داوود پیرنیا، پرورنده 'گلها'ی رادیو ایران

چهل سال از مرگ داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه "گلها"ی رادیو ایران می گذرد. برنامه ای که در بیست و دو سال زندگی خود به معتبرترین جایگاه پیوند شعر و موسیقی سنتی تبدیل شد و گنجینه ای کمیاب از این پیوند را در دسترس همگان قرار داد.

موسیقی سنتی ایران، در سال های پایانی دهه دوم قرن جاری، به پیروی از نیاز زمان و همپای هنرهای دیگر، شعر و قصه و نمایش و نقاشی، به سوی نو شدن گام بر می داشت. فرایند این نو شدن البته پیش از اینها آغاز شده بود. عارف و درویش خان از زمان مشروطیت و پس از آن علینقی وزیری در سال های نخست قرن، هر یک متناسب با امکانات و توانائی های خود، کوشش های ارزنده‌ای در این راه به کار زدند.

آلبوم عکس: زندگی داوود پیرنیا و گلهای رادیو ایران در قاب تصویر

پس از آن ها نیز شاگردان مکتب وزیری و ابوالحسن صبا به سهم خود در پیشبرد فرایند نوآوری نقشی مهم ایفا کردند و کوشیدند با آفرینش‌های تازه زنگار ملال و یکنواختی را از بدنه موسیقی سنتی بزدایند.

ارکسترهای تازه به وجود آمد. آوازخوانی‌ها و تصنیف‌ها از ریتم‌ها و تم های برانگیزاننده برخوردار شد. و تلفیق شعر و موسیقی مورد توجه و دقت ویژه قرار گرفت و شعرهای "گل و بلبلی" جای به متن‌های توصیفی و تمثیلی داد. موسیقی سنتی، هم در حوزه تصنیف و هم در قلمرو آواز، حرفی برای گفتن پیدا کرد.

چند سالی که گذشت در جامعه موسیقی سنتی پدیده‌ای دیگر رخ نشان داد. پدیده‌ای که پیوند شعر و موسیقی را به صورتی دقیق و فاخر عرضه می کرد و میان تک نوازی و گروه نوازی از یک سو و میان شعر و موسیقی از نظر نوع و شیوه اجرا از سوی دیگر تطابق و تعادلی برقرار می ساخت.

بدیهی است که برای ساختن شعر و موسیقی فاخر می بایست از مهارت‌های دست اول بهره می‌گرفت و در گزینش هر یک از آن دو معیارهای سختگیرانه‌ای را به کار می‌بست.

این پدیده که در آغاز نام "گلهای جاویدان" بر آن نهادند از ابتکارات داود پیرنیا بود که اگر چه حقوق خوانده بود و حرفه‌اش قضاوت بود ولی دل و جانش در گرو شعر و موسیقی سنتی ایران بود.

از حقوق تا موسیقی

Image caption داوود پیرنیا پشت میز وکالت

داود پیرنیا در تهران زاده شد. پدرش، حسن پیرنیا - مشیرالدوله- از دولتمردان روشنفکر و تاریخ پژوه دوره قاجار بود. او پس از به پایان بردن تحصیلات ابتدائی وارد مدرسه فرانسوی سن لوئی شد و پس از چند سال برای تحصیل حقوق رهسپار سوئیس گردید.

او در بازگشت به ایران به خدمت وزارت دادگستری درآمد و در آن‌جا "کانون وکلا" را بنیاد کرد. پس از چندی به وزارت دارائی منتقل شد و در آن‌جا "اداره آمار" را به وجود آورد.

داود پیرنیا در مدت اقامت در اروپا با موسیقی کلاسیک مغرب زمین آشنا شده و حتی به فراگیری پیانو پرداخته بود ولی با این همه در بازگشت بیشتر به موسیقی سنتی ایران اندیشید و به فکر نوسازی آن افتاد. او دانسته بود که شعر و موسیقی سنتی همزاد یکدیگرند و از پیوند آن دو اگر به درستی صورت پذیرد آثار درخشانی پدید خواهد آمد.

پیرنیا در جلسات هفتگی گرد همائی دوستان که در خانه خود او تشکیل می‌شد اندیشه های خود را در مورد وضعیت شعر و موسیقی در ایران با آنان در میان می‌گذاشت. در یکی از این جلسات صحبت از بنیادگذاشتن برنامه ای برای تهیه شعر و موسیقی فاخر به میان آمد.

یاران همه او را به این کار ترغیب کردند و او دست به کار شد و نخستین برنامه "گلهای جاویدان" را در نوروز سال ۱۳۳۵ به مرحله پخش از رادیو رسانید و پس از آن هر ماه و هر سال بر تنوع و غنای آن افزود.

پس از "گلهای جاویدان" که هر هفته اختصاص به عرضه آثار یکی از شاعران برجسته ایران داشت، "گلهای رنگارنگ" به میدان آمد که شعرهای گونه گونی را با شماری قطعات موسیقی در خور عرضه می‌کرد.

چیزی نگذشت که "گلهای صحرائی" پدید آمد برای عرضه موسیقی بومی و پس از آن "یک شاخه گل" برای تک شعرها و تک آهنگ‌های درخشان و "برگ سبز" برای اجرای شعر و موسیقی عرفانی.

مثلث قدرتمند

Image caption ادیب خوانساری، مرتضی محجوبی و مرضیه در ایستگاه رادیو در میدان ارگ تهران

از آن پس برنامه‌های گلها جایگاهی شد برای هنرنمائی بزرگان شعر و موسیقی سنتی ایران. ادیبان و شاعرانی چون رهی معیری، پژمان بختیاری ،علی دشتی، لطفعلی صورتگر و آهنگسازان و نوازندگانی چون روح‌الله خالقی، جواد معروفی، مرتضی محجوبی، ابوالحسن صبا، جلیل شهناز، احمد عبادی و حسن کسائی از همکاران ثابت قدم برنامه گلها بودند. البته در میان آنان باید بر اهمیت حضور دو تن تاکید بیشتری گذاشت.

نخست روح‌الله خالقی، موسیقیدانی آگاه از مکتب وزیری که به همت او ارکستر بزرگ گلها نیز بنیاد شد و دیگری رهی معیری، شاعر و ترانه سرای معروف، که با موسیقی نیز آشنائی داشت.

از همکاری نزدیک این دو تن بخش گرانقدری از گنجینه گلها فراهم آمده است. بیشتر آن‌چه را که این دو ساخته و سروده‌اند یکی از غنی‌ترین صداهای موسیقی سنتی یعنی غلامحسین بنان به اجرا درآورده است.

خالقی رهی و بنان در واقع مثلث قدرتمندی را در برنامه گلها پدید آوردند و آثار فاخری از خود به یادگار گذاشتند.

در سال‌های بعد هنرمندان دیگری نیز به گلها پیوستند که از میان‌شان می توان به مرضیه، الهه، علی تجویدی، همایون خرم، حبیب‌الله بدیعی، فرامرز پایور، عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، بیژن ترقی، نواب صفا، معینی کرمانشاهی، تورج نگهبان، پرویز یاحقی، هایده و مهستی یاد کرد.

آمار نه چندان دقیقی که در دسترس ماست، نشان می دهد که در طول ده سال سرپرستی داود پیرنیا بر برنامه گلها، ۱۵۷ گلهای جاویدان، ۴۸۱ گلهای رنگارنگ، ۴۶۵ شاخه گل، ۳۱۲ برگ سبز، و ۶۲ گلهای صحرائی، در جمع ۱۴۳۷ برنامه در رادیو تولید شده است.

داود پیرنیا در سال ۱۳۴۴ به سبب ناراحتی قلبی از یک سو و ناخرسندی از مسئولان تازه رادیو از سوی دیگر از کار کناره گرفت و شش سال بعد در یازدهم آبان ماه سال ۱۳۵۰ چشم از جهان فرو بست.

پس از داود پیرنیا به ترتیب رهی معیری و محمد نقیبی هر یک دو سه سال سرپرستی گلها را بر عهده گرفتند و سرانجام در سال ۱۳۵۱ کار به دست هوشنگ ابتهاج، شاعر، افتاد که "گلهای تازه" را جانشین گلهای پیرنیا ساخت.

مطالب مرتبط