هفت‌روز‌کتاب؛ صد سال پوستر فیلم، داستان بلند مهاجر و خطابه های نوبل

تاریخ مصور سینمای ایران به روایت پوستر و اعلام

صد سال اعلان و پوستر حق نشر عکس kk
Image caption جلد کتاب صد سال اعلان و پوستر

کتاب صد سال اعلان و پوستر فیلم در ایران را، که در هفته گذشته رونمائی شد، می توان مرجعی باارزش در عرصه های تاریخ گرافیک و تاریخ فرهنگی و اجتماعی صد ساله اخیر ایران ارزیابی کرد؛ هرچند سانسور، برخی پوسترها را از این مرجع تاریخی حذف کرده و به گفته مولف کتاب "جای یکی‌ دو نمونه شاخص از پوسترهای جریان اصلی سینمای ایران در اواخر دهه‌ ۱۳۴۰ تا اواسط ۱۳۵۰ ، که به هر حال بخشی است از تاریخ سینما و گرافیک ما است، در این کتاب خالی است".

کتاب صد سال اعلان و پوستر فیلم در ایران را مسعود مهرابی تالیف و نشر نظر منتشر کرده است.

گرافیک شاید بیش از هر ژانر هنری دیگر در جامعه حضور داشته، سلایق و پسندهای رایج یا نو را در فرهنگ جامعه منعکس و بر آن ها موثر است.

فیلم، هنر و رسانه ای پرمخاطب است. تنوع موضوعی، ساختاری و کیفی فیلم های سینمائی نیز امکانات متنوع و فضائی گسترده را به گرافیست های پوسترساز عرضه می کنند تا خلاقیت خود را تحقق بخشند.

نفوذ و حضور گسترده گرافیک در جامعه و شاخصه های فیلم زمینه ای مناسب فراهم می کنند تا پوسترهای سینمائی علاوه بر کاربردهای اطلاع رسانی، تبلیغی و ارائه معادلی تصویری برای فیلم، ابعادی مهم از تحول فرهنگی جامعه را نیز منعکس کنند.

پوسترسازی برای فیلم در ایران در دهه چهل با آثار مرتضی ممیز از اعلان های ساده و تبلیغاتی به ترکیبی از خلاقیت هنری و کاربردهای عملی برکشید و این روند حتی در فضای بسته سی سال اخیر نیز ادامه یافت.

مسعود مهرابی، مولف کتاب صد سال اعلان و پوستر فیلم در ایران، از چهره های فعال و پرکار گرافیک، نقد فیلم و روزنامه نویسی در ایران است و آگاهی او بر این عرصه ها در گردآوری، تنظیم و طبقه بندی اسناد کتاب به کار آمده و این کتاب را، چنان که مولف خود گفته است، به "تاریخ مصور سینمای ایران به روایت پوستر و اعلام" بدل کرده است.

کتاب صد سال اعلان و پوستر فیلم در ایران "از آگهی‌ نمایش نخستین اثر سینمایی ایران در عکاسخانه روسی‌ خان در سال ۱۲۸۶ هجری شمسی و تا آخرین آثار در سال ۱۳۹۰" را در بر دارد و "آینه یک قرن گرافیک ایران است".

به گفته آیدین آغداشلو این کتاب "سندی است که به دلیل زمینه و دستمایه خود در حافظه تاریخی ما باقی خواهد ماند" و "توصیف مهرابی از سیر حرکت یک صد‌ ساله این ماجرا بسیار علمی و قابل استناد است."

خدمت به حقیقت و آزادی در خطابه های نوبل

حق نشر عکس no credit

اگر نه همه که اغلب برندگان جایزه ادبی نوبل از قله های شعر و داستان نویسی جهان و از استادان بزرگ و خلاق کلام اند و کوشیده اند تا منظر، نگاه و تحلیل خود را در باره جهان و انسان دوران خود، در باره ادبیات و کلام و فرهنگ و در باره چالش ها، مفاهیم، مباحث و مسائل مهم جهان در خطابه ای موجز اما پربار و پرمعنا بیان کنند.

کتاب "خدمت به حقیقت، خدمت به آزادی"، که با ترجمه رضا رضائی در هفته های اخیر منتشر شد، خطابه های نوبل برخی از مشهورترین نویسندگان جهان از جمله آلبر کامو،‌ هرولد پینتر‌، اورهان پاموک،‌ دوریس لسینگ‌، ژان ماری گوستاو لوکلزیو،‌ هرتا مولر و ماریو بارگاس یوسا را در بر دارد.

خطابه های ترجمه شده در این کتاب جز در مورد خطابه آلبرکامو از میان خطابه های برندگان جایزه نوبل در سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ برگزیده شده و هم از این روی برخی مفاهیم، نظرها و مباحث تازه و نو را در برداشته و برخی پرسش های معاصر را در برابر خواننده مطرح می کنند.

خدمت به حقیقت، خدمت به آزادی، هنرمند و زمانه او، هنر، حقیقت و سیاست، چمدان پدرم، کسانی که نوبل نمی ‌برند، در جنگ تناقض‌ها، بدون بیم و امید می‌میریم و در ستایش خواندن و نوشتن از سر فصل های این کتاب است.

کتاب "خدمت به حقیقت، خدمت به آزادی" را نشر نگاره منتشر و علی میرزائی ویراستاری کرده است.

داستان بلند مهاجر، بافت تراژیک و طنز در ساختاری منسجم

آثار جوان ترین نسل داستان نویسان ایرانی داخل و خارج از کشور، که گاه نسل چهارم نامیده می شود، از منظر کمی بر آثار نسل های پیشین پیشی گرفت و از منظر ارزش های هنری و ادبی و عمق نگاه و بینش به بازتولید یکی دو الگوی تولید انبوه محکوم شد اما شماری معدود از داستان نویسان این نسل با خلق آثاری باارزش و جذاب از این محدوده فرا رفتند و داستان بلند مهاجر، نوشته علی نگهبان، که در هفته های اخیر در خارج از کشور منتشر شد، از این دست است.

بابک، راوی داستان بلند مهاجر، که از نسل چهارم برخاسته، از وحشت استبداد به سرمای تبعید گریخته و در همان چنبره موقعیت ناانسانی گرفتار آمده، در آخرین پاراگراف های داستان و چند لحظه پیش از خودکشی به ترجمه شعری از درک والکات فکر می کند و تامل بر این شعر او را از خودکشی بازمی دارد. شعر زندگی فیزیکی راوی را نجات می دهد اما او را از موقعیت ناانسانی رها نمی کند.

بابک، از نسلی است که کودکی و نوجوانی خود را در انقلاب و جنگ گذراند، نخستین گام های حیات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی خود را به دوران استقرار استبداد برداشت، افق تجربه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این نسل را مرزهای بسته، سرکوب سیاسی و فقر فرهنگی جامعه کور کرد، برای برساختن جامعه ای بهتر برخاست اما در همان گام های نخست با تیغ استبداد فلج شد. شماری از این نسل به خارج گریختند.

مهاجران ثروتمند ایرانی در داستان بلند مهاجر حضور ندارند اما اغلب مهاجران این کتاب چون محبوبه و فریبا، دو شخصیت داستان، در برون مرز نیز الگوی "طبقه متوسط ایرانی" را ادامه می دهند.

فریبا زندگی خود را با پرسه زدن در فروشگاه ها یا تماشای مدام تلویزیون می گذراند و مجبوبه با میهمانی ها و مدهای لباس کلیشه ای و تظاهر به هنرمندی.

ابوالحسن، از شخصیت های اصلی داستان مهاجر، می کوشد تا قالب ایرانی بودن را بشکند و نام خود را به زبیگنیو تغییر می دهد که در هیچ فرهنگ و زبانی ریشه ندارد. با همین نام نه در متن، که در حاشیه جامعه میزبان زندگی می کند اما با نام ابوالحسن دفن می شود.

داستان مهاجر در یکی دو پاراگراف که نویسنده می کوشد تا تصویر به تقریب رمانتیک خود از فرهنگ ایران باستان و برتری این فرهنگ بر اسلام را به داستان تحمیل و به خواننده القا کند، افت می کند چرا که این مضامین در بافت داستان جذب و درونی نشده اند اما طنز قوی و پیرنگ پرکشش داستان و فضا و شخصیت سازی ماهرانه نویسنده به خواننده امکان می دهند تا از این پاراگراف ها به سرعت بگذرد و داستان را دنبال کند.

طنزی که در زبان، حادثه، موقعیت و شخصیت ها ساخته شده و به ویژه توانائی نویسنده در بدل کردن خود و موقعیت تراژیک به موضوع طنز، بر جذابیت داستان مهاجر می افزاید و زبان، جز در پاره ای از پاراگراف ها، داستان را به روانی به خواننده منتقل می کند .

مطالب مرتبط