رابینسون کروزوئه، فاتح بازار کتاب قرن هفدهم و حکایت دشمنی کلیسا

Image caption تصویر جلد نخستین چاپ رابینسون کروزوئه، چاپ ۱۷۱۹، لندن

روز اول سپتامبر سال ۱۶۵۱ میلادی، رابینسون کروزوئه، فرزند یک خانواده مرفه بوروژوائی، خانواده، زندگی مرفه و میهن خود، انگلستان، را ترک کرد و به قصد تجارت و شناخت ناشناخته ها پا در راه گذاشت. کشتی او پس از چند بار مسافرت دریائی در توفانی درهم شکست و رابینسون کروزوئه ۲۸ سال در جزیره ای دور افتاده به سر برد.

دانیل دفو، نویسنده ۵۹ ساله ای که تا آن زمان نزدیک به ۲۰۰ مقاله، نمایشنامه، داستان و طنز نوشته و چندین بار به دلیل نوشته های انتقادی خود به زندان افتاده بود، با خلق رابینسون کروزوئه و روایت زندگی و ماجراهای او، یکی از ماندنی ترین آثار ادبی جهان را خلق و در سال ۱۷۱۹ منتشر کرد.

به تازگی در ایران، ترجمه تازه ای از رابینسون کروزوئه، از سوی نشر مرکز منتشر شده است.

قهرمان بورژوا یا نماینده استعمار

نوول پرکشش، جذاب و زیبای رابینسون کروزوئه، نوشته دانیل دفو، از دوران نگارش خود در قرن هفدهم میلادی تاکنون، از پرخواننده ترین و بحث انگیزترین کتاب های عالم بوده و از نویسندگان بزرگی چون ویرجینیا وولف و جیمز جویس تا فیلسوفان و متفکرانی چون کارل مارکس و تحلیلگرانی چون ادوارد سعید، تحلیل های گوناگونی را از منظرهای متفاوت در باره این رمان نوشته اند.

بسیاری از مورخان رابینسون کروزوئه را سرآغاز «رمان بورژوائی» یا «رمان مدرن» می دانند و با استناد به تدوام شاخصه های ساختاری، سبکی و محتوائی این کتاب در رمان بعدی اروپای غربی، نظریه مورخانی را که دن کیشوت، شاهکار سروانتس را سرآغاز رمان می دانند، رد می کنند.

دن کیشوت، قهرمان رمان پرآوازه سروانتس، انسانی آرمان خواه و دل بسته ارزش های آرمانی و متعالی جهان «شوالیه گری» است اما «جهان ذهنی» او، جهان قرون وسطای اروپا، با برآمدن سرمایه داری و شیوه زیست بورژوائی، که طبعیت و انسان را به سوژه و موضوع «تغییر» و همه چیز را به کالا و ابزار بدل کرده می کند، نابود شده و دن کیشوت با «جهان واقعی رمان» خود بیگانه است. تضاد بین جهان ذهنی و جهان واقعی، هسته های تراژدی را در اثر بزرگ سروانتس شکل می دهند.

دن کیشوت به قصد نجات «خوبان» از بند «دیوان و ددان»، خانه و کاشانه خود را ترک می کند اما در جهانی که دیگر جهان او نیست، در جهانی بیگانه با خود، به جنگ آسیاب های بادی می رسد.

اما جهان رابینسون کروزوئه، جهان در طلیعه بورژوائی، جهان در آستانه انقلاب صنعتی و جهان در نخستین دوره سرمایه داری است و او با این جهان همخوان و یگانه است.

دن کیشوت دل بسته ارزش های گذشته است اما رابینسون کروزوئه خود را از قید سنت ها و ارزش های گذشته رها و برای تجارت و کشف جهان خانه و میهن خود را ترک می کند.

او جزیره ای را که در آن است، به شیوه استعمارگران امپراطوری بریتانیای کبیر، فتح می کند و به تملک خود در می آورد. در آن خانه و قلعه و سلاح می سازد، یکی از بومیان را نجات می دهد، او را نامگذاری می کند، مفهوم پول و مبادله را به او یاد می دهد، او را به خدمت می گیرد و بر او فرمان می راند. رابینسون کروزوئه طبیعت را به ابزار و کالا و آدمیان را به نیروی کار بدل می کند.

کتاب رابینسون کروزوئه بازار کتاب را، که در آن روزگار از انحصار کلیسا و اشراف رها و در اختیار طبقه متوسط شهری بود، فتح می کند.

ژان ژاک روسو، فیلسوف فرانسوی و از متفکران انقلاب بورژوائی اروپای غربی، در کتاب خود «امیل»، «آرزو» می کند که نوول رابینسون کروزوئه را «همه جوانان بخوانند تا زندگی در آزادگی و سادگی و سازندگی را بیاموزند».

صد سال پس از تالیف رابینسون کروزوئه، کارل مارکس، جزیره رابنسون کروزوئه را چون «مدل اقتصاد مدرن فردگرای جامعه بورژوازی» تحلیل می کند.

از منظر مارکس قهرمان کتاب، که «به سنت ها پشت کرده و طبعیت و انسان را به کالا بدل می کند، نماد بورژوازی» به نخستین دوره سرمایه داری و نماد استعمارگرانی است که در جست و جوی مواد اولیه، بازار و نیروی کار ارزان، بخشی مهمی از جهان را فتح و با صدور «مناسبات» بدان روزگار«پیشرفته سرمایه داری به این مناطق» آنان را به مستعمره خود بدل می کنند.

سال ها پس از مارکس،جیمز جویس، نویسنده بزرگ بریتانیایی، که کتاب رابینسون کروزوئه و خالق آن دانیل دوفو را بسیار دوست داشت، به ستایش ارزش های ادبی کتاب برمی خیزد؛ هرچند قهرمان آن را نمونه نوعی و تیپیک استعمارگران کلاسیک لقب می دهد.

به روزگار ما ادوارد سعید، رابینسون کروزوئه را از نخستین نمونه های «ادبیات استعماری» و اثری در توصیف رویه «سرزمین بدون ملت برای مردم بدون سرزمین» لقب می دهد و بر آن است که دوفو در اثر خود ذهنیت استعمارگران انگلیسی دوران خود را در اوج قدرت استعماری امپراطوری بریتانیای کبیر به خوبی تصویر می کند

جذابیت های رابینسون

ویرجینیا وولف، نویسنده بزرگ انگلیسی، در سال ۱۹۳۳ در تحلیلی در باره رابینسون کروزوئه پرسید: «چرا تنها این کتاب، از میان بیش از ۲۰۰ نوشته دیگر دانیل دفو، مشهور شد؟»

رابینسون کروزوئه به دورانی منتشر شد که جهان بر اثر انقلاب صنعتی، پیدایش طبقه متوسط شهری و دگرگونی فرهنگ غالب بر جامعه در حال پوست انداختن بود.

طبقه متوسط شهری آن روزگار اروپای غربی، بازار پررونق رمان هائی بود که در قالب پاورقی های پرکشش منتشر شده و قهرمانان آن به قصد کشف ناشناخته ها به فتح جهان می رفتند.

Image caption دانیل دوفو، اثر فان در خوخ، 1706

کلیسای قرون وسطا می آموخت که خالق، جایگاه آدمیان را در سلسله مراتب بسته تعیین کرده است اما طبقه متوسط شهری اروپای غربی آن روزگار، که خود را از قید آموزه های کلیسا و سنت ها رها و با چشم عقل خود به جهان می نگریست، با کنجکاوی بسیار در طلب شناخت جهان و تغییر طبیعت و انسان بود .

کلیسا از همان آغاز با رمان به دشمنی برخاست چرا که رمان به سرگرمی و منبع آموزش طبقه متوسط بدل شده و انحصار کلیسا را در این عرصه ها شکسته بود.

رمان های آن روزگار، و از جمله رابینسون کروزوئه، با خلق شخصیت های جاندار، دیالوگ های پربار، فضاهای زنده، پیرنگ های جذاب و گره افکنی های پرکشش، پندنامه های ملال آور کلیسا را از رونق انداخته بودند و رمان رابینسون کروزوئه از بهترین نمونه های این ژانر بود.

زندگی پرشور و رنج دانیل دوفو

جذابیت و کشش زندگی دانیل دفو، نویسنده رمان رابینسون کروزوئه، از جذابیت رمان مشهور او کم تر نیست.

دانیل دوفو در سال ۱۶۶۰ در خانواده ای متوسط و منتقد کلیسا متولد شد. مدارس آن روزگار در انحصار کلیسا بود اما منتقدان کلیسا مدارس دیگری بنا کرده بودند و دانیل دوفو از ۱۴ سالگی در مدارس منتقدان و ناباوران به کلیسیا زبان های فرانسوی و اسپانیائی و تاریخ و جغرافیا و ریاضی آموخت و به شیوه خانواده به تجارت پرداخت.

دوفو با نوشتن داستان ها و مقالات طنز خلاقیت فرهنگی خود را آغاز کرد. سنت های بسته و منجمد کلیسا و اشراف آماج طنزهای او بودند.

دوفو در نوشته های خود از مذهب انتقاد می کرد و خواهان دگرگونی مناسبات اقتصادی و اجتماعی بود.

دوفو چندین بار به دلیل نوشته های خود علیه اشراف و کلیسا به زندان افتاد. یک بار او را به اتهام «تحریک افکار عمومی» بسته در غل و زنجیر، در میدان مرکزی شهر به تیر چراغ برق بستند.

دانیل دوفو با انتشار رابینسون کروزوئه به شهرت رسید. آخرین اثر خود "رکسانا" را در ۱۷۲۴ منتشر کرد و در ۱۷۳۱ درگذشت.

زبان معادل ترجمه

رابینسون کروزوئه به نثر انگلیسی قرن هفدهم نگاشته شده و در نثر آن دقت و فضاسازی های رئالیستی و شخصیت پردازی های استادانه رمان های مدرن آن روزگار با ضرباهنگ پرشتاب و درون کاوی در رمان های «ماجراجوئی اسپانیائی قرن هفدهم و هیجدهم» تلفیق شده است.

یافتن معادلی مناسب برای این نثر در زبان فارسی آسان نیست و ترجمه تازه ای از این کتاب به فارسی، از منظر نثر معادل، چون هر گام آغازینی است که در تجربه ها و ترجمه های بعدی ارتقا خواهد یافت.

مترجم به گفته خود کتاب را «از نسخه تازه ویرایش شده ای» ترجمه کرده است که «اخیرا در انگلستان منتشر شده. در این نسخه، که برای عموم است، نثر اصلی به نثر معاصر نزدیک شده و برخی شاخصه های کتاب غائب است.»

مطالب مرتبط

لینک های اینترنتی مرتبط

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست