هفت‌روز‌کتاب؛ شعر باباچاهی، نمایشنامه استادمحمد و شعر ترکی صلاحی

Image caption "گل باران هزار روزه" را انتشارات مروارید منتشر کرده است

«وقتی باران خیس ات نکند

و رودخانه نتواند آبی به سر و صورتت بزند

....چه داری بگوئی؟»

از شعر در حال قدم زدن، تازه ترین مجموعه شعر علی باباچاهی

مجموعه‌ شعر گل باران هزار روزه، که در روزهای اخیر منتشر شد، تازه ترین شعرهای علی باباچاهی را در بر دارد و به گفته شاعر "پس از چهار ماه انتظار، با اعمال اصلاحاتی" منتشر شده است.

شعرهای مجموعه گل باران هزار روزه از منظر ساخت، فرم درونی و بیرونی، زبان، مضامین، محتوای شعری شده، نگاه و دیگر شگردها و تکنیک ها اجرا و مولفه های شعری، در ادامه همان مسیری است که علی باباچاهی از دهه هفتاد به بعد در بستر یا موج معروف به «شعر پسانیمائی» یا «شعر وضعیت دیگر» پیموده و کارنامه این دوره شاعری باباچاهی او را چون یکی از انگشت شمار شاعران موفق این موج یا بستر تثبیت کرده است.

علی باباجاهی در دهه های چهل و پنجاه با خلق شعر معروف "من از آبشخور غوکان بدآواز می آیم" و دیگر شعرهائی که در مجموعه شعر "در بی تکیه گاهی" منتشر شدند، به یکی از چهره های مطرح شعر آن دوره بدل شد.

در شعرهای نیمائی این دوره باباچاهی اسلوب های غالب شعر نیمائی و دیگر مولفه های شعر دهه های چهل و پنجاه پذیرفته شد و شعر او با نقد و نفی وضع موجود از پذیرش قالب های مسلط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی غالب بر جامعه فرهنگ سرباز می زنند.

شعرهای مجموعه های "جان و روشنائی های غمناک"، "از نسل آفتاب"، "صدای شن" و برخی شعرهای مجموعه آوای دریا مردان باباچاهی نیز در همین بستر خلق شده اند.

دوره دوم شاعری باباچاهی با تحولات شعر فارسی در دهه هفتاد گره می خورد.

دهه هفتاد دهه بحران شعر فارسی و دهه تحول در شعر نیمائی و ظهور موج هائی بود که خود را با اصطلاحاتی چون شعر پسانیمائی، شعر موقعیت دیگر، شعر ساختار شکن، شعر پست مدرنیستی و ... تعریف می کردند.

باباچاهی در دهه هفتاد از پیشگامان تحول ساختار، فرم و زبان شعر نیمائی و از شاعرانی بود که بر شعر دهه هفتاد تاثیری جدی داشت و علاوه بر سرایش شعرهائی که چشم اندازهای نو را تجربه و پیشنهاد می کردند، کوشید تا مبانی نظری پیشنهادهای خود و موج هائی را که در دهه هفتاد ظهور کردند، در آثار غیر شعری خود توضیح دهد.

شعر دهه هفتاد فارسی بر بستر تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این دهه شکل گرفت. لایه هائی از روشنفکران ایرانی شکست جنبش های اجتماعی و سیاسی سال های ۶۰ را نه فقط شکستی سیاسی و سازمانی که شکستی برنامه ای و فرهنگی نیز ارزیابی کردند و دل از آرمان تغییر شستند. ضربه فروپاشی دیوار برلین و درهم پاشیدگی یکی از فراروایت های بزرگ قرن بیستم نیز بار این شکست را در ایران سنگین تر کرد.

شعر دهه های چهل و پنجاه در محتوا، فرم، ساختار، نگاه و زبان پاسخگوی نیاز نسل هائی نبودند که تجربه های فرهنگی و اجتماعی دهه هفتاد را زیسته و فرهنگ تک صدائی و استبداد فراراویت هائی را نقد می کردند که با مطلق نمائی و ادعای در انحصار داشتن حقیقت مطلق راه را بر خلق چشم اندازهای تازه در ادبیات و هنر می بستند.

زمینه تحول فراهم بود اما فقر نظری نقد را به پذیرش مفاهیمی تقلیل داد که با ترجمه یکی دو اثر تئوریک متفکران پست مدرن اروپای غربی به فارسی در ایران رواج یافتند.

شعر دهه هفتاد از این تحولات متاثر بود اما شعر علی باباجاهی از بازتولید این تحولات فراتر رفت.

علی باباچاهی با گرایش به شعر چند صدائی، وزن های ترکیبی، نسبیت گرائی و نفی مطلق ها و فراراویت ها، تجربه های تازه در فرم و زبان و لحن، تلاش برای کشف امکانات کشف ناشده وزن و زبان و فرم، ساختار شکنی و آشنائی زدائی، گروتسک و برساختن شعر بر تضاد و تناقض کوشید تا چشم اندازهای نو اما شاعرانه خلق کند و در این کوشش شعر خود را از آن چه به بازی های زبانی و بازی های ساختاری دهه هفتاد معروف شد، جدا کرد چرا که شعر باباچاهی در کنار درونی کردن تحولات دهه هفتاد بر پشتوانه شناخت فرهنگ و زبان و شعر کلاسیک، شناخت شعر نیمائی و شاملوئی و بیش از همه بر تجربه و استعداد و تونائی های شاعرانه او نیز متکی بود .

کتاب "گل باران هزار روزه" را انتشارات مروارید منتشر کرده است

علی باباچاهی تا کنون مجموعه شعرهای "در بی ‌تکیه ‌گاهی"، "جان و روشنایی ‌های غمناک"، "از نسل آفتاب"، "آوای دریامردان"، "منزل‌های دریا بی ‌نشان است"، "نم‌ نم بارانم"، "عقل عذابم می ‌دهد"، "قیافه‌ام که خیلی مشکوک است"، "رفته ‌بودم به صید نهنگ"، "پیکاسو در آب‌های خلیج" و "فقط از پری های دریائی زخم زبان نمی خورد" را منتشر کرده است

کتاب "گزاره های منفرد" نیز از آثاری است که باباچاهی در توضیح شعر خود و شهر دهه هفتاد نوشته است.

۱۴ نمایشنامه استاد محمد

حق نشر عکس ISNA
Image caption محمود استاد محمد

کتاب "ای کاش که جای آرمیدن بودی"، که نشر قطره آن را منتشر کرده، چهارده نمایشنامه محمود استاد محمد، از جمله نمایشنامه معروف "آ سید کاظم" و نمایشنامه هائی چون "سپنج"، "خونیان و خوزویان"، "گل یاس"، "تهرون"، "شب یست و یکم"، و "دیوان تئاترال" را در بر دارد.

محمود استاد محمد عمده بهترین نمایشنامه های خود را پیش از انقلاب اسلامی نوشت و بر آن بود تا همه نمایشنامه های پیش و پس از انقلاب خود را در کتاب ای کاش که جای آرمیدن بودی منتشر کند اما این در کتاب به گفته خود او "سه - چهار نمایش‌نامه از کارهای قبلی ‌ام چاپ نشده چرا که یکی دو متن را خودم حذف کردم و یکی دو نمایش ‌نامه‌ دیگر را هم به دلیل ممیز‌هایی که بر آن‌ها اعمال شد، از چاپ‌شان منصرف شدم."

سه نمایشنامه محمود استاد محمد با عنوان های "چلچراغ"، "سرمه" و "سید دلیر" نیز سال گذشته با عنوان "لاله زارون، زارزارون" سال گذشته منتشر شدند.

محمود استاد محمد تا پیش از انقلاب به گرایشی در تئاتر ایران تعلق داشت که می کوشید تا زبانی دراماتیک را برای لایه های حاشیه نشین و زحمتکشان شهری ایران کشف و خلق کند و این لایه، شخصیت ها، موقعیت و مسائل آن را به تاتر برکشد.

اسماعیل خلج با نمایشنامه هائی چون گلدونه خانوم و حالت چطوره مش رحیم، خلاق ترین چهره این گرایش بود و نمایشنامه "آ سید کاظم" محمود استاد محمد، که در مجموعه تازه او نیز آمده است، از آثار مهمی است که در این نحله خلق شدند.

نمایشنامه نویسی ایرانی به مفهوم امروزی آن با آثاری چون "بلبل سرگشته"، اثر علی نصیریان در آخرین سال های دهه سی آغاز و در دهه های چهل و پنجاه با آثار غلامحسین ساعدی، بهرام بیضائی و اسماعیل خلج در عرصه های محتوا و نگاه، فرم و ساختار و زبان متحول شد و به چشم اندازهای تازه و نو دست یافت..

نمایشنامه نویسانی چون اکبررادی و پرویز صیاد نیز در دهه های چهل و پنجاه با آثار زیبای خود بر غنای ادبیات نمایشی ایران افزودند اما ساعدی در طرح خلاق موقعیت انسان معاصر و ترکیب سمبولیسم با رئالیزم و تخییل با واقعیت، بهرام بیضائی با خلق استادانه فرم ها و ساختارهای نو و تجربه های خلاق در کشف امکانات دراماتیک زبان فارسی و اسماعیل خلج با یافتن زبانی دراماتیک برای لایه های حاشیه نشین و زحمتکشان شهری و معرفی این لایه در تاتر ایران نمایشنامه نامه نویسی ایران را متحول و نحله هائی ابداع کردند که در تاتر ایران تدوام یافت.

محمود استاد محمد در سال ۱۳۴۷ با بازی در نمایش "شهر قصه" اثر بیژن مقید به شهرت رسید. پیش از انقلاب برخی نمایش های خود را کارگردانی و در بسیاری از نمایش های معروف و مطرح آن روزگار به صحنه رفت. در سال ۱۳۶۴ به کانادا مهاجرت کرد و در ۱۳۷۷ به ایران بازگشت.

اجراهای تئاتری او پس از بازگشت به ایران از جمله نمایش "دیوان تئاترال" و "کافه مک ادم" بر کارنامه او نیفزود اما برخی نمایشنامه ها او از جمله "آ سید کاظم" به دلیل خلق زبان و شخصیت هائی که در تاتر روشنفکری مطرح نمی شدند نه فقط از ارزش های هنری که از ارزش های جامعه شناختی فراوان نیز برخوردارند.

Image caption عمران صلاحی در سال ۱۳۸۵ درگذشت

درناهای زخمی، دیوان شعرهای ترکی عمران صلاحی

عمران صلاحی طنزپردازی چیره دست بود و در خلق شعرهای کوتاه فارسی و ترکی نیز دستی قوی داشت.

کتاب "یارالی دورنا، درناهای زخمی"، که در روزهای اخیر منتشر شد، مجموعه ای از شعرهای چاپ نشده عمران را به زبان مادری او، ترکی آذربایجانی، در بر داشته و علاوه بر این شعرهای ترکی دو کتاب او را که پیش از این نیز چاپ شده اند، در برمی گیرد.

در این کتاب،که نشر امرود آن را منتشر کرده است، حدود صد شعر ترکی عمران منتشر شده و این کتاب را می توان دیوان شعرهای ترکی عمران صلاحی به شمار آورد.

عمران صلاحی در سال ۱۳۲۵ متولد و در ۱۳۸۵ درگذشت. نخستین شعر او در سال ۱۳۴۰ در مجله اطلاعات کودکان منتشر شد اما کارنامه او به عنوان شاعری جدی و خلاق با انتشار شعرهای او در مجله خوشه به سردبیری احمد شاملو در دهه چهل آغاز شد و با انتشار چندین مجموعه شعر پیش و پس از انقلاب ادامه یافت.

عمران از سال ۱۳۴۵ با نوشتن طنز همکاری خود را با معروف ترین مجله طنز ایران به دوران پیش از انقلاب، مجله توفیق، آغاز کرد و به دوران پس از انقلاب نیز طنزهای او با عنوان "حالا حکایت ماست" در مجله های آدینه و دنیای سخن منتشر می شد.

عمران در کار تحقیق و پژوهش نیز قوی دست بود و در سال ۱۳۴۹ کتاب "طنز آوران امروز ایران" را با همکاری بیژن اسدی پور تالیف و منتشر کرد.

از آثار چاپ شده عمران صلاحی در زمینه های شعر و طنز و تحقیق می توان به کتاب های "گریه در آب"، "قطاری در مه"، "ایستگاه بین راه"، "پنجره‌دن داش گلیر" و "آینا کیمی" به زبان ترکی، "حالا حکایت ماست"، "رؤیاهای مرد نیلوفری"، "شاید باور نکنید"، "یک لب و هزار خنده"، "آی نسیم سحری"، "ناگاه یک نگاه"، "ملانصرالدین"، "باران پنهان"، "از گلستان من ببر ورقی"، "هزار و یک آیینه"، "طنز سعدی در گلستان و بوستان"، "موسیقی عطر گل سرخ" و "مرا به نام کوچکم صدا بزن" یاد کرد.

مطالب مرتبط