هفت‌روز‌کتاب؛ فیلم چون فلسفه، هزار و یک شب و داستانهای تولستوی

هر اثر هنری و از جمله فیلم سینمائی، گذشته از ازرش های هنری، محتوائی، ساختاری و زیبائی شناسی خود، جهان نگری و فلسفه ای را نیز منتقل می کند یا مصداق این یا آن فلسفه است اما اگر نه همه، که برخی فیلم های باارزش، نه فقط فلسفه ای را منتقل کرده یا مصداق، بیان یا تجسد هنری فلسفه ای هستند که خود فلسفه ورزی کرده و آن ها را می توان با فلسفیدن نیز تعریف و در این مقوله تحلیل و بررسی کرد.

متونی که در کتاب "فیلم به مثابه فلسفه" گرد آمده اند، فیلم را از این بستر و از منظر برخی فیلسوفان و متفکران معاصر تحلیل می کنند.

کتاب "فیلم به مثابه فلسفه" که آن را یکی از مهم ترین متون درباره نسبت فلسفه و فیلم می دانند، مقالاتی به قلم استفان میولهال، سایمون کریچلی، نانسی باوئر، دیوید رودرام، رابرت رید و گودایناف و مصاحبه‌ای با استنلی کاول را در بر می گیرد. نسخه اصلی کتاب را روپرت رید و جری گودایناف ویراستاری کرده اند.

کتاب "فیلم به مثابه فلسفه" را مهرداد پارسا به فارسی ترجمه و نشر رخدادنو منتشر می کند.

نویسندگان متون این کتاب از سرشناس ترین متفکران معاصر آمریکا و اروپا هستند و آثار برخی از آنان، از جمله کتاب "فلسفه قاره ای" سایون گریچلی، پیش از این به فارسی ترجمه و منتشر شده است. آخرین اثر گریچلی با عنوان "فیلسوفان مرده" بحث های بسیاری را در محافل فلسفی غرب برانگیخته است.

اغلب متون کتاب "فیلم به مثابه فلسفه"، فیلم را از منظر فلسفه تحلیلی و چون فلسفیدن و نه فقط چون مصداق این یا آن فلسفه تحلیل می کنند. چنین برخوردی با فیلم در اروپا و آمریکا شناخته شده و در ایران تازه است.

فیلم معروف راشمون از آثار باارزش آکیرو کورساوا، فیلمساز خلاق ژاپنی، نسبیت شناخت و مشروط بودن روایت به منظر راوی را به زیباترین صورتی به تصویر برکشیده و مقاله گودایناف در کتاب فیلم به مثابه فلسفه از بهترین مقالاتی است که در باره این فیلم و در باره فیلم چون فلسفیدن و نسبت فیلم و فلسفه نوشته شده است.

مقاله استفان میولهال در باره چهار فیلم بیگانه در کتاب "فیلم به مثابه فلسفه" نیز از مشهورترین مقالات در زبان های لاتین در باره فیلم و فلسفه ورزی است

خودزندگی نامه استنلی کاول با عنوان "کمترین چیزی که می دانم" با اقبال محافل فلسفی غرب رو به رو شد و در مصاحبه او در باره فیلم چون فلسفیدن و فلسفه ورزی، که در کتاب "فیلم به مثابه فلسفه" منتشر شده است، برخی از بحث انگیزترین آراء او مطرح شده است.

راز و رمز تاثیر جهانی هزار و یک شب

شهرزاد هزار افسان تا جان خود از تیغ ستم سلطان نجات دهد قصه می گوید و جهان رنگین قصه های پرکشش و تو در توی هزار و یک شب چنان جذاب است که داستان، داستان گو را نجات می دهد و در دل جباری ددمنش که شنونده داستان است، عواطف زیبای انسانی برمی انگیزد. قصه از تخییل برمی آید، مرز خیال و واقعیت را می شکند و واقعیت و آدمیان را دگرگون می کند.

شهرت و تاثیرگذاری "هزار و یک شب" از دهه ها پیش مرز کشورهای عربی، ایران و هند را پشت سرگذاشته و از اروپا و آمریکای شمالی و جنوبی تا چین و ژاپن را در برگرفته و ساختار و تکنیک های روایت در این کتاب بر نویسندگان بزرگی چون بورخس تاثیر نهاده است.

کمتر کتابی در جهان چون "هزار و یک شب" به همه فرهنگ ها راه یافته و حضور این اثر در فرهنگ ها، کشورها و زبان های گوناگون چندان گسترده است که برخی محققان این کتاب را نه فقط میراثی گرانقدر از فرهنگ ایران و هند و عرب که بخشی از سنت ادبی غرب نیز تلقی می کنند و این سخن دست کم درباره برخی تکنیک ها، شگردها و شیوه های روایتگری، از جمله داستان در داستان، نقل روایت در زمان دایره ای و ترکیب تخیل با عناصر واقعی، بی راه نیست.

کتاب "هزار و یک شب در ادبیات و جامعه اسلامی" نوشته ریچارد هوانسیان و جورج صباغ، که برگردان فارسی آن با ترجمه فریدون بدره‌ای منتشر شد، می کوشد تا با بررسی و تحلیل عناصر ساختاری، محتوائی و اجتماعی هزار و یک شب رمز نفوذ گسترده آن را در جهان تبیین کند.

متن اصلی کتاب "هزار و یک شب در ادبیات و جامعه اسلامی" در سال ۱۹۹۷ منتشر شده و ترجمه فارسی آن را نشر هرمس منتشر کرده است.

درباره منشا و تاریخچه کتاب "هزار و یک شب" و در باره ساختار این کتاب پژوهش های بسیاری منتشر شده که از جمله می توان به نوشته های تروتان تئودروف، نظریه خلاق ساختارگرای روسی و ولادیمیر پراپ، پژوهشگر مشهور اشاره کرد. در ایران نیز کسانی چون محمد جعفر محجوب، بهرام بیضائی و جلال ستاری تحلیل های تامل برانگیزی در باره این کتاب به دست داده اند.

مولفان کتاب "هزار و یک شب در ادبیات و جامعه اسلامی" تاکید کتاب را بر شناسائی تحلیل عناصری نهاده اند که محبوبیت هزار و یک شب را را در فرهنگ های گوناگون زمینه ساز شده اند.

چهار داستان کوتاه تولستوی

حق نشر عکس AFP
Image caption اغلب آثار لئو تولستوی بارها در ایران ترجمه شده اند

اغلب آثار لئو تولستوی، خالق رمان های "جنگ و صلح" و "آنارکانینا" و نویسنده داستان بلند "مرگ ایوان ایلئیچ"، که از آن به عنوان یکی از متعالی ترین نمونه های کلاسیک داستان یاد می کنند، بارها و بارها و با ترجمه های گوناگون به فارسی منتشر شده است و مجموعه ای دربرگیرنده چهار داستان کوتاه او نیز با عنوان پالیکوشکا در روزهای گذشته منتشر شد.

این مجموعه داستان ، که توزنده جانی و مریم برزگر آن را به فارسی برگردانده اند، داستان های "پالیکوشکا"، "دست‌ نوشته‌های شاهزاده نخلدوف"، "پس از مراسم باله" و "آلبرت" را در بر می گیرد

برخی داستان های این مجموعه از جمله نخستین داستان آن با نام پولیکوشکا پیش از این به فارسی ترجمه و منتشر شده است. تولستوی در این داستان وضعیت ناانسانی لایه فقیر روستائیان روسیه را به دوران زندگی خود خلاقانه تصویر می کند.

زمینداری بزرگ روسیه تزاری به دوران حیات تولستوی بر نظام سرواژ مبتنی بود و دهقانان وابسته به زمین بودند و با زمین خرید و فروش می شدند. تولستوی که این نظام را به خوبی می شناخت و از مخالفان و منتقدان سرسخت آن بود، در برخی آثار خود از جمله داستان پولیکوشکا سرنوشت تیره دهقانان فقیر و وابسته به زمین را با هنرمندی به داستان بر کشیده است.

تولستوی در داستان آلبرت، که در این مجموعه ، آمده است، به تناقض های ساختارهای اجتماعی روسیه روزگار خود با زندگی هنرمندی فقیر می پردازد.

مجموعه داستان پالیکوشکا را نشر کتاب‌سرای تندیس منتشر کرده است.

مطالب مرتبط