'آمریکایی فراری' این هفته در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

" آمریکایی فراری" نام فیلمی است که در برنامه این هفته آپارات به نمایش در می آید.

این فیلم یک مستند جنایی سیاسی درباره یک قاتل و ارتباط مقامات حکومت ایران و آمریکا با ترور یکی از مخالفان جمهوری اسلامی در آمریکاست. در این فیلم روایت های تازه ای از قتل علی اکبر طباطبایی، از مقامات نزدیک به حکومت شاه توسط حسن عبدالرحمن ارایه می شود. حسن یک سیاهپوست آمریکایی است که نام اصلی اش دیوید است. او اکنون حدود ۳۰ سال است که در ایران زندگی می کند و در مطبوعات، خبرگزاری و همچنین تلویزیون دولتی انگلیسی زبان ایران در بخش های ویراستاری و سردبیری کار کرده است.

درباره فیلم :

حق نشر عکس non
Image caption نمایی از فیلم آمریکایی فراری به کارگردانی ژان دانیل لافوند

فیلم «آمریکایی فراری» سرنوشت و حکایت دیوید بلفیلد است،دیوید زندگی و چگونگی فراراز آمریکا و ورود به ایران را تشریح می می کند. او ادعا می کندکه علی اکبر طباطبایی را به حکم ایت الله خمینی رهبر وقت جمهوری اسلامی ایران ترورکرده است. ژان دانیل لافوند کارگردان فیلم آمریکایی فراری یا "حقایق درباره حسن " می گوید: "درسال ۲۰۰۱ در جشنواره فیلم کن در حال تماشای فیلم سفر قندهار به کارگر انی محسن مخملباف ، متوجه حضور بازیگری شدم که مرا متعجب کرد. حضوراو در این فیلم و ایران مرا بر آن داشت که فیلمی درباره او بسازم." دیوید بلفید در هیجده سالگی مسلمان می شود و نام داود صلاح الدین را انتخاب می کند. او در سال ۱۹۸۰ در"واشنگتن "علی اکبر طباطبایی، سخنگوی محمد رضاپهلوی را به قتل می رساند و به ایران فرار می کند. از همین سال نام او در لیست مجرمین تحت تعقیب آمریکا قرار می گیرد.

درباره کارگردان:

حق نشر عکس non
Image caption ژان دانیل لافند کارگردان فیلم حقایق درباره حسن

"ژان دانیل لافوند" در فرانسه به دنیا آمده و حالا در کانادا زندگی می کند، استاد فلسفه بوده اما دنیای فلسفه را رها می کند و به ساخت فیلم های مستند رو می آ ورد در کارنامه هنری او بیش از دوازده فیلم مستند به چشم می خورد، نکته جالب توجه در کارنامه هنری ژان دانیل لافوند این است که او درباره ایران فیلم دیگری به نام "سلام ایران – یک نامه فارسی" ساخته است . در این فیلم کارگردان با همراه فردی به نام "امیر"می شود، امیر پس از هجده سال می خواهد به ایران برود و کارگردان آنچه را که او ایران می بیند به تصویر می کشد. فیلم "آمریکایی فراری " در ۲۰۰۶ ساخته شده است.

ویژگی فیلم:

این فیلم نمونه ای از یک فیلم مستند حرفه ای هست که در آن فیلمساز با تحقیق و جست و جو به کند و کاو درباره ابهامات یک موضوع پرداخته است و سعی کرده دیدگاه های موجود در در این زمینه را بدون قضاوت در اختیار بیننده بگذارد. با اینحال جای مقامات ایرانی در این جست و جو خالی است

فیلم هفته گذشته "و عنکبوت آمد"

در سال ۱۳۷۹ یک سلسه قتل در مشهد انجام شد که دست کم یک سال جو جامعه آن وقت ایران را تحت تاثیر قرار داد. یک سال بعد، بعد از قتل ۱۶ زن، سرانجام قاتل پیدا شد. روزنامه ها به عامل قتل ها لقب قاتل عنکبوتی دادند. قاتل عنکبوتی کسی نبود جز سعید حنایی، یک بنای ساختمان که تصمیم گرفته بود فرمان خدا را در مملکت اسلامی پیاده کند و زنانی را که به نظرش مفسد فی الارض بودند، از بین ببرد.

'و عنکبوت آمد' ساخته مازیار بهاری است.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

هومن از تهران

با تشکر از پخش فیلم های مستندی که ما در ایران از دیدن آنها محروم هستیم، در ارتباط با مستندی که از اعمال قاتل عنکبوتی اکران شده خواهشمندم در خصوص دو دختر خردسالی که مادرشان توسط آقای حنایی به قتل رسیده و در سکانس های مختلف به آنها اشاره شده و زنان تن فروشی که در بخش های دیگر صحبت هایشان در زندان پخش گردیده، توضیح دهید آیا این زنان همان دختران خردسال هستند یا خیر؟ توضیح : خیر اینها شخصیت های دیگری هستند.

نیکی

در تمام مدت فیلم به این موضوع فکر می کردم که اگر قاتل یا خانواده اش، آن کودکان بی گناه و وضعیت اسف بار زندگی آنها را مشاهده می کردند، باز هم می توانستند مادران آنها را مفسده خطاب کنند؟ آیا مرد قاتل هیچ گاه از زنی که قصد کشتنش را داشت پرسید، اگر تن فروشی نمی کردی از چه راه می توانستی امرار معاش کنی؟ و اگر تو نباشی مخارج خانواده ات را چه کسی پرداخت می کند؟ دلم می خواست به همسر قاتل می گفتم: به چشمان زنی که با دستان شوهرش کشته می شود نگاه کن و از او بپرس اگر تو نیز همچو من خانواده ای داشتی که تو را حمایت می کرد، اگر همسری داشتی که به تو عشق می ورزید، اگر مفلوک و رنجور نبودی، اگر متعلق به جایی بودی که می توانستی آن را زندگی بنامی... آیا به این کار روی می آوردی؟ اگر خودفروشی نمی کرد تو زندگی بهتری را برای او در نظر داشتی؟ دختری با آرایش غیرعادی در کنار خیابان ایستاده است. هیچ گاه پرسیدی پولی که دریافت می کند در کجا خرج می شود؟ پرسیدی به کجا تعلق دارد و پشت این چهره بزک کرده چه دردهایی نهفته است؟ چرا قاتل کسانی را که با رانت خواری، رشوه، کلاهبرداری، خوردن حق دیگران به ثروتهای کلان می رسند را مفسد نمی دانست؟ چرا او در صدد کشتن عاملینی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم، در رقم خوردن این روش زندگی برای این گونه زنان دخیل بودند نبود؟

سینا از تهران

حق نشر عکس 3
Image caption سعید حنانی در نمایی از فیلم و عنکبوت آمد ساخته مازیار بهاری

به نظر من حکومت ایران یادگرفته و همواره تلاش می کنه که این گونه افراد با این پتانسیل ها رو جذب کنه و ازشون در راستای پیشبرد اهداف سازمان یافته تری استفاده کند. درست است که حنایی محاکمه شد ولی امثال او در قسمتهایی از حکومت جذب و پرورش داده میشن تا به موقع مثل سرکوب مخالفان،شکنجه،تجاوز و... استفاده بشن،این رژیم خوب می داند که این افکار متحجر رو کجا و چگونه به خدمت بگیره،دیدیم که در فیلم حتی پسر او نیز به نوعی موافق مسیر پدرش بود و از ادامه راه اون ابائی نداشت.

مهرناز

باید ترسید از افکار ناهنجاری که در ذهن پسر حنایی جا خوش کرده.

لیلا

اما به نظر می‌رسد که طرز فکر جامعه سعید حنایی را به عنکبوت تبدیل کرده است و به قول پسر حنایی، عنکبوت‌های دیگری با لباس‌های دیگری در راهند.

ماری

واقعا جالب بود به نظر می رسه که قانون گذاران در تدوین قوانین کشور و جرم انگاری ها کاملا از فرهنگ و دیدگاه های جامعه غافل بوده اند.

پگاه

فیلم تلخ، تکان دهنده و سرشار از حقیقتی بود که با نتیجه گیری موجز و کامل شما تکمیل شد. ممنون از انتخابتون، عالی بود.

حسین

فیلم خیلی قشنگ بود، البته متاثر کننده! فقط میتونم بگم خیلی جای کار وجود داره.

تردید

برای آگاه شدن مردم از اتفاقات پشت پرده ی، اعتقادات توهمی، بی قانونی و بدآموزی های آموزشی یه نام دین، خیلی موثر است _ انتخاب بجایی داشتید _ اما چه باید کرد که پسر بیچاره ی قاتل همون نشه که باهاش تهدید می کرد _ یعنی میشه تیغ جنایت یک عده دیگر که فکرش رو مسموم کردن که به جای ریشه فساد ، میره شاخه های تشنه رو _ زخمی میکنه تا خودشو میوه هاش ، بخشکن ؟ ؟ ما کجای فرهنگ و اخلاق ایستاده ایم ؟ مطمئن باشید یک موجوداتی از همون هایی که دنبال خشونت پروری و ترساندن مردم هستن، مغز اون قاتل بیچاره رو با دلیل های نادرست و پارانوییدی و توهم، پرکردن که جنایت کنه و وعده دادن که نجاتش میدن ولی وقتی نوبت اعدامش رسید،برای اینکه ردی از خودشون و نقشه هاشون باقی نمونه، حکم اعدامش را هم انجام دادن ( با یک تیر چند نشون رو زدن _ مگه میشه ۱۶ تا قتل اونهم با حرف زدن و نشونه دادن در محله به دیگرون ،انجام بده و آخرش بفهمن _ مسئولاش نمی خواستن بفهمن _ میخوان این روش بمونه _ خانواده اش رو هم شیر کرده بودن که حق با قاتله ) _ فرهنگ " زن " ستیزی و توهم کشتن دردمند تا درد از بین بره نه عامل درد _ وای که دلم برای بچه های اون مادر بیچاره ؛ خونه خونه خونه _ دخترهای بی گناهش در دین و ایمون خانواده ی قاتل _ جایی نداشتن ؟! عجب دین و ایمانی ؟

ژاندارک

جالب ساخته بودن، ممنون که پخشش کردین، خیلی تحلیل داره_ دیروز چی بودیم ؟ امروز چی هستیم ؟ فردا چی میشیم! مردهایی که بر مرگ ۱۶زن و این جنایت می خندیدن، برادرهایی که افتخار می کردن_ اما آخرش " قاتل" هم ازبین رفت؟ مردهای عجیبی اند این شوهرها، برادرها، پدرهای ایرانی!!!

بهار

آفرین به مازیار بهاری که همچین فیلم ها یی می سازه. آخر این فیلم که گفتین حنایی محصول یه جامعه خشونت زده ست بهم بر خورد ولی یه کم که فکر کردم دیدم واقعا راست میگین.

آرش

باور او همچنان باقی است.

محبوبه

واقعا مرسی. بسیار دیدنی بود. مکث های فیلم، حرفهای ناگفته ی زیادی داشت.

محمد رضا عبدالهی

واقعا جالب بود از همه جالب تر عقاید بسیار افراطی خانواده قاتل بود. واقعا تو این سرزمین انسان های عجیب وغریب فراوان هست.

سمیرا

در تمام طول فیلم موهای بدنم راست شده بودن و اشک تو چشمهام جمع شده بود...به نظر من این مستند عالی موازی روایت یک قاتل بیمار داشت سعی می کرد خبر از فاجعه پنهان بزرگتری که در جامعه ایران هست یعنی جهل و فقر فرهنگی به بیننده بده و نشون بده تا چه حد میتونه خطرناک باشه. چهره سرد و با اعتماد به نفس قاتل که حاصل رضایتش از اعمالی بود که با شقاوت انجامشون داده بود...،رضایت جماعتی که به تشویق بیشتر قاتل به ادامۀ قتلهاش منجر شده بود... ، حرفهای همسر و مادر قاتل و پشتیبانی اونها از قتل روسپی ها...، انگیزه پسرش برای ادامه راه پدر که توسط همون جماعت مثلاً متدین و خرافاتی بوجود اومده بود ...،درد و رنج روسپی ۱۸ ساله و فرزندان یکی از مقتولین و در کنار همهاینها علل روی آوردن روسپی ها به این کار که منشأ اولیه اش باز فقرفرهنگی بود، همگی به خوبی حکایت از فاجعه ای داشتند که گریبانگیر جامعه ایران امروزه.

کیوان

فیلم تکان دهنده بود، خود قاتل، اطرافیانش و برخی از آشنایانش از اعمال انجام شده دفاع می کردند، همین امر چهره جامعه ای که این وقایع تلخ درش اتفاق افتاده را بسیار سیاه و مریض و خشن به تصویر می کشید، انگار آدمها دو دسته اند دسته اول فاحشه ها و آنان که با آنها سروسری دارند و دسته دوم کسانی که معتقدند فاحشه ها و مردانی که به سراغشان می روند باید از بین بروند. از همه اینها این نتیجه رو میشه گرفت که فیلمساز در مورد سوژه و جامعه دست به قضاوت زده و فیلم یکصدایی شده بود، یعنی با چینش سخنان قاتل و مدافعان وی پشت سر هم هر چند حکایت از ذهنهای غیره سالم و مریض داشت و عدم انعکاس صدای مخالفان مرد قاتل چهره ای مخدوش از فضای ایران را ارائه میداد، همان روزها کسان زیادی تلاش کردند و نوشتند و فریاد زدند و اعمال قاتل عنکبوتی را نتیجه سیاستهای نادرست فرهنگی و اجتماعی سیستم حاکم و نه بر آمده از روند عادی و طبیعی جامعه ایران دانستند. حتم بدانید اکثریت مردم ایران مخالف چنین اعمالی هستند و در فیلم خبری از آنها نبود و همین امر آزار دهنده بود و چه پر قدرتتر می شد این فیلم اگر سراغی از آن خیل کثیر هم بود.

بهزاد

مستند بسیار جالبی بود. فقط جای سوالهای زیادی خالی بود. مثلا چرا با این شجاعت سراغ ضعیف ترین قشر جامعه رفتی؟ یا اینکه بعد از مرگت اگه به خاطر تنگدستی زنت همین کارو بکنه راضی هستی همین برخورد باهاش بشه؟؟

فتوحی

فیلم جالب و متاثر کننده‌ای بود. دفاع از یک جنایتکار و بی‌ ارزش دانستن زندگی‌ ۱۶ قربانی از سوی زن و بچه‌ و دوستان حنایی، واقعا من را هم را شگفت زده کرد. جان انسانها ‌ در این جامعه مریض ما، متاسفانه چقدر بی ارزشه.

محمد شعیب

جالب تر از همه حرفهای پسر قاتل بود که می گفت بعد از پدرم حنایی های دیگر پیدا می شوند که راه پدرم را ادامه بدهند.

علی

وقتی طرز فکر مادر و پدر این بود معلوم دیگه طرز فکر پسرش همین می شه تعصب هر جوریش کوره و باعث این کارا می شه. اون خانم بیچاره ای که باید خرجی یک خانواده را بده کاری هم نداره چی کار باید بکنه تن فروشی آخرین و سخت ترین کاریه که یک زن می تونه بکنه.

مریم

بسیار فیلم تکان دهنده ای بود. خود شخص جنایتکار که به نظر من بیمار بود. ولی تاسف بار تر از آن اینکه افراد خانواده اش هم به نوعی بیماری دچار بودن آنهایی که به راحتی به کوچه و خیابان و مغازه رفتند و از مردم نظر خواهی کردن راجع به این عمل وحشیانه و از همه بدتر مردمی که کار احمقانه این روانی را تایید می کردن. ولی هیچ اشاره ای به این نشد که تو اگر می خواستی ریشه فساد را در جامعه کم کنی خودت هم که قربانیانت را با این منظور به خلوتگاه می کشاندی پس تو خودت از همه فاسد تر بودی.

وودو

دیدن بعضی از این فیلمهای شما دل و جرات می خواد اونقدر که تلخه. ای خدا چه هیولاهایی تو این مملکت زندگی می کنند. دختره نقاشی مامانش را کشیده بود که کشته شده بود و پسره یه جوری از پدرش حرف میزد انگار که یه قدیس بوده و باید بهش مدال هم میدادن چی باعث میشه که یه همچین آدمهایی با همچین افکاری بوجود بیاند.

رضا

ایدئولوژی از سلاح کشتار جمعی خطرناک تره.

زهرا

ایدئولوژی باعث میشه که همچون آدمی به این راحتی از رفتارش نه تنها دفاع که حتی بهش افتخار کنه. ایدئولوژی باعث میشه یه عده که اکثرا هم جوان هستند عملیات انتحاری انجام بدن. ایدئولوژی باعث میشه که اون مسیحی نروژی اون همه نوجوان و جوان رو بکشه و از کارش دفاع کنه. لعنت به ایدئولوژی که عقلانیت رو نادیده می گیره. و لعنت به ایسم ها و مکتب ها که ایدئولوژی رو ترویج می کنه.

امید

تاثیر گذار بود ولی خوش ساخت نبود. شاید همین فجیع بودنش مانع خوش ساختیش شده.

روکسانا

هنوز حالم بده.یک آدم چقدر میتونه روانی باشه.

سامان

تو تمام دنیا روسپیگری وجود داره ولی هیچ جای دنیا اونا رو نمی کشن!!!!.

شاهرخ

این فیلم واقعا رو من تاثیر گذشت چون یاد بچگی خودم میا‌فتم وقتی‌ پسر قتل رو میبینم چون در ایران در یه جامعه بسته خیلی‌ از آدما معتصب رشد می‌کنن خیلی آرزو می‌کنم که پسر این فرد این فیلمو ببین که بدون تو یه جامعه همه به هم رابطه دران که بدون پدرش چندتا خانواده رو یتیم کرد امیدوارم اون کتاب قرانی که اون قبول داره منم قبول دارم بخونه که تو یه آیه اش میگه اگر شما یکنفر را کشتید انگار تمام دنیارو کشتید یا اگر یک گناه کردید انگار همه ادمها گناه کردن تو این دنیا ما همه به هم ربط داریم ولی‌ خیلی دوست دارم بدونه تو همون کتاب داستان هارون و موسی که وقتی‌ موسی برگشت به قومش دید همه گوساله پرست شده اند و فکر کرد این از کم کاریی هارون بوده، بعد به هارون تهمت زد همون جا خدا وحی کرد که ‌ای موسی تو در مقام قضاوت نیستی! ‌ای کاش این پسر بدونه که دین یک چیز شخصی‌ایست . کاش بدونه همون رهبر یا همون حکومت باعث همین ناهنجاری ها هستند نه این که یک آدم از روی بدبختی.

راحله

عالی بود ولی باید برای ریشه کن شدن این تفکر باید کاری کرد. واقعا تا زمانی که این طرز تفکر ریشه کن نشه کشتن یک نفر تاثیری نداره صحبت های پسر سعید حنایی واقعا آدم رو می لرزونه.

آزاده

دلم میخواست یه جوابی به پسر حنایی بدم اون زنهایی که پدرش کشته چرا فاحشه شدن ؟ مسببش مردان هوسرانی نبودن که زن رو در اندیشه نان گذاشتن؟

آذر

تکان دهنده بود بخصوص وقتی که نو جوانی به این راحتی از قتل حرف می زد.

مهدی

با دیدن این فیلم گریه کردم و چهره زشت فقر رو به وضوح دیدم.

فرنوش

الان ۱۰ ساله می گذره، پسرش هنوز زنده است و تو این جامعه داره زندگی می کنه، همین طور که دخترای اون خانوم الان ۱۰ سال بزرگتر شدن، واسه هر دو گروه خیلی سخت بوده.

فرزانه

سعید حنائی قربانی خشونت جنگ بوده زنها قربانی فقر و خشونت بعداز جنگ واون پسر بیچاره قربانی مجموع همه اینها .... متاسفانه اعدام تنها راه حل این جور معضلات در جامعه ماست بدون ریشه یابی و مطالعات بالینی.

علی

زیباترین بخش فیلم جمله ایی بود که مجری برنامه گفت و گویا مازیار بهاری فراموش کرده بود در فیلم بگوید یا در تیتراژ پایانی حک کند: "اگر چه سعید بدار آویخته شد اما تفکری که انگیزه ی این جنایت شد ریشه کن نشده و در ایران باقی مانده است".

محسن

یک بار فیلم را دیدم هنوز فکرم سخت درگیره... نمی دانم اگه یک بار دیگه ببینم چی می شه.

مینا

خیلی خوب بود فیلم این هفته، من که قبلا این فیلم را ندیده بودم. ولی باید از پسر این آقا ترسید تو فیلم که سن کمی داشت ولی گفت آخر فیلم که اگه مردم اصلاح نشن راه پدرشو پیش می گیره و عده بیشتری کشته و قربانی می شوند.

آتی

واقعا آدم با دیدن این آدما می فهمه که چقد جامعه نا امنه و اصلا جایگاه زن تو این کشور چه معنی داره.

سمانه

خیلی فجیعه تازه متوجه شدم کجازندگی می کنم.

سعید خورشیدی

سعید حنایی به درستی نمونه واضح لباس شخصی ها و مریدان آقای خامنه ای است که از روی وظیفه شرعی آدم می کشند. راحتی و اطمینان او در انجام جنایت، بسیار به مریدان خامنه ای شبیه است. در سال ۸۰ برخی از روزنامه های متعلق به جناح راست ضمن هشدار شیوع فساد در جامعه و شماتت مسئولان در بی توجهی به پدیده فحشاء در جامعه اقدام سعید حنایی ها را علنا ستوده اند و کار فقط به نگارش ختم نشد و پس از اعدام وی انصار حزب الله مشهد برای سعید حنایی مجلس ترحیم گرفت و بسیاری از چهره های سرشناس و بنام انصار حزب الله نیز در آن مجلس شرکت جسته ، نشریه ندای ولایت مشهد در همان زمان در تیتر اول خویش از سعید حنایی به عنوان شهید امر به معروف و نهی از منکر نام برد. کار فقط به همین سعید حنایی که اعدام نیز شد ختم نمی شود و از مشهد به کرمان می رسیم ، بدنبال قتل های مشابه و زنجیره ای در کرمان بود که با تحقیقات بسیار طولانی و کند پلیس و اطلاعات نهایتا فاش شد که ، یک گروه از جوانان تندرو مذهبی که تماما از اعضای بسیج نیز بوده اند و در میان آنها دو روحانی نیز وجود داشته است عاملان آن قتلها هستند، این بار بر خلاف آنچه که در مشهد و بر سعید حنایی گذشت نه تنها دادگاه علنی نبوده ، بلکه دیوان عالی کشور با استناد به اینکه عاملان جنایت در اعترافات خود "اعتقاد به مهدورالدم بودن مقتولان" را مطرح کرده بودند، و شنیده ها ی غیر رسمی نیز حاکی از آن بود که قاتلان اعلام نموده بوده اند که فتوای قتل ها را نیز اخذ نموده اند و همچنین با ذکر اینکه "متهمان به قتل بعضا از خانواده‌های شهید داده یا ایثارگر و بسیجی و روحانی می باشند و در دادگاه نیز بر این اعتقاد ابرار داشته و مستندات و احتجاجاتی نیز برای مهدور الدم بودن مقتولان ارائه نموده اند احکام اعدام و حبس صادره از سوی دادگاه های بدوی نقض و تمامی قاتلان که وابستگی هایی هم به برخی مراجع و شخصیت های محلی داشتند، از مجازات تبرئه وبا سلام و صلوات آزاد شدند.

شادی

این فیلم عالی بود. سیطره ی ایدئولوژی ( از هر زاویه) بر همه ی ابعاد وجود ایدئولوگ ها و تکثیر اون در جامعه... بسیاری از حقایق تلخ دنیا رو می شه با دیدن این فیلم به خوبی لمس کرد.

نیروانا

این قبیل قتلها از تمامی قتلهای بشری خطرناک تر و شنیع تر است جایی که قاتل ستایش می شود وقربانیان در دادگاهی خیالی قضاوت ومحاکمه وسپس حکم با به دام انداختن متهم در بی خبری مطلق اوبا قصاوت اجرا میگردد. باید نگران باندهائی باشیم که از این پس شکل می گیرند ودنبال رو حنائی ها هستند.

هدیه

یکی از بهترین مستندهایی که دیدم، اما واقعا برای این سطح تفکر آدم متأسف میشه!! وقتی به پسر گفته می شه باید راه پدر رو دنبال کنی، وقتی پسر با افتخار صحنه جرم نشون میده و یک غروری در صداشه، چی می شه گفت جزء اینکه تأسف خورد.

غزل

پسر حنایی تا لحظه ای که بیرون از خانه نرفت به پدرش افتخار نمی کرد! مردم او رو مذمت نکردن...مردم به او یاد دادند که سرش رو بالا بگیره ...زنی برای شوهرش تریاک می خرید و برای او به زندان می برد...زنی شکم فرزندانش رو سیر می کرد...زنی برای حشیش شوهرش خودفروشی می کرد....و این زنها هنوز از گرسنگی هر شب یک جا می خوابند...مردی در تاریکی زنها را خفه می کند و پسران این مردان به پدران قدیس خود افتخار می کنند. امشب کجای سرزمین من زنی تکه تکه می شود؟ دستت مریزاد آقای بهاری..عالی بود.

شید کام

برای این جامعه، جامعه ای که کار سعید حنایی رو تایید میکنن و می خندن که بله کار خوبی کرده....واقعاً جکار می شه کرد؟ احساس نا امیدی هر روز بیشتر میشه. میشه گفت ما مردم ایران حقمونه که بدبخت باشیم چون معنی زندگیمون با خشونت و بی فرهنگی عجین شده.

امیر حسین

به نظر من اینا هیچ ربطی‌ به اسلام نداره. این آدما همه‌جا و با هر دینی پیدا میشن. دین بازیچه دست اینا شده.

مژگان

از دیدن این همه "سعید حنایی" یکجا توی فیلم بهت زده ام. تماشای این همه انسان عاقل و بالغ که از یه قاتل حمایت می کنند، واقعا تن آدم رو به لرزه می ندازه. متاسفم برای خانوده ی حنایی و برای همه ی حنایی ها.

مصطفی

بله، کار بی شرمانه ایست. اما تعصب بخشی جدایی ناپذیر دز تک تک مردانی هست که ناموس پرست هستند. شما تا چه حد اینگونه هستید؟

ساناز

این مستند از این جهت جالب بود که پسرقاتل می خواست کارپدرش را ادامه بده!

محمد انوری

چرا چهره پسر قاتل را محو نشان دادید ؟ او که از کار پدرش دفاع می کرد چرا نخواست چهره اش نشان داده شود؟

گردآفرید

ممنون از آقای بهاری که چهره ی زشت این بخش متاسفانه عظیم از جامعه رو کاملا بی طرفانه به تصویر کشیدند. باشد که ما، خود ما، فرد فرد ما، به جای افسوس خوردن و دیگری را متهم کردن، کاری برای بهبود فرهنگ جامعه مان انجام دهیم.

مهر

در میزان خشونت, سعید حنایی با همه آدمهای این فیلم و شاید بخش قابل توجهی از آدمهای جامعه ما یکسان است تنها فرق سعید حنایی با بقیه در این بود که او این خشونت را بالفعل کرد اما بقیه همین میزان خشونت رو بالقوه دارند و هنوز بالفعل نشده.

سولماز حسن عابدی

اگه همین سعید خان و زنش و پسرش فقط دو شب گرسنه می موندند و تو سرما می خوابیدن می فهمیدند حال این زنای بی‌چاره رو......، کوتاه نزاری تا چه حد دیگه آخه.

تب ولرز

واقعآ تکان دهنده بود به خاطر تفکرات و شستشوهای مغزی که داده شده تا جایی که یه نوجوان کم سن و سال که بچه قاتل هست میگه من راه پدرم را ادامه خواهم داد بی اینکه بداند که کسانی که تن فروشی کردند برای چه بوده و ایا اینکه همه انسانها آزاد هستند هرکاری بکنند تا جایی که به کسی ضرر نرساند.

کاوه

تحملش خیلی سخت بود. خیلی به آدم فشار وارد می شد. من بیشتر از ۱۵ دقیقه نتونستم تحمل کنم.

فرتاش چلنگری

دهشتناک بود!! مخصوصا وقتی‌ حمایت مردم را از اون بیمار روانی‌ دیدم بیشتر از قبل حالم از جامعه واپسگرا و مریضی که توش زندگی‌ می کنم به هم خورد.

علی شهباز

دو نکته قابل ذکر است: اول این که من می تونم حدس بزنم که همین الان اگر توی ایران همه پرسی برگزار کنند بیش از ۶۰ درصد با کار او موافق اند. دوم، ضد زن بودن تفکر آقای حنایی و جامعه مرد سالار تا به اونجا توی چشم می زنه که این آدم در جواب به حرکت وقیح یک مرد نسبت به همسرش باز هم فقط زن هارو مقصر می دونه.

مجید

از ساختار فیلم خوشم آمد و شاید تمام ویژگی های یک فیلم خوب را داشت. تا آخرین لحظه احساسات من را در گیر کرد و شاید این بارزترین ویژگی یک اثر خوب باشه ، یک طرفه نبودن فیلم و اعتدال در بیان مسایل اجازه فکر کردن را از بیننده نمی گرفت و تا لحظه آخر به این سوال در ذهن قوت می بخشید که علت را باید در کجا جستجو کرد، رک بودن و بی پروا مطرح کردن موضوع را دوست داشتم، در کل فیلم خوش ساخت و جذابی بود که می شود نه تنها به عنوان یک فیلم بلکه به عنوان بررسی مستند یک جامعه در قرن بیست و یکم و مسایل آن مورد توجه و بررسی قرار بگیرد. جناب مازیار بهاری را بابت ساخت فیلم و جناب صلحجو را بابت حسن انتخابشان می ستایم.

آزاده

خواب از سرم پرید و تا ساعت های بیمه شب به آنچه دیده بودم فکر می کردم .جامعه مردان میان سال و جوان ایران فاجعه بار است. مردانی ضعیف و سرکوب شده که تلافی ناکامی شان را بر سر زنان خالی می کنند. خیلی فیلم جالب و گویایی بود و خوشبختانه همه نقش های اول با کمال میل همکاری می کردند.

یاشار

خود فیلم که بسیار عالی بود و روند بسیار خوبی داشت، تصویر برداری، صدا برداری و موسیقی موثری داشت. و در مورد این فاجعه تنها چیزی که به ذهنم می رسه کلمه تحجره.

دنیز

خیلی تاثیرگذار بود و از همه تکان دهنده تر حرفهای پسر قاتل بود و این سوال واسه آدم پیش میومد که تو این جامعه خشونت زده چی و کی تضمین می کنه که این پسری که با این سن کمش این حرفهارو می زد یه سعید حنایی دیگه نشه.

مرجان

نسل های جهالت، نسل های فقر، آیا اگر حتی بتونیم نسل فقر رو ریشه کن کنیم برای نسل های جهالت کاری می تونیم کنیم؟

مریم صیامی

اگه یک نفر، دو نفر، سه نفر......ده نفر....صد نفر فکرشون بیمار باشه شاید بشه درمونشون کرد ولی وای بر جامعه ای که تعداد بیماران روانیش این همه زیاده و سر دمدارانش نه تنها در جهت از بین بردن این بیماری کاری نمی کنند، متاسفانه، چه به طور مستقیم و چه به طور غیر مستقیم این فکر بیمار را پرورشش هم می دهند. بر این افسانه شرط است گریستن.

زکریا

این همه کامنت داده شده، کسی مستقیماً به منشاء این مشکل اشاره نکرده، یکی میگه اسلام !!! یکی میگه تحجر ناشی از آن !!! یکی میگه فقر فرهنگی!!! آیا فکر می کنید اگر فقر موجود نبود ؟ اصلاً این اتفاق پیش می آمد !؟ به دنبال بانی های فقر در این کشور ثروت مند باشید.!!

نیلوفر

فیلم واقعا تکان دهنده بود و نشان دهنده ی این بود که خشونت کل جامعه ی ایران رو فرا گرفته. حرف های پسر حنایی واقعا تلخ و وحشتناک بود. کلا سرنوشت همه ی این بچه هایی که تو این خانواده ها دارن بزرگ میشن چی قراره بشه؟

النا

چرا مردی که جلوی پای این زنان ترمز می کند رو نکشتی ؟! اون زن شاید به هزار دلیل تن به این خفت بزنه ولی اون مردی که با اون همراه می شود چی؟ چیزی به غیر از هوس؟! چرا این قوانین اسلامی فقط برای زنان خون به جوش میاره ؟؟؟

‌شهرام

آقای صلح جوی عزیز من از طرفداران برنامه آپارات هستم و به علت علاقه ای که به سینما دارم برنامه شما را مرتب دنبال می کنم ولی احساس می کنم زمان پخش برنامه یعنی ساعت ۹ شب تعطیل و نشان دادن بطور نسبی اکثرأ فیلمهای متأثر کننده زمان مناسبی نیست ما که در طول ماه و هفته مرتب با وقایع غمیگین سر و کار داریم برنامه شما هم در یک شب تعطیل یا قاتل نشان مردم می دهد یا ایدزی یا بیمار شیمائی و باعٍث می شود تا صبح با مرد عنکنوتی و خانواده و تفکر بیمار جامعه دست به گریبان باشم برنامه شما عالی است اما نه برای یک شب تعطیل.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات
به وقت تهران به وقت کابل به وقت دوشنبه به وقت گرینویچ
پنجشنبه ۲۱:۰۰ ۲۲:۰۰ ۲۲:۳۰ ۱۶:۳۰
تکرار جمعه ۱۱:۰۰ ۱۲:۰۰ ۱۲:۳۰ ۰۶:۳۰
تکرار شنبه ۱۳:۰۰ ۱۴:۰۰ ۱۴:۳۰ ۰۸:۳۰
تکرار چهارشنبه ۲۴:۰۰ ۰۱:۰۰ ۰۱:۳۰ ۱۹:۳۰
تکرارپنج شنبه ۱۶:۰۰ ۱۷:۰۰ ۱۷:۳۰ ۱۱:۳۰

مطالب مرتبط