زیبایی یک لحظه در تابلوهای علیرضا ورزنده

در گالری "کنوت اوسپر" در مرکز شهر کلن (آلمان) تماشاگر به دنیای افق‌های باز و نورهای روشن و رنگ‌های بشاش وارد می‌شود. در تابلوهای علیرضا ورزنده می‌توان ترنم طبیعت، وزش باد و جنب و جوش زندگی را حس کرد.

این نقاش مانند امپرسیونیست‌های پایان قرن نوزدهم به فضای آزاد و پنجره‌های باز و هوای تازه دل بسته است و این حال و هوا را در گوشه و کنار شهرهای امروزی مجسم می‌کند.

زندگی در تمام نمودهای رنگین و متنوع آن، درونمایه اصلی کارهای ورزنده است. هر تابلو به یاد می‌آورد که دنیای گذران، همین زندگی ساده و عادی و بی‌دوام، گوهری گرانبهاست که باید قدر آن را دانست و از هر لحظه آن لذت برد.

بوم نقاشی ورزنده جولانگاه لحظات گذرای زندگی روزمره است، که گاه می‌تواند تکراری و سطحی یا حتی مبتذل به چشم بیاید. نقاش باکی ندارد و با نگاهی شوخ و سرزنده توجه می‌دهد: دوباره ببینید، شاید زیبا باشد!

پویایی زندگی در فراگرد زمان شکل می‌گیرد و نقاش با "شکار" یک لحظه پویش درونی آن را ثبت می‌کند. هر لحظه با تنشی ناگزیر از لحظه قبلی و لحظه بعدی کنده می‌شود. در این تعارض، تضادی دیالکتیکی می‌توان دید، میان آنچه دیده می‌شود با آنچه از چشم پنهان مانده است. آنچه همین دم ناپدید شد، و آنچه همین دم خواهد آمد.

افراد، به تنهایی یا در جمع، در مرکز تمام کارها قرار دارند و همیشه سرگرم کاری هستند. شور و گرمای زندگی، تب و تاب مردم و تک و پوی آدم‌ها محور تمام کارهاست. نقاش این حرکت و پویایی مضمونی را با استیل شتابزده و سبک پرتحرک خود در فرم و قالب اثر بازتاب می‌دهد.

بر همین روال می‌توان روح بی‌تاب و پرشتاب زندگی امروز را در استیل پرسرعت و ناشکیبای هنرمند دید، از قلم موی بازیگوش و تاش‌های محکم و عجولانه اش تا طراحی درهم و مغشوش او، که در گریز سرسام‌آور زمان، درنگ در جزئیات را تاب نمی‌آورد.

رئالیسم مدرن

علیرضا ورزنده خود را نقاشی رئالیست می‌داند، و این را باید با برداشتی "مدرن" فهمید و نه کلاسیک. در بیشتر کارها فرم و حالت فیگورهای واقعی با رنگ‌آمیزی شدید و چندباره، سیما و کناره را از دست داده و تا مرز ناشناختگی پیش رفته‌اند.

با این نوع "تجرید" فردیت فیگور رنگ می‌بازد، اما در عوض خودویژگی‌های نوعی و نمونه‌ای آن برجسته می‌شود. تصویری بار می‌آید که هرچند به دیده آشناست، اما بیگانه می‌نماید. تصویری که هر روز در زندگی عادی آن را دیده‌ایم، اما برایمان غریب است و نیاز داریم با نگاهی دقیق‌تر به آن خیره شویم.

در تابلوهای نمایشگاه بیشتر آدم‌ها در تفریح و استراحت هستند و راحت و آسوده، هماهنگ با جریان زندگی پیش می‌روند.

به گفته آقای ورزنده: "در این کارها آرامش و آسودگی می‌بینیم، چون خودم به این چیزها کشش دارم. اما کارهای زیادی هم کشیده‌ام که موضوع آنها فاجعه‌های انسانی است. برای نمونه تابلوهای زیادی دارم درباره مصایب جنگ در عراق و افغانستان. در مجموعه "خارجی‌ها" به یاد انسان اروپایی می‌آورم که در این دنیا باید پیش‌داوری و تعصبات ملی را کنار بگذارد و با بیگانگان کنار بیاید."

او می‌افزاید: "همین است که هست و ما چاره دیگری نداریم. در دنیایی که به دهکده‌ای بزرگ و مدرن شبیه شده، کسی نمی‌تواند گلیم خود را به تنهایی از آب بیرون بکشد."

تلاقی شرق و غرب

Image caption علیرضا ورزنده متولد شیراز و ساکن آلمان است.

علیرضا ورزنده در سال ۱۳۴۲ در شیراز به دنیا آمده و از نقاشان ایرانی مقیم آلمان است.

او نقاشی را نخست در ایران شروع کرده و پس از مهاجرت و تحصیل هنری در آلمان، به صورت حرفه‌ای ادامه داده است. کارهای او تا کنون در دهها نمایشگاه انفرادی و جمعی شرکت کرده‌اند.

نقاشی ورزنده در بستر آموزه‌های غربی و در ادامه سنت اروپایی شکل گرفته است. در ترکیب‌های فشرده او، با رنگ‌های سرد و حرکت موج‌وار فیگورها، می‌توان رد پای جریان‌های نوامپرسیونیسم، مثلا کارهای ژرژ سورا، یا سبک‌های مدرن اوایل قرن بیستم، از قبیل کارهای آندره درن یا روبر دولونه را بازیافت.

اما هنرمند ایرانی است و رد و نشان نگارگری شرقی اینجا و آنجا در کارهای او هویداست. مثلا در انتخاب درونمایه و موتیف‌ها، که به شکلی نامحسوس، از دیدی بیگانه، مبهوت و تا حدی "غربتی" خبر می‌دهد.

یا در کاربرد نقش و نگارهای تزیینی، در خطوط موزون و مورب فیگورها، که گاه از فاصله‌ای معین یادآور "خطنقاشی" مدرن است.

و از همه جا برجسته‌تر در اصول پرسپکتیو که با برداشتی تازه و "شرقی" به کار گرفته شده است. هم در تقابل رنگ‌های سرد و گرم و هم در هماهنگی فاصله‌ها و اندازه‌ها. در بسیاری از کارها، کمابیش مانند مینیاتور، با تصویری تخت و دوبعدی روبرو هستیم.

نمایشگاه آثار علیرضا ورزنده تا ۱۲ نوامبر در گالری کنوت اوسپر (کلن) ادامه دارد.

مطالب مرتبط