۱۱ چهره شاخص سینمایی سال ۲۰۱۱

چند روزی به پایان سال ۲۰۱۱ باقی نمانده است. جشنواره های بزرگ مثل کن، ونیز و برلین برگزار شده و جوایزشان را به فیلم های برتر سال داده اند.

انجمن ها و اتحادیه و نشریات شاخص سینمایی مثل کایه دوسینما، سایت اند ساوند، انجمن منتقدان فیلم نیویورک، انجمن منتقدان فیلم لوس آنجلس، هیئت ملی نقد آمریکا (ان بی آر)، جوایز سینمای جهان بی بی سی ۴، جوایز فیلم مستقل بریتانیا (بیفا)، فیلم های برگزیده خود را انتخاب کرده اند و اینک همه منتظرند که سال تمام شود و مراسم اسکار و گلدن گلوب نیز برگزار شود تا روشن شود که بین انتخاب های منتقدان و برگزیده های اسکار و گلدن گلوب، چه تفاوت ها و چه شباهت هایی وجود دارد و چه فیلم هایی توانسته اند، هم نظر منتقدان سخت گیر سینمایی را جلب کنند و هم مورد پسند رای دهندگان اسکار و گلدن گلوب قرار گیرند.

انتخاب بهترین فیلم های سال در میان منتقدان، بازی جذاب و شیرین و در عین جنجال برانگیزی است. اما در سال گذشته این تنها فیلم ها نبودند که موضوع داغ و جذاب رسانه های خبری و نشریات سینمایی بودند بلکه سینماگرانی هم بودند که طی یک سال گذشته، با گفته ها و فیلم هایشان، بیشتر از بقیه در کانون توجه رسانه های مختلف بوده و خبرساز بوده اند.

ترنس مالیک

حق نشر عکس AP

ترنس مالیک، کارگردان کمال گرای سینمای آمریکا، بعد از سال ها دوری از سینما، سال گذشته با ارائه فیلم "درخت زندگی"، نه تنها یکی از محبوب ترین سینماگران در میان منتقدان و تماشاگران جدی سینما بود بلکه در مرکز توجه رسانه های خبری و نشریات سینمایی قرارگرفت. مالیک که با وسواس بسیار فیلم می سازد و در طول ۴۰ سال فعالیت سینمایی اش ۵ فیلم بیشتر نساخت با فیلم درخت زندگی، جایزه نخل طلای سال ۲۰۱۱ فستیوال کن را به دست آورد. فیلمی که نمایش آن در جشنواره کن، منتقدان سینمایی را به دو دسته تقسیم کرد. گروهی آن را فیلمی «دوپاره و بی سرو ته» دانستند که به اعتقاد آنها نتوانسته بین قسمت های داستانی و مستند گونه اش، ارتباط ایجاد کند و گروهی دیگر، آن را "سمفونی و شعری سینمایی" درباره خلقت جهان و انسان ارزیابی کردند.

درخت زندگی، علاوه بر نخل طلای کن، جوایز سینمایی متعددی به دست آورد و از سوی فدراسیون منتقدان بین المللی فیلم (فیپرشی) به عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۱۱ انتخاب شد. منتقدان مجله های معتبر سینمایی کایه دوسینما و سایت اند ساوند نیز، هر دو آن را به عنوان یکی از ده فیلم برتر سال انتخاب کردند.

در این فیلم، ترنس مالیک، داستان یک خانواده آمریکایی (خانواده اوبراین) در دهه شصت در شهر کوچکی در تگزاس را بهانه می کند تا با رویکردی کاملا دینی، شعر سینمایی اش را درباره هستی، خلقت جهان و رابطه انسان با خداوند بسازد. فیلمی که ساختن آن سه سال طول کشید و در آن مالیک، با استفاده از تکنولوژی جدید سینمایی، داستان پیدایش جهان را به شکل زیبا و شگفت انگیزی روایت کرده است.

بین اولین فیلم مالیک یعنی «برهوت» که در سال ۱۹۷۳ ساخته شد تا فیلم "درخت زندگی"، ۳۸ سال فاصله است و او در این میان توانست تنها فیلم های "روزهای بهشت" (۱۹۷۸)، "خط باریک قرمز" (۱۹۹۸) و "دنیای نو" (۲۰۰۵) را بسازد اما موفقیت درخت زندگی، مالیک را برانگیخت که از انزوا درآمده و تصمیم بگیرد که فیلم های بیشتری بسازد. او اعلام کرد که به زودی فیلمبرداری سه فیلم تازه اش را یکی پس از دیگری آغاز خواهد کرد.

"بی قانون"، با بازی رایان گوسلینگ، کریستین بیل و کیت بلنشت، "شوالیه جام ها" با بازی کریستین بیل و کیت بلانشت، و فیلم عاشقانه ای که هنوز نامی برای آن انتخاب نشده و بن افلک، ریچل مک آدامز، خاویر باردم و ریچل وایس در آن بازی می کنند، سه فیلمی است که مالیک، پیش تولید آنها را در سال ۲۰۱۱ آغاز کرده است.

مالیک همچنین گفت که قصد دارد فیلم مستندی نیز به عنوان مکمل فیلم "درخت زندگی" بسازد اما برای آن هنوز نامی انتخاب نکرده است.

به این ترتیب، سال ۲۰۱۱ برای مالیک سال موفقیت آمیز و پرباری بود هرچند این موفقیت ها باعث نشد که وی در مقابل دوربین خبرنگاران و عکاسان قرار گیرد و با رسانه ها و نشریات گفتگو کند و همچنان ترجیح داد در سایه و دور از جنجال کار کند و اجازه دهد فیلم هایش به جای او سخن بگویند.

رومن پولانسکی

حق نشر عکس Reuters

رومن پولانسکی، فیلمساز لهستانی تبار نیز کارگردانی بود که در سال ۲۰۱۱ با فیلم جدیدش " کشتار" (Carnage) و پرونده کیفری اش در آمریکا، به شدت خبرساز شد.

پولانسکی، در طول سی سال گذشته، به خاطر پرونده حقوقی اش، امکان فیلمسازی در آمریکا را نداشته و فیلم هایش را در اروپا ساخته است. وی که متهم به ارتباط جنسی غیرقانونی با یک دختر ۱۳ ساله آمریکایی است، در سال ۱۹۷۸ پس از صدور حکم محکومیت اش، از آمریکا به فرانسه گریخت و از آن زمان تاکنون در این کشور زندگی می‌کند.

پولانسکی در سال ۲۰۱۰، با فیلم "نویسنده پشت پرده"، جایزه خرس نقره‌ای جشنواره فیلم برلین از آن خود ساخت، در سال ۲۰۱۱ با فیلم "کشتار" در جشنواره فیلم ونیز شرکت کرد اما جایزه ای کسب نکرد.

از سوی دیگر جشنواره فیلم زوریخ نیز در هفتمین دوره برگزاری اش، جایزه یک عمر دستاورد سینمایی را به رومن پولانسکی، اهدا کرد. این جایزه که قرار بود دو سال قبل به پولانسکی اعطاء شود، به دلیل بازداشت پولانسکی از سوی دولت سوئیس به خاطر پرونده کیفری اش در دادگاه آمریکا، معلق ماند.

وزارت دادگستری آمریکا از دولت سوئیس خواسته بود که رومن پولانسکی را برای محاکمه در آمریکا به این کشور تحویل دهد. به همین دلیل، پلیس سوئیس، پولانسکی را در تاریخ سپتامبر سال ۲۰۰۹ هنگام ورود به خاک سوئیس برای شرکت در جشنواره فیلم زوریخ، در فرودگاه این شهر بازداشت کرد اما او پس از حدود دو ماه با سپردن وثیقه ۴.۵ میلیون دلاری از زندان آزاد شد.

آخرین فیلم پولانسکی، "کشتار" که اقتباسی از نمایشنامه "خدای کشتار" نوشته یاسمینا رضا نمایشنامه نویس ایرانی تبار فرانسوی است، در جشنواره های فیلم ونیز و لندن به نمایش درآمد و مورد استقبال منتقدان سینما قرار گرفت.

کشتار، نوعی بازگشت پولانسکی به فیلم های آپارتمانی اش از نوع بچه رزمری، مستاجر و انزجار است اما از رمز و راز و دنیای کابوس گونه این فیلم ها در آن نشانی نیست و به جای آن با فیلمی طنزآمیز و یک نوع کمدی سیاه از نوع فیلم های وودی آلن مواجه ایم که به مطالعه و نقد رفتار آدم ها و خشونت آنها می پردازد.

پولانسکی در این فیلم دو خانواده آمریکایی را نشان می دهد که بعد از دعوا و زد و خورد فرزندانشان در خیابان، دور هم جمع شده اند تا به موضوع فیصله دهند اما خود به تدریج به سمت خشونت می روند.

"کشتار" جز بازی های تاثیرگذار و به یاد ماندنی جان سی ریلی، کریستوف والس، کیت وینسلت و جودی فاستر و تبحر پولانسکی در کارگردانی و خلق میزانسن های دقیق در فضاهای بسته و محدود آپارتمانی و چند دیالوگ شنیدنی، در مجموع از سطح یک اثر متوسط در کارنامه سینمایی پولانسکی فراتر نمی رود.

ورنر هرتسوگ

حق نشر عکس Getty

نام ورنر هرتسوگ، سینماگر آلمانی نیز در سال گذشته بیش از دیگران بر سر زبان ها بود. هرتسوگ در سال گذشته نه تنها فیلم مستندی ساخت که در فستیوال های سینمایی خوب درخشید بلکه جایزه یک عمر دستاورد سینمایی از جشنواره فیلم دوبی را نیز دریافت کرد.

هرتسوگ که اکنون ۶۹ سال دارد، علاوه بر ساختن فیلم های داستانی، مستندساز برجسته ای نیز هست و در فیلم های مستند چالش برانگیزش، مکان ها و مردمان ناشناخته با فرهنگ های بومی متفاوتی را تصویر کرده است.

"درس های تاریکی" (درباره آتش سوزی چاه های نفت کویت در جنگ خلیج)، "پرتره ورنر هرتسوگ"، "غزل سرباز کوچک"، "چرخ زمان"، "الماس سفید"، "گریزلی من"، "برخوردها در انتهای زمین"، "غار رویاهای فراموش شده" از جمله مستندهای مطرح هرتسوگ به شمار می روند.

هرتسوگ در مستند تازه اش به نام "به درون مغاک: داستان مرگ، داستان زندگی" که امسال در جشنواره فیلم لندن به نمایش درآمد، روی موضوع اعدام در جامعه آمریکا متمرکز شده است. در این فیلم، او برای مطالعه روی این موضوع، به تگزاس سفر کرده و با عاملان و بازماندگان جنایتی هولناک مصاحبه می کند. قاتلانی که تنها چند روز بیشتر با مرگ بر روی صندلی الکتریکی یا در اتاق گاز فاصله ندارند و آخرین حرف های خود را در برابر دوربین هرتسوگ به زبان می آورند. از یک سو با بستگان مقتول و پلیس که درباره قتل فجیع او حرف می زنند، همذات پنداری می کنیم و از سوی دیگر، اعدام قریب الوقوع قاتلان او که جنایتکاران بالفطره نیستند و خود قربانی شرایط محیط اند، همدردی ما را برمی انگیزد.

ورنر هرتسوگ یکی از پیشگامان موج نوی سینمای آلمان در دهه هفتاد است که به همراه سینماگرانی چون ویم ندرس، الکساندر کلوگه، مارگارت فون تروتا، فولکر شلندورف و رینر ورنر فاسبیندر، نقش مهمی در شکوفایی سینمای نوین آلمان ایفا کرد.

فیلم "نشانه‌های زندگی" نخستین فیلم بلند هرتسوگ در سال ۱۹۶۸، خرس نقره‌ای جشنواره برلین را دریافت کرد. وی در سال ۱۹۷۵ به خاطر فیلم "معمای گاسپار هاوزر" جایزه‌ ویژه هیات‌داوران و در سال ۱۹۸۲ برای فیلم "فیتز کارالدو" جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم کن را به دست آورد.

علاوه بر این فیلم ها، "آگوئیرا خشم پرودگار"، "نوسفراتوی خون آشام"، " وویتسک" و "جایی که مورچه های سبز خواب می بینند" از جمله مهم ترین آثار داستانی هرتسوگ به عنوان کارگردان در سینمای آلمان است.

هرتسوگ، همچنین در سال گذشته، برای بازی در فیلمی به نام "یک شلیک" به کارگردانی کریستوفر مک کویری قرارداد امضا کرد. او در این فیلم در نقش یک زندانی جنگی سابق در برابر تام کروز بازیگر سرشناس سینمای هالیوود قرار می گیرد.

"یک شلیک" که بر مبنای کتابی به همین نام از لی چایلد ساخته می‌شود، ماجرای جک ریچر، افسر سابق ارتش (با بازی تام کروز) است که بر روی پرونده‌ای جنایی کار می‌کند.

هرتسوگ قبلا نیز به عنوان بازیگر، در برخی فیلم های سینماگران مستقل آمریکا از جمله فیلم های "مستر لونلی" و "جولین دانکی بوی" هر دو به کارگردانی هارمونی کورین کارگردان مستقل سینمای آمریکا و فیلم کوتاه "کیسه پلاستیک" ساخته رامین بحرانی فیلمساز ایرانی مقیم آمریکا نیز بازی کرده بود.

جورج کلونی

حق نشر عکس Getty

جورج کلونی، بازیگر و کارگردان آمریکایی نیز در سال گذشته بسیار پرکار بود. سال گذشته دو فیلم از جورج کلونی بر پرده سینماهای جهان آمد. یکی از این فیلم ها به نام "نیمه مارس" که کلونی خود آن را کارگردانی کرده و در آن بازی هم کرده است، فیلمی است که با رویکردی انتقادی به فضای سیاسی جامعه امروز آمریکا ساخته شده و مناسبات پیچیده بین نامزدهای انتخاباتی و فساد درونی آنها و اشتهای آنها برای بالا رفتن از پلکان قدرت به هر قیمت را به تصویر کشیده است. "نیمه مارس"، داستانی درباره فساد و سوءاستفاده سیاسی از قدرت، وفاداری، خیانت و انتقام است با شخصیت پردازی درست و کارگردانی و بازی های خوب.

کلونی که به همراه فیلیپ سیمور هافمن و ایوان ریچل وود، بازیگران این فیلم در کنفرانس مطبوعاتی فیلم در لندن شرکت کرده بود در پاسخ به این سوال که بعد از ۳ سال در مورد وعده های حکومت باراک اوباما که با شعار تغییر بر سر کار آمده، چه فکر می کند گفت با این که در دوره بدبینانه ای زندگی می کنیم اما هنوز به آینده امیدوار است.

فیلم دیگری که در سال گذشته با بازی جرج کلونی به نمایش عمومی درآمد و استقبال زیادی از آن شد، فیلم "فرزندان" به کارگردانی الکساندر پین (کارگردان درباره اشمیت و ساید ویز) بود که بر اساس رمان کوای هارت همینگز ساخته شده و داستان کمدی- تراژدی پدر مجردی است که بعد از اینکه زنش بر اثر تصادف به کما می رود، مسئولیت نگهداری از فرزندانش را تنهایی به عهده می گیرد.

جورج کلونی، نه تنها به خاطر کارگردانی فیلم "نیمه مارس"، نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردانی گلدن کلوب امسال است بلکه به خاطر بازی اش در فیلم "فرزندان" نیز نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد گلدن گلوب شده است.

اما نام جورج کلونی، در سال گذشته تنها به خاطر فیلم هایی که کارگردانی و در آن ها بازی کرده، بر سر زبان ها نبوده بلکه دادگاهی در شهر میلان ایتالیا اعلام کرد که این بازیگر سرشناس هالیوود را به عنوان شاهد، به جلسه محاکمه سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر سابق ایتالیا به خاطر ارتباط با یک دختر روسپی زیر سن قانونی، فرا خواهد خواند.

سیلویو برلوسکونی متهم است که از قدرت خود سوءاستفاده کرده و با "کریمه المحروق" معروف به "روبی"، دختر خودفروش مراکشی تبار که زیر سن قانونی (کمتر از ۱۸ سال) بوده رابطه نامشروع داشته است.

بر اساس اعلام دادگاه میلان، جورج کلونی ممکن است در ارتباط با مهمانی‌های شبانه برلوسکنی همراه با ۲۱۴ شاهد دیگر از جمله کریستیانو رونالدو، فوتبالیست سرشناس پرتغالی و بازیکن رئال مادرید به این دادگاه فراخوانده شوند.

ویم وندرس

حق نشر عکس AFP

ویم وندرس شاید نخستین سینماگری است که تا کنون فیلم مستندی را به طریقه سه بعدی ساخته و راهی اسکار کرده است.

مستند سه‌بعدی "پینا" به کارگردانی وندرس، که امسال به نمایندگی از سینمای آلمان در بخش فیلم های غیرانگلیسی ‌زبان هشتاد و چهارمین دوره جوایز اسکار حضور دارد، ادای احترام این فیلمساز به پینا بوش، طراح رقص و رقصنده مشهور آلمانی است.

"پینا"‌ برای نخستین بار در فوریه ۲۰۱۱ در جشنواره فیلم برلین نمایش داده شد و در آلمان حدود شش میلیون دلار فروش داشته است که برای یک فیلم مستند، فروش نسبتا بالایی است. این فیلم، مستندی جذاب و تجربی درباره رقص مدرن است. فیلمی که وندرس بیست سال در اندیشه ساخت آن بوده و سرانجام با استفاده از تکنولوژی دیجیتال و تکنیک تری دی، توانسته ایده های اکسپرسیونیستی و انتزاعی پینا بوش را به بهترین شکلی به تصویر درآورد.

وندرس گفته بود که در تمام این سال ها به دنبال پیدا کردن فرم و ساختار مناسبی برای بیان ایده های پینا بوش بوده و تکنیک سه بعدی این امکان را برای او فراهم کرده است.

ویم وندرس در سال ۱۹۸۴ با فیلم "پاریس، تگزاس" برنده جایزه نخل طلای جشنواره کن شد و در ۱۹۸۷ با فیلم "بال‌های آرزو" یا "بر فراز آسمان برلین"، جایزه بهترین کارگردان این جشنواره را از آن خود کرد. وی در سال ۱۹۹۳ نیز برای فیلم "چنان دور، چنین نزدیک!"، جایزه بزرگ هیئت داوران کن را به دست آورد.

وندرس همچنین عضو هئیت مشورتی بنیاد سینمای جهان است که مارتین اسکورسیزی به منظور ترمیم و دیجیتالی کردن فیلم های کلاسیک سینمای جهان تاسیس کرده و در سال گذشته، برخی از مهم ترین فیلم های تاریخ سینما از جمله فیلم "قانون مرزی" ساخته عمر لفطی عکاد، فیلمساز ترک را مرمت کرده است.

استیون اسپلیبرگ

حق نشر عکس Getty

استیون اسپیلبرگ نیز همچون ویم وندرس توانست در سال گذشته، آرزویی را که سال ها در انتظارش بود، متحقق سازد.

اسپیلبرگ که در دهه هشتاد، حقوق اقتباس سینمایی از داستان های کارتونی "تن تن" را بعد از مرگ هرژه (نویسنده بلژیکی) از بیوه او خریده بود، سرانجام بعد از سه دهه، توانست به کمک پیترجکسن، فیلم "ماجراهای تن تن: راز اسب شاخدار" را به صورت سه بعدی بر اساس این داستان ها بسازد.

اسپیلبرگ، به کمک تکنیک موشن کپچر، "تن تن" از قالب دو بعدی و کارتونی آن درآورده و به او جسمیت بخشید. "تن تن" اسپیلبرگ یکی از پرتحرک ترین، هیجان انگیزترین و جذاب ترین فیلم هایی بود که در سال گذشته به نمایش درآمد.

اما فعالیت اسپیلبرگ در سال گذشته تنها منحصر به ساختن و نمایش فیلم "تن تن" نشد بلکه او فیلم دیگری نیز ساخت به نام "اسب جنگ" که اقتباسی از رمان مشهوری به همین نام نوشته مایکل مورپورگو نویسنده بریتانیایی بود. فیلمی که قرار است روز ۲۵ دسامبر در آمریکا به نمایش عمومی درآید. ضمن این که نامزد دریافت بهترین فیلم در جوایز گلدن گلوب است.

اسپیلبرگ، همچنین به مناسبت دهمین سال وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر، مستند ۶ ساعته ای ساخت به نام "منطقه صفر" که از شبکه "دیسکاوری کانال" آمریکا پخش شد.

این فیلم داستان دوستی پسربچه ای انگلیسی به نام آلبرت و اسبی به نام جویی است که در زمان جنگ جهانی اول به ارتش انگلیس فروخته شده و به جبهه فرانسه اعزام می شود و آلبرت سفری ادیسه وار را برای یافتن اسب آغاز می کند. علاوه بر این ها، اسپیلبرگ، فیلمبرداری فیلمی درباره آبراهام لینکلن، شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا را که در سال ۱۸۶۵ در دوران جنگ های داخلی ترور شد شروع کرده که در آن دنیل دی لوئیس در نقش لینکلن بازی می کند.

مارتین اسکورسیزی

حق نشر عکس AP

مارتین اسکورسیزی نیز در سال ۲۰۱۱ با دو فیلم، درخشش خوبی داشت. او به خاطر فیلم "هیوگو" که هم اکنون بر پرده سینماهای بریتانیا و آمریکاست، نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم و بهترین کارگردانی شده و به پیش بینی منتقدان سینمایی، شانس اش برای دریافت اسکار بهترین فیلم سال ۲۰۱۱ را هم دارد.

اسکورسیزی که عاشق سینمای جهان و تحولات فنی و زیبایی شناختی آن است، در فیلم هیوگو، نه تنها به تاریخ سینما و یکی از پیشگامان بزرگ آن یعنی ژرژ مه لیس، نابغه فرانسوی که مسیر سینما را با فیلم های علمی تخیلی و ماجراجویانه اش تغییر داد، ادای دین کرده بلکه برای نخستین بار در این فیلم، از سیستم سه بعدی استفاده کرده است. وی درباره نخستین تجربه سه بعدی اش چنین گفته است: «ساختن هیوگو، یک تجربه فوق‌العاده برای من بود. هیوگو به من این فرصت را داد تا در قالب سه‌بعدی کار کنم و این چیزی بود که از زمان جوانی آرزوی آن را داشتم. این فیلم به من این اجازه را داد تا ماجراجویی یک کودک را به نوعی که در زمان‌های جوانی دوست داشتم به تصویر بکشم و این موقعیت را برایم فراهم کرد که به یکی از بزرگ‌ترین پیشگامان سینما، ژرژ مه لیس ادای احترام کنم.»

علاوه بر هیوگو، چندی پیش فیلم مستند جدیدی از اسکورسیزی به نام "زندگی در دنیای مادی" که در مورد جورج هریسن، آهنگساز و نوازنده مشهور موسیقی راک و عضو گروه معروف "بیتلز" که در سال ۲۰۰۱ بر اثر سرطان ریه از دنیا رفت، در شهر لیورپول (زادگاه جورج هریسن) و جشنواره سن اسپانیا به نمایش درآمد.

این فیلم، پنجمین فیلم مستند اسکورسیزی درباره موسیقی به شمار می رود. او قبلا مستندهای "آخرین والس" را درباره گروه راک The Band، "نوری بیفروز" درباره گروه راک رولینگ استونز و "راهی به سوی خانه نیست" درباره باب دیلن خواننده مشهور آمریکایی را کارگردانی و مستندی هفت قسمتی درباره موسیقی بلوز را تهیه کرده است.

لارس فون تریه

حق نشر عکس AFP

لارس فون تریه، سینماگر دانمارکی و فرزند سینمای اروپا، شاید جنجال برانگیزترین چهره سینمایی سال ۲۰۱۱ بود.

فون تریه که با فیلم "ملانکولیا" در بخش مسابقه اصلی شصت و چهارمین جشنواره فیلم کن شرکت کرد، در کنفرانس مطبوعاتی پس از نمایش فیلمش، حرف هایی بر زبان راند که خشم مسئولان جشنواره کن را برانگیخت و باعث شد که آنها او را "عنصر نامطلوب" جشنواره خطاب کرده و از او بخواهند جشنواره را ترک کند. فون تریه گفت: "من هیتلر را درک می‌کنم. البته او آدم خیلی خوبی نبوده و اشتباهاتی کرده است... اما خیلی خوب، من نازی هستم."

سخنان تحریک برانگیز فون تریه، واکنش های زیادی به دنبال داشت و باعث شد که او چند ساعت پس از نشست مطبوعاتی، بابت اظهار نظر خود عذرخواهی کند و خود را ابله بخواند. فون تریه به بخش خبری بی بی سی گفت: "مسخره است که فقط بگوییم اگر هیتلر به دنیا نیامده بود، دیگر مشکلی در جهان وجود نداشت. ولی نمی خواهم عذرتراشی کنم، حرفم کاملا احمقانه بود."

با این حال علیرغم تحریم فون تریه از سوی مدیران جشنواره کن، فیلم "ملانکولیا"، همچنان در بخش مسابقه کن باقی ماند و کریستن دانست، بازیگر نقش اصلی آن برنده جایزه بهترین بازیگر زن از این جشنواره گردید.

ملانکولیا، تصویر هول و هراس ها، اضطراب ها و کابوس های آخرالزمانی و بدبینی فلسفی فون تریه است که خصلتی پیش گویانه دارد و می تواند استعاره ای از وضعیت امروز و جنگ های ویرانگری باشد که فیلمساز انتظار آنها را می کشد.

با اینکه فون تریه در ملانکولیا، موفق می شود که جنون هنری اش (که ضد مسیح اوج آن بود) را تا حد زیادی مهار کند اما این فیلم نیز همانند آثار دیگر او، غافلگیرکننده، شگفت انگیز و هراس آور است.

برقراری توازن بین بازی های مینی مالیستی استلان اسکارسگارد (بازیگر همیشگی فیلم های فون تریه)، کریستن دانست و شارلوت گینزبورگ با بازی های کمال گرایانه جان هرت، شارلوت رامپلینگ و کیفر ساترلند در یک فیلم، تنها از سینماگر کهنه کاری چون فون تریه ساخته است.

اورتور حماسی و رمانتیک تریستان و ایزولد واگنر که در تمام طول فیلم شنیده می شود، با حرکت صور فلکی در آسمان و فاجعه کیهانی، تناسب شگفت انگیزی دارد. نزدیک شدن تدریجی ملانکولیا به زمین و تصادم سیاره ای، تعلیق دراماتیک شدیدی ایجاد کرده است.

آندره وایدا

حق نشر عکس Reuters

یکی از اتفاق های مهم سینمایی سال گذشته، نشستن دوباره آندره وایدا کارگردان برجسته سینمای لهستان در سن ۸۵ سالگی، بر روی صندلی کارگردانی بود.

آندره وایدا، پس از چند سال تلاش برای ساختن فیلمی درباره لخ والسا، رهبر جنبش همبستگی لهستان در دهه ۱۹۸۰ و رئیس جمهور پیشین این کشور، سرانجام در سال گذشته موفق شد علیرغم بیماری و وضعیت بد جسمی، فیلمبرداری این فیلم مهم تاریخی را آغاز کند.

این فیلم با بودجه ای معادل ۱۵ میلیون زلوتی (واحد پول لهستان) ساخته می شود و یکی از پرخرج ترین فیلم های لهستانی به حساب می آید و تهیه کننده آن استودیو اسکون لهستان است.

لخ والسا در جریان درگیرى‌هاى سال‌های ۱۹۷۰ بین کارگران و دولت لهستان، رهبر کارگران کارگاه‌هاى کشتى‌سازى بود و اواخر این دهه با تشکیل اتحادیه کارگرى غیرکمونیستى، نام خود را مطرح کرد. او در بسیارى از اتفاقات سیاسى دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ نقش موثری داشت و بعد از سقوط کمونیسم در لهستان در سال ۱۹۹۰ به عنوان رئیس جمهور لهستان انتخاب شد و تا ۱۹۹۵ در این مقام ماند.

به گفته آندره وایدا: "لخ والسا شخصیتی بود با تمام ایمان و خوش بینی فانتزی که ما لهستانی ها برای نجات از بردگی با آنها متولد شدیم."

وایدا که خود در اوایل دهه ۸۰، یکی از اعضاء کمیته مشاوران جنبش همبستگی لهستان بود و در اعتصاب معروف کارگران کارگاه‌هاى کشتى‌سازى بندر گدانسک در سال ۱۹۸۰ شرکت کرده بود، درباره این فیلم گفته است که لخ والسا به او اعتماد دارد و شخصا اجازه ساختن این فیلم را از او گرفته است.

وایدا در واقع نخستین کارگردان لهستانی است که "لخ والسا"، این چهره مشهور و تاثیرگذار تاریخ سیاسی معاصر لهستان را تصویر کرده است اگرچه والسا قبلا نیز در فیلم «مرد آهنین» وایدا که در سال ۱۹۸۱ برنده نخل طلای جشنواره فیلم کن شد، در نقش خود ظاهر شده بود.

آندره وایدا از مهم ترین فیلمسازان زنده لهستان است که به خاطر ساختن فیلم هایی چون " خاکستر و الماس"، "کانال"، "نسل" و "دانتون" شهرت دارد. وی همچنین در اواخر دهه هفتاد و اوایل هشتاد، دو فیلم "مرد مرمرین" و "مرد آهنین " را درباره اعتراضات کارگری لهستان به رهبری اتحادیه همبستگی ساخته است.

وایدا به علت درونمایه های ضد کمونیستی فیلم هایش سال ها با دستگاه سانسور دولت کمونیستی لهستان درگیر بود اما موفق شد علیرغم این فشارها و اختناق شدید حاکم بر کشورش، فیلم های تاریخی مهم و درخور توجهی بسازد و بخش هایی از مبارزه طولانی مردم کشورش علیه نظام استالینی توتالیتر حاکم بر لهستان را ثبت کند.

یکی از مهمترین فیلم های وایدا، فیلم "دانتون" اوست که در آن وی به تسویه حساب های سیاسی خونین سال های بعد از انقلاب کبیر فرانسه و کشمکش بین رهبران انقلابی مثل روبسپیر و دانتون پرداخت که در واقع کنایه ای از وضعیت سیاسی ملتهب حاکم بر کشورش لهستان بود.

آندره وایدا در سال ۲۰۰۰، جایزه اسکار افتخاری را برای یک عمر فعالیت سینمایی اش دریافت کرد.

برناردو برتولوچی

حق نشر عکس Getty

برناردو برتولوچی، سینماگر صاحب نام ایتالیایی، به دلیل ناتوانی جسمی نتوانست فیلمی در سال گذشته بسازد اما او با صندلی چرخدار در شصت و چهارمین دوره جشنواره فیلم کن ظاهر شد و "نخل طلایی" این جشنواره را به خاطر یک عمر دستاورد سینمایی اش دریافت کرد.

در واقع مسئولان جشنواره سینمایی کن، با اهدا این جایزه خواستند بی توجهی این جشنواره را به فیلم های برتولوچی و جایگاه مهم او در تاریخ سینمای هنری و مدرن اروپا، جبران کنند. سینماگری که با وجود خلق آثاری ارزشمند، هرگز جایزه بزرگ جشنواره کن، یعنی "نخل طلایی" را دریافت نکرده است.

از سوی دیگر، موسسه سینمایی بریتانیا (بی‌اف آی)، نیز مجموعه‌ای از آثار برناردو برتولوچی را در برنامه های سال گذشته اش به نمایش گذاشت که تقریبا همه فیلم‌های این سینماگر برجسته و صاحب سبک ایتالیایی از "استراتژی عنکبوت"گرفته تا "رویاپرداز‌ان" را دربرداشت.

برتولوچی شاید بعد از مرگ میکل آنجلوآنتونیونی، مهم‌ترین فیلمساز زنده از نسل کارگردانان بزرگ ایتالیاست که سبک تصویری و شیوه روایتی فیلم‌هایش، تاثیر عمیقی بر سینمای مدرن اروپا و جهان گذاشته است.

دنباله رو، ۱۹۰۰، پیش از انقلاب، تسخیرشده، بودای کوچک، آخرین امپراتور، آسمان سرپناه، آخرین تانگو در پاریس، زیبایی ربوده شده، بودای کوچک، ماه و همزاد از جمله مهم ترین فیلم‌های برتولوچی است که در آن ها او با رویکردی مارکسیستی- روانکاوانه، به مطالعه و کالبد شکافی روح انسان مدرن غربی پرداخته است.

آخرین فیلم برتولوچی یعنی "رویاپردازان" (۲۰۰۳)، اقتباسی آزاد از رمان "معصومین مقدس" نوشته گیلبر ادر نویسنده اسکاتلندی بود که درباره بیداری سیاسی، بحران بلوغ و آزادی جنسی در بستر رویدادهای مه ۱۹۶۸ پاریس ساخت.

اصغر فرهادی

حق نشر عکس ISNA

اگر جعفر پناهی را به دلیل موقعیت سیاسی ویژه اش استثنا کنیم، در سال گذشته از بین سینماگران ایرانی، نام اصغر فرهادی کارگردان فیلم "جدایی نادر از سیمین"، بیش از هر فیلمساز دیگر ایرانی در صحنه جهانی درخشیده است.

موفقیت های جهانی فرهادی از جشنواره فیلم برلین آغاز شد که در آن فرهادی به خاطر "جدایی نادر از سیمین"، علاوه بر دریافت خرس طلایی بهترین فیلم، دو خرس نقره ای هم برای گروه بازیگران خود دریافت کرد که از این نظر رکوردی را در تاریخ ۶۱ ساله جشنواره فیلم برلین ثبت کرد.

بعد از آن بود که فرهادی با فیلمش، تقریبا در هر جشنواره ای که شرکت کرد یا در نظرخواهی انجمن های منتقدان کشورهای مختلف یا نشریات سینمایی معتبر جهان، توانست یکی از جوایز مهم آن جشنواره را به خود اختصاص دهد.

جایزه بهترین فیلم خارجی از انجمن منتقدان شیگاگو، جایزه بهترین فیلمنامه از انجمن فیلم لس آنجلس، جایزه بهترین فیلم خارجی از منتقدان فیلم نیویورک، جایزه "سینمای جهان" شبکه ۴ بی بی سی، جایزه "هیئت ملی نقد آمریکا (ان بی آر)"، جایزه بهترین فیلم جشنواره "آسیا اقیانوسیه"، جایزه بهترین کارگردان از جشنواره فیلم هند، جایزه بهترین فیلم جشنواره بین المللی دوربان، جایزه بهترین فیلم مستقل خارجی فیلم های مستقل بریتانیا، از جمله مهم ترین جوایزی است که فرهادی در سال ۲۰۱۱ به دست آورد.

"جدایی نادر از سیمین" همچنین نامزد دریافت بهترین فیلم خارجی جوایز گلدن گلوب ۲۰۱۲ شده است و برای گرفتن این جایزه با فیلم های "در سرزمین خون و عسل" به کارگردانی آنجلینا جولی، "گل های جنگ" به کارگردانی ژانگ ییمو، "پسری با دوچرخه به کارگردانی"برادران داردن، و فیلم "پوستی که در آن زندگی می کنم"، به کارگردانی پدرو آلمودوار رقابت می کند.

فیلم فرهادی همچنین از سوی ایران، به عنوان نماینده سینمای ایران برای شرکت در هشتاد و چهارمین دوره مراسم اسکار، فرستاده شده که در آن با فیلم های شاخصی چون روزی روزگاری آناتولی (نوری بیلگه جیلان)، گل های جنگ (ژانگ ییمو)، لوآر (آکی کوریسماکی)، پینا (ویم وندرس) و اسب تورین (بلا تار) رقابت خواهد کرد.

مطالب مرتبط