یادی از سعدی حسنی، موسیقی‌شناس: قالی ایران و فرم سمفونی

Image caption به یاری کتاب های سعدی حسنی، موسیقی دانان امروز آشنائی های خود را با تاریخ موسیقی و نیز روش های نقد و تفسیر موسیقی افزایش داده‌اند

بیست و ششم آذر ماه امسال، بیست و پنج سال از خاموشی سعدی حسنی، موسیقی شناس و مفسر موسیقی می گذرد. او نخستین کسی است که جامعه ایرانی را با موسیقی بین المللی، تاریخ، موازین و شیوه های آفرینشی آن آشنائی داده است.

بی هیچ گزافه همه موسیقیدانان امروز که گوشه چشمی به موسیقی بین المللی دارند، سری در کتاب های او برده اند و به یاری او آشنائی های خود را با تاریخ موسیقی و نیز روش های نقد و تفسیر موسیقی افزایش داده‌اند.

سعدی حسنی در سال های نخستین دهه سی، پس از به پایان بردن تحصیل در اروپا و بازگشت به ایران، نخستین مقالات خود را در مجله "سخن" انتشار داد و در سال ۱۳۳۳ مجموعه‌ای از نقدها و تفسیرهای او در کتابی با عنوان "هفت نغمه چنگ" به دست علاقمندان به موسیقی رسید. دو سه سالی پس از آن معروف ترین کتاب او "تاریخ موسیقی" در دو جلد انتشار یافت و در فاصله‌ای اندک "تفسیر موسیقی" او به بازار آمد. جامعه موسیقی ایران که مشتاق آشنائی با موسیقی بین‌المللی بود، در برابر این دو کتاب استقبال فراوان نشان داد. هر دو کتاب به زودی به چاپ‌های بعدی رسید. او در همین سال ها، نظرات خود را در زمینه موسیقی آینده ایران، در مجله موسیقی (دوره سوم) و نیز در برنامه رادیوئی موسیقی کلاسیک انتشار می داد.

سعدی حسنی از پایه گذاران انجمن فیلارمونیک تهران بود. انجمنی تاثیرگذار در گستردن موسیقی بین المللی که برنامه های بی‌وقفه موسیقائی آن، سال های متمادی از ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۶ در تالارهای شهر تهران برگزار می شد.

او دو سال پس از گشایش تالار رودکی، به مدت دو سال به سرپرستی هنری آن برگزیده شد. و یک بار دیگر چند صباحی پس از استقرار نظام اسلامی، در دوره دولت موقت پیشنهاد متولیان را برای سرپرستی مجدد تالار پذیرفت. پیش خود می اندیشید که در آن شرایط سخت و سهمگین باید در صحنه باقی ماند و تا آن‌جا که می توان از متلاشی شدن نهادهای بارور فرهنگی جلوگیری کرد. اندیشه‌ای که با واقعیت‌های تلخ جاری، سازگاری نداشت.

حسنی با حسن حبیبی، وزیر فرهنگ و هنر دولت موقت، از دوره تحصیل در فرانسه آشنائی داشت و می گفت که او از شیفتگان موسیقی است و نمی گذارد واپسگرایان، نهادهای موسیقائی را ویران کنند. ولی در دیداری با او تغییر نظر داد.

چیزی از این دیدار روشنگرانه نگذشت که فشار روزافزون به نهادهای موسیقی، سعدی حسنی و یاران و همکاران او را از تالار رودکی بیرون راند.

حسنی سپس دل به محافل خصوصی هنری خوش کرد. اینکه هفته ای یک بار با همفکران بنشینند و درباره موسیقی و زیر و زبر شدن های آن صحبت کنند! این کوشش نیز عقیم ماند و برگزاری محافلی از این دست ممنوع اعلام شد.

حسنی با دریافت حکم ممنوع الخروجی، سرخورده از همه چیز به انزوای دردانگیز خود رسید. سکته ناقصی در انزوا به سراغش آمد و یاران او یک سال و اندی کوشش کردند و به این در و آن در زدند تا سرانجام در اواخر سال ۱۳۶۲، اجازه خروجی برای او فراهم آوردند. سعدی برای معالجه به برلین رفت ولی هرگز نتوانست از بستر بیماری به درآید. علاوه بر سکته، بیماری مرموز هلاک کننده ای نیز پنجه در جانش افکند و روز به روز او را به مرگ نزدیک تر ساخت.

سعدی حسنی سرانجام در بیست و ششم آذر ماه ۱۳۶۵، در انزوای غربت جان سپرد.

پایه های موسیقی آینده

موسیقی برای سعدی حسنی زیباترین زبان بین المللی تلقی می شد. زبانی که جز دوستی و تفاهم با خود نمی آورد. تنها باید "پیام ها را گرفت" و در این دنیای وانفسا راهی به سوی همبستگی انسان ها گشود.

او در دیباچه کوتاهی که بر تاریخ موسیقی خود نوشته می گوید:

«جدا از نام آوران موسیقی، صدها آهنگساز دیگر نیز در راه خدمت به انسانیت گام سپردند و بسیاری از آن ها رنج بردند، زهر ناکامی چشیدند و حتی سوختند تا مشعل تمدن را بیفروزند. تنگدستی تقریبا شامل حال همه آن ها بود، ولی محرومیت مانع فعالیت آن ها نشد... زیرا در برابر همه سختی ها، هدف بزرگی داشتند... خوشا به حال آن ها که به زیبائی دست یافتند.»

سعدی حسنی در پایان تاریخ موسیقی، نگاهی نیز به وضعیت موسیقی معاصر ایران و به ویژه موسیقی پیشرو می افکند و تنی چند از آهنگسازان پیشرو و آفریده های آنان را معرفی می کند.

سعدی می گوید: «در سر آغاز قرن خورشیدی، موسیقی ایرانی بسیار "ساده و ابتدائی" بود. هنوز نمی دانستند که هنر آواز خواندن کار ساده ای نیست. حداقل ده پانزده سال تحصیل موسیقی لازم است. به همین ترتیب آهنگسازان ایرانی عمل می کردند. با از بر کردن بعضی مقام ها، بدون این که پا از حد معینی فراتر بگذارند، خود را موسیقیدان می شمردند و از مساعی و رنج هائی که آهنگسازان بزرگ متحمل شده اند غافل بودند.»

او بعد اشاره می کند که در سال های اخیر (دهه سی) تحولی در موسیقی ایران صورت گرفته و وضع گذشته به کلی تغییر کرده است. موسیقی وارد مرحله علمی و هنری شده و از همین روی باید راه آینده آن را روشن ساخت. او برای استوار ساختن موسیقی آینده، چند پایه اصلی را مورد توجه قرار می دهد.

نخستین پایه به نظر او "ترانه های محلی" است. دلیلش هم این است که همه کشورهائی که از صد سال پیش (نیمه دوم قرن نوزدهم) خواسته اند موسیقی خود را به جهانیان بشناسانند، کار خود را بر اساس ترانه های محلی آغاز کرده اند. حسنی سپس هشدار می دهد که در این کار البته باید به دقت مراقب "اصالت" ها بود. حفظ شخصیت موسیقی (هویت ملی) بسیار مهم است. او می افزاید:

«غنای ترانه های محلی ما با تکیه بر تجربیات علمی به درجات از ترانه های محلی آلمان و فرانسه، بیشتر است. ولی متاسفانه هنوز کار مهمی در زمینه گردآوری و تنظیم آن ها صورت نگرفته است. شمار ترانه های محلی گردآوری شده در بعضی از کشورها از رقم صد هزار نیز تجاوز می کند، حال آن که صد ترانه محلی هم نمی توان در صداخانه های ایران یافت.»

جالب این است که حسنی در بسیاری از ترانه های محلی امکان صرفنظر کردن از "ربع پرده" را می بیند که راه را برای آهنگسازی بر اساس آن ها هموار می کند.

دومین پایه برای پی افکندن موسیقی آینده، توجه به فرم و ریتم است. چیزی که در موسیقی سنتی بسیار ابتدائی است. ولی در ترانه های محلی به وفور وجود دارد. به همین جهت هم هست که گردآوری و بررسی علمی ترانه‌ها، اهمیت پیدامی کند.

قالی و سمفونی

سعدی حسنی در توضیح و تفسیر خود از موسیقی ایران به مکاشفه ای نیز می‌رسد. با دقیق شدن در طرح های کلاسیک قالی ایران، آن را مشابه با فرم سونات و سمفونی تشخیص می دهد. وقتی هنر قالی بافی که اصیل‌ترین هنر ایرانی است چنین ساختاری دارد، چرا موسیقی ایرانی آن را نداشته باشد؟

در قالی‌ها، معمولا یک نقش بزرگ در وسط و دو نقش کوچک متقارن در بالا و پائین است و در اطراف قالی نیز حاشیه‌هائی ریز می آید.

سعدی حسنی حاشیه‌ها را به مقدمه سمفونی (introduction) تشبیه می کند که چند ضربه و آکورد را در خود دارد. نقش وسط، تم اصلی سمفونی است که تا آن‌جا که می تواند "بسط" (Development) پیدا می کند و بعد به دو بخش متقارن منتهی می شود که با "برگشت" (Reprise) تم اصلی در سمفونی برابر است.

نقش‌های ریز و درشت مابینی دیگر نیز، نقش "پاساژ" های معمول در سمفونی نویسی را ایفا می‌کنند. تفاوتی که او میان فرم قالی و سمفونی می بیند در "تناوب تم‌ها" است. به همین جهت اگر کسی یک سنفونی را کاملا از روی طرح قالی تصنیف کند، شخصیت تازه‌ای در موسیقی به وجود خواهد آورد. به ویژه اگر معادل رنگ آمیزی‌های قالی، سمفونی نیز از سازآرائی‌های رنگین برخوردار باشد. با این کار "اصالت هنر ایران نیز کاملا محفوظ خواهد می‌ماند".

پایه یا مرحله سوم وقتی پیش می آید که موسیقی ایران از مرحله های اول و دوم گذر کرده و اصالت موسیقی ملی به زبان بین المللی به جهانیان شناسانده شده باشد. آن گاه به مرحله ای خواهیم رسید که دیگر نیازی به "حفظ اختصاصات" ملی نخواهد بود.

حسنی در پایان موخره کتاب خود درباره موسیقی ایران، موسیقیدانان پیشرو را به آگاه شدن از ارکستراسیون های تازه فرا می خواند. زیرا که تحقیقات بسیار در جریان است. تحقیقاتی در ریتم های متغیر، وارد کردن ربع پرده ها و هارمونی جدید. و سرانجام هنر حقیقی موسیقی در ابتکار نکات فنی است و در این زمینه هاست که استعداد واقعی هنرمند بروز می کند.

مطالب مرتبط