یادی از تورج نگهبان، ترانه سرای ایرانی

حق نشر عکس a
Image caption این هنرمند در ایالت کالیفرنیای آمریکا درگذشت

سی‌ام مرداد امسال، سه سال از خاموشی تورج نگهبان، ترانه‌سرای معروف ایرانی می‌گذرد. ترانه سرائی که در هر دو حوزه سنتی و پاپ کار می‌کرد.

از سال‌های دهه ۱۳۳۰ خورشیدی به بعد تصنیف‌های قدیمی ایرانی که تکرار بی‌وقفه، آنها را ملال آور ساخته بود، در یک دگر دیسی ملایم و تدریجی به ترانه‌های امروزی تبدیل شد. در این ترانه‌ها، موسیقی نقشی برتر از پیش پیدا کرد و کما بیش شانه به شانه شعر پیش می‌رفت. همانقدر که موسیقی به برجسته ساختن محتوای شعر یاری می‌رسانید، خود نیز مجال عرض اندام پیدا می‌کرد.

این دگرگونی، آهنگسازان و ترانه‌سرایان جوان نوآوری را نیز به روی صحنه آورد که چم و خم یکدیگر را می‌فهمیدند و دستاورد همکاری‌هایشان، جذاب و تاثیر گذار از کار در می‌آمد. توفیق انبوه ترانه‌های دلنشین سنتی که در سال‌های پیش از انقلاب ساخته و پرداخته شده، نشان از همین پیوند درست دارد.

همانقدر که آهنگ ترانه‌ها، زنده و سر زنده می‌نمود، متن آن‌ها نیز برانگیزاننده بود. متن‌ها دیگر بر محور "شمع و گل و پروانه" نمی‌چرخید. اندیشه و احساسی را در خودمی‌پرورانید. تصویری از طبیعت و زندگی پیرامون عرضه می‌کرد و عشق و عاشقی را نیز در قالب زبانی نوتر می‌ریخت.

اما از همان آغاز دهه ۱۳۳۰ خورشیدی از میان ترانه‌سرایان معروف سنتی که تعدادشان از انگشتان یک دست تجاوز نمی‌کرد، صدائی برخاست که جوان‌تر از صداهای دیگر می‌نمود. صدای تورج نگهبان که پس از مرگ او نیز باقی خواهد ماند.

کشف رازها

تورج نگهبان در هفتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۱ در اهواز و در خانواده‌ای اهل فرهنگ زاده شد. درس‌های ابتدائی را در خرمشهر و شیراز خواند و دوره دبیرستان را در تهران به سر آورد و بعد رشته جامعه شناسی را در دانشگاه تهران به پایان برد.

پدرش قلم روانی داشته، فرانسه و عربی می‌دانسته و مهم‌تر از همه از قریحه شاعری برخوردار بوده است.

تورج خود گفته است: "این قریحه تنها میراثی است که از پدر به او رسیده است."

او پیش از آن که به ترانه‌سرائی روی آورد، به شاعری مایل شده و نخستین شعری که سروده در رثای قربانیان سیل زاهدان بوده است و باز به قول خودش "دست تقدیر" او را با "همایون خرم" آشنا کرده که تازه به عنوان آهنگساز نوآور سر بر آورده بود:

"خرم ویولن زد و ما خیلی خوشمان آمد! این بود که خیلی رفیق شدیم...یک آهنگ داشت و در انتظار پیدا کردن شاعر بود. یک چیزی درست کردم و روی آن گذاشتم که شد اولین ترانه‌ مشترک ما دو تا. ترانه در سال ۱۳۲۸ از برنامه کارگران- و با صدای گوینده برنامه- پخش شد."

تورج به یاد می‌آورد که همزمان متنی نیز برای آهنگی از میثاقیان ساخته به نام "ناز بی‌جا" که منوچهر همایون پور" آن را خوانده و بعد "ناهید" آن را با نظارت استاد کسائی بازخوانی کرده است.

تورج از همکاری‌های اولیه با "مجید وفادار" و "امین‌الله رشیدی" نیز یاد می‌کرد، ولی برای همکاری مستمر خود با همایون خرم ارج ویژه‌ای قائل بود. رفتار خرم در آهنگسازی، سبب شده که او نیز برای موسیقی در پیوند با شعر اهمیتی ویژه قائل شود:

"وقتی آهنگی را می‌نواخت، حس می‌کردم پیامی دارد، رازی را می‌خواهد بگوید. فکر کردم که باید این راز را درست ترجمه بکنیم... یک مقدار تلقین کردیم به خودمان که باید در خدمت موسیقی باشیم... این بود که من کار دشواری را در پیش گرفتم. آهنگ‌ها را درست نمی‌زدیم و من روی آن‌ها شعر می‌گذاشتم...این‌ها باعث بروز ذوق بیشتر شد و اعتماد به نفس‌مان را بالا برد."

راه یافتن به رادیو و آشنائی با خوانندگان و آهنگسازان نام یافته بر شهرت تورج افزود. او برای مرضیه و دلکش نیز زمانی که خرم با آن دو همکاری می‌کرده ترانه سروده است.

"خرم، به دنبال استقلال عمل بود و اظهار نظر خوانندگان را نمی‌پذیرفت. یک بار به خانم دلکش که ایرادی به چیزی گرفته بود گفت: شما خانم برای من حکم ساز را دارید... سازی که نقشی کمی بیشتر دارد. همین!...بعد هم همکاری با او را قطع کرد...با مرضیه هم همین وضع پیش آمد...تا او بالاخره خواننده تازه نفس باب طبع خود را پیدا کرد."

او "پروین" نام داشت که بهترین ترانه‌های مشترک خرم- نگهبان را خوانده است. تورج سپس ترانه "تصویری در خیال" را پیش می‌کشد و متن آن را که شباهت بسیار به "پیکر تراش" نادر نادرپور دارد، می‌خواند:

"شاعر عاشق تصویری شده که از معشوقه در ذهن خود آفریده...این جور موضوع‌ها در ترانه‌های آن روزگار تازگی داشت..."

قصه طنین

تورج نگهبان بر خلاف همتایان ترانه سرای خود به کار در عرصه موسیقی پاپ ایرانی نیز علاقمند بود. او حتی در بنیاد نخستین پایگاه و پناهگاه پاپ گرایان که استودیوی طنین باشد، سهمی کارساز ایفا کرده است. پس از آن که رادیو ایران تصمیم گرفت تولید ترانه را به بخش خصوصی بسپارد و خود از این کار پرهیز کند، فکری در ذهن تورج جرقه زد. چرا خود او و یارانش پیشقدم نشوند؟ قضیه از زبان خودش شنیدنی است:

"...در جلساتی که به اسم بررسی ترانه‌های ماه تشکیل می‌شد، همه جمع بودند: معینیان، پیرنیا، مشیر همایون شهردار، مرتضی حنانه، دکتر نیر سینا و ....ترانه‌های ساخته شده را پخش می‌کردند که خود ما گوش کنیم و نظر بدهیم...گاهی خود ما قبل از همه شرمنده می‌شدیم!...در یکی از جلسات، معینیان عصبانی شد و گفت کار آنگونه که باید نیست. بهتر است بعد از این به جای تولید کننده، خریدار ترانه باشیم...این حرف را من گرفتم و فوری رفتم به سراغ دوستم 'پرویز اتابکی' که با موسیقی آشنائی و علاقمندی داشت و نزد معروفی هم پیانو یاد گرفته بود و املاک زیادی داشت. موضوع را با او در میان گذاشتم و او هم فکر مرا پسندید و قرار شد زیر زمینی را در خیابان ثریای تهران در اختیار ما بگذارد تا یک استودیوی مناسب در آن را بیندازیم. من و برادرم و اتابکی و برادرش خسرو، نفری یازده هزار تومان روی هم گذاشتیم و شرکت طنین را در جائی که قبلا کارگاه شیرینی پزی بود، درست کردیم و من هم شدم مدیر عامل شرکت!"

به این ترتیب پایگاهی هنری به وجود آمد که هنرمندان جوان پراکنده را به سوی خود جلب کرد. به زودی حتی، دایره فعالیت طنین از حد ترانه گسترده‌تر شد و به موسیقی فیلم و فیلمنامه نویسی و....هم می‌پرداخت. تورج از یاران نزدیک طنین به نیکی یاد می‌کند. شهیار قنبری، ایرج جنتی عطائی، اسفندیار منفردزاده، واروژان، بابک افشار، اردلان سرفراز...و بعد می‌افزاید که هنرمندان دیگری نیز به مرور به طنین پیوستند. فریدون شهبازیان، بابک بیات، محمد سریر، امیر بیداریان، فرشید رمزی و سهراب اخوان..."

گفتنی است که گروه طنین کما بیش از همان آغاز از نیروی اجرا و تاثیر دو خواننده جوان، گوگوش و فرهاد مهراد، بهره می‌گرفت. و باز گفتنی است که متن "گل بی‌گلدون" ترانه معروف گوگوش را، تورج سروده است.

حرف‌های بازمانده

همراهی و همگامی با هنرمندان طنین، همانگونه که به اشاره گفتیم وجه تمایزی را میان تورج نگهبان با همتایان او به وجود می‌آورد. آهنگسازان و ترانه سرایان سنتی، هیچگاه ارزشی برای آن‌چه به عنوان پاپ ایرانی خوانده می‌شد قائل نبودند و هنوز هم نیستند. تورج ولی اینگونه نبود و نوع موسیقی را ضابطه‌ای برای طرد آن قرار نمی‌داد. البته در هر نوع، خوب‌هایش را سراغ می‌گرفت. او هم بر روی آهنگ‌های عامیانه و کوچه بازاری شعر نهاده و هم بر روی آهنگ‌های موسیقی پیشرو، مثلا کارهای حشمت سنجری و حسین دهلوی.

تورج ثبات و استمرار همکاری شاعر و آهنگساز را عامل مهمی برای پیشبرد کار ترانه‌پردازی می‌دانست و می‌گفت: "در آن سال‌های شکوفائی ما همه با هم جفت بودیم! معینی کرمانشاهی با تجویدی کار می‌کرد، بیژن ترقی با پرویز یاحقی و من با خرم...به مرور با چم و خم هم آشنا می‌شویم و از این آشنائی نزدیک، پیوند دقیق‌تری، از نظر محتوا و شکل، میان شعر و موسیقی پدید می‌آمد."

نگهبان از جمله ترانه‌سرایانی بود که در سال‌های پس از انقلاب به بیرون از ایران مهاجرت کرد و در جنوب کالیفرنیا اقامت گزید. با آن که در غربت اوضاع به گونه دیگری بود، ترانه‌سرائی را ادامه داد، ترانه‌هایی برای مهستی، داریوش و شکیلا سروده که محتوائی سخت غمگنانه دارد. "رهگذار عمر" او با صدای داریوش بوی مرگ می‌دهد: "کس نمی‌داند کدامین روز می‌آید/ کس نمی‌داند کدامین روز ‌می‌میرد."

در دو سه سال اخیر نیز چند متن تازه بر روی آهنگ‌هائی از نوع دیگر، از مهین زرین پنجه، پیانیست و آهنگساز مقیم فرانسه نهاده که با صدای خواننده تازه نفسی به نام "بهزاد" ضبط و پخش شده است. این متن‌ها نیز غالبا غمیادانه است و درد وطن دارد.

تورج در سال‌های غربت تنها به کار ترانه نمی‌رسید، با یکی دو فرستنده رادیویی و تلویزیونی برون مرزی نیز همکاری تنگاتنگ داشت. از میان برنامه‌های او "سیری در ادبیات آهنگین ایران" که همان تاریخ ترانه‌سرائی باشد، سخت مورد توجه قرار گرفته بود.

مطالب مرتبط