گفت‌‌و‌گو با سردبیر سایت اند ساوند درباره جدایی نادر از سیمین

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

سینمای ایران با فیلم جدایی نادر از سیمین، ساخته اصغر فرهادی در حال تکمیل فهرست افتخارات خود است. با دریافت جایزه بهترین فیلم زبان غیر انگلیسی در مراسم جوایز گلدن گلوب در لس آنجلس، این فیلم راه دشواری تا نامزد شدن برای دریافت جایزه اسکار و شاید برنده شدن آن در پیش نداشته باشد.

مسیر موفقیت جهانی جدایی نادر از سیمین با دریافت جوایز اصلی جشنواره برلین آغاز شد و پس از آن در بسیاری از جشنواره های معتبر دیگر، به خصوص در آمریکا در بخش بهترین فیلم غیر زبان انگلیسی موفق به کسب جایزه شد.

نیک جیمز، سردبیر نشریه سینمایی "سایت اند ساوند" که میهمان برنامه تماشا بود، جدایی نادر از سیمین را "هیچکاکی ترین فیلم سال گذشته" نامیده و معتقد است که داستان آن مدام ببننده را شگفت‌زده می کند.

مریم عرفان: جدایی نادر از سیمین در نظر سنجی ماهنامه مجله سینمایی سایت رتبه دوم را در بین ده فیلم برتر سال 2011 کسب کرد و درفهرست فیلم های محبوب شما هم ذکر شده است. به نظر شما چرا این فیلم یکی از بهترین فیلم های سال شناخته شده است؟

نیک جیمز: به نظر من این فیلم یکی از گیراترین، پیچیده ترین و خیره کننده ترین فیلم هایی است که در فضای داخلی ساخته شده است. آن هم در سالی که فیلم های ملودراماتیک پر خرج و بلند پروازانه زیادی ساخته شده است. این فیلم درامی است که در فضای بسته شکل می گیرد و فیلمنامه بسیار قدرتمند و کارشده ای دارد که پرسش های اخلاقی زیادی را مطرح می کند که به نظر من سینمای غرب در حال حاضر فاقد آن است.

حق نشر عکس nick
Image caption نیک جیمز: شاید یکی از دلایل ارتباط مخاطب غربی با فیلم جدایی نادر از سیمین، زبان سر راست سینمایی آن است

به نظر شما تماشای این فیلم برای مخاطبان غربی دشوار است؟

نه لزوما. به نظر من واکنش های متفاوتی را در مخاطبان غربی برانگیخته است. کسانی که به بررسی تفاوت های فرهنگی ایران و غرب و حتی پرسش هایی که برای این دو خانواده مطرح است، علاقه مند هستند که کاملا درگیر داستان شوند.

منظورم هم تفاوت ها و هم شباهت هاست و بعد اتفاقاتی در طول فیلم رخ می دهد که آدم را غافلگیر می کند. ساختار فیلم طوری است که شما را به تدریج به داخل داستان می کشد و شما را در دنیایی قرار می دهد که تصور آن برای غربی ها دشوار است، مگر آنکه خودشان شاهد آن باشند. مثلا آن تفاوتهایی که به خصوص در بعضی از جنبه های مذهبی قوانین ایران وجود دارد کاملا با مفهومی که ما در غرب از آن به عنوان عدالت یاد می کنیم متفاوت است.

البته شباهت هایی نیز بین این فیلم و چند فیلم دیگر وجود دارد که برای من خیره کننده است. مثلا مسئله خون بها در یک فیلم کره ای مطرح شده است که در آن پسری متهم به تجاوز به دختری شده که دست به خود کشی می زند. این جنایتی بسیار سنگین تر از آن چیزی است که در جدایی نادر از سیمین مرتکب شده اند.

اما به نظر من این نوع پرسش های پیچیده اخلاقی است که با نگرش غربی ها متفاوت است. یا مثلا مسئله غرور مردانه در جدایی نادر از سیمین و حرمت این دو مرد که جریحه دار شده است مباحثی است که در فیلم های امروزی غربی وجود ندارد.

فیلم در عرصه بین المللی موفقیت چشمگیری کسب کرد، که ما ایرانی ها توقع آن را نداشتیم. فکر می کنید دلیل موفقیت آن چه بود؟

به نظر من این به نگاه ما به سینمای ایران بازمی گردد، به عنوان نوعی نئو رئالیسم. در حالیکه فرهادی کسی نیست که از دوربین به شکل سنتی استفاده کند بخش های زیادی از فیلم با با دوربین روی دست فیلمبرداری شده است.

با وجود آنکه فضای سینمایی که او ایجاد می کند بازیگر محور است و استوار بر قدرت بازیگری، باز هم فضایی است که دیگر در سینمای غربی مشاهده نمی شود.

دشوار است که بگویید دقیقا چه چیزی است، اینکه مسائل ساده در یک فضای محدود مطرح می شوند، یا تضاد شدیدی که بین مسائل اخلاقی مطرح شده وجود دارد. ولی به نظر من فیلمنامه فرهادی یکی از درخشان ترین فیلم نامه هاست که شما را به تدریج جذب می کند و بعد غافلگیرتان می کند.

به نظر من این فیلم در بین فیلم های سال گذشته، هیچکاکی ترین فیلمنامه را دارد. فیلمنامه ای که ببننده را دائما گول می زند و بعد غافلگیر می کند و مدام مسائل اخلاقی پیچیده ای را مطرح می کند، به طوری که شما هیچوقت نمی فهمید مقصر چه کسی بوده است.

من به همین دلیل فیلم رو دوست دارم. اتفاقی بد در این فیلم می افتد که تقصیر هیچکس نیست ولی عواقب آن دامن‌گیر همه می شود.

حق نشر عکس AFP
Image caption اصغر فرهادی برای فیلم جدایی نادر از سیمین ده ها جایزه جهانی دریافت کرده است

چند بار گفتید که چیزی مشابه این فیلم در سینمای امروز جهان پیدا نمی شود. آیا فیلمی در تاریخ سینما وجود دارد که با آن قابل مقایسه باشد.

خوب ممکن است فیلنامه نوعی ریاضت را مطرح کرده باشد، به این معنا که این فیلم درباره مردم عادی در شرایطی عادی است. با آنکه بعضی از آنها ممکن است متمول باشند و بعضی از آنها خیر. فیلنامه از قوانین دست و پاگیر سینمایی رهاست. میزانسن واقعا ساده است و برای من به عنوان یک منتقد فیلم به مراتب بهتر از درباره الی، فیلم قبلی فرهادی است. واقعا از نظر کیفیت بسیار برتر از آن فیلم است.

شما در سایت اند ساوند هم این دو فیلم را مقایسه کرده اید. چه چیزی در این فیلم متفاوت است که موجب برتری آن شده است؟

چیزی که بیشتر از همه تغییر کرده است این است که بازیگری در خدمت فیلنامه است. در فیلم درباره الی بیشتر دیالوگ ها این احساس را القا می کرد که آنها به طور فی البداهه اجرا می شوند. عده زیادی بازیگر در یک فاصله کوتاه سر یکدیگر داد می کشند، که البته از پیش در جلسات تمرین روی آن کار شده است ولی هنگام فیلمبرداری به طور فی البداهه اجرا می شوند.

به نظر من این فیلم کمتر بداهه پردازی شده و فیلمنامه با دقت و با کنترل بیشتری نوشته شده است. من به طور حتم این موضوع را نمی دانم ولی وقتی فیلم را تماشا می کنم به نظرم اینطور می آید.

حق نشر عکس Reuters
Image caption جدایی نادر از سیمین نخستین فیلم ایرانی است که به جایزه گلدن گلوب دست می یابد

به نظر شما بازی ها چطور بود؟

بازیگران ایرانی می توانند بدون حرکات مسخره صورت و دست، ملودراماتیک بازی کنند. به نظر من بازی‌ها بی نظیرند. برای من واقعا شگفت انگیز است، آن دختر نوجوان،ترمه [سارینا فرهادی] عالی است.

به نظر شما مقام فیلم جدایی نادر از سیمین در سینمای ایران در کجا قرار دارد؟

خوب این فیلم خیلی با سینمای کیارستمی و جعفر پناهی مرتبط است. اما در عین حال هویت جدایی از آن ها نیز دارد. اما در مقایسه بیشتر بر بازی گروهی استوار است تا بر تصویر سازی سینمایی. در صورتیکه کیارستمی تا حدود زیادی به ایجاد یک رشته تصویرهای مقطع و هنری که در آن بازیگری اهمیت کمتری دارد و به منظور ارائه هدفی مشخص در کنار هم چیده شده اند علاقه مند است.

حق نشر عکس .
Image caption جیمز: من فکر می کنم سیمین در فیلم نادیده گرفته شده است

فیلم های پناهی بیشتر بر بازیگری استوار است، اما باز هم از عناصر تصویری قوی تری برخوردار است که به نظر من فرهادی به آن علاقه زیادی ندارد. به نظر من بازیگری و طرح مسئله برای او اهمیت زیادی دارند. پرسش های اخلاقی و مسائل سیاسی، به خصوص مسائل اخلاقی که در این فیلم به خوبی مطرح شده اند.

صحبت از مسائل اخلاقی به میان آمده است. بعضی از منتقدان ایرانی دروغ را به عنوان مضمون اصلی فیلم برشناخته اند. آیا شما موافقید؟

به نظر من نهایتا فیلم درباره حقیقت است و جنبه های مختلف حقیقت، اینکه تا چه حد دشوار می توان به حقیقت دست یافت. زیر از نقطه نظر افراد مختلف در فیلم تا حدی موجه است. زیبایی این فیلم به همین دلیل است. نادر، شخصیت اصلی این فیلم، فردی است که به خودش خیانت می کند. این تنها نادر نیست که مرتکب این کار می شود بلکه همه شخصیت های فیلم درگیر منافع شخصی خود هستند. این واقعا شیوه خوبی برای به تصویر کشیدن روند یک پرونده قضایی در دادگاه است.

این نکته دیگری است که فیلم را چشمگیر کرده است. مثل این است که واقعا در دادگاه حضور دارید. با آنکه به تماشای یک فیلم درام نشسته اید، به اندازه تماشای یک فیلم دادگاهی لذت می برید. زیرا فیلم به نوبه خود یک درام دادگاهی است و جذابیت آن برای یک تماشاچی غربی تفاوت در روند قضایی و مشاهد فرد قاضی پشت میز است. در صورتی که ما در غرب عادت به دیدن قاضی و یک هیئت منصفه داریم.

شما گفتید که نادر را به عنوان شخصیت اصلی فیلم تلقی می کنید؟ دلیلش چیست؟

من فکر می کنم سیمین در فیلم نادیده گرفته شده است و به نظر می رسد که هردو به یک اندازه مقصر شناخته می شوند.

به نظر شما خدمتکار شخصیت اصلی نیست؟

نه به نظر من خدمتکار شخصیت اصلی نیست. به نظر من او مسبب است. او کاری می کند که باعث می شود اتفاقات دیگری رخ دهد. من فکر می کنم این فیلم مخصوصا روی خانواده نادر و سیمین تمرکز می کند، به همین دلیل عنوان آن حاوی نام های نادر و سیمین است، اسم خدمتکار در آن نیامده است.

اما من معتقدم که فیلم شرایط متفاوت اجتماعی بین دو خانواده را به خوبی توصیف می کند، که این به نوبه خود شگفت انگیز است. این موضوع که زنی باردار دو ساعت و نیم در راه است تا بابت دستمزد ناچیزی خانه کسی را تمیز کند، به وضوح نشان دهنده شرایط اوست. اما شخصیت او بسیار مهم است و تقریبا به اندازه دیگر شخصیت ها قدرتمند است. در واقع او به نوعی از سیمین مهمتر است، شاید نام فیلم باید به نادر و .... تغییر می یافت.

به نشانه های فرهنگی اشاره کردید. در نقدها گفته شده است در حالیکه فیلم، بعضی از مسائل فرهنگی و اجتماعی ایران را مستقیما مورد خطاب قرار می دهد، مباحث دیگری نیز هست که بازتابی جهانی دارد. این موضوعات چه هستند که به طور جهانی شناخته می شوند؟

به نظر من کشمکش بین پدر و مادری که می خواهند طلاق بگیرند و بر سر حضانت فرزندشان دعوا دارند، نگرانی آنها درباره آینده و تحصیل فرزندشان در قلب هر جامعه ای جا دارد. به خصوص که آینده به نظر تهدید آمیز می رسد و هر کسی که فرزندی دارد، بیش از اندازه نگران آن است که تا او موفق شود.

من از طبقه متوسط هستم و به همین دلیل احتمالا بیشتر می توانم با خانواده ای از طبقه متوسط همذات پنداری کنم تا با خانواده ای از طبقه کارگر.

در پایان فیلم تصمیم دختر[ترمه] نامشخص می ماند و ما را وا می دارد تا خودمان آن را حدس بزنیم. این شاهکار دیگری در فیلم است که بر آن تمرکز شده است.