هفت‌روز‌کتاب؛ جامعه‌شناسی شناخت، رنج ایوب، نهفت و فوگ

کارل مانهایم از خلاق ترین و با نفوذترین نظریه پردازان نیمه دوم قرن بیستم و به گفته بسیاری از متخصصان بنیان گذار دانشی است که از آن چون "جامعه شناسی شناخت" یاد می کنند.

کتاب "جامعه شناسی شناخت" کارل مانهایم، که برگردان فارسی آن با ترجمه روان فریبرز مجیدی در روزهای گذشته منتشر شد، از مطرح ترین آثار اوست و برخی از مهم ترین نظریات و مفاهیم او را در عرصه نسبت شناخت و ذهن شناسنده با تاریخ، جامعه،موقعیت طبقاتی و روان شناسی در بر دارد.

متن "جامعه شناسی شناخت" را انتشارات ثالث منتشر کرده است. پیش از این، برخی از بخش های این کتاب با ترجمه ها و عنوان های مختلف چاپ شده بود.

مترجم "جامعه شناسی شناخت"، کتاب "ایدئولوژی و اوتوپیا" اثر با ارزش کارل مانهایم را در دهه چهل به فارسی ترجمه و منتشر کرد. این ترجمه، که در سال ۱۳۸۰ نیز یکی از جوائز کتاب سال را دریافت کرد، حتی پس از گذشت نزدیک به ۵ دهه، از بهترین ترجمه های متون فلسفی و اجتماعی در زبان فارسی به شمار می رود.

کارل مانهایم در کتاب "جامعه شناسی شناخت" و دیگر آثار خود دستاوردهای شناخت شناسی را در مکاتب عقل گرای کانت به بعد، دستاوردهای کارل مارکس را در عرصه نقد عقل مطلق کانتی و هگلی و کشف نسبت هستی اجتماعی با شعور اجتماعی و آموزه های گئورگ لوکاچ را در عرصه نسبت شعور و آگاهی طبقاتی بسط داد و با کشف و تدوین مفاهیم نو دانشی پایه نهاد که در قالب آن ذهنیت و شعور آدمی و مبحث شناخت و معرف را نه چون مبحثی منتزع، مستقل و مجرد در فلسفه و شناخت شناسی، که چون پدیده ای اجتماعی تاریخی در جامعه شناسی شناخت بررسی می شود.

فلسفه با پرسش درباره هستی و ذات شناسی آغاز و در ارتقاء خود به پرسش هائی در باره ذهن شناسنده و نسبت شناخت با موقعیت فاعل شناسائی برکشید و از موضوع شناسائی و ذات شناسی به فاعل شناسائی، ذهن شناسنده و شناخت شناسی فرارفت.

سوفسطائیان با طرح پرسش هائی بنیادین درباره معیار شناخت و تاثیر ذهن و حواس شناسنده بر روند و منتجه شناخت، انقلابی بزرگ را در تحول ذات شناسی به شناخت شناسی زمینه سازی کردند.

نگرش مذهبی قرون وسطای اروپا وحی و کتاب مقدس را چون معیار حقیقت معرفی می کرد و مکاتب عقل گرای کانت به بعد، عقل خودبنیاد بشری را چون شناسنده ای مطلق، مستقل و فرا تاریخی مطرح کردند.

مارکس در نقد عقل خودبنیاد کانتی و هگلی و در کشف و طرح مفاهیم مهمی چون «شعور کاذب» و نسبت ایدئولوژی با موقعیت اجتماعی، طبقاتی و تاریخی، نشان داد که عقل و ذهن شناسنده، برخلاف آراء کانت و دیگر عقل گرایان، هویتی خودبنیاد، مستقل، مجرد، مطلق، فراتاریخی و خودمتعین نیست.

از منظر مارکس، که مانهایم نیز در بنیان گذاری جامعه شناسی شناخت از آن بهره می گیرد، شناخت و ذهن شناسنده را موقعیت اجتماعی و تاریخی و هستی اجتماعی فاعل شناسائی شکل می دهند و به گفته مارکس "وجود اجتماعی، شعور اجتماعی را تعیین کرده و آدمی چنان می اندیشد که می زید، نه چنان می زید که می اندیشد"؛ هرچند شعور کاذب و ایدئولوژی بر این واقعیت پرده می کشند.

زیگموند فورید نیز در نقد عقل خود بنیاد و مطلق تاثیر عوامل و مکانیزم های ناخودآگاه و پس رانده شده روانی را در شکل دهی عقل و ذهنیت نشان داد و کارل مانهایم در بسط این دستاوردها جامعه شناسی شناخت را پی ریخت.

مانهایم با ارائه تعریفی متفاوت با مارکس ایدلولوژی را جهان نگری لایه هائی می داند که از وضع موجود سود برده و خواهان ادامه آن اند و نگرش اتوپیائی را نگرش لایه هائی می داند که خواهان دگرگونی وضع موجوداند.

در جامعه شناسی شناخت مانهایم شعور، آگاهی، عقل و شناخت پدیده های اجتماعی می شوند که در نسبت با منافع طبقاتی، گروهی و فردی و با شیوه های جامعه شناختی تحلیل پذیرند.

تعریف تازه ای برای روشنفکر

مانهایم با نقد نظریات مارکس تعریفی تازه از روشنفکر به دست داد چرا که به نظر او آدمی تا پیش از مارکس و فروید بر نسبت وجود اجتماعی با شعور و شناخت خود آگاهی نداشت و تابع جبر این قانون بود اما پس از کشف این قانون گروهی، که او آنها را روشنفکران طبقات گوناگون می نامد، از این امکان برخوردار شدند که از آگاهی خود بر این قانون برای آزادی خود از جبر آن بهره گیرند و شناخت و شعور خود و دیگران را در پرتو دستاوردهای جامعه شناسی شناخت نقد کنند.

مانهایم بعدها کوشید تا با بهره گیری از همین برداشت شیوه های جامعه شناختی گذر از دموکراسی سیاسی را به مردم سالاری واقعی تدوین کند.

کارل مانهایم در ۱۸۹۳ در خانواده ای یهودی تبار در بواپست، مرکز کنونی مجارستان، متولد شد. مادرش آلمانی تبار و پدرش مجار بود.

تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه های بواپست و برلین آغاز کرد و در دانشگاه های فرایبورگ و هایدلبرگ آلمان و دانشگاه پاریس ادامه داد و رساله دکتری خود را با عنوان تحلیل ساختاری شناخت با راهنمائی استادانی چون گئورگ لوکاچ نوشت.

مانهایم که چپ گرا اما منتقد خشک اندیشی بود در سال ۱۹۱۵ انجمنى از روشنفکران طرفدار لوکاچ را در بواپست تشکیل داد اما استبداد و بالا گرفتن موج یهودی ستیزی او را به مهاجرت وادار کرد.

مانهایم پس از پایان گرفتن جنگ جهانی اول و تاسیس جمهوری چپ گرای شوراها در مجارستان به زادگاه خود بازگشت اما عمر آزادی چندان نپائید و ارتش راست گرا دولت انقلابی مجارستان را سرنگون کرد و مانهایم و اغلب روشنفکران یهودی تبار به ناچار راه مهاجرت را پیش گرفتند.

کارل مانهایم به آلمان رفت و در دانشگاه هایدلبرگ و پس از آن در دانشگاه فرانکفورت به تدریس پرداخت. با قدرت گرفتن حزب نازی در آلمان کارل مانهایم نیز به ناچار به لندن رفت و تدریس را در دانشگاه اقتصاد لندن ادامه داد و در سال ۱۹۴۷ در این شهر درگذشت.

از آثار مهم کارل مانهایم علاوه بر "ایدلولوژی و اوتویپا" و "جامعه شناسی شناخت" می توان به کتاب های "انسان و جامعه در عصر بازسازی"، "شناخت روزگار ما"، "آزادى، قدرت و برنامه ریزى دموکراتیک"، "نقد نظریه رمان لوکاچ"، "مسئله نسل ها" و "رقابت چون پدیده ای فرهنگی" اشاره کرد.

رنج ایوب، پرسش های بنیادین در باره شر در خلقت

برگردان فارسی کتاب نایاب "رنج ایوب"، نوشته ژان استینمن و با ترجمه خسرو رضائی، هفده سال پس از نخستین چاپ آن، منتشر شد. چاپ دوم این کتاب را، که نخستین بار در سال ۱۳۷۳ منتشر و به سرعت نایاب شد، نشر پارسه منتشر کرده است.

۴۲ باب کتاب ایوب در عهد عتیق از بحث انگیز بخش های این کتاب است و بنیادی ترین پرسش های دینی را در قالب داستان رنج و درد ایوب مطرح می کند.

ایوب به روایت عهد عتیق انسانی مومن، پرهیزگار، متعبد و بی گناه بود که از ثروت، قدرت، خوشنامی، هوش، زیبائی و همسر، فرزندان و زندگی خوب و مرفه و پرهیزکارانه و دیگر نعمت های زمینی بهره وافر داشت و دل با خالق خود نگه داشته و بنده مقبول و مومن او بود.

یهوه، خدای ایوب، در یک شرط بندی با شیطان، دست شیطان را بر ایوب باز و خود نیز بلاها و مصیبت های بسیار بر ایوب آوار می کند تا عمق ایمان او به آزمایش های دشوار امتحان کند.

ایوب ثروت، مکنت، فرزندان و همه آن چه را که داشت، در بلاهای ناگهانی از دست می دهد و خود نیز به بیماری سختی مبتلا می شود اما این همه رنج و درد را سالیان بسیار تاب آورده و از ایمان و عشق او به خالق کاهی نیز کم نمی شود.

کتاب ایوب اما از این داستان بر گذشته و در متن داستان و در گفتگوهای ایوب با همسر و دوستان او پرسش های بنیادینی مطرح می شوند که در همه ادیان تک خدائی ریشه ای کهن دارند اما هنوز معاصرند.

اگر تمامی جهان و هرچه را هست و رخ می دهد، خداوند خالق و عادلی آفریده که آدمی را دوست دارد و اگر جهان جلوه زیبائی ها و خیر و نیکی خالقی واحد است وجود شر و بدبختی و رنج و درد را بر چه مبنائی می توان توضیح داد؟

طرح پرسش هائی از این دست در قالب داستان ایوب این بخش از عهد عتیق را به مبحثی بحث انگیز بدل کرده و ده ها تحلیل از منظرها و مکاتب گوناگون بر این داستان نوشته اند که از جمله می توان به کتاب کارل گوستاو یونگ با عنوان "پاسخ به ایوب" و کتاب "رنج های ایوب" نوشته ژان استینمن ‌اشاره کرد.

یونگ در قالب مکتب روان شناختی خود داستان ایوب را تا ظهور مسیح دنبال کرده و این حکایت را بر مبنای تحول روان شناختی خالق تبیین می کند اما ایستمین، که به مباحث کلامی و فلسفی و اخلاقی، گرایش بیش تری دارد، داستان ایوب را در پرتو نسبت انسان و خالق تحلیل می کند.

نهفت و فوگ در موسیقی ایران و جهان

زبان فارسی در عرصه ادبیات موسیقی چندان غنی نیست. فقر کتاب های مرجع و جدی در این عرصه در سه دهه اخیر پر رنگ تر شده است و به همین دلیل انتشار دو کتاب "نهفت" و "فوگ" را می توان به فال نیک گرفت.

کتاب نخست درباره موسیقی سنتی ایرانی و کتاب دوم درباره فن یا شیوه و روش فوگ در کنترپوان و آهنگ سازی است.

ادبیات موسیقی یا کتاب هائی را که در باره موسیقی تالیف می شوند می توان در دو گروه کتاب برای مخاطبان عام و علاقمندان و کتاب برای دست اندرکاران موسیقی نیز تقسیم بندی کرد. از این منظر هر دو کتاب نهفت و فوگ به گروه دوم تعلق دارند.

کتاب نهفت

فریدون جنیدی، مولف کتاب نهفت، که پیش از این آثار گوناگونی در باره زبان، خط، تمدن و فرهنگ ایران پیش از اسلام و شاهنامه تالیف کرده است، به گفته خود کتاب نهفت را برای کسانی نوشته است که با دستگاه های سازی و آوازی ردیف سنتی آشنائی دارند.

فریدون جنیدی در کتاب نهفت کوشیده است تا زیر و بم گوشه های رنگارنگ دستگاه های سازی و آوازی موسیقی سنتی ایران را توضیح دهد.

زندگی و مهاجرت آریاییان بر پایه‌ گفتارهای ایران، فرهنگ واژه‌های اوستایی، نامه‌ فرهنگ ایران، داستان‌های شاهنامه، ، خودآموز خط و زبان پهلوی، فرهنگ هزوارش پهلوی و زروان، سنجش زمان در ایران باستان از آثاری هستند که فریدون جنیدی پیش از این تالیف کرده است.

کتاب نهفت را انتشارات بلخ منتشر کرده است.

رساله فوگ

اصطلاح فوگ نام ژان سباستیان باخ، آهنگساز بزرگ آلمانی و فوگ های زیبای او را به یاد می آورد اما این اصطلاح از واژه های کلیدی کترپوان و کمپوزیسیون در موسیقی و از فنون یا روش ها و شیوه های مهم آهنگ سازی است.

جلد دوم از کتاب رساله فوگ، نوشته آندره ژدالژ، که با ترجمه محسن الهامیان منتشر شد، در ۱۴ فصل خود، مبحث فوگ در آهنگسازی را با نگاهی تخصصی توضیح داده و در سه بخش خود مباحثی چون بررسی تفصیلی اصول کلی فوگ، فوگ به عنوان رفتاری از کمپوزسیون و نسبت فوگ با هنر دولوپمان موزیکال را تبیین می کند.

تعاریف عمومی در فوگ مکتبی سوژه، جواب، کنترسوژه، اکسپوزیسیون فوگ، کنتراکسپوزیسیون، دیورتیسمان فوگ، استرتوها، پدال، مودولاسیونهای فوگ، ساختمان استرتو، کمپوزسیون موزیکال فوگ ، معرفی سوژه جدید و نظم و ترتیب کار برای نوشتن یک فوگ از فصل های این کتاب اند.

جلد دوم رساله فوگ را انتشارات سوره مهر منتشر کرده است.

مطالب مرتبط