آندره وایدا فیلم زندگی لخ والسا را کلید زد

به روز شده:  16:45 گرينويچ - جمعه 25 نوامبر 2011 - 04 آذر 1390

آندره وایدا، سینماگر ۸۵ ساله به عنوان یکی از مهمترین سینماگران لهستان پس از جنگ جهانی دوم شناخته می‌شود

آندره وایدا فیلمبرداری فیلمی درباره لخ والسا، برنده جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۸۳ و رئیس جمهور پیشین لهستان، از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵ را شروع کرد.

سینماگر نامی لهستان در یک کنفرانس مطبوعاتی در ورشو درباره کارگردانی این فیلم گفت: "دلم نمی‌خواهد، اما مجبور هستم!" این همان جمله معروفی است که والسا به زبان آورد، هنگامی که پس از سقوط رژیم کمونیستی، به ریاست جمهوری لهستان انتخاب شد.

آقای وایدا تأکید کرد که لخ والسا با کارگردانی این فیلم توسط او موافقت کرده است. سینماگر ۸۵ ساله افزود که کار بسیار دشواری را به عهده گرفته است.

در این فیلم، نقش لخ والسا را روبرت ویکیه‌ویچ ایفا می‌کند، که ظاهری کمابیش شبیه والسا دارد. بازیگر برجسته سینما و تئاتر لهستان می‌گوید: "کار مشکلی در پیش دارم. خیلی سخت است نقش کسی را ایفا کنم که هنوز خودش زنده است."

آقای ویکیه‌ویچ می‌افزاید: "والسا یکی از مشاهیر لهستان است. در این کشور آدم‌های زیادی درباره زندگی و شخصیت او تحقیق کرده‌اند و هر یک برای خود عقیده‌ای دارند."

پرهیز از قهرمان‌سازی

آندره وایدا به خبرنگاران گفت که در فیلم خود، تکه‌های مستندی از ماجرای اعتصاب کارگران کشتی‌سازی بندر گدانسک (دانسیگ) را نشان خواهد داد.

"برخی از تاریخ‌نگاران و پژوهشگران عقیده دارند شواهدی وجود دارد که سازشگری یا حتی همکاری لخ والسا را با سندیکاهای وابسته به دولت کمونیستی و حتی پلیس امنیتی آن، ثابت می‌کنند. والسا این ادعاها را "تهمت دشمنان" خود دانسته است"

اعتصاب به رهبری سندیکای مستقل اما غیرقانونی "همبستگی" شروع شد و چندین ماه ادامه یافت.

طی همین اعتصاب طولانی بود که لخ والسا به عنوان کارگری مبارز و سازش ناپذیر به شهرت رسید. او پس از سرکوب خونین اعتصاب دستگیر شد و به خاطر "اقدامات ضدسوسیالیستی" به یک سال زندان محکوم شد.

او در سال ۱۹۷۶ از کار اخراج شد و زندگی خود را وقف سازماندهی اعتراضات کارگری کرد.

اعتصابات کارگری لهستان اولین ضربه بزرگی بود که در دهه ۱۹۷۰ بر "اردوگاه سوسیالیستی" وارد آمد و سقوط نهایی آن را در پایان دهه ۱۹۸۰ رقم زد.

یانوش گلواسکی که سناریوی فیلم "والسا" را نوشته است، می‌گوید قصد دارد او را چون فردی انسانی نشان دهد و نه یک قهرمان. او توضیح داد: "من نوشتن فیلمنامه را قبول کردم چون وایدا به من گفت قصد ندارد با ساختن این فیلم بنای یادبود دیگری برای لخ والسا بسازد."

فیلم سینمایی "والسا" که قرار است در سال ۲۰۱۲ به روی پرده بیاید، زندگی سیاسی این رهبر سندیکایی را به تصویر می‌کشد: از اولین فعالیت‌های او در اعتراضات خیابانی دهه ۱۹۷۰ تا سخنرانی مهم او در کنگره ایالات متحده در سال ۱۹۸۹.

والسا پس از فروپاشی نظام وابسته به "اتحاد شوروی" در لهستان، در سال ۱۹۹۰ به عنوان نخستین رئیس جمهور دوران "پسا کمونیستی" انتخاب شد.

والسا در سال ۱۹۸۳ جایزه صلح نوبل را دریافت کرد ولی در مراسمی که در اسلو برگزار می شد شرکت نکرد چرا که می ترسید اجازه بازگشت به لهستان را پیدا نکند

سایه روشن‌های یک زندگی "پرافتخار"

لخ والسا، متولد سال ۱۹۴۳، زندگی پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است. او کارگر ساده‌ای بود که تنها با مبارزه و اراده شخصی به عالی‌ترین مقامات کشور خود رسید.

درباره نقش والسا و اهمیت "شخصیت کاریزماتیک" او در هدایت اعتراضات کارگری در متن سندیکای مستقل "سولیدارنوش" (همبستگی) کمتر کسی تردید دارد، اما در سالهای اخیر بر بخشی از فعالیت‌های او سایه تردید افتاده است.

برخی از تاریخ‌نگاران و پژوهشگران عقیده دارند شواهدی وجود دارد که سازشگری یا حتی همکاری لخ والسا را با سندیکاهای وابسته به دولت کمونیستی و حتی پلیس امنیتی آن، ثابت می‌کنند. والسا این ادعاها را "تهمت دشمنان" خود دانسته است.

بحث درباره اولین مرحله آغازین زندگی سیاسی والسا همچنان در برخی از رسانه‌های جمعی لهستان ادامه دارد و هنوز نظر قطعی داده نشده است.

برخی انتقاد می‌کنند که انگیزه‌های والسا در مبارزه، بیشتر مذهبی و کمتر سیاسی بوده است. منتقدان عقیده دارند که والسا به عنوان یک کاتولیک معتقد، برای گرایش‌های آزادیخواهانه ارزش زیادی قائل نیست.

او در دوران ریاست جمهوری، با مخالفان خود برخوردی تحقیرآمیز داشت و همین باعث شد که عده بیشتری او را "دیکتاتورمنش" بدانند و حتی سندیکای "همبستگی" به اخراج او رأی دهد.

این شائبه‌ها باعث شد که محبویت والسا در کشورش تا حد زیادی کاهش یافت. هنگامی که او در سال ۲۰۰۰ بار دیگر خود را برای پست ریاست جمهوری نامزد کرد، تنها یک درصد آرا را به دست آورد.

"فرصت‌طلبی" در پیشرفت سیاسی

برخی از منتقدان لخ والسا عقیده دارند که او در مبارزات "همبستگی" هرگز آن نقشی را نداشته که همواره مدعی آن است. گفته می‌شود که او با زیرکی بسیاری از افتخارات و پیروزی‌های "همبستگی" را به نام خود "غصب" کرده است.

به ویژه او تلاش کرده که نقش آنا والنتینوویچ را کم اهمیت جلوه دهد و به این زن فداکار به سان رقیب بنگرد.

آنا والنتینوویچ زن مبارزی بود که در دهم آوریل ۲۰۱۰ در ماجرای سقوط هواپیمای لخ کاژینسکی، رئیس جمهور لهستان، به همراه سایر سرنشینان هواپیما درگذشت.

بسیاری از مردم لهستان این زن را نماد واقعی جنبش دموکراسی می‌دانند. او بود که با نیروی معنوی و شهامتی بی نظیر مردم و به ویژه زحمتکشان جامعه را به پیکار با نظام استالینی فرا خواند.

آنا والنتینوویچ در ابتدا عضو فعال سندیکای کمونیستی بود، از حقوق کارگران دفاع می‌کرد و دو بار به عنوان "قهرمان کار سوسیالیستی" مدال گرفت، اما با دیدن نابسامانی‌های نظام، به آن پشت کرد و علیه آن به مبارزه پرداخت.

در اعتراض به اخراج این زن از کار بود که در اوت ۱۹۸۰ اعتصابات کارگری در سراسر لهستان شروع شد و نام سندیکای مستقل "همبستگی" را بر سر زبانها انداخت.

فولکر شلوندورف، فیلمساز آلمانی، در فیلم سینمایی اعتصاب (۲۰۰۶) بر نقش برجسته آنا والنتینوویچ در مبارزات سندیکایی کارگران لهستان تأکید کرده است.

آندره وایدا در دو فیلم سینمایی پیشین خود به نام "انسان مرمری" و "انسان آهنین" از این زن مبارز تجلیل کرده است.

سینماگری سیاسی

آندره وایدا عموما به عنوان یکی از مهمترین سینماگران لهستان پس از جنگ جهانی دوم شناخته می‌شود. او با وجود نظام استالینی و اختناق حاکم بر کشورش، همواره به درونمایه‌های سیاسی علاقه نشان داده است.

"وایدا با یکی از اولین فیلم‌های خود به نام "خاکستر و الماس" نشان داد که قادر است زیر سانسور شدید، فیلم‌های باارزشی بسازد و در چارچوبی محدود از نابسامانی‌های نظام انتقاد کند"

وایدا با یکی از اولین فیلم‌های خود به نام "خاکستر و الماس" نشان داد که قادر است زیر سانسور شدید، فیلم‌های باارزشی بسازد و در چارچوبی محدود از نابسامانی‌های نظام انتقاد کند.

پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران، بیشتر فیلم‌های آندره وایدا در ایران به نمایش در می آمد، اما بیشتر در سالن‌های ویژه‌ای مانند "کانون فیلم تهران". برخی از آثار او مانند فیلم بلند "سرزمین موعود" (۱۹۷۴) در چارچوب "جشنواره جهانی فیلم تهران" با استقبال فراوان تماشاگران روبرو شد.

با اوج‌گیری اعتراضات در لهستان، آندره وایدا از اوایل دهه ۱۹۸۰ به اردوی منتقدان پیوست، آشکارا زبان به انتقاد باز کرد و کوشید فیلم‌های خود را در شرایطی آزاد در کشورهای اروپای غربی کارگردانی کند.

وایدا به ویژه با فیلم سینمایی "دانتون" که آن را در فرانسه کارگردانی کرد، با سلطه "دیکتاتوری خلقی" در کشور خود تسویه حساب کرد.

این فیلم تاریخی به ماجراهای انقلاب کبیر فرانسه در "دوران ترور" (سال ۱۷۹۴) می‌پردازد، اما وایدا با زبانی کنایی التهابات و کشمکش‌های سیاسی لهستان را در آن بازتاب داد.

وایدا در فیلم خود در برابر نظرات خشن و افراطی روبسپیر، از میانه‌روی و آزادمنشی دانتون دفاع می‌کند.

فیلم "دانتون" یکی از بهترین فیلم‌های سال ۱۹۸۳ بود و جوایز فراوانی به دست آورد، از جمله جایزه سزار (جایزه ملی سینمای فرانسه) و جایزه بفتا (آکادمی هنرهای سینمایی بریتانیا) را از آن خود کرد.

وایدا در سال ۲۰۰۷ فیلم نیز برای فیلم سینمایی "کاتین" جایزه بفتا را از آن خود ساخت.

او در سال ۲۰۰۰ به خاطر "پنج دهه کار خلاقه در سینما" یک اسکار افتخاری دریافت کرد.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.