سومین سالگرد درگذشت خاطره پروانه؛ خواننده ای که در سایه ماند

خاطره پروانه حق نشر عکس no credit
Image caption خاطره پروانه، خواننده توانای خوش صدائی که خاطره مادر خود "پروانه" افسانه ای سال های دور را تداعی می کرد که تنها چند صفحه خش دار از صدایش باقی مانده است

سه سال از درگذشت خاطره پروانه می گذرد. خواننده توانای خوش صدائی که در سال های پر رقابت پس از انقلاب در سایه مانده بود. او خاطره مادر خود "پروانه" افسانه ای سال های دور را تداعی می کرد که تنها چند صفحه خش دار از صدایش باقی مانده است.

"اقدس خاوری" که او را با نام هنری "خاطره پروانه" می شناسیم، در سال ۱۳۰۸ در تهران و در خانواده ای اهل هنر زاده شد. مادر او، پروانه، همانگونه که اشاره کردیم، خواننده معروف سال های نخستین قرن جاری بود که علاوه بر صدای خوش غمگنانه ای که داشت، با نواختن نیز بیگانه نبود.

ویولن را از "حسین خان اسماعیل زاده" و سه تار را از "رضا قلی خان نوروزی" آموخته بود و پس از آشنائی با "حبیب سماعی"، استاد سنتور، با چم و خم این ساز نیز آشنا شده بود. پروانه شوربختانه، در جوانی به بیماری سل درگذشت و خاطره دو ساله را تنها گذاشت. خاطره می گوید نخستین بار با موسیقی از طریق صفحات آواز مادر خود، آشنا شده است.

دیدار با "ابوالحسن صبا" در مدرسه "جهان تربیت" که خاطره در آن به عنوان آموزگاز مشغول به کار شده بود مسیر آینده زندگی او را روشن کرد. در حال خواندن یک قطعه مثنوی برای بچه ها بود که صدایش به گوش صبا رسید و صبا که مادرش را نیز می شناخت او را ترغیب کرد که دنبال کار موسیقی را بگیرد و به عنوان نخستین گام او را به استخدام هنرهای زیبای کشور- وزارت فرهنگ و هنر بعدی- درآورد. خاطره خود می گفت:

"صبا کاشف من بود و مرا به وزارت فرهنگ و هنر آورد. شانس بزرگ من این بود که در آن جا با استادان معروف موسیقی آشنا شدم و از آن ها چیزها یاد گرفتم...و با ارکستر های بزرگ مشغول به کار شدم.."

خاطره مدتی را نزد "عبدالله دوامی" ردیف شناس معروف، به فراگیری چم و خم آواز خوانی پرداخت. از زمره استادان دیگری که در پرورش دانش موسیقی و آواز خوانی او سهم داشته اند می توان از "محمد علی امیر جاهد، فاخره صبا، حسن رادمرد، علی محمد خادم میثاق، حسین دهلوی و فرامرز پایور" یاد کرد. خاطره در شرح مشغولیت های آن زمانی خود می گفت:

"نخستین ارکستری که با آن کار کردم، ارکستر شماره یک هنرهای زیبای کشور بود که صبا آن را رهبری می کرد. با یاری صبا توانستم بعضی از آهنگ های مادرم را بخوانم...پس از مرگ صبا که آقای حسین دهلوی رهبری ارکستر را بر عهده گرفت، باز من خواننده اول ارکستر بودم...بعد با ارکسترهای شماره دو و سه، به رهبری رادمرد و خادم میثاق کار کردم. بعد آقای فرامرز پایور، ارکستر کوچک سازهای ملی را درست کردند. من هم یکی از خوانندگان ارکستر بودم.."

نخستین زن در برابر تلویزیون

خاطره آنگونه که خود می گفت نخستین زن خواننده ایرانی است که در برابر دوربین تلویزیون قرار گرفته است. آن سال ها هنوز سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران بیناد نشده بود. تلویزیون خصوصی "ثابت پاسال" قرار بود به راه بیفتد:

"ما در کراچی بودیم و مشغول برگزاری کنسرت که خبر دادند باید فوری به ایران برگردیم. چون تلویزیون را می خواستند افتتاح کنند...استودیوهای ضبط ابتدا در آبادان بود. این بود که همراه آقای دهلوی و اعضای ارکستر به آبادان رفتیم و برای اولین بار در برابر دوربین قرار گرفتیم. من همراه با ارکستر بزرگ.."مبارک باد شیرازی" را خواندم که خیلی مورد توجه قرار گرفت"

با گشایش رادیو تلویزیون ملی ایران، که دیگر زیر نظارت وزارت فرهنگ و هنر نبود و خود گروه های تازه موسیقی بنیاد می کرد، جا را برای عرضه برنامه های موسیقی فرهنگ و هنر تنگ ساخت.

برنامه های فرهنگ و هنری، منحصر به یک شب در ماه شده بود که آن را هم ارکستر بانوان برگزار می کرد. از سوی دیگر بر شمار خوانندگان فرهنگ و هنر افزوده شده بود و دیگر جای زیادی برای خاطره باقی نمی ماند. شاید این فرایند را بتوان آغاز انزوای تدریجی او به شمار آورد. خاطره در همان سال ها همراه با گروه سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایور کنسرت های ماهانه ای در تالار رودکی برگزار کرده و سفرهای گونه گونی نیز به کشورهای آسیائی و اروپائی داشته و در یک سفر بلند چهار ماهه نیز در شهرهای مختلف آمریکا برنامه گذاشته است.

گروه یاران

بعد از انقلاب اسلامی، خاطره پروانه نیز چون دیگر همتایان خود از آوازخوانی باز ایستاد و در گوشه خلوت و احتیاط به امید آینده نشست.

در سال ۱۳۷۶ با روی کار آمدن دولت آقای خاتمی روزنه هائی برای ادامه کار گشوده شد.

با این حال زنان تنها می توانستند در جمع هم جنسان خود بخوانند.

"به هر حال هر چه بود به از هیچ بود". خاطره نیز مثل بسیاری از زنان اهل موسیقی، به این محدودیت تن در داد و همراه با "اوفلیا پرتو"، پیانو نواز، آهنگساز و سرپرست ارکستر بانوان پیش از انقلاب، به این فکر افتادند که همان ارکستر خاموش مانده را بازسازی کنند.

خاطره خود می گوید: "ارکستر بانوان به این ترتیب پس از بیست سال سکوت، از نو فعال شد. من بودم و خانم پرتو، نوشین عقیلی هم بعد به ما پیوست و اسم گروهمان را گذاشتیم گروه یاران. می خواستیم بگوئیم که هنوز هستیم و زنده ایم..."

در حسرت "روز ازل"

چند سال پیش از مرگ خاطره در یک گفتگوی اختصاصی از او درباره وضعیت موسیقی ایران در سال های پس از انقلاب پرسیدیم:

"مهم تر از همه مشکلاتی است که برای خانم ها پیش آمده است. برای مردان که نباید بخوانند، برای خانم ها هم که می خواهند برنامه بگذارند با هزار جور کارشکنی روبرو می شوند...مثلا هیچ سالنی را در اختیار ما نمی گذارند. وقتی هم که با هزار خواهش و تمنا سالن را می دهند در شب اجرا آزار و اذیت می رسانند...."

خاطره درباره برنامه های مردانه نیز می گفت: "در وهله اول فکر می کنم که آهنگسازی دارد بی بو و خاصیت می شود!..آن وقت ها مرحوم صبا بود، محجوبی بود، خالقی بود...حالا هم البته چند تائی هستند ولی کم آهنگ می سازند، مثل این که سرچشمه ذوقشان خشک شده است! انگیزه برای ساختن آهنگ ندارند..مردها هم بیشتر آواز می خوانند. وقتی هم می خواهند چیز دیگری بخوانند می روند به سراغ آهنگ های قدیمی ما!...مثلا آقای "افتخاری" و آقای "اصفهانی" آهنگ های "مرضیه و دلکش و پروین" و مرا می خوانند..ولی چیز جدید ساخته نمی شود. دیگه "روز ازل" پیدا نمی شود. نه شاعرش هست و نه آهنگسازش و نه انگیزه ساختنش..."

خاطره از تکرار آهنگ های قدیمی در ارکستر زنان می گفت:

"آهنگ هائی که حالا می خوانیم تقریبا همه اش همان قبلی هاست که مورد علاقه مردم است. مردم هنوز با همان آهنگ های قدیمی ما زندگی می کنند!..."

خاطره آینده را تاریک می دید و می گفت: امید زیادی نداریم، فعلا کژ دار و مریز می کنیم، ببینیم چه می شود و کی باز ما را می طلبند!...من وقتی می بینم دختر هفده ساله و زن هشتاد ساله هر دو وقتی که می خوانم، اشک شان در می آید، نیروی کار و پایداری پیدا می کنم. باور کنید نوه من هم حالا در همین شرایط خواننده شده است. به این ترتیب ما در خاندان خود سه نسل خواننده داریم.

در میان آن چه خاطره پروانه خوانده جدا از ترانه های ساخته و پرداخته فرامرز پایور، عماد رام، محمد حیدری، عباس خوشدل و اوفلیا پرتو، قطعاتی چون مثنوی، الهی نامه و مناجات با صدای گرم او مهر ماندگاری خورده است. خاطره صدائی داشت رسا در رده "آلتو" و سازگار با موسیقی سنتی ایران. خش غمگنانه ظریفی که در صدای او بود بر جذابیت آن می افزود.

خاطره قصه نویس

خاطره حدود ده سال پیش توانست سفر مجددی به ایالات متحده آمریکا داشته باشد. در این سفر که به نیت دیدار فرزند انجام شد، فرصتی پیش آمد که با همراهی "امیر کوشکانی" تارنواز، برخی از خوانده های پیشین خود را بازخوانی و در سی دی ضبط کند. در این باز سازی با همه ضعف هائی که دارد صدای او را همچنان رسا و جذاب می شنویم.

در سال های پیش از انقلاب داستان های عاشقانه دنباله داری در مجلات تهران مصور و سپید و سیاه به نام خاطره پروانه منتشر می شد. این آثار بعد هم در سه کتاب جداگانه از سوی انتشارات امیر کبیر منتشر شده است.

خاطره پروانه چند سال آخر عمرش را به تربیت شاگردان آواز خود پرداخت و سرانجام در پانزدهم آبانماه سال ۱۳۸۷ بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت.