساخته است.

این چمدان حاوی ۴۵۰۰ نگاتیو از عکس هایی است که با دوربین های سه عکاس خبری برجسته جهان یعنی رابرت کاپا، گردا تارو و دیوید سیمور در زمان جنگ های داخلی اسپانیا و در فاصله سال های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ گرفته شده است اما به نحو اسرارآمیزی سال ها مفقود بوده و در سال ۲۰۰۷ از مکزیک سر درآورده و اینک در موزه ای در نیویورک به نمایش گذاشته شده و قرار است به زودی در شهرهای بزرگ دنیا به نمایش درآید.

چمدان مکزیکی تنها داستان پیدا شدن یک مشت عکس یا زندگی چند عکاس معروف نیست بلکه داستان یک زخم باز شده، تاریخ یک دوره و مبارزه و مقاومت نسلی آرمان خواه و رادیکال به خاطر آزادی و دموکراسی و علیه فاشیسم و دیکتاتوری است.

در کنار روایت اصلی درباره پیدا شدن چمدان، تاریخ جنگ داخلی اسپانیا از دید بازماندگان این جنگ، تبعیدیان و نیز کسانی که این جنگ خونین و هولناک را از منظر تاریخی، سیاسی و فلسفی مطالعه کرده اند، بازگو می شود.

از سوی دیگر در طول فیلم، حفاران اسپانیایی را می بینیم که سرگرم حفر گورهای دسته جمعی قربانیان جنگ و بیرون کشیدن اسکلت های مردگان اند. آنها باستان شناس نیستند و هدف آنها کشف اشیای تاریخی برای موزه ها نیست بلکه کشف حقیقتی تاریخی و ترمیم یک زخم کهنه است.

چمدان مکزیکی، فیلمی هشداردهنده است که به مردم اروپا می گوید یادتان نرود که چگونه هفتاد سال قبل، بیخ گوش تان در قلب اروپا، غول فاشیسم و دیکتاتوری سربرآورد و کشوری متمدن را به خاک و خون کشید.

حق نشر عکس
Image caption رابرت کاپا و گردا تارو دو تن از عکاسانی هستند که این عکس ها را در زمان جنگ های داخلی اسپانیا گرفته اند

فیلمساز از طریق عکس های کاپا، سیمور و گرتا تارو و گفته های راویان، نه تنها به بازخوانی جنگ داخلی اسپانیا پرداخته بلکه نشان می دهد که تنها با مطالعه دقیق گذشته است که می توان به درک درستی از واقعیت های جهان امروز رسید.

چمدان مکزیکی فیلمی درباره حقیقت، خاطره، حضور و غیبت است. به گفته خوان ویلارو نویسنده و مورخ اسپانیایی، امروز این عکس ها از نظر کمپوزیسیون و نور تفسیر می شوند اما در آن زمان، هیچ ایده زیبایی شناسانه پشت آنها نبود بلکه هدف کاپا، سیمور و گردا تارو، تنها ثبت حقیقت و تاریخ بود.

در نظر خوان ویلارو، کسی که در تاریکخانه عکاسی این نگاتیو ها را چاپ می کند، در واقع دارد بر روی حقیقتی تاریخی نور می افکند، اگرچه خود با تاریکی احاطه شده است.

از دید او این نگاتیوها بخشی از یک فرهنگ جهانی اند و نه تنها روح یک دوره را منعکس می کنند بلکه پرکننده شکافی تاریخی اند که بین نسل امروز و گذشته آنها و نیاکان شان وجود دارد. مبارزان گمنامی که جانشان را در راه مبارزه با فاشیسم از دست دادند و به گفته بازماندگان آنها، جز عکس هایی که کاپا و دوستان او از آنها گرفته اند، هیچ خاطره ای از آنها نمانده است.

به گفته تریشا زیف، ساختن این فیلم در شرایطی که اسپانیا چهارنعل به سمت راست حرکت می کند و قاضی اسپانیایی بالتازار گارزون به خاطر تحقیقات قضایی اش درباره دیکتاتوری فرانکو تبعید می شود، ضرورتی انکارناپذیر بود.

تریشا زیف از میان ۴۵۰۰ نگاتیو تنها ۳۰۰ عکس را برای فیلم خود برگزیده که بیشتر آنها متعلق به رابرت کاپاست و در میان آنها عکس های نیز از آندره مالرو و ارنست همینگوی در خط مقدم جبهه جنگ اسپانیا وجود دارد.

رابرت کاپا (۱۹۱۳-۱۹۵۴)، عکاس مجارستانی، یکی از مهم‌ترین عکاسان قرن بیستم است که به خاطر عکس‌های تکان‌دهنده‌ای که از درگیری در خطوط مقدم جبهه‌های جنگ جهانی دوم و جنگ داخلی اسپانیا گرفته، شهرت دارد.

رابرت کاپا به همراه گردا تارو و دیوید سیمور از بنیانگذاران آژانس عکاسی «مگنوم» به شمار می‌روند.

گردا تارو، عکاس آلمانی، همکار و معشوقه رابرت کاپا و از نخستین عکاسان زنی بود که در خطوط مقدم جبهه، عکاسی کرد و جانش را برای این کار گذاشت.

وی در سال ۱۹۳۷ در سن ۲۶ سالگی زمانی که سرگرم عکاسی از صحنه‌های نبرد جمهوری‌خواهان برای نجات شهر برونت از چنگال نیروهای فاشیست فرانکو بود، تیر خورد و کشته شد.

عکس‌های کاپا از جنگ کیفیتی روایی دارند و به فریم‌هایی از یک استوری‌بورد سینمایی از صحنه‌های جنگ شبیه اند.

در این فیلم نیز، مجموعه ای از عکس های کاپا از خط مقدم جبهه ضد فاشیسم تا مردمی که خانه و زندگی خود را رها کرده و در جاده ها و بیابان ها به دنبال پناهگاهی سرگردان اند، در کنار هم، روایتگر این جنگ هولناک تاریخ معاصر اروپا است. جنگی که سباستین فیبر، مورخ کتاب "جنگ داخلی اسپانیا"، آن را مقدمه ظهور فاشیسم و جنگ جهانی دوم می داند.

به اعتقاد فیبر، این جنگ، نخستین جنگ دوران معاصر بود که در آن بیشتر، غیرنظامی ها هدف قرار گرفته و قربانی شدند.

بیش از ۵۰۰ هزار نفر در جنگ داخلی اسپانیا جانشان را از دست دادند و نزدیک به ۲۰۰ هزارنفر به کشورهای دیگر از جمله فرانسه و مکزیک گریختند.

این مورخ آمریکایی، در اهمیت عکس های خبری رابرت کاپا از جنگ داخلی اسپانیا می گوید: "وقتی عکس یک بچه زخمی و تنهای به جا مانده از زیر آوارها که رابرت کاپا در زمان جنگ داخلی گرفت بر روی مجله لایف چاپ شد، دیدنش برای زن خانه دار آمریکایی که هیچ خبری از جنگ داخلی در خاک اسپانیا ندارد، تکان دهنده بود."

به گفته فیبر، بیشتر عکس های جنگ مربوط به زمان قبل از جنگ یا بعد از جنگ اند اما این سه تن (رابرت، گرتا و دیوید)، در متن جنگ اند و چهره واقعی جنگ را نشان می دهند.

به اعتقاد خوان ویلارو (نویسنده اسپانیایی)، عکس های کاپا بسیار رئالیستی اند و از فاصله بسیار نزدیک به سوژه یعنی سربازها یا قربانیان جنگ نگاه می کنند. او رابرت کاپا را، ایندیانا جونز دنیای عکاسی می داند که در عین حال عکاسی متعهد بود و به مبارزه علیه فاشیسم باور داشت.

حق نشر عکس
Image caption چمدان مکزیکی فیلمی درباره حقیقت، خاطره، حضور و غیبت است

تعدادی از عکس‌های مشهور کاپا، امروز به شمایل‌های جنگ تبدیل شده اند از جمله عکس معروف سقوط یک سرباز و نبرد ریو سگره که هر دو مربوط به جنگ داخلی اسپانیاست و همینطور عکس ورود سربازان آمریکایی به نورماندی در زمان جنگ جهانی دوم در روز دی-دی (D-Day) و عکس مربوط به آزادسازی شهر لایپزیگ در آلمان.

عکس سقوط یک سرباز یا مرگ یک شبه‌نظامی جمهوری‌خواه، عکسی است که کاپا در لحظه تیرخوردن یک سرباز جمهوری‌خواه در زمان جنگ داخلی اسپانیا در سپتامبر ۱۹۳۶ گرفته و نشانه‌ای زنده و تراژیک از این جنگ خونین داخلی شناخته می‌شود.

بسیاری از نگاتیوهای رابرت کاپا از صحنه‌های جنگ جهانی دوم از بین رفته است. تنها ۱۰ عکس از عکس‌هایی که کاپا از ورود ارتش آمریکا به ساحل نورماندی گرفته باقی مانده که الهام‌بخش استیون اسپیلبرگ و فیلمبردار او در ساختن فیلم «نجات سرباز رایان» بوده است.

چمدان مکزیکی، محصول مشترک اسپانیا و مکزیک است و جان سیلز کارگردان مستقل آمریکایی نیز به عنوان مشاور با کارگردان آن همکاری کرده است. موسیقی آن را نیز مایکل نایمن آهنگساز مینی مالیست بریتانیایی ساخته است.

مطالب مرتبط