'فروغانه در دوشنبه، چراغ در کابل'؛ رمز محبوبیت فروغ میان فارسی‌زبانان

فروغ فرخزاد حق نشر عکس BBC World Service

"اسیر"، " دیوار"، "عصیان"؛ نیم نگاهی به نام مجموعه های اشعاری که فروغ فرخزاد کارش را با آنها آغاز کرد کافیست برای این که بتوان به یکی از محورهای مهم شعر او یعنی بی تابی، خشم از محدودیت و اسارت، نا رضایتی و تقلا برای رهایی پی برد.

"تولدی دیگر" و "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" هم باز همانگونه که از نامشان پیداست در پی ایجاد تحول و بازگشت دوباره اش به شعر، منتشر شدند.

برخی می گویند تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد بود که از فروغ، فروغ ساخت، این سان که امروز با گذشت ۴۵ سال از مرگش هنوز در اشعارش تکثیر می شود.

برخی دیگر اما معتقدند فروغ یعنی مجموعه همان اسیر و عصیان و دیوار که با تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد تثبیت شد و ماندگار.

بعضی از اهالی شعر و ادب می گویند "زنانگی" شعر فروغ است که برجسته اش کرده، بعضی دیگر می گویند صداقتش.

در برخی از موارد البته همه اتفاق نظر دارند؛ اینکه فروغ خواهان تغییر بوده، عاصی بوده و خودش را در شعرش رها کرده، بی تکلف شعر گفته و همه شعرش بازتاب دقیق زندگی اوست.

عیان است فروغ در ایران چه تاثیری داشته و دارد و یا منتقدان درباره او چه می گویند، این بار در پی آنیم که بدانیم او را در فراسوی مرزهای ایران در کشورهای فارسی زبان؛ افغانستان و تاجیکستان چقدر و چطور می شناسند.

تاجیکستان، فروغ و فروغانه ها

گل رخسار صفی آوا، شاعر پارسی گوی تاجیکستان که به او لقب مادر ملت تاجیک داده اند، فروغ را "ستاره ای در آسمان ادب پارسی" می داند، "ستاره ای" که البته به درجه استادی نرسید و شاگرد از دنیا رفت.

خانم صفی آوا در گفتگو با بی بی سی فارسی درباره تاثیر شعر فروغ در تاجیکستان گفت:

فروغ تاثیری عمیق و جدی بر شعر زنانه تاجیک گذاشت. من دوست ندارم شعر و ادبیات را به زن و مرد جدا کردن. هنر اصلا جنس ندارد خاصه در ۲۰، ۳۰ سال اخیرکه دختران شعر نویس ما بیشتر شده اند.

اما می توان گفت دختران ما به معنای خوبش" فروغ بیمار" هستند، نه تنها دخترها که حتی مردهای شاعر ما هم از فروغ تاثیر زیادی گرفته اند.

این شاعر سرشناس تاجیکستان از فرزانه خجندی به عنوان مثالی بر این تاثیر پذیری نام می برد و می گوید: فرزانه شاعر خوب است. کتاب های اولین فرزانه "فروغانه" گفته شده اند. تقلید چیز خوبی نیست اما فرزانه پیرو فروغ است، مقلد نیست.

'تولدی دیگر' انقلاب کرد

گل رخسار صفی آوا می گوید انتشار "تولدی دیگر" به خط سیرلیک در تاجیکستان انقلاب کرد: اوایل سال ۶۰ وقتی ما دانشجو بودیم نعیمه قهار آوا و عظیم اف بار اول کتاب تولدی دیگر فروغ را با خط سیرلیک آماده کردند. این کتاب فروغ انقلاب کرد. هر چیزی از ایران عزیز به دست ما می رسید انقلاب می کرد. این تاثیر هنوز هم وجود دارد.

او در پاسخ به این سوال که آیا تاثیر شعر های فروغ فرخزاد هنوز هم بر شاعران جوان تاجیک مشهود است یا خیر می گوید: جوان های ما فروغ را خیلی خوب می شناسند اگر کتاب های اول شاعران جوان را نگاه کنید حتما نشانی از فروغ پیدا می کنید. اگر در جاهایی هم جوان ها کوشش می کنند که از فروغ فرار کنند دلیل اش این است که خیلی زود احساس می شود این از فروغ است و دراین موارد حتی گاهی در مطبوعات هم با هم در می افتند.

خانم صفی آوا اما تاکید می کند که از فروغ تاثیر نگرفته است و در پاسخ به چرائیش می گوید: چون آمده ام شعر خودم را بگویم ؛ فروغ هم بزرگی اش در آن بود که شعر خودش را گفت.

شعر فروغ؛ زندگیانه، نه زنانه

این شاعر تاجیکستان نسبت به آنچه از زنانگی به شعر فروغ نسبت می دهند معترض است و می گوید: من این نگاه که فروغ شعر عریان و زنانه می گفت را قبول ندارم فکر می کنم شعر او زندگیانه و فروغانه بود. نگاه او در شعرش نگاه خودش بود و پنهانش هم نمی کرد شعر ما از قدیم تا به امروز شعر لطف و تکلف بوده و هست ولی فروغ کوشش می کرد در شعرش دروغ نگوید و گرنه این که به فروغ نسبت می دهند پیشتر هم در شاعران قبل از فروغ دیده شده است. در ادبیات ما زنانی هستند چون مهستی گنجوی( خجندی)؛ عریان گویی که او کرده در قرن عمر خیام واقعا قابل توجه است:

شب ها که به ناز با تو خفتم همه رفت

دُرها که ز نوک مژه سفتم همه رفت

آرام دل و مونس جانم بودی

رفتی و هر آنچه با تو گفتم همه رفت

مستقیما می گوید شبها با تو خفتم، ازاین عریان تر می شود؟شب، حتی روز هم نه که بگوییم قصد استراحت داشته .

درباره فروغ هم بله او زن بوده و همان دنیای زنانه اش را بازگو می کرده ولی نه! زنانگی در هنرش پیدا شد نه اینکه هنر در زنانگی اش باشد.

فروغ به استادی نرسید

از گل رخسار می پرسم چه انتقادی به شعر فروغ وارد می داند و او می گوید:

فروغ شاگرد از دنیا رفت و به استادی نرسید.. او زود رفت اگر می ماند و به ۴۵، ۵۰ سال می رسید قیامت می کرد.

او برای خلاقیت و زندگی شتاب داشت و جوانی و شتابش در شعرش احساس می کرده می شود.

من فکر می کنم اگر فروغ زنده می بود از شعر سفید دست می کشید. شعر نو شعر سنگر و میدان است. او خیلی سنگر دید، جنگ دید با مردها دست به گریبان شد اما اکنون وقتی می خواست شعر دلش را بگوید: امشب به قصه دل من گوش می کنی ...

خط سیرلیک؛ مانع تبادل شعر و ادبیات

احسان زروان، روزنامه نگار و شاعر اهل تاجیکستان هم درباره فروغ در تاجیکستان در گفتگو با ما چنین گفت:

اولین بارتوسط منتخب اشعار شعرای ایرانی با شعر فروغ آشنا شدم و خیلی تحت تاثیر او قرار گرفتم. وقتی برای کار در اوایل سل ۸۰ به کابل رفتم دنبال کارهای فروغ گشتم و کتابهایش را در راسته کتاب فروشها خریدم.

او چیزهایی را می بیند گه دیگران دیده نمی توانند، تصویرهایی را باز سازی می کتد که دیگران از کنارش می گذرند و نمی بینند.

آقای زروان از محدودیت هایی که خط سیرلیک برای مردم تاجیکستان ایجاد می کند به شدن انتقاد کرد و گفت:

محدودیتی که خط سیرلیک در تاجیکستان ایجاد کرده دامن شعر و ادبیات را هم گرفته و تبدیل به سدی شده گه نمی گذارد مردم به اشعاری که دوست دارند دسترسی داشته باشند.

کسانی که خط فارسی را به خوبی بلدند خوانده می توانند مطالع کرده می توانند و شعر شعرایی که با این خط آشنا هستند کاستی های کمتری دارد.

وزن عروضی شعر فارسی ادب خط فارسی مفهوم پیدا می کند. اگر اشعاری که با سرلیک نوشته می شوند به خط فارسی برگردان شوند اشکال پیدا می کنند و این به دلیل اختلاف بین این دو خط و کاستی هاست.

کتاب تولدی دیگر فروغ اوایل سال ۶۰ با خط سیرلیک آماده و منتشر شد و در دسترس کسانی که به خط فارسی آشنا نبودند هم قرار گرفت.

چراغی که فروغ به افغانستان آورد

افغانستان سرزمین فارسی زبان دیگریست که در همسایگی ایران، همواره تاریخ، خواه نا خواه از اتفاقات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران متاثر بوده است. این که رد تاثیر اتفاقی چون فروغ در شعر فارسی را تا افغانستان بگیریم و دریابیم که جلیل زلاند، خواننده و آهنگساز سرشناس افغان برای نخستین بار و احمد ظاهر پر آوازه ترین خواننده افغان شعرهای فروغ را ترانه ترنم آوای خود کرده اند، خالی از لطف نیست. همین آمیختگی فرهنگی نشان از حضور فروغ فرخزاد در عرصه فرهنگ افغانستان دارد.

حمیرا نگهت دستگیرزاده، شاعر سرشناس افغان درباره تاثیر شعر فروغ در افغانستان به بی بی سی فارسی گفت:

فروغ با آمدنش چراغی آورد تا تمام کوچه های تاریک را روشن کند اگر ازدحام کوچه خوشبخت نصیب او نبود که به ما بدهد و نصیب ما نبود که به نسل های بعد از خود نشان بدهیم حد اقل یک چراغ دار آمد تا تاریکی های کوچه های شعر و ادب را در اجتماع روشن کند. در اجتماعی که بسیار شباهت داشت به اجتماع افغانستان .

خانم دستگیر زاده در کل، زنانگی را در شعر فروغ آنطور که برخی منتقدان معتقدند نمی پذیرد؛ بلکه شعرهای او را بیشتر در بیان مظالم و در برابر تعصبات اجتماعی می بیند.

حمیرا نگهت گفت: در سه دفتر اول شعرش اگر او از زن بودنش می گوید، این یک عصیان انسانی است و این عصیان تا آخر در شعر فروغ ادامه می یابد.

دو دفتر آخرش هم که فراجنسیتی است یکی از قله های شعر فارسی است و پیشنهاد های نیما در شعر نو را به زیبایی پیاده کرده است از همین رو وقتی در گستره زبان حرف می زنیم مرزهای جغرافیایی در شعر فروغ بی ارزش می شوند.

فروغ در خانه افغان ها

او در پاسخ به این سوال که فروغ در خانه افغان هایی که اهل ادبیات هستند چه جایگاهی دارد گفت:

فروغ برای ورود به خانه افغان هایی که خواننده شعرهایش بودند به پاسپورت نیاز نداشت و قدمش در خانه ها نیکو داشته می شد و عزیز بود.

خانم دستگیرزاده درباره جریانی که شعر فروغ و برخی از هم دوره هایش در دنیای شعر افغانستان ایجاد کرد گفت:

سه دفتر اول فروغ بیشتر چهارپاره است در ترویج این قالب البته شاعران دیگر مانند نادر نادرپور هم سهم داشتند اما فروغ این قالب را با شعرش در افغانستان به شهرت رساند.

آنچه در مردم افغانستان نفوذ کرد نوع دید فروغ به مرگ به زندگی به زیبایی، عشق و روابط انسان ها بود. جای فروغ در افغانستان محفوظ بوده و محفوظ خواهد مان چون کارش جوهر شعری دارد، پختگی زبان، تصویر و بیان شعر فروغ را زمان گریز و مکان گریز و زبان گریز ساخته است یعنی شعرهایش حتی وقتی ترجمه می شوند هم شعرند.

تاثیر ابراهیم گلستان را بر شعر فروغ قبول ندارم

حمیرا نگهت دستگیرزاده به آشنایی ابراهیم گلستان با فروغ فرخزاد نیز اشاره کرد و گفت:

تاثیر ابراهیم گلستان را بر شعر فروغ قبول ندارم. نقاط قوت شعر فروغ بعد از آشنایی با ابراهیم گلستان به خاطر جستجوگری او و یافتن یک نقطه اتکاست تا با تکیه بر آن بتواند راه دشوارش را طی کند. مانند آیدا در شعر شاملو که حضورش در کنار شاملو باعث شده او بدرخشد.

این افراد اتکای قدرتمندی می خواهند که برابر خودشان قدرتمند باشند. آشنایی فروغ با سینما تئاتر موسیقی و شعر جهان برای او ایجاد معنا و اندیشه می کند.

حرکت فروغ به او ختم نمی شود و در نسل های بعدی باید ادامه پیدا کند همانطور که راه نیما در زمان فروغ و بعد از آن ادامه پیدا کرد و جلو رفت.