'از عشق' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته سه فیلم " صبر کن تا هوا روشن بشه " ساخته فرشته هوشمندی، " تولدت مبارک " ساخته فرشته پرنیان و " شهر سرد " ساخته کاوه سجادی حسینی به نمایش در می آید.

این هفته سراغ فیلم هایی می رویم که از جنس روابط پسر و دخترها، در سه دهه گذشته در ایران هستند. بعد از انقلاب یکی از مهم ترین اتفاق ها در جامعه ایرانی این بود که حکومت، به شکل نظام مند وارد حیطه روابط بین زنان و مردان شد و سلیقه خودش را که مبتنی بر برداشت هایی از اسلام و همچنین سنت بود، با استفاده ازماموران انتظامی بر جامعه ایرانی اعمال کرد. بر این اساس آدم هایی که به اصطلاح با هم نامحرم بودند، حق نداشتند که با همدیگر دیدار کنند، حرف بزنند و یا یکدیگر را همراهی کنند. حکومت تلاش داشته تا از این طریق دست به فرهنگ سازی مورد علاقه خودش بزند.

در سه فیلمی داستانی که این هفته می بینیم، به این اتفاق ساده که با خودش داستان های بسیاربه دنبال داشته، نگاه می کنیم.

درباره فیلم " صبر کن تا هوا روشن بشه "

در فیلم" صبر کن تا هوا روشن بشه " فرشته هوشمندی، کارگردان این فیلم، به موضوع روابط دخترها و پسرها در سالهای اول پس از انقلاب و دوران جنگ پرداخته است. داستان این فیلم اقتباس کاملاً آزادی از"داستان یک شب شورانگیز" اثر خانم منیرو روانی پور است.

روابط پسر و دخترها بعد از انقلاب و به خصوص در دوره جنگ، به این آسانی که این روزها رایج هست، نبود. آنوقت ها یک قرار ساده گذاشتن برای یک زن و مرد به اصطلاح نامحرم، دردسرهای بسیاری داشت. خیابان ها و پارک ها جای امنی برای یک گفتگوی ساده هم نبود و زن و مرد های جوانی که ازدواج کرده بودند معمولا قباله های ازدواجشان را با خودشان این طرف آن طرف می بردند که مشکلی برایشان پیش نیاید.

ویژگی فیلم"صبر کن تا هوا روشن بشه"

حق نشر عکس no credit
Image caption نمایی از فیلم " صبر کن تا هوا روشن بشه "

"صبر کن تا هوا روشن بشه" ساخته فرشته هوشمندی اشاره ای دارد به فضایی از یک دوره تاریخی . جایی که همه فکر می کنند زیر ذره بین هستند و هیچ جای امنی برای یک مکالمه عاشقانه وجود ندارد. فیلمساز جسورانه از دوره ای می گوید که در آن فضا برای ارتباطات نسل جوان خیلی بسته بود. بازسازی فضای دوران جنگ در این فیلم خیلی خوب انجام شده است و فیلم از عناصر حرفه ای برای بیان داستانش کمک گرفته است.

درباره کارگردان

فرشته هوشمند متولد ۱۳۵۷ تهران و دانش آموخته رشته سینما با گرایش کارگردانی از موسسه آموزش عالی سوره است. علاقمندی اصلی او در سینما کار در بخش تدوین فیلم است که مدتی نیز به این کار اشتغال داشته و در چند فیلم کوتاه هم دستیار اول کارگردان و منشی صحنه بوده است. او با ساخت فیلمهای کوتاه کارش شروع کرده و"صبر کن تا هوا روشن بشه" فیلم چهارم اوست. این فیلم که به عنوان پایان نامه تحصیلی او نیز ارائه شده، اولین فیلم اوست که با عوامل حرفه ای سینما ساخته شده و در جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران جایزه گرفته است.

نگاه کارگردان

حق نشر عکس no credit
Image caption فرشته هوشمند

در بررسی اوضاع روانی نسل امروز ایران از هر زاویه ای که نگاه شود نمی توانیم تاثیرات ناشی از جنگ بین دو کشور ایران و عراق را انکار کنیم. جذابیت این فیلم برای من و ایده ی ساخت آن در پی دغدغه هایی است که همواره درباره این موضوع دارم. کدام کودکی است که صدای آژیرهای خطر را برای همیشه فراموش کند! معتقدم جنگ بیش از اینکه شهرها را از بین ببرد و تمامیت ارضی یک کشور را تهدید کند، استقلال و سلامت روحی افراد را مورد هجوم قرار می دهد. ایجاد ضعف روانی، بی توجهی به نیازهای عاطفی انسان، عدم امنیت، مشکلات فراوان روحی و جسمی بازماندگان جنگ، به ویژه وقتی بیشتر می شود که در رسیدن به آرمان های زمان جنگ با ناکامی و ناامیدی مواجه می شویم.

در دوران عصبی و ناامن جنگ انسانها بیش از هر چیزی به روابط عاطفی نیازمندند. کنترل و محدود کردن چنین روابطی چه از طریق عرفی چه از طریق قانونی به احساس ناامنی انسانها دامن می زند. اینکه در چنین شرایطی با هر ترفندی (فرهنگ سازی یا کنترل مستقیم) بخواهیم روابط پاک انسانی را زیر سوال ببریم و با توهین آمیزترین شکل ممکن با آنها برخورد کنیم حاصلی به جز دوری افراد یک اجتماع از گردانندگان آن و عصبیت ناشی از آن ندارد.

جذابیت قصه ی اقتباسی برای من در ارتباط ساده ای است که زیر فشارها و کنترل دیگران هیچ وقت کاملاً قوام نمی‌یابد. اتفاقی که می‌توان آن را تا زمان حال در ایران تعمیم داد (وقتی هنوز در کنار هم بودن دو نفر با ازدواج کردن میسر است یعنی ما همچنان به شکلی دیگر در آن وضعیت باقی مانده ایم). جنگ بستری است برای بیان فشارهایی که هنوز هم احساس گناه در روابط را تداوم می بخشد. تم اصلی این فیلم یافتن پناهگاه است. پناهگاهی به دور از مزاحمت‌های بی‌دلیل دیگران برای یک گفتگوی ساده‌ی عاشقانه که میسر نمی شود.

درباره فیلم " تولدت مبارک "

حق نشر عکس no credit
Image caption نمایی از فیلم " تولدت مبارک "

فیلم "تولدت مبارک" ساخته فرشته پرنیان، فیلمی است که مبنای ساخته شدن آن، حسی است که در ادبیات و شعر ایران زیاد دیده شده. عشاقی که به دیدن یک تار موی یار دل داده اند. ولی وقتی مقنعه و تعالیم مذهبی و سنتی خانواده ها و بگیر و ببند در کار باشد این چند تار مو، یک کاربرد دیگر هم پیدا می کند.

بعد از دوران جنگ و وقتی فضا کمی بازتر شد، امکان ارتباطات بیشتر شد و سختی ها گرچه ادامه داشت، اما بگیر و ببندها به شدت سابق نبود. شاید یک دلیل اش این بود که کنترل نسل جوان کمتر امکان داشت. بنابر این قرار و مدارها در گوشه و کنار اتفاق می افتاد، گرچه دلهره هنوز بود و نگرانی ها هم. اما در کنار این کودکان دوران جنگ حالا بزرگ شده و تربیت شده مدارس و سیستمی بودند که برخی اصول را براساس سنت ها و نگرش ها ی مذهبی ارزش گذاری می کرد و هنوز هم می کند. بر این اساس مثلاً دیده شدن موی سر یک زن از سوی یک نامحرم می تواند گناه بزرگی باشد. اتفاقی که درهمه دنیا ، جزو عادی ترین چیزهای زندگی روزمره است، وقتی تبدیل به یک ارزش یا ضد ارزش میشود، آن وقت شرایط دیگری در اطراف اش به وجود می آید و معانی متفاوتی ازآن برداشت میشود. از یک تکه موی بی ارزش تا بزرگترین رویای یک آدم.

ویژگی فیلم " تولدت مبارک "

Image caption فرشته پرنیان

"تولدت مبارک " فیلمی منسجم و یک دست با یک موضوع جسورانه است درست مانند فیلم اول برنامه این هفته. هر دو فیلم به نفس ارتباط دختر و پسرها از دو نسل و در شرایطی متفاوت می پردازند. فیلم از داستانی ظریف و تدوینی پر ضرب برخوردار است.

درباره کارگردان

فرشته پرنیان متولد ۱۳۶۱ در تهران و دانش آموخته سینما در دانشگاه هنر تهران است. او ابتدا با تدوین فیلم و نوشتن داستانهای کوتاه و فیلمنامه ،قدم به این حرفه گذاشت. فیلم " تولدت مبارک " اولین تجربه ساخت فیلم کوتاه اوست که در سال ۱۳۸۹ ساخته شده این فیلم جواز ورود به جشنواره های مختلفی از آسیا و اروپا را به دست آورده است.

نگاه کارگردان

تولدت مبارک اولین فیلمم است و دیدگاه خاصی نسبت به آن ندارم . با وجود اینکه خودم با حجاب و حجاب اجباری مخالم در این فیلم سعی کردم به عقیده شخصیتم ( رعنا ) احترام بگذارم و مساله حجاب را بیشتر از آن که یک مسیله سیاسی یا اجتماعی نشان بدهم یک مساله فرهنگی و درونی برای زن های ایرانی نشان بدهم.

درباره فیلم " شهر سرد "

حق نشر عکس no credit
Image caption نمایی از فیلم " شهر سرد "

فیلم " شهرسرد " سا خته کاوه سجادی حسینی، حکایت آدم هایی است که نمیتوانند به درستی با هم ارتباط برقرار کنند. حکایت دختر و پسری است که در تاکسی کنار یکدیگر می نشینند و هر یک تصوری از دیگری دارد که با حقیقت منطبق نیست.

این فیلم از تجربه های اول کارگردان است و فضا و ساختاری بسیار متفاوت از دو فیلم قبلی دارد.

ویژگی فیلم " شهر سرد "

"شهر سرد" ساخته کاوه سجادی یک روایت را از دو دیدگاه مختلف بیان می کند. فیلمساز با استفاده از تکنیک ساده فاش کردن کلید ماجرا در آخرین صحنه بیننده را تا پایان همراه خودش می کشاند و در آخر او را غافلگیر می کند.

درباره کارگردان

حق نشر عکس no credit
Image caption کاوه سجادی حسینی

کاوه سجادی حسینی متولد ۱۳۵۶ در تهران و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد سینما از دانشگاه هنر تهران است. او تواماً با ساخت فیلم کوتاه و کار در فیلم و سریالهای تلویزیونی به عنوان دستیار کارگردان وارد عرصه فیلمسازی شد. فیلم " شهر سرد " از اولین تجربه های فیلمهای کوتاه اوست. او هم اینک به ساخت فیلمهای بلند اشتغال دارد.

مروری بر فیلم هفته گذشته

خلاصه " شمارش معکوس"

پریسا دختری ۱۸ ساله و تازه دیپلم گرفته است که تمام وقت خود را صرف درس خواندن و آماده شدن برای حضور موفق در کنکور سراسری ورود به دانشگاه می کند.

زندگی خانواده او نیز تحت تاثیر این وضعیت قرار دارد و پدر و مادر در تلاش اند تا شرایط لازم برای موفقیت فرزندشان در کنکور فراهم شود. فیلمساز تصویری مستقیم از این موقعیت را در فیلم 'شمارش معکوس' به تصویر کشیده است.

نظرات شما درباره فیلم "شمارش معکوس"

وحید

من از کنکور متنفرم و همه کنکوریها از آن متنفرند.هنوزهم که هنوزاست وقتی اسم کنکور را میشنوم دلهره میگیرم.

فاتیما

آخر مگر کنکور معیار درستی برای سنجیدن دانش دانش آموزان است؟ فیلم حال و روزگار یک دانش آموز را بعد از ۱۲ سال در حالی که می خواهد به آرزوهایش برسد، نشان می دهد.

سعید

من را یاد آن دوران خیلی بد انداخت که یک سال شب و روز درس خواندیم ، ولی آخرش چه شد؟ جز استرس و یک سال عمرمان که هدر رفت و خاطره های بد هیچ چیزی برایم نمانده است. مهدی

این فیلم درباره گریه کردن بود. از بی بی سی بعید بود این فیلم را نشان بدهد. علیرضا

فیلم خوبی بود.سکانس های مختلف فیلم زیبا و دلچسب بود.استرسی که بر خانواده های ایرانی هست دقیقاً نمود داشت. به امید فردایی بهتر برای جوانهای ایرانی. پریسا

این فیلم کاملاً من را یاد خودم انداخت که ۲ سال پیش چه روزهای را گذراندم .کاملا شبیه زندگی من بود. من هم اسمم مثل شخصیت اصلی فیلم پریسا است و دارم مدیریت بازرگانی می خوانم. تمام احساسات پریسا رو تو فیلم حس می کردم.برام خیلی جالب بود ولی دعا می کنم که هیچ وقت آن روزها برنگردد. مه بانو

من فقط گریه کردم و یاد خودم افتادم که واقعا لحظات زندگی من امسال، همیشه پر استرس و به شکلی مظطرب گذشت. درمقایسه عده ای بدون تلاش و بدون این دغدغه ها در جای جای دنیا وارد دانشگاه می شوند وهیچ یک از این زحمات برایشان قابل درک نیست. سالهایی که طعم زندگی کردن را از دست دادیم و هیچ گاه احساس خوبی نکردیم .حتی دلم نمی خواهد به گذشته برگردم و به آن فکر کنم. بی عدالتی است. ما خودمان می دانیم که چه وضعیتی داریم لازم نیست اینها را به ما نشان دهید. مجید

بسیار خوب بود.البته کنکور الان هنوز اول راهش است. نوید

کنکور سد بزرگی است که پشتش هیچ چیزی نیست. فیلم "شمارش معکوس" اگرچه به لحاظ نور و تصویر برداری در حد پایینی بود اما صمیمیت موجود در اثر و بی‌ پیرایه بودن نگاه فیلمساز باعث می‌شود در کلّ شاهد فیلم خوبی‌ باشیم.استرس موجود در شخصیت اصلی‌ فیلم و همراهانش، اشکها، لبخندها و تدوین نسبتا خوب، مخاطب را خسته نمی‌کند و تا پایان فیلم با خودش می برد. اما نکتهٔ اصلی‌ که می‌شود از این فیلم و گاه دیگر فیلمهای برنامهٔ آپارات بدست آورد این است که گاهی‌ با امکانات کم هم می‌شود فیلمهای به یاد ماندنی ساخت. حمید

به نظر من فیلم ریتم کندی داشت و خسته کننده بود. مهرداد

بهترین و پرانرژی ترین روزهای زندگی جوان ها و نو جوان های ما صرف کنکور و درس می شود ولی به راستی بازده این همه صرف انرژی چیست؟ چرا باید کل خانواده یک یا چند سال درگیر کنکور بچه هاشان شوند؟ بینش ما جوان ها از علم و ادامه تحصیل چیست؟ هدفمان کدام است؟ چند درصد از ما واقعا به ادامه تحصیل علاقه داریم؟ چند درصد بدون اکراه و در رشته مورد علاقه مان درس می خوانیم؟ چند درصد فارغ التحصیل می شویم ؟ چند درصد از فارغ التحصیلان از علم و مدرکشان در جای درست استفاده می کنند و در زمینه کاری مورد علاقه شان مشغول به کار می شوند؟ مستند خوب و تاثیرگذاری بود.

آذر

فیلم خوبی‌ بود که من را به سالها پیش برد ، وقتی‌ که امتحان کنکور می دادم.همهٔ این بدبختی ها بود به اضافه این که بعد از رتبه آوردن به ما می گفتند در گزینش رد شدید.

علی اصغر

خوب من هم فکر می‌کنم این مستند فقط بخشی از دغدغه امثال ما بود. محمد

فیلم جالبی بود. یکی از مهمترین ویژگی هایش این بود که برای ما آشنا بود.

راستش را بخواهید موقع دیدن فیلم یاد سال کنکور خودم افتادم و اینکه امسال هم باید برای ورود به مقطع کارشناسی ارشد کنکور بدهم. ساشا

به نظرم فیلم ساختاری دو دست داشت.تا اواسط فیلم شاهد ناشی گری کارگردان و دیگر عوامل فیلم بودیم.صدابرداری در حد صفر بود. بازی هم این طور بود.البته اشکال از بازیگر نبود ,کارگردان از عهده بازی گرفتن برنیامده بود. تدوین بسیار بد بود.دکوپاژ در سطح یک هنرجو که با حمایت خانواده اولین فیلمش را ساخته است، بود.واقعا" متاسف بودم که اصلا" برای چه آپارات باید تن به پخش چنین چیزی داده باشد؟اما ناگهان همه چیز تغییر کرد. پلانهای خوبی در اواخر فیلم دیدم.چرا این گونه دو دسته گی در فیلم دیده می شد؟ پریناز

فیلم خیلی خوبی بود و من را به سالها پیش برد که دقیقا همه اینها را تجربه کرده بودم و فیلم آنقدر واقعی بود که من همزمان با خنده های پریسا خندیدم و با گریه هایش گریه کردم. مهرنوش

ساده و صمیمی بود ولی حرف تازه ای برای گفتن نداشت، انتظار داشتم به بی سرانجامی این همه تحصیل کرده بیکار اشاره ای کند، یا اینکه متذکر شود که برخلاف تصور همگانی راه آینده تنها از دانشگاه نمی گذرد، یا سرخوردگی بعد از قبولی یا خیلی نکات دیگر را بگوید که گفته نشد. پدرام

زیاد جالب نبود. موضوعش خوب بود ولی‌ فیلم جذابیت خاصی‌ نداشت. بعضی صحنه ها طبیعی نشده بود. مخصوصا حرف و حرکات مادر خانواده. سمیرا

خیلی خوب بود.دانشگاه زرگنده را که نشان داد یاد خودم افتادم که حوزه امتحانیم همانجا بود.

مجید

مستند خوب و جالبی بود و بهتر بود که زودتر پخش می شد. همین چیزها که در فیلم پخش شد باعث ایجاد اضطراب دوباره در بین شرکت کنندگان می شود و باعث اجتناب از دیر رسیدن آنها به سر جلسه می شود. ایمان

این همه زحمت ها و این همه بروبیا برای رشته مدیریت بازرگانی؟! فکر نمی کنید کمی زیادی بود؟ علی رضا

فیلم برای من بسیار احساسی و نوستالژیک بود و توانست مرا در روزهای پنج سال پیش خودم غرق کند و تا انتها مرا نه به عنوان یک بیننده بلکه به عنوان یک همراه و همدرد با شخصیت اصلی به دنبال خود بکشاند ولی متاسفانه فیلم در قسمت نامناسبی قطع شد و تم آن از ابتدا تا انتها روی غم و اندوه و ترس و اظطراب باقی ماند، در حالی که کارگردان می توانست با به تصویر کشیدن صحنه های امید وشوق و موفقیت بعد از آزمون، ضمن خارج کردن فیلم از حالت یکنواختی ، به جذابیت هایش بیفزاید. هاله

فیلم تجربهٔ آزاردهندهٔ چند سال پیش خودم را برای من تداعی کرد ، مخصوصا همراهی، محبتهای بیش از اندازه و بی دریغ پدر و مادر که فشارو مسولیت را برای فرد کنکوری چند برابر می‌کند. چیزی که تو خیلی‌ از صحنه‌های این فیلم وجود داشت. حسین

خیلی جالب بود، آنقدر که با مادر پریسا احساس همدردی می کردم. سرور

وای که چقدر طبیعی و جالب بود.یاد خودم افتادم و سال دیگر که کنکور دارم.نمی دانم چرا اما من هم با پریسا گریه کردم. خدایا هوای مارا داشته باش.

مصطفی

واقعاً فیلم خیلی جالب و دیدنی بود. کنکور اصلاًٌ یک شانس است ولی باید با اعتماد به نفس باشیم. نسیم

به نظر من خوب توانسته بود استرس و حالات روحی بد و هیجانی خانواده و خود فرد کنکوری را قبل از کنکور نشان بدهد، هرچند ابتدای فیلم به من نچسبید ولی هر چه جلوتر رفت به نظرم جالب تر شد، چون فیلم فقط یک مستند از کنکور و حال وهواش بود. لزومی نداشت به نتیجه گرفتن یا نگرفتن و جست و جوی کار بعد از آن بپردازد. چون کلاً کارگردان قصد ساخت یک فیلم انتقادی نداشت.

بهار از رشت

فیلم تصویر گوشه ای از تلاش های عده ای از جوانان ایرانی برای کسب جرعه ای موفقیت بود.

من امسال کنکور دادم و وقتی مستندهای آپارات را می دیدم، غبطه می خوردم چرا کسی پیدا نمی شود، گوشه ای از دردها ومشکلات این قشر ازجامعه و آینده سازان کشور را به تصویر بکشد که با دیدن این مستند به شدت هیجان زده شدم به طوری که من ومادرم از اول تا آخر فیلم را گریه کردیم چراکه بسیاری از لحظه های زندگی پریسا خصوصا" آمدن مهمان ناخوانده به منزل وشیوه خوابیدن او مثل خودم بود. کارگردان بانشان دادن درد دل های پریسا وفیلم برداری از سالن برگزاری امتحان اثر خیلی خوبی خلق کرد.

از آپارات به خاطر انتخاب این فیلم دراین مقطع تشکرمی کنم چراکه بادیدن آن خستگی ماه ها تلاش بی وقفه درفضای ایزوله اتاق را، از روح وتنم بیرون کرد. شهراد از کرمان

من اصولا مسایل را سیاه و سفید نمی بینم ولی این فیلم" شمارش معکوس" یک کار سطح پایین به تمام معنا بود. میخواهم بدانم بنا به مناسبت و نیاز هر فیلمی ‌که دم دست تان باشد را باید پخش کرد. خیلی ضعیف بود. سینا

برنامه کنکورتان تکان دهنده بود حتی برای من که با رتبه خوب وارد دانشگاه دولتی شدم .واقعا پس از آن ، من و امثال من دانش را رها کردیم و دنبال نان رفتیم . الان هشت سال است که دارای مدرک مهندسی مکانیک هستم و پس از اینکه شش بار در آزمونهای استخدامی متفاوت نفت،گاز و وزارت نیرو نمره اخذ نمودم و حتی یک بار نفر دوم علمی بودم کماکان بیکارم .)

اشکهای پریسا اشک من را هم درآورد از اینکه الان با این همه زجر وارد دانشگاه میشوی، آن وقت بعد از اتمام دانشگاه یا باید به فکر خروج از ایران باشی یا باید یک عمر غم نان داشته باشی.

لطفا از سرنوشت کسانی که دانشگاه را تمام کرده اند فیلم تهیه کنید. به نظرم آن فیلم هم مثل همین و شاید دردناکتر شود. میثم از تهران

متاسفم برای مملکتم که هر ساله یک ونیم میلیون جوان که در واقع یک و نیم میلیون خانواده را این چنین با یک نظام اموزش غلط ،یک سالِ تمام در استرس قرار می دهند. خود من نیز در این شرایط قرار گرفتم و کاملا با این موضوع آشنا هستم .

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات
به وقت تهران به وقت کابل به وقت دوشنبه به وقت گرینویچ
پنجشنبه ۲۱:۰۰ ۲۲:۰۰ ۲۲:۳۰ ۱۶:۳۰
تکرار جمعه ۱۱:۰۰ ۱۲:۰۰ ۱۲:۳۰ ۰۶:۳۰
تکرار شنبه ۱۳:۰۰ ۱۴:۰۰ ۱۴:۳۰ ۰۸:۳۰
تکرار چهارشنبه ۲۴:۰۰ ۰۱:۰۰ ۰۱:۳۰ ۱۹:۳۰
تکرارپنج شنبه ۱۶:۰۰ ۱۷:۰۰ ۱۷:۳۰ ۱۱:۳۰

مطالب مرتبط