هفت‌روز‌کتاب؛ ساختارشناسی شاهنامه، سفینه زندگی و نامه‌های کامو

Image caption هرمان هسه

برگردان فارسی کتاب سفینه‌ زندگی، نوشته هرمان هسه، با ترجمه محمد بقائی ماکان، پس از "یک سال و نیم انتظار" در اداره بررسی کتاب وزارت ارشاد و سانسور بخش هائی از کتاب منتشر شد.

مترجم این کتاب پیش از این در مصاحبه با برخی خبرگزاری ها به سانسور این کتاب و دستور بررسان کتاب وزارت ارشاد برای تغییر برخی واژه ها، به مثل واژه "شراب" در متن اصلی به "قهوه" در ترجمه فارسی، اعتراض کرده بود.

به گفته مترجم "هدف نویسنده، نفی مصرف مشروبات الکلی است‌، تغییرات واژگان مانند شراب به قهوه و میکده به قهوه‌خانه با مقصود نویسنده در تضاد است. برای مثال تبدیل نهضت مبارزه با شراب‌خواری به نهضت مبارزه با شرب قهوه درسطور پایانی کتاب که از تأثیرات منفی رواج میکده‌ها و میگساری صحبت می ‌کند،‌ در تضاد است".

محمد بقائی ماکان پس از دربافت مجوز انتشار در هفته گذشته گفت: "بعد از نامه ‌نگاری ‌های فراوان این تغییرات اعمال نشد اما کتاب با پاره‌ای تغییرات منتشر می شود."

"پاره‌ای تغییرات" در متنی کلاسیک و در اثر یکی از بزرگ ترین نویسندگان جهان که در آثار خود گرایش های مذهبی ـ عرفانی را توصیه کرده و جایزه ادبی نوبل را نیز در کارنامه خود دارد، از این واقعیت تلخ خبر می دهد که مثله کردن آثار ادبی و فکری و قرائت کتاب با سانسور به سرنوشت ناگزیر خواننده فارسی زبان بدل شده و گریز از این تقدیر تحمیلی در چشم انداز نزدیک متصور نیست.

رمان "سفینه‌ زندگی" دهمین کتاب هرمان هسه است که با ترجمه محمد بقایی ماکان منتشر می شود. این کتاب را انتشارات تهران منتشر کرده است.

برخی منتقدان، سفینه زندگی هرمان هسه را تصویری از نسلی از جوانان آلمان می دانند که رو دو رو با مصائب جنگ جهانی، در چرخه تکرار فاجعه ای که از منظر هسه تمدن مدرن بر آدمی آوار کرده، گرفتار آمده و در چالش بین روح و جهان و آزادی فردی و قید و بندهای زندگی صنعتی ، به بحران های درونی دچار شده اند. هسه در این کتاب، ناچیزی زندگی این جهانی را در برابر بزرگی رهائی روحی و آزادی از "هرچه رنگی از تعلق" دارد، نیز تصویر می کند.

هرمان هسه در سال ۱۸۷۷ در شهر کالو در آلمان در خانواده ای فرهیخته و مذهبی متولد شد. پدر هسه مدیر موسسه نشر مبلغان پروتستان، جد مادری او، دکتر هرمان گوددرت، از هند شناسان معروف دوران خود و مادر او نیز چند سالی در هند مبلغ مذهبی بود.

هرمان هسه از نوجوانی با کتاب دمخور و با آموزه های مسیحی و بودائی و دیگر ابعاد فرهنگ غرب و هند آشنا شد.

هرمان هسه، که روحی ناآرام، سرکش و جست و جوگر داشت، در پانزده سالگی از کلاس های الهیات مدرسه کلیسائی ماول برون فرار کرد و در یک کارگاه ساعت ‌سازی و پس از آن در دوره آموزش کتابداری در شهر گوتینگن به کارآموزی پرداخت.

هرمان هسه که از مدافعان صلح و در جست و جوی رهائی روح از چنگال مصائب تمدن صنعتی مدرن بود، با حزب نازی آلمان به مخالفت برخاست.

دولت آلمان نازی آثار او را «منحط» اعلام و ممنوع کرد. هسه در سال ۱۹۱۲ به سوییس مهاجرت و پس از یک سال تابعیت این کشور را پذیرفت.

هرمان هسه در اغلب آثار خود روایتی داستانی شده، منسجم، جذاب و پرکشش از چالش روح سرگشته و عاصی و جهان عینی گرفتار در چرخه مادیت و تهی آزادی و روح به دست می دهد.

رمان پیتر کامنسیند، از نخستین آثار هرمان هسه، که در سال ۱۹۰۴ منتشر شد، او را به یکی از پرخواننده ترین نویسندگان قرن بیستم اروپا بدل کرد. قهرمان عاصی و شورشی این رمان، که شیفته هنر است،دهکده زادگاه خود را به قصد یافتن زیبائی و حقیقت ترک می گوید اما پس از سال ها تجربه به زادگاه خود باز می گردد تا آن را تغییر دهد.

هسه در رمان "زیر چرخ"، که در ۱۹۰۶ منتشر شد، تضاد بین آزادی ‌های فردی و سرکوب و قید و بندهای تمدن صنعتی را تصویر می کند.

این چالش در آثار بعدی او از جمله در رمان های "دمیان"، "گرترود" و "رسهالده" ادامه یافته و گاه در قالب روایت داستانی چالش های درونی و بیرونی انسان هنرمند و سرکوب تمدن صنعتی نمود می یابد.

رمان مشهور سیدارتا، که نسخه اول آن در سال ۱۹۱۲ و نسخه نهائی آن در ۱۹۲۲ منتشر شد، از مطرح ترین آثار هرمان هسه است که چندین بار به فارسی ترجمه شده است.

"گرگ بیابان"، "نارسیس و گلدموند"، "سفر به شرق" و "بازی تیله‌های شیشه‌ای" از دیگر آثار مشهور او است.

جایزه ادبی نوبل در سال ۱۹۳۲ به هرمان هسه اعطا شد

هرمان هسه، نویسنده خلاقی که همواره در جست و جوی آرامش روحی بود و رهائی را در پیوند عرفان هندی ـ بودائی و عرفان مسیحی یافته بود، در سال ۱۹۱۶ به بیماری روحی و افسردگی عمیق مبتلا شد و در سال ۱۹۶۲ در سوئیس درگذشت.

ساختار شناسی داستان های شاهنامه

Image caption نامه باستان در بوته داستان را انتشارات علمی و فرهنگی منتشر کرده است

شاهنامه را برخی مهم ترین و برخی از مهم ترین آثار کلاسیک فارسی می دانند اما شاهنامه شناسی در ایران، جز چند اثر انگشت شمار از جمله کتاب های شاهرخ مسکوب و مهرداد بهار، هنوز از تصحیح نسخه فراتر نرفته است.

داستان های حماسی شاهنامه، تراژدی رستم و اسفندیار و داستان نیمه تراژیک رستم و سهراب نیز از درخشان ترین نمونه های داستان سرائی در ادب کلاسیک فارسی است اما شناخت و تحلیل ساخت و بافت درونی و بیرونی داستان های شاهنامه نیز در ایران، باز جز چند اثر انگشت شمار، هنوز در آغاز راه است.

کتاب "نامه باستان در بوته داستان"، تالیف اسدالله جعفری، کوششی است در شناخت ساخت و پرداخت داستان های شاهنامنه فردوسی در پرتو برخی مفاهیم نو نقد و نظریه ادبی.

این کتاب را انتشارات علمی و فرهنگی منتشر کرده است.

از منظر مولف این کتاب، داستان های شاهنامه داستان هائی به هم پیوسته اند که در حط داستانی، مولفه ها و عناصر و در ساختار خود با لایه های تو در تو به هم گره می خورند.

کتاب "نامه باستان در بوته داستان" بر مبنای نسخه شاهنامه چاپ مسکو تدوین و در پنج فصل تنظیم شده است.

مولف در فصل اول با عنوان "آغاز"، چگونگی انتخاب موضوع کتاب، تعریف موضوع و اهمیت موضوع ها را توضیح و گزارشی موجز، اما نه کامل، از پیشینه بررسی این موضوع ها به دست داده و می کوشد تا با "تجزیه عناصر و داستان‌ های شاهنامه جلوه ‌های زیبایی ‌شناسانه" شاهنامه را بررسی کند.

در فصل دوم کتاب یا عنوان "کلیات"، "نوع ادبی شاهنامه، نوع ادبی شاهنامه از نظر شکل و نوع ادبی شاهنامه از نظر معنا و موضوع" بررسی شده و مولف با اشاره به برخی مولفه ها چون "کردارهای مکرر در داستان‌ها مانند نامه ‌نگاری، باج و باژخواهی، نیرنگ، تقسیم غنایم و عتاب بر دختر" بر پیوستگی داستان های شاهنامه از منظر خود تاکید می کند.

در چهار گفتار فصل سوم کتاب با عنوان "ساختار و ساختارگرایی" مباحثی چون ساختارگرایی در ادبیات، تاریخچه مطالعات ساختاری، نقد آرای مهم‌ ترین ساختارگرایان روایت و اسطوره و حماسه در تحلیل ساختاری" مطرح می شوند.

"طبقه‌ بندی و تحلیل ساختاری داستان‌ های شاهنامه" عنوان فصل چهارم کتاب "نامه باستان در بوته داستان" است.

در این فصل مباحثی چون "پی‌رفت‌های اصلی شاهنامه" با اشاره به "پی‌رفت اژدر کشی، فزون خواهی و گمراهی، پی‌رفت جوانمرگی، پی‌رفع دفع مزاحم، کودک قیامگر و پی‌رفت همسرربایی" و "پی ‌رفت‌ های فرعی شاهنامه" چون "باج و معما، پشیمانی از مجازات، گنج و بخشش" و "فراوانی پی‌رفت‌های شاهنامه" بررسی می شوند.

"فرجام" عنوان فصل پنجم این کتاب است و مولف در این فصل "پس از نگاهی اجمالی به محتوای فصول پنج ‌گانه" کتاب "مهم‌ترین یافته‌های نوین" کتاب خود را توضیح می دهد.

نامه های آلبرکامو به یک دوست

آلبرکامو برای کتابخوانان ایرانی نامی بسیار آشنا است و اغلب آثار او از دهه چهل تا کنون با ترجمه های گوناگون به فارسی ترجمه و منتشر شده اند.

کتاب "نامه‌هایی به یک دوست آلمانی آلبرکامو" با ترجمه سعید ثابت قدم منتشر شد.

در ترجمه فارسی این کتاب، علاوه بر چهار نامه کامو، متن سخنرانی معروف او با عنوان "هنرمند و زمانه او"، یادداشتی به قلم مترجم و ترجمه تذکر ناشر فرانسوی نیز آمده است.

برخی نامه های این کتاب و متن سخنرانی کامو پیش از این نیز به فارسی ترجمه و منتشر شده اند.

حکومت استبدادی هیتلر و حزب نازی در آلمان و حمله ارتش آلمان نازی به فرانسه در جنگ جهانی دوم، روشنفکران این دو فرهنگ به هم نزدیک را با پرسش ها و مسائل بسیاری در عرصه نظری، فلسفی و سیاست علمی رو در رو کرد.

موقعیت روشنفکر در برابر قدرت، میعارهای فلسفی و اخلاقی تمیز درست و غلط در سیاست عملی، نسبت روشنفکر و مفاهیمی چون جنگ و صلح و ناسیونالیزم از پرسش های جدی این دوران بودند و پاسخ های آلبرکاموی ضد فاشسیت، ضد جنگ و مخالف استبداد به این پرسش ها او را در برابر دوست آلمانی او قرار داد.

نامه های چهارگانه کامو در این کتاب خطاب به دوست آلمانی او تب و تاب های فکری، اخلاقی و بحران های کامو را به دوران نگارش این نامه ها به خوبی تصویر می کند.

سخنرانی آلبرکامو با عنوان هنرمند و زمانه او، که پس از جنگ جهانی دوم در دانشگاه اپسالای سوئد ایراد شد، از مشهورترین متون غیر ادبی کامو است و خالق رمان های مشهوری چون بیگانه و طاعون و برنده جایزه ادبی نوبل در این سخنرانی مسئولیت و موقعیت هنرمند را در برابر چالش های زمان و زمانه از منظر خود توصیف و تحلیل می کند.

شناختنامه ساعدی منتشر نشد

شدت گرفتن سانسور شمار کتاب های منتشر شده را به شدت کاهش داده و چنان شده است که مولفان و نویسندگان ایرانی، حتی مولفانی که خود از سانسور آثار خود ابا نداشتند، یکی پس از دیگری، پس از مواجهه با اصلاحات بررسان کتاب وزارت ارشاد، از انتشار آثار خود صرف نظر می کنند.

در هفته گذشته یوسف انصاری، مولف، نیز اعلام کرد که در اعتراض به سانسور از چاپ کتاب خود به نام "گوهر مراد، شناختنامه ساعدی" صرف نظر و "از حضور در جایزه‌ کتاب فصل" نیز خودداری کرده و "از این پس در هیچ جشنواره و جایزه‌ دولتی شرکت نخواهد کرد."

او در باره کتاب گوهر مراد گفت: "سال گذشته این شناختنامه را به اداره‌ کتاب تهران ارائه کردم... اما پس از مدتی ممیزان اداره کتاب اعلام کردند که این کتاب قابل چاپ نیست… کتاب را به خانه آوردم، قلم تعدیل دست گرفتم و هر بخشی را که احتمال می ‌دادم ممیزان را به بسامد انداخته ‌است، حذف و تعدیل کردم، آن ‌چنان‌که کتاب ۱۵۰۰ صفحه‌ای‌ به ۷۰۰ صفحه تقلیل یافت."

اما سانسورهای مولف کارساز نمی شود و به گفته او "کتاب را با نام گوهر مراد به ارشاد شهر مشهد سپردم … یکی از مسوولان اداره‌ کتاب شهر مشهد، به من اطلاع داد که کتاب مشکلی برای چاپ ندارد ... اما چندی بعد از ارشاد مشهد به من زنگ زدند و گفتند که یک ممیز دیگر کتاب را دوباره‌خوانی کرده و آن را غیرقابل انتشار شناخته است."

مطالب مرتبط