'صفیر لنجهای دربند' و 'سگ خندان' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات دو فیلم 'صفیر لنجهای دربند' ساخته مهدی امیدواری و 'سگ خندان' ساخته شهره جندقیان به نمایش در می آید.

حق نشر عکس No Credit
Image caption نمایی از فیلم 'صفیر لنجهای دربند'

درباره فیلم 'صفیر لنجهای دربند'

فیلم 'صفیر لنجهای دربند'، ساخته مهدی امیدواری سفری است به جنوب ایران . در این فیلم که در سال ۱۳۸۴-۸۵ ساخته شده ، فیلمساز تلاش کرده تجربه ای در حیطه فیلم های مردم شناسی داشته باشد. او در این فیلم، ساز دمام را محور قرار داده و به دنبال این بوده که چهار آیین متفاوت در این شهر را به همدیگر وصل کند.

ویژگی فیلم 'صفیر لنجهای دربند'

در فیلم 'صفیر لنجهای دربند'، مهدی امیدواری به دنبال آن بوده است تا به جای گزارش و مصاحبه با استفاده از بیانی شاعرانه و برگرفته از داستان ها و افسانه های مردم جنوب فیلم را به پیش ببرد. فیلم بیشتر تکیه اش بر موسیقی هست و فیلمساز تلاش کرده از موسیقی مدرن و کلاسیک برای ایجاد تضاد و حساسیت بیشتر برای مخاطب استفاده کند.

درباره کارگردان

مهدی امیدواری متولد ۱۳۵۸ و فارغ اتحصیل رشته پزشکی از دانشگاه شیراز است. سینما را بعد از چند تجربه در تاتر و عکاسی شروع کرده و این اولین تجربه فیلمسازی او بوده است.

حق نشر عکس no credit
Image caption مهدی امیدواری، کارگردان

نگاه کارگردان

برای ساختن این فیلم ۲ سال تحقیق میدانی توسط من و آرش اسماعیلی انجام شده که نتایج آن هم منتشر شده است. داستان این مستند بر گرفته از سرنوشت یکی از ناخداهای نامدار جنوب ایران است که در خلیج فارس گم شده بود. او در این جستجو به بوشهررسید و همانجا ماندنی شد. نام فیلم برگرفته از این واقعیت است : در هنگام ساختن لنج از تکنیکی به نام کلفات استفاده می کنند تا لنج را عایق کنند.

هنگام انجام کلفات صدایی که ایجاد می شود کاملا شبیه موسیقی سنج و دمام است. صدایی که در ابتدای فیلم گم شده بود همین صدای کلفات بود که در ناخود آگاه لنجهای به گل نشسته زندگی می کرد. ناخدا سپس به دنبال هم زاد خود تمام راه را پیمود(از قشم تا بوشهر) تا در انتها به بوشهر و سنج و دمام رسید و دریافت که همزاد خود را یافته است.

ساز دمام که از سازهای دوطرفه کوبه ای محسوب می شود که بر اساس گمانه زنی ها از آفریقا توسط برده های آفریقایی وارد ایران شده است. مشابه این ساز در غرب آفریقا و کشورهای کاراییب هم دیده شده که بیشتر در رقصهای فولکلور کاربرد دارد. از زمان ورود به جنوب ایران این ساز در آیین های مختلفی در نقاط مختلف ایران استفاده شده است و شگفت انگیز این که هر کدام از این آیینها با وجهی از زندگی مردم مرتبط هستند. در بوشهر با سوگواری مذهبی و شغل مردم ارتباط دارد. گفته می شود در سالهای دور هنگام انداختن لنج به دریا دمام می زدند، ضمن اینکه ریتمی که در آیین سنج ودمام بوشهر نواخته می شود کاملا شبیه مرحله ای از ساختن لنج است که کلفات(کَ) زنی نام دارد. امروزه دمام در بوشهر در آیین های سوگواری و هنگام سحر نواخته می شود.در قشم و کنگ این ساز در آیین ازوا و رزیف استفاده می شود.این آیین ها اساسا آیین مذهبی هستند ولی موسیقی آنها موسیقی کار است. شکل رقص ها و فرم حرکات همگی به آیین های کار مربوط می شوند. امروزه ازوا ورزیف در مراسم

شادی و مولودی اهل سنت استفاده می شود. در کنگان و بندر مقام این ساز در مراسم مولودی استفاده می شود که در موسیقی جشن ها و شادی ها نیز کاربرد دارد.معمولا در این موارد با آن نی انبان می نوازند. در بندر لنگه بندر عباس میناب و چند جای دیگراین ساز در مراسم زار استفاده می شود که یک آیین درمانیست. موسیقی این آیین به زبان عربی و سواحیلی است.

سینمای مطلوب من در ژانر مستند فیلمی است که نه بر اساس گزارش صرف وقایع بلکه بر اساس زبان سینما و المانهای مرتبط با محتوی بنا شده باشد. آنچه در کلام گنجانده می شود فاقد زبان سینما و تصویر است. سینمای مستند مردم شناسی سینمای شریفیست.همیشه بدون هیچ هیاهویی مهم ترین مناسبتهای انسانی را ثبت می کند و معمولا در مرکز توجه نیست ولی واقعیت این است که اکثر علوم انسانی از جهاتی وامدار مردم شناسی هستند.

حق نشر عکس No Credit
Image caption نمایی از فیلم 'سگ خندان'

درباره فیلم 'سگ خندان'

در دنیایی که آدم بزرگ هایش هنوز دنبال راه انداختن جنگ هستند، بچه ها به صلح فکر می کنند. جنگ همیشه اتفاق تلخی است. همیشه این آرزو هست که یک اتفاقی بیفتد که جنگی هیچ وقت نباشد.

در فیلم داستانی 'سنگ خندان' شهره جندقیان، فیلمساز ایرانی مقیم آلمان ، با ترکیب کردن صحنه های واقعی و انیمیشن از نقاشی های یک دختر بچه ، یک فیلم کاملا ضد جنگ ساخته است.

ویژگی فیلم 'سگ خندان'

در این فیلم فیلمساز تلاش کرده تا با تلفیق تصاویر زنده و انیمیشن تجربه تلخی را که در سالهای بمباران و جنگ در ایران داشته را در فضای اروپا اجرا کند که در بخش زنده زیاد موفق نبوده ولی در بخش انیمیشن خیلی خوب فانتزی و تخیل را از کار در آورده است.

درباره کارگردان

حق نشر عکس no credit
Image caption شهره جندقیان، کارگردان

شهره جندقیان متولد سال ۱۳۴۷ در تهران است. در نوجوانی با شرکت در کلاس های مکاتبه ای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با داستان کوتاه آشنا شد و سپس هم زمان با تحصیلات متوسطه، به یادگیری رشته ی تئاتر عروسکی در مدرسه ی ''هنر و ادبیات'' صدا و سیما پرداخت. نخستین فیلم کوتاهش را در آخرین سال تحصیلش در رشته ی سینما در دانشکده ی سینما و تئاتر تهران ساخت.

وی سپس عازم کشور فرانسه شد. در فرانسه و آلمان چند فیلم کوتاه ساخت از جمله فیلم 'سگ خندان' که در جشنواره های متعددی به نمایش در آمده و تقدیر شده است. در حال حاضر شهره جندقیان مشغول ادامه ی تحصیل در رشته ی مطالعات سینمایی در دانشگاه برلین می باشد.

نگاه کارگردان

موضوع جنگ همواره یکی از دغدغه های فکری ام بوده، نه تنها به خاطر تجربیات شخصی ام در زمان جنگ ایران وعراق بلکه به خاطر همگانی بودن جنگ و حضور روزمره ی آن در زندگی مان به طور مستقیم یا غیر مستقیم. همیشه دلم می خواست این مسئله ی پیچیده را به شکلی ساده با آدم های اطرافم به گفتگو بکشم. چه آنهایی که جنگ را تجربه کرده اند و چه آنهایی که جنگ را از طریق رسانه ها می شناسند.

داستان سگ خندان در زمان یا مکان به خصوصی اتفاق نمی افتد و بدون گفتار است. فیلم، رویای کودکانه ای را به نمایش می گذارد که در واقع رویای بسیاری از ما بزرگسالان است. ما لحظاتی را به همراه کودک فیلم که از وحشت بمباران به دنیای نقاشی پناه آورده، از رویای با هم زیستن در صلح و شادی لذت می بریم ولی در نهایت، این جنگ است که برنده ی میدان می شود.

خلاصه فیلم هفته گذشته 'یهودیان ایران'

حق نشر عکس No Credit
Image caption نمایی از فیلم 'یهودیان ایران'

فیلم مستند 'یهودیان ایران' ساخته رامین فراهانی، نگاهی دارد به زندگی و دل مشغولی های شماری از کلیمیان

در شهرهای مختلف ایران. این فیلم به وضعیت یهودیان پس از انقلاب می پردازد و دلیل مهاجرت بخشی از آنان را روایت می کند.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

گوران

فیلم بسیار جالبی‌ بود اما فیلم‌ساز از بیان تبعیض مذهبی‌ که در مورد اقلیتها در ایران اعمال می شود و به صورت گسترده در تاریخ ایران به چشم می‌خورد چشم پوشی کرده بود. مردم ما باید در تفکرات تبعیض گرایانه شان بازنگری کنند. هنوز نمی‌خواهیم بپذیریم که یهودیان یکی‌ از اقوام ایران باستان هستند. چه در رژیم شاه چه الان سعی بر این است که اینان را از بقیه جامعه جدا کنیم. آنها برای تداوم موجودیت خود، شبکه خدماتی از قبیل بیمارستان و حمام برای خودشان درست کرده اند. ما هیچ وقت حاضر نبودیم به دلیل ساختار مذهبی‌- فرهنگی مان با آنان معاشرت کنیم. امیدوارم که این اقلیت مذهبی‌ که پاسدار فرهنگی‌ "ما ایرانیان" بوده‌اند از این مرز و بوم ناپدید نشوند.

هلنا

خیلی فیلم خوبی بود و من چیزهایی را فهمیدم که تا حالا نمی دانستم. من نمی دانستم یهودی ها در ایران چقدر وضع بدی دارند. دلم برای پرندیس و امثال او سوخت که همیشه توسط آدم هایی نادان تحقیر شدند. همیشه گفته ام یک سگ را که اصلا از جنس و شکل ما نیست و در جنگل و خیابان بزرگ شده به بهترین نحو احترام می گذاریم، اما چرا یهودی هایی که از جنس ما هستند، شکل ما هستند تحقیر می کنیم؟ ما همگی یکتا پرستیم و مهم هم همین است. حال اگر بپرسیم پیامبرت کیست؟ کتابت چیست؟ این دیگر معنی ندارد. من خودم شخصا به دین اعتقاد ندارم ولی به خدا قسم که همه ما از جنس هم هستیم. فقط عقیده هامان فرق دارد.

بیاییم نادانی راکنار بگذاریم و به اصل زندگی نگاه کنیم.

آربی

فیلم جالبی بود. برای ما که خود مان جزو اقلیت های ارمنی ایران هستیم، جالب بود در مورد دیگر اقلیت های دینی ایران بدانیم . منتظر پخش فیلمی راجع به اقلیت ارامنه هستیم.

متین

این فیلم چیزهای جالبی‌ نشان داد که حتی به آنها فکر نمی کردم. کاش انسانیت همه‌جا حرف اول را بزند.

افروز

پپیش تر فیلم را دیده بودم. جای تاسف است. بد نیست بدانید که من ،دوستی بهایی دارم که به خاطر دینش مجبور به ترک وطن شده است.

یاشارل

بیش از حد وضعیت یهودیان را تیره نشان می داد.

امیر حسین

فیلم فضایی عادلانه داشت ولی پر از صحنه های نامربوط بود.

کاوه

فیلم بسیار جالبی بود. با اینکه زمان فیلم به نسبت نزدیک بود ولی فضای فیلم به نظر قدیمی می آمد. فیلم دارای نظم و ساختار منظمی نبود. فیلمساز نتوانسته بود بین نشان دادن یهودیان ایران با بیان آئین های دین یهود مرزی قائل شود و مرتب بین این دو موضوع در حال پرش بود. به نظر من بهترین سکانسی که این فیلم داشت مربوط به قسمت های آخری می شد که در آن سخنران کنسرت میگوید " ما اول ایرانی هستیم بعد یهودی". این عبارت در جان من نفوذ کرد و باعث احترام بیشتر من به هموطنان یهودی ام شد. در کل فیلم بسیار جالبی بود و نگاه من را نسبت به هموطنان یهودی خودم کاملا عوض کرد. امیدوارم در مورد سایر اقلیت ها هم از این نوع مستند ها پخش شود.

بهناز

یک قسمتی از فیلم هست که پسر یکی از آزاد شده های زندانی را نشان می دهد که من خیلی بیشتر به آن توجه کردم. اگر دقت کرده باشید آن پسر نگاهش پُر از بغض و کینه شده بود و این برای فرهنگ غنی این کشور تاسف بار است که این طور قوم ها و آیین ها را به جان هم انداخته اند و آن پسر جوان را این طور به تنفر کشانده و آن دختر نوجوان ابتدای فیلم هم همینطور به تنفر رسیده بود. من هر روز از کنار مدرسه ی اتفاق رد می شدم و دانش آموزان یهودی آن را می دیدم و نگاهشان هنوز در یادم هست. در حالی که من آنها را ایرانی می دانم کسانی که از ۲۵۰۰ سال پیش در ایران زندگی می کنند، چرا نباید ایرانی باشند و چرا نباید کمترین حقوق شهروندی را داشته باشند و چراهای دیگر و در آخر این تاسف همچنان باقی مانده است.

روبین

ممنون از همه دوستانی که ما کلیمی ها (یهودی ها) را درک می کنند و دوستمان دارند. ما هم همه ایرانی ها را دوست داریم. فرقی نمی کند چه دین ومسلکی دارند. مهم این که همه ما متولد ایران هستیم.

ودو

به امید روزی که مردم به خاطر دین و مذهب متفاوت مورد ظلم و ستم قرار نگیرند و از دین استفاده ابزاری برای قدرت طلبی نشود.

حسین

آن لحظه که در فیلم آن دختر می گفت خانم معلم شان به بچه ها گفته این الان رفت بیرون باران بهش خورد نجس شده، باور کنید اون لحظه اشک ازچشم هایم جاری شد.

سلمان

باز هم آفرین بر برنامه آپارات به خاطر انتخابش. فیلم علی رغم هر ضعف فنی‌ای که شاید داشته باشد، بر من بسیار تأثیرگذار بود، چون همدلی‌ام را به این اقلیت دینی برانگیخت و از این همه ستمی که بر آنها می‌شود، دلم گرفت. کاش همه آدمها می‌توانستند در کمال آزادی طبق باورهای خود زندگی کنند. ایران متعلق به همه ایرانیان با عقاید گوناگون است. به مساجد و هیئتها این طور کمک می‌کنند، آن وقت کنیسة یهودیان به بیغوله ای تبدیل شده و بهائیان با این همه محدودیت روبه‌رو هستند. این عدل است؟ انصاف است؟ اللهم اصلح کل فاسدٍ من امور المسلمین بمحمدٍ و آله صلی الله علیهم اجمعین.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات
به وقت تهران به وقت کابل به وقت دوشنبه به وقت گرینویچ
پنجشنبه ۲۱:۰۰ ۲۲:۰۰ ۲۲:۳۰ ۱۶:۳۰
تکرار جمعه ۱۱:۰۰ ۱۲:۰۰ ۱۲:۳۰ ۰۶:۳۰
تکرار شنبه ۱۳:۰۰ ۱۴:۰۰ ۱۴:۳۰ ۰۸:۳۰
تکرار چهارشنبه ۲۴:۰۰ ۰۱:۰۰ ۰۱:۳۰ ۱۹:۳۰
تکرارپنج شنبه ۱۶:۰۰ ۱۷:۰۰ ۱۷:۳۰ ۱۱:۳۰

مطالب مرتبط