یادی از نورعلی خان برومند، حافظ سنت و مخالف نوآوری

حق نشر عکس no credit

سی ام دیماه امسال سی و پنجمین سالروز درگذشت "نور علی خان برومند" است که از برجسته ترین ردیف شناسان موسیقی سنتی ایران به شمار می آید.

او از مردانی است که اهمیت حضورشان در جامعه موسیقی صرفا به خاطر پیشکسوتی آنان نیست، بلکه ناشی از شیوه آموزش شفاهی و سینه به سینه موسیقی است. آنها هستند که موسیقی سنتی را از نسلی به نسل دیگر انتفال می دهند و اگر نباشند بسیاری از گوشه و کنارهای دستگاهی که آکنده از ظرافت کاری هاست از یادها می رود.

در تاریخ یکصد و اندی سال پس از مشروطیت، شماری از ردیف دانان آگاه در پشت صحنه حضور داشته اند که هنرمندان روی صحنه را پرورش داده اند. از زمره اینان می توان از "منتظم الحکماء"، "حاج آقا محمد ایرانی مجرد"، "محمد صادق خان سرور الملک"، "حبیب سماع حضور"، "اسماعیل قهرمانی"، "عبدالله دوامی"، و نور علی خان برومند یاد کرد.

نور علی خان برومند در سال ۱۲۸۴ خورشیدی در خانواده ای علاقمند به هنر چشم به جهان گشود. پدرش "میرزا عبدالوهاب" در زندگی به دو چیز عشق می ورزید: موسیقی و گل. باغچه خانه اش خانقاه اهل هنر بود و همیشه از آن صدای تار "درویش خان" و ویولن "حسام السلطنه مراد" به گوش می رسید.

از میان پسران او نورعلی به موسیقی روی آورد و محمود علی به گل و گل پروری.

نور علی خان از جوانی به مکتب درویش خان راه پیدا کرد و به آموختن تار پرداخت. چندی نگذشت که پدرش او را برای تحصیل پزشکی به اروپا فرستاد. پدر می خواست او را از محیط مألوف توام با موسیقی دور کند تا به درس و مشقش برسد. نور علی خان با این همه اجازه یافت که سه تار کوچکی را با خود همراه کند. او چند سالی در آلمان به تحصیل پزشکی پرداخت، ولی در سال آخر دانشکده به خاطر بیماری ناگهانی چشم کار را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت و همه نیروی خود را به مطالعه در ردیف موسیقی سنتی به کار گرفت.

او نزد "حبیب سماعی" نواختن سنتور را فرا گرفت و نزد "اسماعیل قهرمانی"، به فراگیری کامل ردیف "میرزا عبدالله" پرداخت. نور علی خان مجموعه این ردیف را با اجرای قهرمانی ثبت و ضبط کرد که در واقع گنجینه ای از موسیقی ایران است. بعضی از موسیقیدانان و ناقدان روش او را در این کار به انتقاد گرفتند. آن ها می گویند که نور علی خان آنچه را از قهرمانی گرفته، به نام خودش ضبط و پخش کرده است و نامی از ناقل اصلی ردیف که قهرمانی باشد به میان نیاورده است.

نورعلی خان علاوه بر آن با دیگر موسیقی شناسان برجسته نیز رفت و آمد داشت و تمام زندگی را در بحث و گفتگوی با آن ها در زمینه موسیقی سنتی ایران گذرانید. او هم در دانشگاه تهران درس می داد و هم در مرکز "حفظ و اشاعه موسیقی" کار می کرد. با نواختن سازهای گونه گون سنتی آشنا بود و حتی ویولن را که در آن به چشم سازی بیگانه می نگریست، به خوبی می نواخت.

مخالفت با نوآوری در موسیقی سنتی

چیزی که در رفتار و گفتار نور علی خان شگفتی می آفریند، مخالفت سرسختانه او با هر گونه نوآوری در موسیقی سنتی بود. شاگردانش ولی بیشتر به همان راهی رفتند که استاد خود او درویش خان رفته بود، یعنی همه آنها در اندیشه نوآوری- البته از نوع سازگار با محتوای موسیقی سنتی بودند. "محمد رضا شجریان" و "محمد رضا لطفی" و "حسین علیزاده" از این گونه شاگردان او به شمار می روند.

روایتی از محمد رضا شجریان، که در کتاب "راز مانا" ی او آمده، شدت تعصب سنت گرایانه نور علی خان را آشکار می کند:

او به کنسرت ارکستر سمفونیک تهران در کاخ گلستان دعوت شده بوده تا قطعه ای را بشنود که بر روی غزلی از حافظ نهاده شده و "حسین سرشار"، خواننده باریتون اپرای تهران آن را می خوانده است. نور علی خان به محض شنیدن قطعه، خشمگین شده و از شجریان خواسته که او را به خانه برساند و در راه گفته است: «اینها حافظ را هم مسخره کرده اند!»

شجریان می گوید، فردای آن شب، خبر مرگ نور علی خان را شنیده است. (۳۰ دیماه ۱۳۵۵)

گفتنی است که تعصب در سنت گرائی هیچ گاه نمی تواند ارزش کوشش های نور علی خان را در حفظ و اشاعه ردیف موسیقی سنتی نفی کند. ولی او اگر چون استادش درویش خان نگاه گسترده تری به جهان امروز و نیازهای موسیقائی جامعه ایران می داشت، می توانست شاگردان خود را به نوآوری برانگیزاند و گردونه آن را از شتابی سازگار با زمان برخوردار سازد.

مطالب مرتبط