«عالمی دیگر بباید ساخت، وز نو آدمی»

کاشی کاری های حضرت مسیح در یک کلیسا
Image caption حضرت عیسی علیه السّلام که دو هزار و دوازدهمین سالگرد تولّد او نزدیک است

به دوست ایرلندی مسیحی مؤمن کمی به شکّ افتادۀ گاهی اهل منطق دو دو تا چهارتایی می گویم: «ببین، شان (Sean)، این قدر تو فکر این نباش که چرا دنیا بهشت برین نمی شود؟ چرا مردم دنیا فرشته نمی شوند؟ چرا ملکوت خدا نمی آید؟ چرا ارادۀ خدا چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده نمی شود؟ (۱) حضرت عیسی علیه السّلام هم که با همچین هدف و همچین آرزویی از آسمان آمد، زمینیها گرفتندش و با میخ کوبیدندش به صلیب!»

مثل همیشه اوّل وصلۀ بد بینی به من چسباند و بعد گفت: «نه، رفیق، این ماییم که نمی خواهیم بر طبق گفته هاش عمل کنیم تا همه مان رستگار بشویم و...»

حرفش را قطع کردم و با خندۀ رفیقانه ای گفتم: «تاهمه مان رستگار بشویم، همه مان فرشته بشویم، و زمین بهشت برین بشود! بله؟»

«شان» با مشت درشت و پر زورش محکم به بازوی پوست و استخوانی من کوبید و گفت: «تو همه ش سفسطه می کنی! چی می خواهی بگویی؟ می خواهی بگویی راهی که مسیح به ما نشان داده است، عوضی است؟ یا طبیعت بشر عوضی است؟ کدام یکی؟»

حق نشر عکس .
Image caption هایله سلاسی، پادشاه سابق حبشه یا «اتیوپی» که «رستافاری» ها او را در مقام حضرت مسیح پرستش می کنند

گفتم: «هیچکدام! اصلاً بحث عوضی بودن در کار نیست، شان. تو خودت واقعیت را می دانی، ولی نمی خواهی به روت بیاری.»

«شان» با لحنی خشک و جدّی گفت: «چه واقعیتی؟»

گفتم: «ببین، شان، یک چیزی ازت می پرسم، دلم می خواهد درست همان طور که فکر می کنی و احساس می کنی، جواب مرا بدهی.»

شان با دلخوری گفت: «مگر تا حالا هر وقت چیزیی پرسیده ای و من جوابت را داده ام، همان چیزی نبوده است که فکر می کرده ام و احساس می کرده ام؟»

گفتم: «امّا آخر تا حالا هیچوقت همچین چیزی که الآن می خواهم ازت بپرسم، نپرسیده ام. می توانی هم اصلاً جواب ندهی!»

با قاطعیت گفت: «جواب می دهم. هر چی باشد، جواب می دهم، درست همان طور که فکر می کنم و احساس می کنم.»

گفتم: «خوب، حالا اگر همۀ مردم دنیا بیایند مسیحی بشوند و همۀ حرفها و عملهاشان در تمام عمر درست مطابق همان چیزهایی باشد که حضرت مسیح گفته است، آیا به نظر تو آنوقت بشر به رستگاری خواهد رسید؟»

Image caption «باب مارلی» (Robert Nesta "Bob" Marley) خواننده و ترانه ساز معروف جامائیکایی که پیرو کیش «رستافاری» بود

بعد از چند لحظه سکوت، گفت: «نه من، بلکه هر مسیحی مؤمنی این طور فکر می کند.»

حسّ کردم که سؤال من آشفته اش کرده است، امّا منتظر همچین جوابی بودم. گفتم: «ببین شان، تو خودت آدم منطقی و بی تعصّبی هستی. نمی توانی تصدیق نکنی که پیرو مؤمن هر مذهبی همین طور فکر می کند، نه فقط شما مسیحیها که جمعیتتان بیش از دو هزار میلیون است، بلکه مثلاً «رستافاریها»ها (۲) که کلّ جمعیتشان از مؤمن و نامؤمن در حدود بیست و چهار هزار نفراست. اهل هر مذهبی حقُ دارد این طور فکر بکند، چون این خودِ مذهب است که همچین حقّی را به پیروانش می دهد، و گر نه ...»

در اینجا «شان» دیگر طاقت نیاورد و حرف مرا قطع کرد و گفت:«بله، با این حساب من حرفم را پس می گیرم.»

و من گفتم: «حافظ، یکی از بزرگترین شاعرهای ما، در حدود هفت قرن پیش گفت:

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی! »

حالا باید منتظر باشیم، ببینیم خدا هم به این نتیجه می رسد یا نه!

۱- یکی از معروفترین دعاهای مسیحیان دعایی است که از باب ششم «انجیل متی» گرفته شده است. این دعا در «کتاب مقدس» فارسی، این طور ترجمه شده است: «ای پدر ما که در آسمانی ، نام تو مقدس باد . ملکوت تو بیاید. ارادۀ تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود. نان کفاف ما را امروز به ما بده . و قرض های ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می بخشیم . و ما را در آزمایش میاور ، بلکه از شریر رهایی ده . زیرا که ملکوت و قوت و جلال تا ابدالآباد از آن تواست ، آمین.»

بازگشت به بالا

۲- رستافاری (Rastafari) نام جنبشی مذهبی است که در دهۀ ۱۹۳۰ در «جامائیکا» به وجود آمد. در آن زمان ۹۸ در صد جمعیت این جزیره اخلاف برده های سیاهپوست مسیحی بودند. پیروان این جنبش مذهبی جدید هایله سلاسی، پادشاه سابق حبشه یا «اتیوپی» را پرستش می کنند و معتقدند که روح حضرت مسیح در او حلول کرده بود و در واقع او همان حضرت عیسی بود که برای دوّمین بار از آسمان به زمین آمده بود.

بازگشت به بالا