اعترافات بی‌پرده در دادگاه جعل آثار هنری

Image caption جعل آثار مارکس ارنست، کیس ون دانگن، مکس پشتاین و هاینریش کمپندونک جزو اتهامات آنهاست

متهمی که به خاطر جعل آثار هنرمندان بزرگ در کلن آلمان محاکمه می‌شود، با صراحت گفته است که با خلق آثاری به سبک "استادان هنر آوانگارد" قصد داشته به "بازار هنر" لطمه بزند.

ولفگانگ بلتراکی، که به همراه سه همدست خود در برابر دادگاه قرار گرفته، روز سه شنبه (۲۷ سپتامبر) دادرسان و خبرنگاران حاضر در دادگاه را شگفت‌زده کرد.

گفته می‌شود دادگاهی که از روز اول سپتامبر در شهر کلن شروع شده، به "بزرگترین رسوایی هنری پس از جنگ جهانی دوم" رسیدگی می‌کند.

آقای بلتراکی در اظهاراتی مفصل که بیش از یک ساعت طول کشید، از فعالیت‌های خود طی بیش از ده سال پرده برداشت. او با مهارت توانسته بود کارشناسان و مجموعه‌داران بسیاری را فریب دهد.

آقای بلتراکی که در تقلید دقیق سبک هنرمندان کلاسیک مدرن مهارتی کم‌نظیر دارد، در دادگاه گفت: "کوشیدم آثاری خلق کنم که آن هنرمندان فرصت خلق آنها را نداشتند."

از خلاقیت تا تقلب

آقای بلتراکی در دادگاه توضیح داد که از کودکی به نقاشی عشق می‌ورزیده و با فنون آن آشنا بوده است. او گفت که تقلید از آثار هنرمندان بزرگ را از ۱۴ سالگی شروع کرده است.

او افزود که این "استعداد" را از پدر خود به "ارث" برده است، که شغل او تعمیر آثار هنری بوده است. او در جوانی به پدر خود در مرمت آثاری از رامبرانت و استادان دیگر کمک می‌کرده است.

آقای بلتراکی گفت که یک روز از پدرش کارت پستالی با نقشی از پابلو پیکاسو دریافت کرد و ظرف چند ساعت توانست آن را به کاملترین شکلی کپی کند. او توضیح داد: "این تنها اثری بود که از پیکاسو کار کردم."

او در جوانی در رشته هنر به تحصیل پرداخت، اما آن را تا پایان ادامه نداد.

آقای بلتراکی در آغاز به نقاشی آثاری از خود پرداخت، اما بعد تصمیم گرفت با جعل اثر به نام هنرمندان نامی پول در آورد. برای این کار در سمساری‌ها و عتیقه‌فروشی‌ها، قاب و رنگ و ادوات نقاشی قدیمی می‌خرید و با آنها تابلوهایی می‌ساخت که اصیل و قدیمی به نظر می‌آمدند.

آقای بلتراکی در دادگاه گفت: "پول واقعا تنها انگیزه من نبود". او مدعی شد که با خلق آثار تقلبی قصد داشته "بازار هنر و مکانیسم نادرست آن" را به چالش بگیرد.

او گفت که از "مجموعه‌داران و گالری‌دارها" خوش‌اش نمی‌آمده و آنها را "مشتی آدم پست و پول‌پرست" می‌دانسته و از این که سر آنها کلاه بگذارد، لذت می‌برده است.

او تأکید کرد: "تمام تابلوها را خودم به تنهایی کشیدم"، و افزود که هرگز به کارشناسان رشوه نداده تا اصالت کارهای او را تائید کنند. آنها خود با ساده‌دلی یا ناشیگری به دام او افتاده‌اند.

با اعترافات مفصلی که ولفگانگ در دادگاه ارائه داد، احتمال می رود که جریان دادرسی بسیار زودتر خاتمه یابد و او و همدستانش با حکم های سبک تری روبرو شوند.

از فلاکت به زندگی مجلل

ولفگانگ بلتراکی به خلق آثاری به سبک هنرمندان کلاسیک مدرن پرداخت و آنها را به کمک سه همدست خود، که بستگان نزدیک او هستند، به فروش رساند.

آقای بلتراکی به دادگاه گفت که هنگام کار می‌کوشید خود را به زمان و دوران یک هنرمند نزدیک کند، و به همان سبک و سیاق او و "تا حدی بهتر از او" نقاشی کند. او با تقلید دقیق سبک یک استاد، اثری می‌آفرید که می‌توانست از زیر قلم موی آن هنرمند بیرون آمده باشد.

آقای بلتراکی که در جوانی زندگی بی سروسامانی داشت، رفته رفته با فروش تابلوها به ثروت رسید. برای خود در جنوب فرانسه و جنوب غربی آلمان خانه خرید و زندگی مجللی به راه انداخت.

هم اکنون حساب‌های او در بانک‌های آندورا و سوئیس به تقاضای دادگستری آلمان بسته شده است.

"ارثیه" گرانبها

به نظر دادگاه آقای بلتراکی بیش از ۵۰ اثر را به نام هنرمندان بزرگ به بازار روانه کرده است. او و سه همدستش تنها از سال ۲۰۰۱ شمار ۱۴ اثر هنری تقلبی را به بهای بیش از ۱۶ میلیون یورو (حدود ۲۴ میلیون دلار) به فروش رسانده‌اند.

آنها تابلوهای جعلی را به عنوان آثار هنرمندان بزرگی مانند ماکس پشتاین، هاینریش کامپندونک، ماکس ارنست، آندره دورن، کس فون دونگن و فرنان لژه عرضه کرده بودند.

آنها برای فریب دادن مشتریان مدعی می‌شدند که تابلوها را از بستگان ثروتمند خود به ارث برده‌اند و تابلوها از زمان رژیم نازی در مکانی امن محفوظ مانده‌اند.

به گفته دادستان علت موفقیت متهمان این بوده است که آنها آثاری را به بازار عرضه می‌کردند که از آنها عکسی وجود نداشت.

آقای بلتراکی برخلاف بیشتر تقلیدکاران، به جای کپی برداشتن از آثار یک هنرمند، تابلوهایی خلق می‌کرد که آن هنرمند هرگز خلق نکرده بود.

کلاهبرداری آقای بلتراکی و سه همدست او سرانجام در سال ۲۰۰۸ با فروش اثری منسوب به هاینریش کامپندونک (۱۸۸۹ – ۱۹۵۷) برملا شد.

خریداری که در یک حراجی کلن اثری منسوب به این هنرمند هلندی را خریده بود، آن را برای کارشناسی به آزمایشگاه ارائه داد. تحقیق روی اثر نشان داد نوع رنگی که در تابلو به کار رفته در دوران فعالیت هنری نقاش وجود نداشته است.

آقای بلتراکی و سه همدست او در تابستان سال ۲۰۱۰ بازداشت شدند.

مطالب مرتبط