واژه‌های مجاز و غیرمجاز فرهنگستان؛ آیا فارسی فقیر است؟

گزارش یکی از اعضای «گروه واژه گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی» درباره واژه های پذیرفته و رد شده در روزهای گذشته، توجه محافل فرهنگی ایران را بار دیگر به وضعیت زبان فارسی، فقر زبان فارسی در عرصه های علمی و تکنولوژیک و حتی فلسفه و علوم انسانی، تاثیرهای مثبت و منفی واژه های غیرفارسی بر ساخت و بافت این زبان و نقش فرهنگستان در این عرصه ها جلب کرد.

قانونی که «اداره ثبت شرکت ها، اداره ثبت احوال، وزارت ارشاد» و دیگر نهادهای دولتی را موطف می کند که برای موافقت با «نام نوزادان، اشخاص، محصولات و شرکت ها، دکان ها و...» از فرهنگستان زبان و ادب فارسی «استعلام» کنند، همه نهادهای دولتی را نیز «موظف» می کند که واژه های «مصوب فرهنگستان» را به کار برند و از به کار بردن واژه های تصویب نشده فرهنگستان «خودداری کنند.»

این قانون که با هدف «غنی کردن و حفظ زبان فارسی» تصویب شده، نامگذاری فرزندان، کالاها، شرکت ها و حتی دکان ها را به موافقت فرهنگستان مشروط می کند.

توانائی فرهنگستان در واژه سازی و معادل یابی در سنجش با شمار واژه هائی که بر بستر دستاوردهای علمی، ارتقاء اندیشه و پیشرفت های تکنولوژیک در سرتاسر جهان ساخته شده و همراه با وارد کردن این دستاوردها به ایران، به زبان فارسی وارد می شوند، چندان ناچیز است که به گفته برخی کارشناسان «به ۵ درصد نیز نمی رسد.»

در حالی که فرهنگستان زبان و ادب فارسی می کوشد تا با واژه گزینی و معادل سازی، با هجوم واژه ها و اصطلاحات علمی و غیرعلمی برآمده از زبان های اروپائی مقابله کند، اغلب مقامات و رسانه های دیداری، شنیداری و مکتوب دولتی و نیمه دولتی ایران، آگاهانه یا ناآگاهانه، واژه های عربی نامصطلح در زبان فارسی را به این زبان ترزیق می کنند تا جائی که حتی واژه های فارسی یا فارسی شده ای چون «درگذشت و مرگ» و حتی فوت را در مواردی به واژه عربی «ارتحال» بدل کرده اند.

این روند در حالی اوج گرفته است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی می کوشد تا واژه جاافتاده و فارسی شده «ساندویچ» را به «دراز لقمه» بدل کند.

قانون رسانه ها و نهادهای دولتی و نیمه دولتی را به رعایت مصوبات فرهنگستان موظف کرده است اما فرهنگستان از ابزارهای های اجرائی برای اعمال این قانون برخوردار نیست.

گرایش مثبت نهادهای دولتی و نیمه دولتی و از جمله فرهنگستان سوم به زبان عربی و مخالفت گاه افراطی همین نهادها با زبان های اروپائی نیز کارائی فرهنگستان سوم را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.

زبان فارسی زبان علم نیست؟

رشد، ارتقا و غنای زبان ها بازتابی از رشد و توسعه جوامعی است که بدان زبان ها می اندیشند، سخن می گویند و می نویسند.

زبانی که در آن پیشرفت علمی، اجتماعی و سیاسی رخ نمی دهد، زبانی که در آن نمی اندیشند و زبانی که در آن به توسعه علمی، صنعتی و اجتماعی دست نمی یابند، درجا می زند و نیازمند «واردات» است.

به گفته زبان شناسان و مورخان، زبان فارسی کنونی، به رغم غنای شعری، جز در یکی دو قرن آغاز اسلام، زبان علمی و زبان اندیشه و فلسفه نبود.

دانشمندان و فلاسفه ایرانی چهارقرن اول هجری، چون ابوعلی سینا، که برخی آثار خود را به فارسی می نوشتند، می کوشیدند تا با ساختن واژه هائی در زمینه کار خود زبان فارسی را غنی کنند.

این تلاش از قرن پنجم هجری به بعد متوقف شد چرا که ایرانیان زبان عربی را به عنوان زبان علمی و فلسفی پذیرفته و آثار خود را بدان زبان می نوشتند.

حتی ایرانیانی که از قرن پنجم به بعد برخی آثار خود را در عرصه علوم و فلسفه به فارسی نوشته اند اصطلاح های عربی را به کار برده و از واژه سازی در زبان فارسی پرهیز می کردند.

از قرن پنجم به بعد بسیاری از واژه های عربی، ترکی و هندی به زبان روزمره و زبان ادب فارسی راه یافته و در ساختار صرفی و نحوی زبان فارسی جذب و در این زبان درونی شدند.

وام گرفتن واژه های بیگانه بر غنای زبان فارسی افزود و نشان داد که بقا و غنای زبان ها نه به مبداء واژه ها، که به بقای ساخت و ساز صرفی و نحوی و ترکیب صوتی آن ها وابسته است.

تجربه زبان فارسی در غنی شدن با واسطه وام گرفتن از عربی و تجربه زبان های انگلیسی و آلمانی در غنی شدن با واسطه وام گرفتن از زبان های دیگر این برداشت را که اخذ واژه بیگانه به تخریب زبان می انجامد رد می کند.

فرهنگستان کنونی نیز غنی شدن زبان با وام گیری را می پذیرد اما توضیح نمی دهد که چرا همین برداشت را نمی توان در باره اخذ واژه ها از زبان های اروپائی صادق دانست.

فرهنگستان کامیاب و فرهنگستان ناکام

از دوران مشروطه به بعد نگاه ایرانیان به کشورهای اروپائی معطوف شد و این تحول «چرخش زبانی» را به سوی زبان های اروپائی شکل داد.

ایرانیان از مشروطه به بعد به وارد کنندگان علم، فلسفه، اندیشه و تکنولوژی اروپائی بدل شدند. تلاش برای معادل سازی نیز از این همین دوران آغاز شد و به دوران پهلوی اول، در فرهنگستان اول، به اوج رسید.

فرهنگستان اول به دلیل ترکیب اعضای خود، که از معتبرترین متخصصان بودند، در میان روشنفکران و متخصصان علوم تجربی و انسانی از اعتبار و نفوذ بسیار برخوردار بود.

شیوه این فرهنگستان در ساختن واژه های متناسب با زبان و پاسخگوی نیازها، پشتیبانی دولت و رسانه های جمعی چون رادیو و موظف بودن این رسانه ها به رعایت «زبان معیار» زمینه آن را فراهم آوردند که اغلب واژه های برساخته فرهنگستان اول تا آن جا در زبان جاری و جذب شدند که کهنه و قدیمی می نمایند.

از سال ۱۳۲۰ترجمه در ایران رونق گرفت. برخی مترجمان به جای معادل سازی به ترجمه لفط به لفظ ترکیب های متون اصلی قناعت کردند و از این رهگذر ساخت و بافت و صرف و نحو زبان فارسی را تخریب کردند اما برخی مترجمان، به شیوه های متفاوت، با خلق معادل های متناسب با زبان در عرصه علوم اجتماعی و فلسفه به غنای زبان فارسی یاری رساندند.

فرهنگستان دوم چون اغلب نهادهای فرهنگی دولتی و نیمه دولتی دوران پهلوی دوم نهادی نمایشی باقی ماند و به گفته کارشناسان در غنای زبان فارسی نقش چندانی نداشت.

اما در این روزگار تلاش مترجمان ایرانی در ساختن معادل ها، به ویژه در فلسفه و علوم انسانی، بالا گرفت هرچند علوم تجربی به حال خود رها و به جولانگاه واژه های وارداتی بدل شد.

اصول و ضوابط واژه گزینی

فرهنگستان سوم در متنی که با عنوان «اصول و ضوابط واژه گزینی» منتشر کرده است می نویسد: «همه واژه های فارسی تبار که در فرهنگ های معتبر امروز ضبط شده اند، همه واژه های عربی تباری که یا در فارسی امروز تداول دارند و یا دسـتِکـم در چند متن معتبر نظم و نثر فارسی، عمدتاً تا اواخر قرن پنجم، به کار رفته اند، همه واژه هایی که تبار هندی یا ترکی یا یونانی یا مغولی و مانند اینها دارند و در فارسی امروز متداول اند یا در متون تخصصی معتبر به کار رفته اند، هر واژه اروپایی که در میان عموم فارسی زبانان متداول باشد و در زبان مبدٔا واژه بسیط باشد و در غیر این صورت، ساختار صرفی ٓآن چنان باشد که مانع از ِاعمال فرایندهای واژه سازی فارسی بر روی آن نشود» فارسی هستند.

اما مردم و متخصصان نمی توانند شرایطی چون «بسیط بودن در زبان مبدا» یا «پذیرفتن اعمال فرانیدهای واژه سازی فارسی» را، که فرهنگستان سوم برای پذیرفتن «واژه های اروپائی» وضع کرده است، رعایت کنند چرا که نیاز بدین واژه ها، به ویژه در عرصه علوم تجربی چندان است که جائی برای تامل در قواعد فرهنگستان نمی ماند و برای حفظ فارسی به عنوان «زبان علمی» به گام هائی فراتر از وضع شرایط صرفی و نحوی نیاز است.

برخی منتقدان می پرسند که معیارهای فرهنگستان سوم در پذیرش واژه های بیگانه چرا فقط برای «زبان های اروپائی» وضع شده و چرا زبان عربی از این معیارها معاف است؟

مطالب مرتبط

لینک های اینترنتی مرتبط

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست