نگاهی به کتاب 'علف' نوشته بهمن مقصودلو

Image caption علف؛داستان های شگفت و ناگفته- بهمن مقصودلو- انتشارات هرمس

از اولین روزهای پیدایش سینما، وظیفه نمایش دادن احوال و روزگار مردمان مناطق دوردست، به عنوان یکی از اهداف این هنر مورد توجه قرار گرفت؛ تا آنجا که مبدعان سینما یعنی برادران لومیر، پس از نمایش نخستین فیلم هایشان، دست به سفرهای دور و دراز- از ژاپن تا آفریقا- زدند تا تصویر مردمانی متفاوت را ثبت و ضبط کنند.

کمی بعدتر در سال های اول دهه بیست بود که دو ماجراجوی آمریکایی به نام های مریان سی. کوپر و ارنست بی. شودساک که از وقایع جنگ های مختلف جان سالم به در برده بودند، تصمیم گرفتند با همراهی مارگریت ای. هریسن ("نویسنده، روزنامه نگار، جاسوس و کاشف" و "اولین تهیه کننده زن سینمای مستند در جهان"- به نقل از صفحات ۱۲ و ۲۹۴ کتاب "علف") به ایران سفر کنند و از کوچ عشایر بختیاری فیلم بسازند.

حاصل کار که در سال ۱۹۲۵ برای اولین بار به نمایش درآمد، مستند "علف" نام داشت که از جمله مهمترین فیلم های سینمای مستند جهان محسوب می شود و از طرفی به عنوان اولین فیلم بلند ساخته شده در ایران (پیش از "آبی و رابی") حائز اهمیت است.

بهمن مقصودلو که از چهره های آشنای ادبیات سینمایی است و چند دهه است که با انتشار مجله (از جمله جنگ "ویژه سینما تئاتر" در دهه پنجاه)، نوشتن مقاله ، تهیه فیلم سینمایی و ساخت فیلم مستند، حضور فعالی دارد، تازه ترین کتاب خود را - چاپ شده به دو زبان فارسی و انگلیسی به طور جداگانه در ایران و آمریکا- به این فیلم اختصاص داده است، با عنوان "علف؛ داستان های شگفت و ناگفته".

حقیقت این است که درباره فیلمی با این میزان اهمیت اطلاعات چندانی وجود ندارد، همان طور که سازندگانش، کوپر و شودساک، به رغم فیلم کلاسیک ستایش شده خود، کینگ کونگ (۱۹۳۳) در سایه مانده اند و اطلاعات زیادی درباره آنها نیست و هر چه هست بیشتر خلاصه می شود در تحقیق و مصاحبه های کوین برانلو. (این محقق برجسته سینما به طور اختصاصی مقدمه ای برای کتاب "علف" بهمن مقصودلو نوشته است.)

Image caption بهمن مقصودلو با احتیاط به فیلم نزدیک شده است

بهمن مقصودلو با احتیاط به فیلم نزدیک شده است. او توضیح می دهد که در اواخر دهه پنجاه شمسی زمانی که استادش به او تکلیف می کند مقاله ای درباره یکی از دو فیلم "علف" و "نانوک شمالی" بنویسد. او دومی را انتخاب می کند، شاید بیشتر به این دلیل که نمی توانسته اطلاعات قابل اتکایی درباره سازندگان فیلم "علف" بیابد.

"محصول عشق"

سال ها بعد، در سال ۱۹۹۰ بهمن مقصودلو در دیدار با فرهاد ورهرام و با تماشای فیلم "تاراز" -که در واقع دنباله فیلم علف به شمار می رود و اطلاعاتی که درباره سه سازنده آمریکایی فیلم می دهد- تصمیم می گیرد فیلم مستندی درباره علف بسازد، اما "متاسفانه (یا خوشبختانه) آنها این طرح را نپذیرفتند و همین امر موجب شد من به نوشتن کتاب حاضر اقدام کنم؛ کتابی که محصول عشق است و نتیجه شش سال از زندگی من."(صفحه ۲ از کتاب).

کتاب بهمن مقصودلو تحقیق بسیار مفصلی است که نبود اطلاعات درباره شودساک و کوپر و فیلم علف را جبران می کند. نویسنده ابایی ندارد که همه داستان زندگی سه نفر درگیر در ساخت این فیلم را مو به مو و به شکل مفصل به شکل داستانی تعریف کند.

به همین دلیل یک سوم کتاب و بخصوص پنج فصل اول که حالت تاریخ نگاری و ریشه یابی مقطع جنگ جهانی اول را دارد، در نسخه انگلیسی به خواست ناشر حذف شده است.

اما مقصودلو نظری خلاف ناشر آمریکایی اش دارد: "از آنجا که زندگی استثنایی این سه انسان جسور و حادثه جو در مقطع جنگ جهانی اول و حوادث اولیه پس از آن، دستمایه پرارزشی هم برای نوشتن کتاب و هم برای ساختن یک فیلم محسوب می شود، سعی کرده ام تمام حوادث و وقایع مهمی را که در شکل گیری شخصیت ها و حوادث زندگی آنها اثرگذار بوده اند با جزئیات کامل در کتاب بیاورم." (صفحه ۴)

فصول ابتدایی کتاب با نثری روان شکلی داستانی به خود گرفته اند؛ داستانی که شخصیت های آن واقعی اند و کسی که به عنوان خلبان آمریکایی اسیر شده و "غرق کثافت، با ریشی نتراشیده و کرم هایی که روی پوست بدنش وول می خوردند، چهار روز تمام کف یک قطار باری دراز کشیده،" (صفحه ۱۴۸) کسی نیست جز مریان سی کوپر، سازنده "علف" و "کینگ کونگ"!

یا وقتی شودساک فیلمبردار از اروپا به امریکا برمی گردد، می نویسد:

"در بازگشت برای دیدن یکی از همکاران سابق رفتم که قبلاً کاری در حد فیلمبردار دوم داشت، از این بچه هایی که دور و بر آدم می پلکند... حالا او پشت میزی نشسته بود و مردی با یک تفنگ هم کنارش بود؛ خیلی خشن به نظر می رسیدند. او کمی به من خیره شد و گفت: "می فهمم، این روزها فیلمبردار زیاد پیدا می شود. تو چرا به همانجا که بودی برنمی گردی؟ آنجا که خیلی تو را دوست داشتند." من هم جواب دادم "حتماً این کار را خواهم کرد،"و همین کار را هم کردم." (ص۲۰۷)

شودساک به اروپا بازگشت و کوپر هم که پس از فرار از زندان و بازگشت، اوضاع خوبی نداشت، "در سپتامبر ۱۹۲۱ در بارها و رستوران های لندن درباره ماجراجویی ها و علایق خود با هم حرف زدند و تصمیم گرفتند که با دوربین شودساک از قبایل ناشناخته و آداب و مراسم آنها فیلمبرداری کنند و فیلم ها را برای تماشاگران غربی نمایش دهند؛ اما هیچ کدام آنها پولی برای این کار نداشتند." (ص۲۰۸)

نخستین همکاری ها

بالاخره اولین همکاری آنها در ساخت فیلمی درباره مکه و زائران کعبه به ثمر می رسد، اما در راه بازگشت کشتی آنها آتش می گیرد و فیلم ها- جز بخش بسیار اندکی از آن- می سوزند.

Image caption جلد نسخه انگلیسی کتاب علف که در آمریکا منتشر شده است

بالاخره سر و کله خانم مارگریت هریسن که تازه از زندان های شوروی به نیویورک برگشته هم پیدا می شود و پنج هزار دلار سرمایه گذاری می کند (و با پنج هزار دلار دیگری که کوپر از برادرش قرض می گیرد یا به روایت هریسن آن پنج هزار دلار دیگر را هم او بدون بهره به کوپر قرض می دهد) به سوی ترکیه راه می افتند و زمانی که چیز چندانی در ترکیه نصیبشان نمی شود، با ترس و لرز (به خاطر شنیده ها درباره ایل بختیاری) به سوی ایران به راه می افتند.

پس از ساخته شدن فیلم، "نمایش اول آن در سه ماه نخست تنها در یک سینما ۸۵۳۴۶ دلار عایدی به همراه می آورد." (صفحه ۴۰۹)

چند نکته

حجم و نوع نگاه دقیق حاکم بر کتاب توقع را بالا می برد و به همین دلیل وجود چند غلط چاپی بخصوص در تاریخ ها به چشم می آید (در صفحه ۳۸۱، سال انقلاب ایران به جای ۱۳۵۷، به اشتباه چاپی ۱۳۷۵ قید شده).

همچنین بهتر بود مثلاً جایی که یک مقاله به طور کامل نقل شده (مثل مقاله هریسن درباره رضاخان و همین طور نقدهای انتهای کتاب درباره فیلم) نوع حروف آن با حروف سایر قسمت های کتاب فرق می کرد.

با این حال فهرست منابع مفصل کتاب و ترجمه چندین نقد درباره فیلم - که نوع نگاه و برخوردهای آن زمانی با فیلم را به روشنی تبیین می کند- کامل کننده کتابی است که یک بار برای همیشه، همه اطلاعات اساسی و جانبی را درباره یک فیلم و سازندگان آن گرد آورده است.

مطالب مرتبط