موسیقی و مجسمه؛ عقب‌نشینی فقه سنتی در برابر هنر؟

حق نشر عکس ISNA
Image caption کلاس های "موسیقی و غنا در درس خارج فقه" در مدرسه اسلامی هنر در قم برگزار خواهد شد

محمد حسین نواب، مدیر مدرسه اسلامی هنر در قم، با اشاره به اینکه "امروز بسیاری از هنرمندان متعهد به دنبال بررسی مباحث روز هنری در دروس خارج حوزه هستند" از برگزاری کلاس های "موسیقی و غنا در درس خارج فقه" در این مدرسه و از انتشار کتابی حاوی "دروس فقهی سال گذشته این مدرسه در درس خارج مجسمه‌ سازی" خبر داد.

بحث درباره حرام یا مباح بودن موسیقی و مجسمه سازی در فقه و مدارس علوم دینی شیعه موضوعی تازه نیست، هر چند این مباحث پس از انقلاب اسلامی، و به ویژه در دو دهه اخیر و در دوره رواج استودیوهای خانگی کامپیوتری و ظهور نسل تازه ای در هرم جمعیتی ایران، به یکی از مباحث دشوار فقهی و یکی از دشواری های حل ناشده در برنامه های آموزشی و فرهنگی جمهوری اسلامی بدل و سبب برخوردهای ناهمگن و متناقض نهادهای دولتی با موسیقی و مجسمه سازی شده است.

آیت الله خمینی پس از پیروزی انقلاب، حرمت سنتی موسیقی و مجسمه سازی را برداشت، اما اصلاحات فقهی خود را در این دو عرصه بر توضیحات نظری استوار نکرد و ابهامات و تناقضات در حوزه نظری فقه سنتی و برخوردهای ناهمگن نهادهای دولتی در عمل ادامه یافت.

حدود دو سال پیش، آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی دستور داد تا "کارگروه‌های ویژه ای متشکل از فقها و کارشناسان برای بررسی مسائل مربوط به موسیقی" و "تعیین مصادیق و موارد مختلف به صورت جزئی" تشکیل شود.

محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیز اعلام کرد که رهبر ایران "مدتی است که مسائل مربوط به موسیقی را در درس خارج خود مورد توجه قرار داده" و "کارگروه‌های ویژه ‌ای هم تشکیل شده تا مصادیق و موارد مختلف را به صورت جزیی بررسی کنند."

وزیر ارشاد وعده داد که "این دیدگاه ها به زودی به صورت مکتوب" منتشر می شوند "تا چراغ راه ما در مباحث و موازین شرعی باشند."

نتایج کار این کارگروه ها تا کنون منتشر نشده، اما عقب نشینی فقه سنتی شیعه در برابر موسیقی و مجسمه سازی در عمل و نظر از نخستین ماه های پیروزی جمهوری اسلامی آغاز شد و آیت الله خمینی در اوج قدرت کوشید تا فقه سنتی را در این عرصه ها متحول کند.

برخورد جمهوری اسلامی با موسیقی و مجسمه سازی در سی سال گذشته در عرصه عملی و در احکام فقهی نه فقط نمونه ای از عقب نشینی فقه سنتی را در برابر نیازهای زمان تصویر می کند، بلکه همچنین نشان می دهد که اصلاحاتی را که واقعیت ها، و نه منطق درونی، به یک نظام فکری بسته تحمیل می کنند، با طرح پرسش ها و مشکلات تازه به تناقض های جدی در نظام بسته منجر شده، برخی مبانی آن را به پرسش طلبیده و مدام در سطح و حد و اشکال تازه ای مطرح می شوند.

آیت الله خمینی، اصلاح فقه سنتی

حق نشر عکس no credit
Image caption در فتواهای آیت الله خمینی و آیت الله منتظری در باره موسیقی، تشخیص موسیقی حرام از غیرحرام به "عرف عام" و "نظر شنونده" موکول می شود

تا پیش از انقلاب اسلامی بحث موسیقی و مجسمه سازی در دروس دینی و رساله های مراجع تقلید مبحثی جزئی، فرعی و بی اهمیت بود و فتواهای متفاوت و مبهمی در این دو عرصه صادر شده بود که اغلب بر حرمت "موسیقی مطرب" و "لهو و غنا"، و نه موسیقی در همه اشکال آن، و ممنوعیت ساخت و خرید فروش ساز، بدون تفکیک کاربردی، استوار بودند.

اما موسیقی، به رغم منع شرعی و کراهت اجتماعی، در جامعه جاری بود و حتی در مراسم مذهبی ماه محرم و تعزیه نیز حضور داشت.

روحانیت شیعه پس از انقلاب از اپوزیسیون برگذشت و در زمانه ای متحول، مدیریت جامعه ای پیچیده را در دست گرفت که ممنوع کردن موسیقی و مجسمه سازی و نقاشی چهره، پرتره، در آن ممکن نبود و این هنرها می توانستند به اهداف تبلیغاتی نظام اسلامی، به ویژه به دوران جنگ، کمک کنند.

واقعیت های سخت زمینی اصلاح فقه سنتی را به روندی اجتناب ناپذیر بدل کردند.

حوزه نفوذ نظری گرایش های اصلاح طلبی مذهبی شیعه در ایران به لایه‌های تحصیل کرده جامعه محدود است، اما آیت الله خمینی پیش از انقلاب نیز مرجعی بانفوذ بود که به اصلاح و به روز کردن فقه شیعه تمایل و نظریات او بر ذهنیت و برداشت توده های میلیونی مقلدان او تاثیری کارساز داشت.

اصلاحات آیت خمینی در فقه شیعه پس از انقلاب ذهنیت اکثریت مذهبیون جامعه را دگرگون کرد و اجرای احکام او در جامعه زمینه نهادینه شدن این اصلاحات را فراهم آورد.

آیت الله خمینی، که دوام و "مصلحت نظام" را مهم ترین معیار می دانست، پس از کسب قدرت، بیش از هر فقیه دیگری در تاریخ شیعه، نظریات خود و فقه سنتی شیعه و ذهنیت جامعه ایرانی را در بسیاری از عرصه ها به سود نیازهای زمان و زمانه، اقتضای مدیریت جامعه و دوام قدرت متحول کرد.

آیت الله خمینی پیش از پیروز انقلاب نیز حرمت شرعی موسیقی را به "موسیقی مطرب"، "لهوی" و "غنا"، که اصطلاحاتی مبهم و تاویل پذیرند، محدود و سازها را نیز، بدون تعیین معیار تقسیم بندی، به "آلات حرام" و "آلات مشترک"، که مجاز مشروط می دانست تقسیم می کرد، اما بافت فقه سنتی تناقض هایی را در نظریات او در باره موسیقی و مجسمه سازی پدید می آورد.

در نخستین سال جمهوری اسلامی در پاسخ اوریانا فالاچی، خبرنگار ایتالیایی، که نظر او را در باره حرمت "آثار موسیقی کسانی چون باخ و موتسارت و بتهوون و وردی" پرسیده بود، گفت:"من اینهایی را که اسم بردید نمی شناسم، ولی اگر مارش جنگی ساخته باشند کارشان خوب است در غیر این صورت کارشان قابل قبول نیست."

آیت الله خمینی در همان سال ها خطاب به کارکنان رادیو و تلویزیون گفت: "موسیقی با تریاک فرق ندارد"، "یک جور بی حالی و بی حسی می آورد" و از جمله "چیزهایی است که مغز جوان های ما را تخدیر می کند" و "سبب می شود که مغز انسان، وقتی چند وقت به موسیقی گوش کرد، تبدیل به یک مغز غیر فعال و غیر جدی شود."

او توصیه کرد:"اگر می خواهید مملکت شما مستقل باشد از این به بعد رادیو تلویزیون را تبدیل کنید به یک رادیو و تلویزیون آموزنده و موسیقی را حذف کنید" و از اینکه به شما بگویند کهنه پرست شدید، نترسید. باشد، ما کهنه پرستیم."

عرف و صداهای مشکوک، عقب نشینی آیت الله

حذف موسیقی از جامعه و مدیریت رادیو و تلویزیون دولتی بدون موسیقی ممکن نبود، پس آیت الله خمینی "کهنه پرست" باقی نماند و به این دو رسانه اجازه داد تا انواعی از موسیقی را تولید و پخش و به وزارت ارشاد نیز اجازه داد تا برای برخی نوارهای موسیقی، و حتی برای اجراهای زنده، مجوز صادر کند.

چندی بعد در پاسخ به پرسش مدیریت رادیو و تلویزیون در باره پخش موسیقی، بدون آنکه تعریفی از "عرف" ارائه دهد، نوشت:" موسیقی مطرب حرام است و صداهای مشکوک مانع ندارد و تشخیص با عرف است."

تغییر نام یک نهاد با حفظ محتوای آن از رایج ترین شیوه های "اسلامی کردن" در نخستین دهه های انقلاب بود و بر همین شیوه نام "هنرستان موسیقی"، که تعطیل شده بود، با اجازه کتبی آیت الله خمینی به "مرکز سرودها و آهنگ های انقلابی" تغییر یافت و این نهاد آموزشی اجازه یافت تا کار خود را در زمینه آموزش موسیقی ادامه دهد.

تک خوانی زنان از موسیقی ایرانی حذف شد، اما آیت الله خمینی "کرخوانی زنان" را "در مواردی که فساد نداشته باشد" مجاز کرد.

پیروزی مجسمه فردوسی بر شهرداری

حق نشر عکس ISNA
Image caption در نخستین ماه های جمهوری اسلامی، شایعه برداشتن مجسمه فردوسی با موجی از مخالفت مردم رو به رو شد

حرمت مجسمه سازی در فقه شیعه از حرمت موسیقی قوی تر بود و شهرداری تهران در نخستین ماه های جمهوری اسلامی بسیاری از مجسمه ها را از سطح شهر جمع آوری و برخی را تخریب کرد.

تالار رودکی به تالار وحدت تغییر نام یافت، اما شایعه برداشتن مجسمه فردوسی از میدانی به همین نام در تهران و تغییر نام "خیابان حافظ" به "وحدت اسلامی" با موجی از مخالفت مردم رو به رو شد و حتی دو نشریه حکومتی شده کیهان و اطلاعات نیز "القای تقابل اسلام با فردوسی و حافظ" را به "سود اسلام" ندانستند و از تصمیم شهرداری انتقاد کردند.

مخالفت افکار عمومی مجسمه فردوسی و خیابان حافظ را نجات داد و مجسمه خالق شاهنامه بر موج اسلامی کردن پیروز شد.

چند سال بعد مجسمه سازی نیز با مستعار "پیکره سازی" مجاز شد هرچند نام واقعی خود را به تدریج احیا کرد و اکنون وزارت ارشاد نیز، به رغم مخالفت برخی مراجع تقلید محافظه کار، "دوسالانه مجسمه سازی" برگزار می کند.

موسیقی عرفانی و احیاء موسیقی ردیف

سودای هدایت و اسلامی کردن هنر و ادبیات، وزارت ارشاد را بر آن داشت تا برای هدایت موسیقی برنامه ریزی کند و به تقویت موسیقی رزمی برخیزد که به دوران جنگ عراق با ایران می توانست حکومت را در بسیج نیروها یاری دهد.

"احیای سنت در برابر تجدد" از مبانی سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی بود و وزارت ارشاد نیز کوشید تا بر این بستر از هنرهایی چون موسیقی سنتی ردیف و خوشنویسی، که سنتی و اسلامی تلقی می شدند، حمایت کند.

برخی از نظریه پردازان نیز با تکیه بر برخی شاخصه های موسیقی سنتی ردیف و همگنی این نوع موسیقی با فرهنگ اسلامی، موسیقی سنتی ردیف را "موسیقی عرفانی" لقب دادند و وزارت ارشاد با صدور مجوز برای نوارها و اجراهای زنده موسیقی سنتی ردیف کوشید تا این نوع موسیقی را در برابر "موسیقی غربی و بیگانه و مادی گرا" تقویت کند.

اما موسیقی ردیف که با شعر کلاسیک همراه بود، جز در برخی موارد، به همه نیازهای متنوع جامعه پاسخ نمی داد و لایه هایی از مردم برای پاسخ به نیازهای خود به موسیقی پاپ روی آورند که در خارج از کشور تولید می شد.

آیت الله خامنه ای و موسیقی

فتواهای آیت الله خمینی و آیت الله خامنه ای، به دلیل جایگاه آنان به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، و به رغم تشکیک های جدی در مرجعیت آقای خامنه ای، به مبانی سیاست گذاری نهادهای دولتی و به مبانی قانون گذاری بدل می شوند و از این روی تاثیر بسیار دارند.

آیت الله خامنه ای پس از انتخاب به رهبری به گفته خود در زمینه موسیقی "از فتواهای آیت الله خمینی و منتظری" پیروی می کرد، اما ظهور استودیوهای خانگی، که کنترل وزارت ارشاد را بر تولید و توزیع انبوه موسیقی منتفی می کردند و گرایش نسل جوان به انواع موسیقی پاپ، رپ، متال و دیگر موسیقی های رایج در غرب، او را در برابر مشکلات و پرسش های تازه ای قرار داد.

آیت الله خامنه ای در یکی از فتواهای خود "ساخت، خرید و فروش ساز یا یاد دادن و یاد گرفتن نوازندگی" را به شرطی که "با هدف اجرای سرودهای ملی و انقلابی یا هر امر حلال و مفید باشد" مجاز شمرد و "موسیقی یا خوانندگی لهوی" را "هر نوع خوانندگی و نوازندگی که انسان را از خداوند متعال و معنویات و فضایل اخلاقی دور و به سمت بی بندوباری، بیهودگی و گناه و شهوت رانی سوق دهد" تعریف کرد و به تقلید از اغلب فقهای شیعه، "غنا و لهو" و "خوانندگی های مخصوص و متناسب با مجالس عیش و لهو و خوش گذرانی" را حرام کرد.

با این همه، تناقض به آراء او نیز راه یافت و در پاسخ به پرسش جوانی ۲۱ ساله در باره آموختن نوازندگی تار نوشت:" به ‌طور کلی ترویج موسیقی و تدریس آن و تشکیل کلاس‌های موسیقی،هر چند موسیقی حلال باشد، با اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی سازگار نیست و بهتر است جوانان عزیز وقت با ارزش خود را صرف یادگیری علوم و فنون لازم و مفید نموده و اوقات فراغت خود را با ورزش و تفریحات سالم پر نمایند."

واقعیت های روشن و معیارهای مبهم

در فتواهای آیت الله خمینی و آیت الله منتظری در باره موسیقی، تشخیص موسیقی حرام از غیرحرام به "عرف عام" و "نظر شنونده" موکول می شود.

آیت الله خامنه ای نیز می گوید:"تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرفی مکلف است."

اما "عرف عام" در باره موسیقی معیاری مبهم و متغیر است. تاثیر یک قطعه موسیقی بر شنوندگان مختلف و "مکلف" نیز یکسان و تاثیر یک قطعه موسیقی بر شنونده واحد نیز همیشه ثابت و یک دست نیست.

آیت الله خامنه ای، به تبعیت از اکثر فقهای شیعه، سازها را نیز بدون ارائه معیار طبقه بندی، به دو نوع "آلات مختص حرام" و "آلات مشترک" تقسیم می کند.

اما تفکیک "آلات مختص حرام"، که به گفته آیت الله خامنه ای "نوعا در لهو و لعب به کار می روند" از "آلات مشترک"، که به گفته او "هم برای منافع مشروع و حلال به کار می روند و هم برای منافع نامشروع و حرام" ناممکن است، چرا که آهنگساز و نوازندگان، و نه سازها، محتوا و شکل یک اثر موسیقیایی و در نتیجه تاثیر آن را تعیین می کنند.

در دهه اخیر، انقلاب ارتباطات، کامپیوترهای خانگی و برنامه های پیشرفته کامپیوتری، ضبط، تولید و تکثیر نوار و سی دی های موسیقی را از زندان استودیوهای بزرگ حرفه ای، سرمایه گذاری کلان و مجوز وزارت ارشاد رها کرد و شمار گروه های موسیقی غیرمجاز در ایران افزایش یافته است. فرستنده های ماهواره ای و اینترنت نیز مرزهای سانسور را شکسته اند.

بر اساس آمارهای اعلام شده "حدود ۷۰ درصد جامعه ایرانی را جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل می دهند" و بر اساس پژوهش وزارت ارشاد در چهار سال پیش "بیش از ۷۰ درصد جوانان علاقه‌مند به موسیقی های غیر سنتی چون موسیقی تلفیقی، رپ، پاپ، متال" هستند.

وزارت ارشاد چند ماه پیش اعلام کرد که بیش از ۷ هزار ماکت برای شرکت در دوسالانه مجسمه سازی به دبیرخانه این جشنواره فرستاده شده است.

این آمارها و تاریخچه سی ساله جمهوری اسلامی در عرصه موسیقی از شکست برنامه ریزی های دولتی، گرایش مردم به موسیقی های ممنوع و بیش از همه از عقب نشینی اجباری و تدریجی فقه سنتی در برابر هنر و خواست مردم حکایت می کنند.

مطالب مرتبط