گفتگو با شارلوت رمپلینگ؛ بازیگر فیلم برنده جایزه داوران جشنواره رم

حق نشر عکس Getty

شارلوت رمپلینگ از بازیگران استثنایی سینماست. رمپلینگ که با بازی در فیلم پرسر و صدای "نگهبان شب"، ساخته لیلیانا کاوانی (در نقش زنی که روابط پیچیده سکسی سادومازوخیستی را با شکنجه گر سابقش تجربه می کند) به شهرت جهانی رسید، در دهه هفتاد و هشتاد، نقش زنانی زیبا را بازی می کرد که رازآلود به نظر می رسیدند و جذاب؛ او در دهه های بعد در نقش زنی قوی و محکم اما غالباً سرد و مغرور ظاهر می شد. هر چند، در گفت و گو با او، از این که او را بازیگر نقش "زنان سرد" خواندم، چندان خشنود به نظر نرسید.

شارلوت رمپلینگ در سال ۱۹۴۶ در بریتانیا به دنیا آمد و از هفده سالگی، کارش را به عنوان مدل آغاز کرد.

او در یکی از فیلم های ریچارد لستر نقش کوتاهی داشت که نامش در عنوان بندی قید نشد، اما در سال ۱۹۶۹ با بازی در "نفرین شدگان" ساخته لوکینو ویسکونتی، فیلمساز کهنه کار ایتالیایی، در نقش زن جوانی که در دوره جنگ دوم جهانی، به کمپ نازی ها فرستاده می شود، توجه منتقدان را به خود جلب کرد و به عنوان بازیگری که در چهره اش "راز، حساسیت و تراژدی تمام عیار" دیده می شود، ستایش شد.

بازی در "نگهبان شب" (۱۹۷۴)، رازآلودگی و اسطوره ای بودن شخصیتش را بسط داد و به قول خودش درها را برایش گشود تا بعدتر در فیلم هایی از وودی آلن و سیدنی لومت بازی کند.

در سال های پس از ۲۰۰۰، او بیشتر نقش زنانی را بازی کرد که با وجود آن که سن و سالی از آنها رفته، هنوز با مساله سکس درگیرند. در "به سوی جنوب" نقش زن بریتانیایی نسبتاً پیری را بازی کرد که در سواحل هاوایی به شکار پسران جوان برای سکس مشغول است.

شارلوت رمپلینگ در یکی از معروف ترین و ماندگارترین نقش هایش در فیلم "استخر" ساخته فرانسوا اوزون، نقش نویسنده میانسال مرموزی را بازی می کند که با یک دختر جوان زیبا بر سر یک مرد رقابت پنهانی دارد. نام شخصیت او در این فیلم برگرفته از نام خواهر شارلوت رمپلینگ است که در ۲۳ سالگی خودکشی کرد و شارلوت قضیه خودکشی او را تا زمان مرگ مادرش (در سال ۲۰۰۱) مخفی نگه داشت.

آخرین فیلم او با عنوان "چشم توفان" ساخته فیلمساز استرالیایی، فرد شپیزی، به تازگی در جشنواره رم به نمایش درآمد و جایزه هیات داوران را برد. رمپلینگ در این فیلم نقش پیر زن اشرافی ای را بازی می کرد که دختر و پسرش پس از سال ها به دیدار او آمده اند در حالی که چشم به میراثش دارند و خاطره هایی تلخ هم سر باز می کنند.

او به تازگی در فیلم های "من، آنا" و "دریا" بازی کرده است که هنوز در مرحله تولید قرار دارند.

در حاشیه نمایش فیلم "چشم توفان" در جشنواره فیلم رم فرصت گفت و گویی با شارلوت رمپلینگ دست داد؛ به دلیل توقف یک روزه اش در رم، این گفت و گو بسیار کوتاه بود.

شما با فیلمسازان شناخته شده مختلفی کار کرده اید، از لیلیانا کاوانی و لوکینو ویسکونتی تا فرانسوا اوزون. کار با فرد شپیزی، کارگردان استرالیایی چطور بود؟ چقدر با بقیه کارهایتان تفاوت داشت؟

Image caption پوستر فیلم استخر

تفاوت زیادی داشت. جهان دیگری بود. این کار درباره زندگی یک زن بود و همه چیز در رختخواب اتفاق می افتاد؛ زنی که بیمار است و در رختخواب روزگار می گذراند. این نکته این شخصیت را جالب می کرد. او به سختی حرکت می کرد و فقط با حرف زدن می توانست ارتباط برقرار کند و در دنیایی مورفینی پر از رویا زندگی می کرد. برای همین کار کردن روی آن برایم چیز تازه ای بود. همه چیز به این برمی گردد که چه حسی درباره کاراکتر داری. فرد شپیزی کارگردان خوبی است و این فرصتی بود برای کار با او، همچنین کار با جفری راش و جودی دیویس. همه چیز مجموعه ای را به وجود می آورد که من دوست داشتم.

چه حسی داشتید درباره الیزابت، شخصیتی که نقشش را بازی می کردید؟ همان طور که گفتید زن خاصی است که حالا بیمار است و خاطراتش را به یاد می آورد که با رویا و خیال هم می آمیزد. چیزی مشترک بین شخصیت شما و این زن هست؟

بله هست. فکر می کنم شباهت هایی در شخصیت ما هست. یک جاهایی از این شخصیت به من مربوط می شود. من یک چیزهایی را در این شخصیت حس می کنم. بازیگر همیشه یک چیزهایی را از یک شخصیت حس می کند و بیرون می ریزد. فکر می کنم این زن یک جایی با من هست. نه دقیقاً رفتار و کردارش، بلکه منظورم روحش است. من سعی کردم روح الیزابت را درک کنم.

فکر می کنید هیچ نگاه فمینیستی ای در این فیلم و در شخصیت شما در فیلم وجود دارد؟

ممکن است... فیلم در دهه هفتاد اتفاق می افتد و آغاز جدی دوره فمینیسم. می توان بگویم او از اولین زنانی است که کاملاً آزاد زندگی می کند و تصمیم می گیرد که چطور باشد و چطور رفتار کند، نه این که پیرو جامعه و مذهب باشد. او هر چه می خواهد، می گوید و شاید هم خیلی تند می رود... اما در مجموع از این زاویه هم می شود به فیلم نگاه کرد.

شما در ایران بیشتر با بازی در فیلم "نگهبان شب" شهرت دارید. این تجربه چطور بود و حالا پس از گذشت این همه سال درباره آن چه فکر می کنید؟

فکر می کنم فیلمی بود که بخت من در آن نهفته بود. فیلمی بود که درها را برای من باز کرد. خیلی ها را به خاطر زوایای مختلف اش تحت تاثیر قرار داد و به طرز غریبی چیزهایی را پیشنهاد می کرد که تماشاگر درباره خودش نمی داند. واقعاً به زبان سینما بود و برای خیلی ها یک کشف بود. خیلی ها چیزهای زیادی را از خلال این فیلم کشف کردند؛ چیزهایی درباره احساسات و کارهایی که ما در قبال یکدیگر انجام می دهیم.

در بیشتر فیلم ها شما نقش یک زن سرد را بازی می کنید. این طور است؟

این برداشت شماست!

مطالب مرتبط