هفت‌روزکتاب؛ شعر م. آزاد، کتابهای مارکز و تقدیر از بینانگذار امیرکبیر

مثل پرنده ای که در او شور مردن است/ مثل شکوفه ای که در او شور ریختن/ مثل همین پرنده خاموش کاغذی/ آن جا نشسته بود

نگاه اش پرنده وار و پشت او به باران/ باران پشت پنجره بارید و ایستاد...

من بیم داشتم که بگویم پرنده را/ نه سال پیش/ توی بساط دستفروشی خریده ام/ و چشم های او را از شیشه های سبز تهی کرده ام

من بیم داشتم که بگویم/ اتاق من خاموش و کاغذی است/ باران پشت پنجره باران نیست

باران پشت پنجره بارید و ایستاد

من بیم داشتم

مثل همین شکوفه خاموش/ مثل همین پرنده خاموش/ آن جا نشسته بود/ و پشت او به پنجره

من بیم داشتم/ که شبی/ موریانه ها

بیداد کرده باشند

شعر "بیم داشتم" از مجموعه شعر م. آزاد

شعری که مخاطب را به چالش می کشد

م. آزاد، محمود مشرف تهرانی، از خلاق ترین چهره های شعر فارسی و از انگشت شمار صداهای متمایز، متعالی و ماندگار شعر معاصر است.

م.آزاد به دوران حیات خود چند گزیده شعر چون "گزینه اشعار"، "باید عاشق شد و رفت" و "بهار زائی آهو" را منتشر کرد و در سر داشت که مجموعه شعرهای خود را نیز منتشر کند اما تیغ مرگ امان نداد و آزاد در دی ماه ۱۳۸۴ درگذشت.

۶ سال پس از مرگ او و در آستانه دی ماه انتشارات نگاه در روزهای گذشته مجموعه شعرهای م. آزاد را برای اول بار منتشر کرد.

این مجموعه شعرهای "دفترهای دیار شب"، "قصیده‌ بلند باد"، "آیینه‌ها تهی ا‌ست"، "با من طلوع کن" و "گل باغ آشنایی" را در بر دارد.

شعر روان و چند لایه آزاد

شعر آزاد با شاخصه هائی چون تجربه های غنی شاعرانه، شناخت عمیق و آگاهی گسترده اما فردی و یگانه بر جهان، انسان و موقعیت، ذهن و روانی که شعر شکیل، متعالی، منسجم و خوش ساختار را در لحظه های ناب آفرینش بر قلم او روان می کرد، تصاویر چند بعدی، استعاره، تشبیه، ابهام، ایهام و ترکیب هائی که لایه های گوناگون خود را در هر بار بازخوانده شدن شعر از نو آشکار و تعریف می کنند، مشخص می شود.

تسلط آزاد بر زبان و ادب کلاسیک فارسی، شناخت آزاد از زبان و ادبیات معاصر انگلیسی و پشتوانه غنی آگاهی های اجتماعی و فرهنگی آزاد به بهترین شعرهای او غنا می بخشند.

شعر آزاد از منظر روانی و بافت زبانی به شعر سهل و ممتنع سعدی، از منظر چندلایگی معناهای شاعرانه به شعر حافظ و از منظر تصویر سازی به بهترین شعرهای نظامی شباهت می برد اما آزاد از این همه برمی گذرد و با جذب و درونی کردن موقعیت انسان معاصر، بسط تجربه های نیما در وزن و فرم شعر و خلق لحن و زبانی مستقل و متمایز به چشم اندازی تازه می رسد.

آزاد روشنفکری چپگرا و با اصطلاحات رایج دهه های چهل و پنجاه «متعهد و معترض» بود و از دهه پرتلاطم سی تا دیماه ۱۳۸۴ که درگذشت، بر موضع اعتراضی خود باقی ماند.

اما آزاد، حتی در دهه های سی، چهل و پنجاه، که اعتراض و تعهد هنوز معیاری جدی در ایران بود، برخلاف برخی همنسلان چپ گرای خود چون سیاوش کسرائی، استعداد شعری خود در پای شعر پیام رسان قربانی نکرد و حتی برخلاف شاملو، که سیاست شورشی را به شعر برکشید، سیاست را تنها آن گاه به شعر خود راه داد که چون هر مفهوم، بینش و نگاه غیر شعری و چون همه اشیاء و موقعیت های اجتماعی یا روان شناختی بشری، از لایه ها و صافی های شاعرانه و زبان و جهان شعری آزاد بگذرند و در این گذار از خود به درآمده و در لایه های تودرتوی شعر او جذب و محو شوند.

مرور زندگی

م. آزاد در سال ۱۳۱۲ متولد شد. در دانشگاه و نزد کسانی چون فروزانفر و خانلری زبان و ادبیات فارسی خواند و سال ها در این عرصه تدریس کرد.

نخستین دفتر شعر آزاد با عنوان "در دیار شب" در سال ۱۳۳۴ با مقدمه ای از احمد شاملو منتشر شد.

شاملو گیرنده هائی قوی داشت و بسیاری از حوادث را پیش از رخ دادن و بسیاری از استعدادهای ادبی را پیش از شکوفائی بو می کشید.

شاملو در همان شعرهای نخستین دفتر شعر آزاد، با گیرنده های قوی خود، خلاقیت شاعری را دریافت که پس از تجربه های نخستین خود برخی از بهترین شعرهای زبان فارسی را خلق کرد.

اما آن چه شاملو در مقدمه خود بر نخستین دفتر شعر آزاد ضعف شعر آزاد می پنداشت، بعدتر به قدرت شعر آزاد بدل شد.

دهه سی دهه جنبش ملی کردن نفت، قدرت گیری حزب توده و تلاطم های سیاسی و دهه شعر به اصطلاح متعهدی بود که توده ها را مخاطب و مسائل سیاسی را موضوع خود فرض می کرد.

شاملو در فضای این دهه بر آزاد خرده گرفت که "در این اشعار تلاش هست، اما مسؤولیت در برابر مخاطب فراموش شده است. آزاد این مسؤولیت را بزودی درخواهد یافت. من این را یقین دارم."

اما م. آزاد مسئولیت در برابر مخاطب را نه با سرودن شعرهای سیاسی پیام رسان، که با ارتقاء ذهن و جهان مخاطبان تعریف می کرد.

شعر آزاد، چنان که شاملو به درستی دریافته بود، از حد و سطح شعرهای نخستین دفتر او برگذشت اما حتی در اوج خود در دهه های چهل و پنجاه نیز به بدل کردن شعر به ابزاری برای پیام رسانی و قالبی برای بیان تعهد اجتماعی تقلیل نیافت و شعر را نه برای مخاطب آسان گیر که برای مخاطبی خلق کرد که خواندن شعر را چالشی لذت بخش و کشفی ذهنی تلقی می کند.

شعر آزاد همواره شعری چند بعدی ماند که ذهن و جهان مخاطب را به چالش می کشد تا خواننده شعر را از جهان دانسته های خود فراتر برده و با دعوت کردن مخاطب به تامل و کشف شعر در لایه های زبان، چشم اندازهای دیگری را بر مخاطب بگشاید.

محبوبیت برخی شعرهای ساده آزاد چون شعر نامه با مطلع «من از آسمان سخت نومیدم ای دوست»، گل باغ آشنائی با مطلع «گل من ، پرنده ای باش و به باغ باد بگذر» بادها در گذرند با مطلع «باید عاشق شد و خواند» و شعری با مطلع «بی تو خاکسترم، بی تو ای دوست» از محافل روشنفکری فرارفت و چون برخی شعرهای رومانتیک فریدون مشیری در میان مردم عادی نیز رواج یافت اما بهترین شعرهای آزاد چون شعر «بیم داشتم»، که در آغاز این یادداشت آمده و تصویری گویا از فضای در حال فروپاشی دوران سرایش خود به دست می دهد، با حفظ فاصله با مخاطب او را به چالشی لذت بخش برای کشف معناهای نهفته خود دعوت می کنند.

در حاشیه و متن

به قلم م. آزاد تحلیلی در باره شعر فروغ با عنوان «پریشادخت شعر» منتشر شده است.

آزاد از مترجمان زبر دست شعر نیز بود و مجموعه ای از شعرهای کارل سندبرگ، مجموعه ای با عنوان «شعرهای شگفت ادیسه» و شعرهای بسیاری را از شاعران انگلیسی زبان ترجمه و منتشر کرد.

ترجمه رمان مشهور ویلیام گولدینگ با عنوان "بعل زبوت" را بهترین ترجمه این اثر در زبان فارسی می دانند. این رمان پس از ترجمه آزاد چندین بار و با نام های گوناگون از جمله سالار مگس به فارسی ترجمه و منتشر شد .

آزاد منتقدی تیزبین نیز بود و نوشته های او در باره شعر و شاعران معاصر فارسی در نشریاتی چون آرش ۱ تا ۱۳ در دهه های چهل و پنجاه از عمیق ترین و تامل برانگیزترین نمونه های جدی نقد شعر در زبان فارسی است.

آزاد همکاری با نشریات ادبی را از دهه سی و با همکاری با شاملو آغاز کرد، پیش از انقلاب از همکاران ثابت نشریه آرش بود و پس از انقلاب با مجله آدینه همکاری داشت.

م . آزاد از دهه چهل به بعد در ارتقاء ادبیات کودکان ایران نیز سهمی خلاق داشت.

آزاد در بیش از ۵۰ کتاب که برای کودکان نوشت زبانی مناسب داستان کودک خلق کرد و آثاری در این عرصه باقی گذاشت که به سرعت با جهان و ذهن کودکان پیوند یافته و با زبانی روائی، روان، ساده و متناسب با ذهن کودکان بار داستان را بدانان منتقل می کنند.

م. آزاد در دهه پایانی عمر خود با مشکلات بسیار درگیر بود اما چنان که در مقدمه مجموعه شعرهای آزاد آمده است «کسانی که او را از نزدیک می ‌شناختند می ‌دانند که در پس آن چهره‌ صمیمی و چشمان غمین چه خلوصی نهفته بود و چه جان شیفته‌ای آن قامت تکیده را برپای می ‌داشت. آزاد سمبولی از شرف آدمی بود به دوران روزمرگی ‌ها و مزدستانی ‌ها. آزاد به رغم گرفتاری ‌ها و بیماری تن به هر کاری نداد و جوهر انسانی خود را پاک و بی‌آلایش حفظ کرد.»

یادداشت های جوانی مارکز و داستانی مرموز

حق نشر عکس AFP
Image caption دو کتاب از مارکز در روزهای اخیر در ایران منتشر شده است

یادداشت های دوران جوانی گابریل گارسیا مارکز، دورانی که هنوز رمان معروف صد سال تنهائی خود را ننوشته بود، از جذاب ترین یادداشت های اوست.

برخی داستان هائی که مارکز پیش از شهرت عالمگیر و انتشار رمان هائی چون صد سال تنهائی و پائیزپدرسالار نوشته است نیز از زیباترین داستان های نویسنده ای است که جایزه ادبی نوبل را همراه با شهرت و محبوبیت عمومی در اغلب کشورهای جهان در کارنامه خود دارد.

ترجمه فارسی یادداشت های روزگار جوانی مارکز با عنوان "نوشته های کرانه ای" و ترجمه داستانی از همان روزگار با عنوان "داستانی مرموز" به تازگی منتشر شده اند. هر دو کتاب را "بهمن فرزانه" ترجمه و نشر ثالث منتشر کرده است.

مارکز در یادداشت های روزگار جوانی خود که در سال های ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۵ نوشته است، کشمکش های فکری و روانی نویسنده ای جوان را توصیف می کند که طرحی بزرگ چون رمان صد سال تنهائی و طرح هائی چون داستان «دوازده داستان سرگردان» را در سر دارد و در تب و تاب خلق و آفرینش می سوزد.

در یادداشت های جوانی مارکز چالش های نویسنده ای که ذهن او آبستن اثری بزرگ است با تردستی گزارشگری چیره دست توصیف می شود و خواننده از منظر این یادداشت ها به جهان ذهنی یکی از خلاق ترین نویسندگان دوران ما به دوران خلق بهترین آثار او سفر می کند.

مارکز یادداشت نویسی را دوست دارد و کتاب "یادداشت‌های پنج‌ساله" او نیز، که به دوران شهرت خود نوشت، از مشهورترین آثار او است.

گابریل گارسیا مارکز برای خواننده فارسی نامی بسیار آشنا است و بهمن فرزانه نیز از مترجمان معتبر ایرانی است که پیش از این کتاب های بسیاری را به فارسی ترجمه و منتشر کرده است.

ترجمه بهمن فرزانه از کتاب های "بادبادن کاغذی"، گزیده ای از داستان‌ های لوئیجی پیراندلو و رمان "طوطی" نوشته‌ سوزانا تامارو را نیز نشر کتاب پنجره اخیر منتشر کرد.

تجلیل از بنیانگذار موسسه انتشاراتی امیرکبیر

عبدالرحیم جعفری در سال ۱۲۹۸ متولد شد. تنگدست بود و کار خود را در دهه سی با کتابفروشی در کنار خیابان ها آغاز کرد.

با تکیه بر هوش، استعداد و پشتکار خود به ناشر بدل شد، انتشاراتی امیرکبیر را بنا نهاد و این موسسه را به بزرگ ترین و پرکارترین انتشاراتی ایران بدل کرد.

امیرکبیر به دوران مدیریت جعفری بیش از ۲۸۰۰ کتاب و فرهنگنامه منتشر و ۱۲ کتابفروشی در تهران دایر کرد.

پس از انقلاب موسسه انتشاراتی امیرکبیر و همه کتابفروشی ها، اموال و قراردادهای کتاب این موسسه مصادره شد و جعفری نیز چندی به زندان افتاد.

موسسه انتشاراتی امیرکبیر پس از آقای جعفری به تدریج به موسسه ای کم کار و بی رونق تقلیل یافت و اغلب کتابفروشی های موسسه در تهران به فروشگاه های کالاهای مصرفی بدل شدند.

عبدالرحیم جعفری حکایت بنا نهادن انتشاراتی امیرکبیر، مصادره این موسسه و داستان زندانی شدن خود را در کتاب سه جلدی "در جست و جوی صبح" روایت کرده است.

"در جست و جوی صبح" حکایت مردی است که از تنگدستی و کتابفروشی در کنار خیابان ها برآمد، بزرگ ترین موسسه انتشارتی ایران را برپا، مدیریت و برخی از مهم ترین آثار فرهنگی زبان فارسی را منتشر کرد و پس از انقلاب شاهد نگران وغمزده برباد رفتن و فروپاشی حاصل عمر خود شد.

هفته گذشته، به مناسب هفته کتاب و سالروز تاسیس موسسه انتشاراتی امیرکبیر، جمعی از نویسندگان، مترجمان، شاعران و ناشران ایرانی در مراسمی ازعبدالرحیم جعفری تجلیل کردند.

تجلیل از جعفری در سالروز تاسیس موسسه امیرکبیر، که از انقلاب تا کنون به مالکیت دولت درآمده، دستکم این پیام را داشت که ناشران و خلاقان فرهنگ ایران همچنان بنیان گذار امیرکبیر را موسسه او می دانند، مصادره این موسسه را روا نمی دارند و کار و قدر ناشران و خدمتگذاران فرهنگ را از یاد نمی برند.

مطالب مرتبط