نامه‌های بکت؛ "چیزی برای روایت وجود ندارد"

انتشار نامه‌های ساموئل بکت، نمایشنامه‌نویس و ادیب برجسته قرن بیست، بار دیگر زندگی و آثار او را در کانون توجه علاقمندان به ادبیات قرار داده است. این نامه‌ها منتخبی از پانزده هزار نامه‌ای است که در طول شصت سال نگاشته شده‌ و به گفته ویراستاران آن، قرار است در چهار جلد منتشر شود.

اصل این نامه‌ها به زبان فرانسه است که از آرشیوها و مجموعه‌های خصوصی جمع‌آوری شده و گروهی از مترجمان انتشارات دانشگاه کمبریج - ناشر مجموعه - آن را به انگلیسی ترجمه می‌کنند.

تاکنون دو جلد از این مجموعه وارد بازار کتاب شده‌. جلد نخست که نامه‌های بکت در سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۴۰ را دربرمی‌گیرد، در فوریه ۲۰۰۹، درست دو دهه پس از مرگ بکت منتشر شد و به تازگی نیز جلد دوم نامه‌ها به دست منتقدان و مخاطبان آثار بکت رسیده‌است.

روی این مجلد، تاریخ های "۱۹۵۶-۱۹۴۱" قید شده است، اما این تاریخ‌ها می‌تواند گمراه کننده باشد از آن رو که اولین نامه مجموعه، تاریخ ۱۷ ژانویه ۱۹۴۵ را بر خود دارد. دلیل این مسئله ساده است: بکت در بیشتر سال‌های جنگ دوم جهانی از هیچ ابزار ارتباطاتی با جهان خارج برخوردار نبود‌. معدود نامه‌هایی هم که از طریق سفارت ایرلند در فرانسه برای خانواده‌اش می‌فرستاده، هیچ وقت به مقصد نمی‌رسیده. با این توصیف به نظر می‌رسد انتخاب تاریخ ۱۹۴۱ تا ۱۹۵۶ برای جلد دوم نامه‌ها، ترفندی است به منظور حفظ پیوستگی تاریخی آن با مجلد اول.

این جلد دوره‌ای از زندگی بکت را شامل می‌شود که مهم‌ترین آثار خود را خلق کرده است.

نمایشنامه "در انتظار گودو" معروف‌ترین آنهاست که در فاصله اکتبر ۱۹۴۸ تا اواسط ژانویه ۱۹۴۹ نوشته شد و در سال ۱۹۵۳ برای اولین بار به چاپ رسید.

رمان‌های سه گانه "مالوی" (۱۹۵۱)، "مالون می‌میرد" (۱۹۵۱) و "نام ناپذیر" (۱۹۵۳) نیز همگی در این برهه زمانی خلق شده‌اند. از این رو جلد دوم نامه‌های بکت پر از ارجاعات به این آثار است و همین امر به منتقدان و پژوهش‌گران انگیزه مضاعفی برای جست‌وجو در میان نامه‌ها بخشیده است.

نمونه یکی از آنها، نامه‌ای است که تاریخ سوم ژانویه ۱۹۵۱ را دارد. نامه با توصیف زمستان در "اوسی" (Ussy-sur-Marne) شروع می‌شود، دهکده‌ای در ۵۵ کیلومتری پاریس که پناهگاه بکت بی‌ پول با معشوقه اش - همسر آینده‌اش - سوزان بود. سپس بکت از تردیدهایش در انتخاب عنوان "در انتظار گودو" می‌گوید و شرح می‌دهد که چرا باید این نمایشنامه از طرحی ساده برخوردار باشد.

در نامه دیگری باز با اشاره به "در انتظار گودو" می‌نویسد: «در [نمایشنامه] "گودو"، آسمانی هست که فقط اسماً آسمان است، درختی هست که از بس کوچک و خشکیده است، شخصیت‌های نمایشنامه را به شک می‌اندازد که اصلا درخت باشد... مکانی برای رنج کشیدن، مشکوک، با هوایی دم کرده، جایی که گاه یک شلغم رشد می‌کند و گاه جوی آبی راه باز می‌کند.»

دن گان، یکی از چهار ویراستار کتاب درباره این نامه‌ها می‌گوید: «با خواندن این نامه‌ها می‌توان فهمید که چه مسائلی بکت را به چنین نویسنده برجسته‌ای تبدیل کرده‌است.»

در مقدمه جلد دوم نیز می‌خوانیم: «در این نامه‌ها که به دوستان، ناشران، بازیگران، مترجمان، مفسران و منتقدان نوشته شده، ما می‌بینیم که چگونه بکت زیبایی شناسی خود را بسط می‌دهد.»

چهره ای نه چندان معروف ولی تاثیرگذار

اما در جلد دوم نامه‌های بکت شخصیت جدیدی ظاهر می‌شود که تمام کتاب را ملهم از حضور قدرتمند خود می‌کند. اصلا می‌توانیم این جلد را حاصل یک پاس‌کاری ادبی و هنری میان او و بکت بدانیم. این شخصیت ژرژ دوتویی (Georges Duthuit) نام دارد، چهره‌ای نه چندان معروف، اما آن‌قدر تاثیرگذار که در حیات ادبی ساموئل بکت نقشی کلیدی ایفا کند.

بیشترین نامه‌های کتاب به او نوشته شده و در لحظه‌های تردید و بر سر دوراهی‌ها، بکت از او چاره جویی می‌کند. دوتویی فرزند خوانده هنری ماتیس، نقاش، بود که تحت تاثیر او به هنر روی می‌آورد. او را منتقد و کارشناس نقاشی معاصر آمریکا و فرانسه می‌دانند، همچنان که به هنر دوره بیزانس نیز اشراف داشته است.

او بیشتر سال‌های جنگ را در آمریکا می‌گذراند و هنگامی که به پاریس بازمی‌گردد به انتشار نشریه ادبی "Transition" اهتمام می‌ورزد، نشریه‌ای که پیش از آن در آمریکا چاپ می‌شد و به واسطه رویکرد خود به آثار آوانگارد شهرت یافته بود. خوانندگان این نشریه بیشتر بخش‌های رمان در دست تالیف "بیداری فینگن‌ها"ی جیمز جویس را در آن خوانده بودند و همین‌طور اولین داستان‌ها و نقدهای ساموئل بکت را که در اوایل دهه ۱۹۳۰ منتشر شد.

دوتویی و بکت گرچه از سال‌های پیش از جنگ یکدیگر را می‌شناختند، اما دوستی آنها به واسطه همکاری با یکدیگر در این نشریه اوج می‌گیرد. چنانچه نخستین نامه‌ای که بکت برای او نوشته، تاریخ ۲۷ می ۱۹۴۸ را بر خود دارد.

مکاتبات این دو تا چند سال بدون وقفه ادامه پیدا می‌کند تا این‌که در سال ۱۹۵۴ به شکلی ناگهانی پایان می‌پذیرد.

پژوهشگران و منتقدان، این مکاتبات را مهم‌ترین بخش‌های جلد دوم نامه‌ها می‌دانند و از مشترکاتی که بکت را به دوتویی پیوند می‌دهد، می‌نویسند.

به گفته دن گان، دوتویی بیشتر آثار هنری غرب را در حد فاجعه می‌دانست. او معتقد بود که بعد از دوران بیزانس، تنها با نقاشی‌های فاویست‌ها بود که هنر در غرب دوباره زنده شد. بدین ترتیب آنچه بکت را به او پیوند می‌دهد، رادیکالیسم آرای دوتویی نسبت به هنر است که حتی از خود بکت نیز فراتر می‌رود.

این دو گفت‌وگوی معروفی هم با یکدیگر انجام دادند که در سال ۱۹۴۹ منتشر شد و در آن به آثار تالکوت، ماسون و برام وان والد نقاش پرداختند. پاسخ درخشانی که بکت در آن گفت‌وگو می‌دهد، فصلی مهم از تاریخ هنر و ادبیات را رقم می‌زند، جایی که می‌گوید: «دیگر چیزی برای روایت وجود ندارد، هیچ چیزی که بتوان با آن روایت کرد...»

سال‌های جنگ

در مقدمه جلد دوم نامه‌ها آمده که این دفتر به دوران جنگ گشوده می‌شود. آنچه هم که امروز درباره بکت می‌دانیم حضور فعال او در نهضت مقاومت است که خطرات و مصائب بسیاری را برای او در پی داشت.

با سقوط پاریس و ورود قوای نظامی آلمان به شهر در ژوئن ۱۹۴۰، بکت به ناگزیر پاریس را به همراه سوزان ترک می‌کند، اما تنها پس از سه ماه، مخاطرات بازگشت به آپارتمان خود را به جان می‌خرد. دو سال بعد، هنگامی که تشکیلات مخفی آنها لو می‌رود، بار دیگر ناگزیر از ترک پاریس و زندگی مخفیانه می‌شود و در نهایت، دو سال از آزادی پاریس باید بگذرد تا به آنجا بازگردد.

اما عجیب آنکه بکت ترجیح می‌دهد در مکاتبات خود درباره این وجه زندگی سکوت کامل کند. در هیچ کدام از نامه‌های او نمی‌توان اشاره‌ای حائز اهمیت به مصائب و ناملایمات جنگ سراغ گرفت، گو این‌که به شکل شگفت‌آوری چنین رویدادی را نادیده می‌گیرد. از این رو نامه‌ها بر خلاف آن‌چه در مقدمه آمده، هیچ تصویری از جنگ ارائه نمی‌دهد، چنان‌چه اولین آنها هم تاریخ آخرین روزهای جنگ را بر خود دارد (۱۷ ژانویه ۱۹۴۵).

شاید این سکوت به خاطر احتیاط و رازنگه‌داری است که از اعضای مقاومت انتظار می‌رفت و شاید چنان که دوگان می‌گوید، بکت احساس می‌کرد که رنج او در برابر رنجی که دیگر دوستانش متحمل شده‌اند، آن‌قدر ناچیز است که می‌باید ناگفته بماند.

مطالب مرتبط

لینک های اینترنتی مرتبط

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست