۱۱ چهره شاخص جهان هنر در سال ۲۰۱۱

به روز شده:  16:38 گرينويچ - پنج شنبه 29 دسامبر 2011 - 08 دی 1390

تا کمتر از چهل و هشت ساعت دیگر، پرونده سال ۲۰۱۱ بسته می‌شود. آن چه پیش رو دارید مروری است بر تعدادی از رخدادها، آثار و هنرمندانی که در این سال، در حوزه موسیقی، هنرهای تجسمی و هنرهای نمایشی توجه مخاطبان فراوانی را به خود جلب کردند و واکنش‌های متفاوتی برانگیختند- از افسوس و خشم گرفته تا شادی و احساس افتخار.

ایمی واینهاوس: مرگ با سری شوریده و جوان

روزگاری بود که با فواصل نه چندان طولانی نامی به لیست نه چندان بلند «کلوب ۲۷ ساله‌ها» اضافه می‌شد. خوانندگان راک اند رولی که در بیست و هفت سالگی و با مصرف بیش از حد مخدر به خواب می‌رفتند و دیگر بیدار نمی‌شدند، از جیمی هندریکس (۱۹۴۲- ۱۹۷۰) و جنیس جاپلین (۱۹۴۳- ۱۹۷۰) گرفته تا کرت کوبین (۱۹۶۷- ۱۹۹۴) که آخرین آنها به شمار می‌رفت، مرگی که به نوعی با زندگی راک اند رولی آن‌ها در اذهان عمومی تعریف می‌شد و جز افسوس و حسرت برای هوادارانشان تعجب چندانی برنمی‌انگیخت.

اما بعد از ۱۷ سال این کلوب پذیرای دختری نحیف شد، دختری با موهایی که به شکل خانه زنبور عسل روی سرش کپه شده بود و پوستی که زیر خالکوبی‌ها چندان به چشم نمی‌آمد. ایمی واین‌هاوس، خواننده جاز و بلوز اهل بریتانیا روز ۲۳ ژوییه (اول مرداد ماه) سال ۲۰۱۱ در خانه‌اش در منطقه کمدن در لندن درگذشت و علت مرگ او آن طور که بعدتر توسط پزشکی قانونی اعلام شد، مصرف بیش از حد الکل بود.

ایمی واینهاوس در طول دوران کاری‌اش در مجموع دو آلبوم منتشر کرد که در مجموع ۴ میلیون نسخه فروش داشتند: آلبوم «فرانک» (۲۰۰۳) و «بازگشت به سیاهی» (۲۰۰۶) که آلبوم دوم برایش شهرت جهانی به همراه آورد و در پنجاهمین مراسم سالیانه گرمی (۲۰۰۶) توانست در پنج رشته جوایز را از آن خود کند.

اندکی پس از پخش آلبوم دومش، واینهاوس با بلیک فیلدر- سیویل ازدواج کرد، رابطه‌ای که بنا به گفته‌های خودشان در مصاحبه‌ها بیشتر به مصرف مواد مخدر، به ویژه هروئین و کرک، می‌گذشت تا آن که در سال ۲۰۰۹، این زن و شوهر از هم جدا شدند، هرچند گاه و بی‌گاه واین‌هاوس در گفت‌وگو‌هایش به عشق جاودانه‌اش به بلیک اشاره می‌کرد.

سیر نزولی واینهاوس پس از جدائی‌اش آغاز شد و در آخرین ماه‌های حیاتش به اوج رسید. واینهاوس در هجدهم ژوئن (حدود یک ماه پیش از مرگش) در بلگراد برای آخرین بار روی صحنه رفت و به خاطر حال نامناسبش در آن اجرا که قادر به ایستادن و خواندن نبود، باقی کنسرتش در صربستان را لغو کرد.

آدل: بازار قلب‌های شکسته

منتقد روزنامه گاردین معتقد است که اگر سال‌های سال بعد، روزی در ماشین‌تان پشت چراغ قرمز ایستاده باشید و رادیو به ناگهان آهنگی از آدل پخش کند، شما با تمام وجود به این سال‌ها، سال‌هایی که آدل در آن‌ها از خوانندگان مشهور به شمار می‌رود، پرتاب خواهید شد. این گفته به آن معناست که چیزی از روح زمانه را می‌توان در صدای آدل پیدا کرد. آدل خواننده ای جوان است، هم نسل دیگر ستاره‌های این روزهای دنیای موسیقی، نظیر لیدی گاگا، اما ربط چندانی به آن‌ها ندارد. موهایش شبیه موهای زنان دهه‌های دور است و اندام و لباس‌هایش هم ربطی ندارد به آن چه این روزها از ستاره‌ها انتظار می‌رود،

با این همه در ابتدای سال ۲۰۱۱ بود که کنار یک پیانو آهنگ «کسی شبیه تو» (Someone like you) را اجرا کرد و میلیون‌ها نفر را در ده‌ها کشور جهان تنها عاشق و دلباخته همین ترانه کرد، ترانه‌ای که به گفته هوادارانش «ممکن نیست آن را بشنوی و یاد دل شکسته خودت نیفتی.»

آدل در سال گذشته آلبومی با نام «۲۱» منتشر کرد، (۲۱ سن آدل در زمان ضبط این ترانه‌هاست. نخستین آلبوم او با نام آدل ۱۹ در سال ۲۰۰۸ ضبط و پخش شد.) که برای هجده هفته نخستین آلبوم پرفروش بریتانیا (هرگز زنی در تاریخ موسیقی بریتانیا به چنین رکوردی دست نیافته است) و ۱۳ هفته پرفروش‌ترین آلبوم ایالات متحده بود. آدل ۲۱در ۲۴ کشور جهان نخستین آلبوم پرفروش بوده و در مجموع ۱۳ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.

ریدیوهد، جنبش اشغال و پادشاه شاخه‌ها

سال ۲۰۱۱ مملو از تحولات سیاسی در غرب و خاورمیانه بود و این تحولات بیش از هر هنر دیگری رد خود را بر موسیقی به جا گذاشتند. روزهایی که معترضان در شهرهای مختلف جهان خیابان‌های شهرشان را اشغال کرده بودند، خوانندگان گمنام بسیاری در کنار آنها خواندند. در اشغال وال‌استریت خوانندگان مشهوری نظیر جون بائز حاضر شدند و در میان مردم خواندند، اما موسیقی متن جنبش اشغال لندن بسیار پرشورتر از وال‌استریت بود.

روز هفتم دسامبر گروه ریدیوهد(Radiohead)، مسیو اتک و UNKLE به زیرزمین یک ساختمان متروکه رفتند و به شکل زنده اجرا کردند. این ساختمان متروکه متعلق به شرکت یو بی اس، کمپانی بزرگ سرمایه‌گذاری سوئیسی بود که چندی پیش توسط تظاهرکنندگان لندنی اشغال شده بود.

این سه گروه در کنار یکدیگر ترانه‌هایی را نواخته و ضبط کردند که قرار است با عنوان آلبوم «هرچقدر دلت می‌خواد بالاش پول بده» پخش شود و درآمد حاصل از صرف جنبش جهانی اشغال شود.

گروه ریدیوهد در ابتدای سال ۲۰۱۱ نیز هشتمین آلبوم دیجیتالی خود را ضبط و پخش کرد. آلبوم «پادشاه شاخه‌ها» امسال در پنج رشته، از جمله بهترین بهترین ترانه راک و بهترین آلبوم آلترنیتیو، نامزد دریافت جایزه گرمی شده است. این آلبوم در هفته نخست فروش در ایالات متحده ۶۹ هزار نسخه و در بریتانیا ۳۴ هزار نسخه فروش داشته است.

پی جی هاروی: صدایی برای لرزاندن

هشتمین آلبوم استودیویی پی جی هاروی با نام «بگذار انگلستان بلرزد» یکی از مهم‌ترین اتفاقات دنیای موسیقی در سال ۲۰۱۱ بود.

این آلبوم که برای دومین بار جایزه مرکوری بهترین آلبوم سال را برای یکی از سرشناس‌ترین ستاره‌های راک زن به همراه داشت، سرشار از ارجاعات سیاسی به حوادث چندین ماه اخیر بریتانیاست.

هاروی نزدیک به سه سال را صرف تحقیق و تفحص برای نوشتن ترانه و موسیقی این آلبوم کرده و به دلیل درگیری‌های شخصی‌اش با حضور نظامیان بریتانیا در خاک افعانستان، ساعات بسیاری را صرف گفت و گو با شهروندان افغانی و نظامیان حاضر در افعانستان کرده است.

آلبوم هاروی در هفته اول فروشش در بریتانیا در رتبه هشتم ایستاد. آلبوم «بگذار انگلستان بلرزد» در مجموع ۱۲ ترانه دارد که اغلب آنها در نقد سیاست‌های آمریکا و انگلستان در جنگ با ترور هستند.

ترانه «سرزمین باشکوه» که توام با مارش جنگ است، یکی از پرسروصداترین ترانه‌های این آلبوم است که در آن مدام بند «نتیجه باشکوه سرزمین ما چیست؟ نتیجه‌اش بچه‌های از ریخت افتاده است. بچه‌های یتیم است» تکرار می‌شود.

فروش نسبتا خوب این آلبوم و استقبالی که منتقدان از آن کردند (روزنامه گاردین با ۵ ستاره این آلبوم را جز بهترین آلبوم‌های سال قرار داد) با توجه به مضمون سیاسی و ضد جنگش آن را بدل به اتفاقی در جهان موسیقی سال ۲۰۱۱ می‌کند.

آی وی‌وی: پرنفوذ‌ترین هنرمند سال

هنرمند جنجالی که در لیست صد هنرمند بانفوذ سال ۲۰۱۱ مجله هنری «آرت ریویو» در رتبه اول قرار گرفته است: آی وی‌وی. مجسمه‌ساز، نقاش، طراح و مشاور هنری ساخت استادیوم ملی چین که با نام «لانه پرنده» نیز شناخته می‌شود، خالق صدمیلیون تخمه آفتاب‌گردان ریخته شده بر کف سالنی بزرگ در موزه تیت لندن، فعال حقوق بشر و البته شهروندی که دولت چین ادعا می‌کند مالیات‌هایش را نمی‌پردازد. درگیری‌های آی وی‌وی و دولت چین نزدیک به دو سال است که ادامه دارد. درگیری‌هایی که با حبس خانگی آغاز شد و در ابتدای سال جاری به دستگیری او و زندانی شدنش انجامید.

آی وی‌وی هشتاد روز را در زندان گذارند، بسیاری از منتقدان دولت این دستگیری را به وحشت دولت چین از منتقدان حکومت کمونیستی نسبت دادند و دولت چین اعلام کرد که تنها علت دستگیری او این است که از پرداخت مالیات‌های مربوط به شرکتش سرباز زده و حالا باید دو میلیون دلار غرامت بپردازد.

پیش از این اتفاق نیز، کارگاه آقای آی به این علت که بر مبنای اصول صحیح مهندسی ساخته نشده بود، توسط دولت چین تخریب شد. اما از آن سو آقای آی نیز به دنبال اسامی تمامی شاگردانی بود که در سیل سی‌چوان در سال ۲۰۰۸ در مدارس‌شان تلف شده بودند، مدارسی که گفته می‌شود دولت چین در ساخت و طراحی آن‌ها اهمال ورزیده است. جنگ و جدال میان هنرمندی چینی و دولت چین همچنان ادامه دارد و همین جدال، آی وی‌وی را بدل به پرنفوذ‌ترین هنرمند سال کرده است.

لوسین فروید: مرگ نقاش زوال

لوسین فروید، نوه زیگموند فروید، یکی از مشهور‌ترین نقاشان معاصر روز بیستم ژوئن در هشتاد و هشت سالگی در خانه‌اش در لندن درگذشت.

فروید یکی از معدود نقاشانی بود که توانست در زمان حیاتش آثارش را با قیمتی قابل توجه بفروشد.

یکی از تابلوهای این نقاش رئالیست با نام «سرپرست خفته» که تصویر زنی درشت اندام، چاق و برهنه و دراز کشیده بر یک کاناپه است، هفده میلیون پوند به فروش رفت، رکوردی که در مورد فروش تابلویی از هنرمندی در قید حیات بی‌سابقه بوده است.

لوسین فروید طراحی را از ده سالگی آغاز کرد و نخستین نمایشگاه فردی‌اش را در ۲۱ سالگی برگزار کرد.

استاد نقاشی فیگوراتیو، در دوران پنجاه ساله کاری‌اش پرتره‌های برهنه بسیاری خلق کرد، پرتره‌های که مدل‌هایشان آشنایان و اطرافیان فروید بودند نه مدل‌های حرفه‌ای.

اندام‌های برهنه فروید با رگ‌های آبی و چربی‌های اضافه‌شان چیزی جز واقعیت خشن حیات جسمانی‌شان به مخاطب ارائه نمی‌کنند و همین بازنمایی منحصربه فرد اندام‌های فربه برهنه خاصیتی بی‌نظیر به کار فروید می‌بخشد که به زعم بسیاری از منتقدان او را با نقاشان فیگوراتیو سراسر تاریخ نقاشی قابل قیاس می‌کند.

اهل فن نقاشی کار فروید را تنها محدود به بازنمایی اندام‌های زشت و برهنه نمی‌دانند و زوال لحظه به لحظه اندام انسانی و تلاشی آن را یکی از تکان‌دهنده‌ترین وجوه آثار او می‌دانند.

لوسین فروید متولد سال ۱۹۲۲ در برلین بود که در یازده سالگی، با قدرت گرفتن حزب نازی در آلمان، همراه با خانواده‌اش به بریتانیا مهاجرت کرد و باقی عمرش را در این کشور گذارند.

بازگشت لئوناردوی نقاش

در میان نقاشان کلاسیک اروپا، لئوناردو داوینچی نقاش دوره رنسانس ایتالیا، همواره شهرت و جذابیتی فراتر از دایره علاقمندان تخصصی هنر داشته است. در سال‌های اخیر نمایشگاه‌های گوناگونی با موضوع داوینچی مخترع، داوینچی مجسمه‌ساز، معمار و نویسنده برگزار شده است، و آثاری مانند رمان/فیلم "رمز داوینچی" نوشته دن براون هم به حفظ و ایجاد هاله‌ای مرموز حول شخصیت این هنرمند ایتالیایی کمک کرده‌اند.

اما سال ۲۰۱۱ با برگزاری نمایشگاه بزرگی از تابلوهای داوینچی در نشنال گالری لندن با عنوان «داوینچی: نقاش دربار میلان» بار دیگر تابلوهای این چهره ‌همه‌فن حریف دوران رنسانس را در کانون توجه قرار داد. هر چند جای تابلوی مونا لیزا، مشهورترین اثر داوینچی، در این نمایشگاه خالی بود، اما آثاری که با همکاری موزه‌های بزرگی چون لوور فرانسه و هرمیتاژ روسیه در نشنال گالری لندن گرد آمده بودند، یکی از موفق‌ترین و پربازدیدکننده‌ترین نمایشگاه‌های نقاشی سال میلادی گذشته را رقم زدند.

نمایش دو نسخه از تابلوی «باکره صخره‌ها» اثر داوینچی در کنار هم برای اولین بار، یکی از ویژگی‌های برجسته‌این نمایشگاه بود؛ دو نسخه‌ای که یکی متعلق به نشنال گالری لندن و دیگری متعلق به موزه لوور پاریس است. در کنار این تابلوها، همچنین تعداد زیادی از طراحی‌های داوینچی در نشنال گالری به نمایش درآمد، طراحی‌هایی که بر خلاف تابلوهای داوینچی، تعداد بیشتری از آن‌ها از بلایای طبیعی و غیرطبیعی ۶ قرن اخیر جان سالم به در برده‌اند و به بازدیدکنندگان درک بهتری از تکنیک‌ها و شیوه کار داوینچی می‌دهند.

مارتین بویس: زیبایی‌شناسی خطوط راست و زوایای تند

مارتین بویس، هنرمند و مجسمه‌ساز ۴۴ ساله اسکاتلندی، چند سالی است که با دریافت جوایز مهم و برگزاری نمایشگاه‌های موفق توجه محافل هنری اروپا را به خود جلب کرده است. به همین خاطر اعطای جایزه ترنر به او چندان غیرمنتظره نبود؛ مشهورترین جایزه هنری بریتانیا که هر سال به یک هنرمند زیر ۵۰ سال بریتانیایی که موفق‌ترین نمایشگاه سال را برگزار کرده، اعطا می‌شود.

بویس که به خاطر بازآفرینی ویژه‌اش از فضاهای عمومی و تبدیل فضای گالری به یک واقعیت آلترناتیو شهرت دارد، این جایزه را به خاطر نمایشگاه خود در زوریخ برنده شد، نمایشگاهی با آثاری الهام‌گرفته از فضاهایی چون پارک و کتابخانه: سطل آشغال‌هایی با زاویه مایل، درخت‌های چهارگوش، نیمکت‌هایی با اشکال عجیب، برگ‌هایی با لبه‌های صاف روی زمین و حروف به هم ریخته‌ی الفبا که با خطوطی تند چون آبشار از دیوارها پایین می‌ریزند؛ و تمام این‌ها با خطوط راست و زوایای تند، بی هیچ انحنا و نرمشی.

یکی از نقل قول‌های مشهور بویس که بیش از همه برای توصیف آثارش به کار رفته است، «سقوط و فروپاشی طبیعت و معماری» است، و همچنین منتقدان به نفوذ هنزمندان پیشگام مدرنیست اروپایی و آثارشان طی دهه‌های ۲۰ تا ۵۰ میلادی بر آثار بویس اشاره کرده‌اند، هنرمندان مدرنیستی چون برادران مارتل ژان پرووه.

بویس خود درباره آثارش می‌گوید: «قصد من توجه به اشیایی است که هر روز از میان‌شان می‌گذریم به آن که نگاه‌شان کنیم، و لحظاتی که این اشیا طنینی معنادار پیدا می‌کنند: آثار من تشدید همین لحظه‌ها است.» رویکردی که به گفته‌ خود بویس، در نهایت به کنار هم گذاشتن چشم‌اندازهای واقعی و بازتاب آن‌ها در روان انسان می‌انجامد.

تئاتر اسب جنگی: درام اسب و پسر نوجوان

شاید در نگاه اول کتابی که از زاویه دید یک اسب روایت می‌شود و داستانش در جریان جنگ جهانی اول اتفاق می‌افتد، برای یک اقتباس تئاتری انتخاب چندان مناسبی نباشد. اما اقتباس درخشان نیک استافورد از رمان «اسب جنگی» نوشته مایکل مورپرگو درباره‌ی پیوند عاطفی میان یک نوجوان شانزده ساله و اسبش طی جنگ جهانی اول، تحت همین نام و به کارگردانی ماریان الیوت و تام موریس در مشهورترین سالن‌های نمایش اروپا و آمریکا به روی صحنه رفت و از دریافت جوایزی چون تونی هم در سال ۲۰۱۱ بی‌نصیب نماند.

دست‌اندرکاران این نمایش به کمک عروسک‌هایی که گروهی هنداسپرینگ پاپت کمپانی ساخته‌اند، در انتقال حال و هوای حماسی اثر مورپرگو به صحنه تا حد زیادی موفق شده‌اند. موفقیتی که پس از نمایش در بریتانیا، راه را برای اجرای این نمایش در برادوی هم هموار کرد و پس از آن هم با جلب توجه استودیوهای هالیوودی، یک اقتباس سینمایی به کارگردانی استیون اسپیلبرگ را رقم زد. اغلب منتقدان اقتباس استافورد و طراحی و تکنیک عروسک‌های ساخته شده برای این نمایش را ستوده‌اند و اسب‌های دارای اسکلت چوبی را که با جزئیات هوشمندانه طراحی شده‌اند و هر یک توسط سه عروسک‌گردان کنترل می‌شوند، از جمله نقاط قوت این نمایش ذکر کرده‌اند. با این تقاصیل باید منتظر ماند و دید موفقیت اسب جنگی در سال ۲۰۱۲ و این بار البته روی پرده سینما، باز هم تکرار می‌شود یا خیر.

پل گراهام: عکاس و تاریخ‌نگار زندگی روزمره

بدون نام، از مجموعه 'پایان یک سن' اثر پل گراهام

مجموعه‌ای از عکس‌های پل گراهام (متولد ۱۹۵۶) که بین سال‌های ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۶ گرفته شده، از سال ۲۰۰۹ تاکنون در کشورهای مختلف اروپایی به نمایش درآمدند و آخرین مقصدشان گالری «وایت‌چپل» لندن بود.

گراهام از سرشناس‌ترین عکاسان بریتانیایی است و تاکنون برنده معتبرترین جوایز عکاسی از جمله جایزه دوتش بورس شده است. این نمایشگاه‌ها با انتخاب عکس‌هایی از مجموعه‌های مختلف گراهام، نظیر «ای وان»، «سرزمین رنجور» و «اروپای جدید» یا «شب‌های آمریکایی» برپا شدند و یکی از مهم‌ترین نمایشگاه‌های سال بودند.

گراهام در این عکس‌ها پرتره‌هایی زنده از افراد و مکان‌ها را به تصویر کشیده است، منتقدان کار او را جستاری منسجم برای ضبط و مستند کردن دانسته و گفته‌اند که عکس‌های او رویکرد تازه‌ای به عکاسی مستند است و با جابه‌جا کردن مرزهای سنتی ژانر توانسته زبان تصویری منحصربه‌فردی خلق کند. عکس‌های گراهام در جریان سفرهایش به کشورهای مختلف اروپایی، آمریکا و ژاپن گرفته شده‌اند، عکس‌هایی که می‌توان آن‌ها را جاده‌ای نامید. یکی از ویژگی‌های اصلی عکس‌های گراهام تبدیل ابتذال زندگی هرروزه شهروندان ساده به صحنه‌های جذاب و درخور توجه است.

فیل کومز، منتقد بی‌بی‌سی درباره مجموعه عکس‌های گراهام می‌نویسد: «برخی عکس‌ها نگاه ما به جهان را تغییر می‌دهند و برخی نگاه ما به عکاسی را؛ ولی برخی هر دو اینها را؛ و عکس‌های گراهام از این دسته اند.»

عکس‌های پل گراهام با ابعاد عظیم و رنگ‌های اشباع‌شده‌شان یکی از مهم‌ترین اتفاقات جهان عکاسی در ال ۲۰۱۱ بودند. اتفاقی که از سه سال پیش و از آلمان شروع شد و در مسیرش تمامی منتقدان اروپا را به وجد آورد.

جیم گولدبرگ: راوی گزارش اقلیت

جیم گولدبرگ عکاس بنگاه عکس مگنوم است و از سال ۱۹۸۳ با دوربینش به ثبت زندگی پناهندگان و مهاجران در گوشه و کنار دنیا پرداخته است. پروژه‌ای طولانی که در نهایت در سال ۲۰۱۱ برایش جایزه بهترین عکاس سال دوتش بورس را به همراه آورد.

پروژه گولدبرگ با نام Open See روایتی از زندگی مهاجرانی است که در آفریقا، خاور میانه و اروپای شرقی مجبور به جابه‌جایی و ترک خانه‌هایشان شده‌اند.

او پیش‌تر در سال ۲۰۰۷ نیز برای همین پروژه برنده جایزه کارتیه برسون شده بود.

این عکاس آمریکایی سعی کرده برای روایت داستان سوژه‌هایش تنها به عکس اکتفا نکند و از ویدئو و متن نیز کمک بگیرد.

گولدبرگ پروژه Open See را از یونان آغاز کرد، جایی که گفته می‌شود بیش از دو میلیون مهاجر غیرقانونی دارد و پس از آن به اوکراین، بنگلادش و لیبریا رفت.

بسیاری از منتقدان برچسب «سیاسی» به مجموعه گولدبرگ زده‌اند، با این همه او علاقه‌ای به سیاست ندارد و ترجیح می‌دهد تنها «روایت‌گر مستند» باشد. می‌گوید «عکس‌های من برای طرح سئوال‌اند و قرار نیست پاسخی برای این سئوال‌ها ارائه کنند. من علاقه‌ای ندارم که در سیاست، رادیکال شناخته شوم، ترجیح می‌دهم در زیبایی‌شناسی رادیکال دانسته شوم.»

بنگاه عکس مگنوم بسیاری از عکس‌ها و مجموعه‌های گولدبرگ را به صورت کتاب منتشر کرده است.

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.