هفت روز کتاب؛ حماسه‌های شکست، میراث پهلوانی و شیرازنامه

حماسه هائی که به نمونه های شکست بدل شدند

حق نشر عکس b
Image caption جهانشاه (نفر سمت چپ)

عباس‌علی خان افشار متخلص به پریشان از شاعرانی است که با سرودن حماسه جهانشاه نامه کوشید تا اثری به تقلید از شاهنامه فردوسی خلق کند. این کتاب با تصحیح اسد نصیری منتشر شد.

شاهنامه فردوسی از پایه های اصلی ادبیات و زبان فارسی و از مولفه ها و رکن های فرهنگ ایرانی است و چند سالی پس از خلق به یکی از محبوب ترین، پرخواننده ترین و با نفوذترین آثار ادبی ایران بدل شد و از جمله به این دلیل که شاعری توانا و خلاق به نیاز مبرم فرهنگ، زبان و جامعه خود پاسخی خلاقانه داده بود.

سرودن حماسه ای ملهم از دوران های اساطیری، پهلوانی و تاریخی ایران باستان در روزگار سرایش شاهنامه فردوسی از ضرورت های تاریخی و فرهنگی دوران بود.

پیش از فردوسی اثری چون شاهنامه منثور ابومصنوری تالیف شد که تنها مقدمه آن در دست است. فردوسی ده هزار بیت شعر حماسی دقیقی را که به گشتاسب نامه مشهور است، در شاهنامه خود ضبط کرد و خبرهایی در باره حماسه های منظوم و منثور دیگری که پیش از شاهنامه فردوسی تالیف شدند نیز در تذکره ها آمده است.

موفقیت کم نظیر شاهنامه شاعران بسیاری را به تقلید از اثر فردوسی برانگیخت.

ذبیح الله صفا از چندین حماسه پس از فردوسی چون بهمن نامه، فرامرز نامه، کوش نامه، بروزنامه، شهریار نامه، آذربرزین نامه، بیژن نامه، لهراسب نامه و سام نامه نام می برد که در این میان گرشاسب نامه اثر اسدی طوسی از دیگران موفق تر است، هرچند این اثر نیز با شاهنامه فردوسی سنجیدنی نیست.

تقلید از فردوسی تا دوران قاجار ادامه یافت و حتی شاعری کم مایه چون فتحعلی خان صبا کتاب شاهنشاه نامه را در باره حماسه های هرگز رخ نداده شاهی چون فتحعلیشاه قاجار سرود که جز شکست های پی در پی در کارنامه خود نداشت.

آثاری که در هزار و اندی سال گذشته به تقلید از شاهنامه و در ژانر شعر و نثر حماسی خلق شدند جز نمونه های بارز شکست و ناکامی نیستند و تنها در شعر معاصر و با شعر حماسی دوره سوم شاعری شاملو بود که شعر ماندگار و باارزش حماسی در زبان فارسی در قالبی نو و متناسب با زمانه زنده شد.

شکست شاعران پس از فردوسی در خلق حماسه اما نه فقط از غیبت خلاقیت و توانمندهای شاعری سرایندگان این آثار که از عاملی مهم چون ناپدیدی فضای حماسی و قهرمانی در ایران نیز متاثر بود.

شاعرانی که به تقلید از فردوسی کوشیدند تا در قالب های شعر کلاسیک آثار حماسی خلق کنند نه فقط توانمندی ها و خلاقیت هنری او را نداشتند که قهرمانان و رخدادهائی را برای خلق حماسه برمی گزیدند که قامت کوتاه آنان با جامعه بلند حماسه سازگار نبود.

قهرمانان کتاب جهانشاه نامه اثر عباس‌علی خان افشار نیز آدمی هائی میان مایه از این دست اند و کتاب او به توصیف رخداد هائی می پردازد که بین جهانشاه ‌خان امیرافشار و احتشام‌الدوله، حاکم زنجان، می گذرد.

چهل هزار بیت منظومه جهانشاه ‌نامه حماسه نیست اما چون منبعی برای اطلاع از برخی رخداده ها و داده های تاریخی و جامعه شناختی و منبعی مفید برای پژوهش های تاریخی ارزشمند است.

اسد نصیری، مصحح کتاب، سه نسخه خطی این اثر و یک نسخه مکتوب شده این اثر را در کتابی تاریخی مقابله و نسخه ای منقح از جهانشاه نامه به دست داده است.

قدیمی ترین نسخه در دست جهانشاه نامه را کاتبی به نام بویک آقا صارمی با خط نستعلق در سال ۱۳۲۱ هجری قمری مکتوب کرده است.

نسخه دوم در سال های ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۲ مکتوب شده است، جنگی قدیمی است که شاعر با خط خود جهانشاه نامه را در آن بازنویسی کرده است و تاریخ مکتوب شدن نسخه سوم، که غزلیات، مدحیات و اشعار مذهبی شاعر جهانشاهنامه را نیز در برداشته و با خط نستعلیق نوشته شده است، معلوم نیست.

مصحح جهانشاه نامه این سه نسخه را با روایتی از این اثر در کتاب تاریخ افشار نوشته قاسم خان جهانشاه لو مقایسه و مقابله کرده است

کتاب جهانشاه نامه را انتشارات دانش زنجان منتشر کرده است.

میراث پهلوانی ایران، سنتی احیاء ناپذیر

حق نشر عکس b

کتاب میراث پهلوانی نوشته ابراهیم مختاری و با پژوهشگری هدی صابر، که چاپ تازه ای از آن در هفته اخیر منتشر شد، تاریخچه سنت های پهلوانی و زورخانه ها را بر اساس داده های مستند تاریخی و نقل شاهدان دست اول روایت می کند اما با همان نگاه نوستالژیک و رمانتیکی به پهلوانی و زورخانه می نگرد که در فضای فرهنگی یکی دو دهه پیش از انقلاب رایج بود.

در دهه های چهل و پنجاه، که موج بازگشت به هویت و فرهنگ سنتی بالا گرفته بود، تصویری نوستالژیک و رمانتیک نیز از سنت های پهلوانی و نقش و کارکرد پهلوانان و زورخانه ها پدید آمد و پهلوانان سنتی در ذهنیت هواداران احیاء سنت به الگوهای مثبتی بدل شدند که با نمونه های واقعی خود در تاریخ ایران و با کارکردهای واقعی این لایه در تاریخ معاصر فاصله بسیار داشتند.

صادق هدایت در داستان ماندگار "داش آکل" تصویری زیبا از پهلوانی جوانمرد و آرمانی خلق کرد و برخی آثار ادبی و هنری دهه های چهل و پنجاه نیز این تصویر را رومانتیک تر و آرمانی تر کردند.

اما اسناد تاریخی که از مشروطه تا سال های پایانی دهه چهل برجای مانده اند گواه آن اند که نمونه های داش آکل بیش تر در ادبیات و هنر نوستالژیک حضور داشته و نمونه های واقعی به الگوی شعبان جعفری و شعبون استخوانی سریال "هزاردستان" نزدیک اند.

مولف کتاب میراث پهلوانی بر پیوند زورخانه ها و سنت پهلوانی تاکید کرده و از گسست تدریجی این پیوند «از دهه ۲۰ به بعد»، که ورزش های نو در ایران رایج شدند، انتقاد می کند.

«تحول تاریخی سنت پهلوانی، پهلوانان آرمانی و سنتی، چند تن از پهلوانان و پیشکسوتان، آداب زورخانه، مرشدی، چند تن از مرشدان، زورخانه‌داری، چند تن از زورخانه ‌داران و چند تن از اسباب ‌سازان» از فصل های این کتاب اند.

مولف بر آن است که «سنت پهلوانی» و «نقش پهلوان» «در اوایل قرن اخیر با تغییر ساختار سنتی جامعه ایرانی از میان رفت. سنت پهلوانی کارکرد خود را از دست داد ... اما زورخانه همچنان به زندگی خود ادامه ‌داد»

«در دهه ۲۰ مدیران دولتی پهلوان‌ها را واداشتند بیرون از زورخانه کشتی بگیرند و کشتی پهلوانی را از زورخانه جدا کردند... با جداسازی کشتی پهلوانی از زورخانه، شیرازه سنت چند صد ساله پهلوانی از هم گسیخته شد و اجرای آیین پهلوانی در زورخانه‌ها معنای خود را از دست داد.»

مولف به درستی بر نقش تحولات جامعه ایرانی در ناپدیدی سنت پهلوانی در ایران تاکید می کند اما درباره نقش «مدیران دولتی» در ناپدیدی این سنت ها، امکان احیاء این سنت ها و مقایسه سنت های پهلوانی با ورزش های سنتی ژاپنی، از نگاه نوستالژیک دهه های گذشته متاثر است.

ناپدیدشدن سنت پهلوانی، ورزش های باستانی و زورخانه ها در ایران نه حاصل خطاهای مدیران دولتی که منتجه تحولات جامعه و از جمله جذابیت و روزآمدی ورزش های غیرایرانی از سویی و وابستگی ورزش های باستانی به تاکتیک های رزمی منسوخ و شیوه های سپری شده زندگی از دیگر سو بود.

مولف بر آن است که ورزش باستانی و زروخانه ای ایران نیز می توانست چون ورزش های باستانی ژاپنی به حیات خود در جهان معاصر ادامه دهد اما ورزش های باستانی و زورخانه ای ایران از جاذبه ها و انعطاف پذیری برخی ورزش های سنتی ژاپنی، که بر جای ماندند، بهره نداشته و کارکردها و نقش اجتماعی و ورزشی خود را به سرعت از دست دادند.

مولف کتاب میراث پهلوانی تاریخ زورخانه و سنت های پهلوانی را بر اساس داده های مستند تاریخی و از زبان شاهدان دست اول و دست اندرکاران این سنت ها روایت می کند و این شاخصه ها بر اعتبار کتاب او می افزاید.

کتاب میراث پهلوانی را نشر چشمه منتشر کرده است.

شیراز نامه زرکوب شیرازی

تاریخ نویسی فصلی مهم از فرهنگ، زبان و ادبیات کلاسیک فارسی است و نگارش تاریخ مناطق و شهرهای گوناگون نیز در این عرصه جائی برجسته دارند.

آثاری که تا پیش از مشروطه در زمینه تاریخ عمومی یا تاریخ مناطق گوناگون در ایران تالیف شده اند به «تاریخ نویسی»، به تعریف امروزین آن، نزدیک نیستند اما منابعی غنی برای پژوهش های تاریخی و جامعه شناختی به شمار آمده، گاه از منظر نثر، اسلوب نگارش و زبان ارزشی والا داشته و نه فقط روی داده ها که نگاه، بینش و جهان نگری مردمان دوران نگارش خود را نیز به دست می دهند.

فارس به دوران هخامنشیان از مراکز مهم سیاسی و به دوران پس از اسلام از مراکز اصلی فرهنگ ایران بود.

قدمت شیراز نیز به دوران هخامنشیان می رسد و شاهان این سلسله در کتیبه های خود از این شهر با نام شیرازیش یاد کرده اند.

شیراز نه فقط یکی از زیباترین و قدیمی ترین شهرهای ایران که موطن بسیاری از هنرمندان و برجستگان فرهنگی ایران نیز بود و این همه شیراز و فارس را به دوران پیش از مشروطه به موضوعی جذاب برای مولفانی بدل می کرد که به نگارش تاریخ مناطق علاقه داشتند.

نمونه های خواندنی فارسنامه نویسی در ادبیات کلاسیک ایران کم نیست و کتاب "شیرازنامه" اثر معین‌الدین احمد بن ابی ‌الخیر زرکوب شیرازی از نخستین کتاب هائی است که در ژانر فارسنامه نویسی تالیف شدند.

معین‌الدین احمد بن ابی ‌الخیر زرکوب شیرازی نوشتن شیراز نامه را در سال ۷۴۵ هجری قمری به پایان برد.

این کتاب یک بار در سال۱۳۱۰ با تصحیح بهمن کریمی و یک بار در سال ۱۳۵۰ با ویراستاری اسماعیل واعظ جوادی منتشر و هر دو چاپ به سرعت نایاب شدند.

در نسخه تازه ای از شیراز نامه که با توضیح ها و تصحیح دکتر اکبر نحوی منتشر شده است، واژه ها و جمله های دشوار کتاب، که از زبان فارسی امروز دورند توضیح شده، شعرها، آیه ها و حدیث های عربی ترجمه شده و فهرست نام های اشخاص، مناطق و کتاب‌ها خواننده را در یافتن مباحث دلخواه خود یاری می کنند.

این کتاب را انتشارات دانشنامه فارس منتشر کرده است.

معین‌ الدین احمد بن ابی ‌الخیر شیرازی کتاب شیراز نامه را به سیاق رسم روزگار خود در دو بخش گزارش رخدادهای تاریخی فارس و رجال یا شخصیت های مشهور این منطقه تنظیم کرده است.

مولف در هفت فصل بخش نخستین شیراز نامه جغرافیای شیراز، وضعیت سیاسی منطقه فارس و رخداده های تاریخی این شهر را از سده ‌های نخستین اسلام تا پایان حکومت ابواسحاق اینجو به اختصارگزارش کرده و اطلاعات جالبی را در باره سلاطین آل بویه، وضعیت فارس در عصر سلجوقیان، دوران آل سغلر، دوران حاکمان مغول و به دوران های حکومت محمود شاه ، امیر جمال‌الدین ابواسحاق اینجو و مبارزالدین محمد بن مظفر به دست می دهد.

بخش دوم کتاب شیراز نامه به معرفی رجال، شاعران، دانشمندان و مشایخ منطقه فارس اختصاص دارد و این بخش نیز در هفت فصل تنظیم شده است.

ابوعبدالله محمد بن خفیف، ابواسحق ابراهیم بن شهریار کازرونی ، ابوشجاع محمد بن سعدان مقاریضی و روزبهان بقلی شیرازی از علما و دانشمندانی هستند که در بخش رجال کتاب شیراز نامه معرفی شده اند.

گزارشی از زندگی جمعی از اصحاب حدیث شیراز به روزگار مولف کتاب، معرفی نجیب‌الدین علی بن بزغش شیرازی و دیگر «مشایخ» آن روزگار، معرفی «طبقات سادات عظام و طایفه‌ اهل بیت نبوّت» و «ذکر طبقات مشایخ و مشاهیری» که در شیراز دفن شده اند، از فصل های دیگر بخش دوم این کتاب است.

مطالب مرتبط