عبدالله بوتیمار؛ بازیگری از یک دوران سپری شده

حق نشر عکس no credit
Image caption رضا بیک ایمانوردی، سمت راست و عبدالله بوتیمار

عبدالله بوتیمار، بازیگر قدیمی سینمای ایران که مدتی به خاطر سکته مغزی، در بخش سی سی یو بیمارستان فیروزگر تهران بستری بود و در وضعیت کما به سر می برد، سرانجام روز سه شنبه ۲۷ دی ماه درگذشت.

آقای بوتیمار از پرکارترین بازیگران دهه های چهل و پنجاه سینمای ایران بود و در ۴۷ فیلم سینمایی بازی کرد. او با برخی از کارگردان های پرکار و مطرح سینمای فارسی از جمله ساموئل خاچیکیان، اسماعیل ریاحی، اسماعیل پورسعید و رضا صفایی همکاری داشت و شهرت او به خاطر ایفای نقش در فیلم های پلیسی و جنایی دهه چهل و پنجاه سینمای ایران بود.

"دلهره"، "ضربت"، "یک قدم تا مرگ"، "اضطراب"، "دزد سیاهپوش"، "سرسام"، "بی عشق هرگز"، "شیطان در می زند"، "جاده مرگ"، "موسرخه" و "عصیان"، از جمله معروف ترین فیلم هایی است که بوتیمار در آنها بازی کرده است.

موهای روشن و چشمان آبی بوتیمار، او را از دیگر بازیگران مطرح سینمای ایران در آن روزگار متمایز کرده بود و احتمالا ساموئل خاچیکیان که تحت تاثیر ژانر فیلم های نوآر و جنایی سینمای آمریکا فیلم می ساخت، مناسب تر از او بازیگری برای ایفای نقش تبهکاران یا کارآگاهان پلیس در فیلم های جنایی و پلیسی خود نیافته بود.

بوتیمار سال ها پیش در گفتگویی درباره نقش های سینمایی اش گفته بود: "هیچ بازیگری در زندگی واقعی آن طور نیست که تصویرش نشان می دهد. من نه قهرمان هستم، نه خیلی خوش تیپ. آدمی کاملا معمولی هستم. لزومی ندارد فکر کنم سمبل هستم و احساس غرور کنم. البته مردم دوست دارند بازیگران را به شکلی که در فیلم ها دیده اند، ببینند".

با این حال بوتیمار از این که مردم او را تنها به خاطر چهره متفاوت و جذابیت ظاهری اش به یاد آورند نه به خاطر بازی های سینمایی اش، ناراحت بود و در این باره گفته بود: "مردم فکر می کنند من آدم سردی هستم؛ با احتیاط به من نزدیک می شوند و امضاء می خواهند. خیلی ها هم می خواهند چهره ام را با آنچه روی پرده دیده اند، مقایسه کنند. متنفرم از این که مرا به خاطر چهره ام تحسین کنند؛ این یعنی تنها چیزی که در چنته دارم، ویژگی های ظاهری است و از هنر بازیگری بی بهره ام".

بوتیمار در سال ۱۳۱۲ در شهر باکو (بادکوبه قدیم) دیده به جهان گشود. وی در سال ۱۳۱۵ به ایران مهاجرت کرد و فعالیت هنری خود را در سال ۱۳۳۰ در تئاتر پارس و با بازی در نمایش "جزای روزگار" به همراه بازیگرانی چون منوچهر قاسمی وکامل حلمی اغاز کرد. پس از آن در سال ۱۳۳۸ وارد تئاتر آناهیتا شد و همزمان به کار دوبله پرداخت و صدایش به جای برخی از هنرپیشگان مطرح آن روزگار، روی فیلم ها قرار گرفت. گریگوری پک و برت لنکستر از جمله بازیگرانی بودند که بوتیمار به جای آنها در فیلم هایشان حرف می زد.

بوتیمار در سال ۱۳۴۰ با بازی در فیلم سینمایی "یک قدم تا مرگ" ساخته ساموئل خاچیکیان، وارد کار سینما شد.

"یک قدم تا مرگ"، داستان گروهی از سارقان بود که دست به یک سرقت بزرگ می زنند اما پس از درگیری با پلیس همه آنها گرفتار می شوند.

دومین فیلم بوتیمار، ملودرامی جنایی به کارگردانی سردار ساگر بود به نام "ساحل دور نیست" که در سال ۱۳۴۱ ساخته شد و بوتیمار در آن در نقش جوانی خبیث و قاتل ظاهر شد.

حق نشر عکس no credit
Image caption عبدالله بوتیمار از پرکارترین بازیگران دهه های چهل و پنجاه سینمای ایران بود و در ۴۷ فیلم سینمایی بازی کرد

اما در همین سال (۱۳۴۱)، بازی بوتیمار در فیلم جنایی دیگری به کارگردانی ساموئل خاچیکیان به نام "دلهره"، موقعیت بوتیمار را به عنوان بازیگر ثابت این ژانر در سینمای ایران تثبیت کرد.

در این فیلم او در نقش یک نویسنده داستان های جنایی (بهروز) ظاهر شده بود که چشم طمع به کارخانه عموی همسرش "روشنک" دارد و بعد از کشتن عموی "روشنک"، با دسیسه و نیرنگ سعی می کند با از بین بردن او، ثروت عمویش را تصاحب کند.

سومین همکاری بوتیمار با ساموئل خاچیکیان، پس از موفقیت فیلم های "یک قدم تا مرگ" و "دلهره"، فیلمی بود با عنوان "ضربت" که در کنار رضا بیک ایمانوردی، بازیگر مطرح فیلم های اکشن و کمدی سینمای ایران بازی کرد.

در این فیلم بوتیمار نقش پزشکی به نام دکتر امین را بازی می کرد که عاشق دختر فقیری به نام شیرین می شود که تبهکاری به نام حسین خواستگار اوست و برای ازدواج با او، پدرش را تحت فشار قرار می دهد اما دکتر امین در نهایت موفق می شود، حسین و یاران تبهکار او را تحویل پلیس دهد و با شیرین بماند.

"ضربت" که در میان آثار جنایی خاچیکیان، فیلم قابل توجه تری است و بازی ها و کارگردانی خوبی دارد، در زمان نمایش خود، مورد توجه تماشاگران ایرانی قرار گرفت و باعث شهرت بوتیمار شد. وی در یک مصاحبه، درباره بازی اش در فیلم "ضربت" گفت: "از ضربت خیلی خوشم آمد چون رقص و آواز نداشت. چیزهایی که در فیلم امروزی به وفور پیدا می شود. تنها راه نشان دادن احساسات در فیلم های امروزی کاباره و رقص است اما این فیلم بر پایه قصه و خط داستانی ساخته شده و با فیلم های دیگر فرق دارد."

بوتیمار بعد از بازی در چند فیلم اسماعیل ریاحی و اسماعیل پور سعید مثل "شیطان در می زند" و "خروس جنگی"، بار دیگر در سال ۱۳۴۵، در فیلم دیگری از خاچکیان به نام "عصیان" بازی کرد که همانند آثار دیگر این دوره او، درونمایه ای جنایی و پلیسی داشت. در این فیلم، بوتیمار، سارقی است که به همراه برادر خود، به اتومبیل مخصوص حمل دستمزد کارگران یک کارخانه حمله می کنند اما بعد از زد و خورد بسیار به دام پلیس می افتند.

بی عشق هرگز (۱۳۴۵) و قصه شب یلدا(۱۳۴۹)، از فیلم های دیگر خاچیکیان است که بوتیمار در آنها بازی کرده است.

آخرین همکاری بوتیمار با خاچیکیان، فیلمی به نام "اضطراب" بود که در سال ۱۳۵۴ ساخته شد، دورانی که سینمای ایران غرق در تولید فیلم های جاهلی و کلاه مخملی بود و دوران فیلم های ژانر جنایی تقریبا به سر آمده بود. به این ترتیب، دیگر، فضایی برای بازیگری که با فیلم های جنایی به سینما معرفی و به عنوان بازیگر شاخص این ژانر شناخته شد، در سینما وجود نداشت.

"واسطه ها" به کارگردانی حسن محمدزاده، آخرین فیلم بوتیمار در سینمای قبل از انقلاب بود که در سال ۱۳۵۶ ساخته شد. در واقع با این فیلم، پرونده بازیگری یکی از پرکارترین و مشهورترین بازیگران سینمای ایران برای همیشه بسته می شود، چرا که بوتیمار از جمله بازیگرانی است که بعد از انقلاب اسلامی، به خاطر گذشته هنری و سابقه بازیگری اش از ادامه کار در سینما محروم شد و علیرغم تلاش اش برای بازگشت به سینما، وزارت ارشاد با صدور مجوز بازیگری برای وی مخالفت کرد. به نوشته رسانه های داخلی، این موضوع، ضربه شدیدی بر روح این بازیگر وارد کرد.

وقتی بوتیمار، فضا را در داخل کشور برای ادامه فعالیت های خود بسته دید، همانند بسیاری از بازیگران سینمای قبل از انقلاب ایران مجبور به مهاجرت و ترک ایران شد. وی در سال ۱۳۶۰ با اصرار فرزندانش، به آلمان مهاجرت کرد و در آنجا پس از فراگیری زبان آلمانی، به کار دوبله و بازی در نمایش های ایرانی پرداخت.

بوتیمار، چند سال قبل در گفتگویی درباره فعالیت دوبله اش در آلمان گفته بود: "روزی در اتاق ضبط صدا بین دو گوینده نشسته بودم و خب آنها هم اصلا خبر نداشتند که من آلمانی نیستم. چون ظاهر من هم شبیه به خود آنها بود، تصور می کردند که من یک دوبلور غریبه آلمانی هستم. وقتی کار دوبله شروع شد، چیزی در حدود پنج بار، یک قطعه نسبتا طولانی را تکرار کردیم. دلیل اصلی آن هم اشتباه گویندگان آلمانی بود و من در هر پنج مرتبه، بدون اشکال متن خودم را گقتم. تا این که صدای اتاق صدابردار به داخل وصل شد و به دو گوینده ای که در دو طرف من نشسته بودند گفت: خجالت نمی کشید این مرد (بوتیمار) یک خارجی است و آنوقت شما دوباره اشتباه می کنید. اینجا بود که آنها به من نگاه می کردند و پرسیدند شما کجایی هستید. من هم گفتم ایرانی هستم."

بوتیمار، بعد از سال ها زندگی در غربت، سرانجام در سال ۱۳۸۹ به ایران بازگشت و بار دیگر تلاش کرد که وارد فضای حرفه ای سینمای ایران شود.

در سال ۱۳۸۹، ایرج قادری، کارگردان و بازیگر هم نسل بوتیمار او را برای ایفای نقش در فیلم جدیدش به نام "فلش" انتخاب کرد و یکی از مقامات وزارت ارشاد نیز اعلام کرد که "مشکل عبدالله بوتیمار برای حضور دوباره در سینما حل شده و در فیلم ایرج قادری بازی می کند" اما بیماری و وضعیت جسمی بد بوتیمار، هرگز این اجازه را به او نداد تا بار دیگر خود را بر پرده نقره ای و در برابر چشمان نسل جدیدی از تماشاگران سینما که خاطره ای تصویری از او در ذهن نداشت، ببیند. اما یاد بوتیمار و فیلم های او در خاطره و ذهن نسل های قدیمی تر تماشاگران سینمای ایران همچنان زنده است.