«قضیۀ زیر نویس در مطالعه»

حق نشر عکس no credit
Image caption کتاب آیینه ای دور (A Distant Mirror)، تألیف باربارا تاکمن (Barbara Tuchman)

فکر می کنم مردم، همان طور که سلیقه هاشان از خیلی جهات با هم تفاوت دارد، طرز کتاب خواندن یا مطالعه شان هم با هم فرق بکند. امّا در همین کتاب خواندن، اگر واقعاً طوری باشد که بشود اسمش را «مطالعه» گذاشت، یک چیزهایی هست که جزو اصول مطالعه است و برای همۀ کتابخوانها یکی است.

یکی از این چیزها این است که اگر آدم بخواهد موضوع درست و حسابی دستگیرش بشود، باید با دقّت به نقل قولها و زیر نویسها توجّه بکند (۱).

مثلاً خیال کنید دارید در مجلّه ای مقاله ای می خوانید. می بینید نویسنده می گوید: «سقراط بُت سازی از کتاب را به باد انتقاد گرفت» و به یادداشتهای ته مقاله که مراجعه می کنید، می بینید مأخذ این نقل قول غیر مستقیم «مکالمۀ فِدرُوس» (Phaedrus)، نوشتۀ «افلاطون» است.

معنی «بت ساختن از کتاب» را می فهمید، ولی برایتان روشن نیست که سقراط در چه موقعیتی و در چه بحثی خواسته است بگوید آدم نباید بیش از حدّ به کتاب اتّکاء بکند.

Image caption جنگهای باستانی: دلاور و شمشیر و سپر – دلاور و نیزه و سپر – دلاور و خنجر و سپر – دلاور و نیزه و سپر – دلاور و کشتی تن به تن

خوب، در یک همچین موردی معمولاً یک آدم اهل مطالعه، اگر «مکالمۀ فدروس» را نخوانده باشد، می رود آن را می خواند تا از اصل قضیه سر در بیاورد، و سر که درآورد، می بیند اصل قضیه این است که فدروس، همصحبت سقراط، ادّعا می کند که آدم با خواندن کتابهای «علم بیان» یا «آیین سخنوری» می تواند خطیب یا سخنران خوبی بشود، و سقراط با همان روش معروفش به او حالی می کند که کتابها را آدمهایی می نویسند که میان مردم زندگی می کنند، نه توی کتابخانه ها. کتاب به جای خود، بهترین معلّمها خود مردم هستند و خود زندگی.

این فقط یک مثال بود برای اینکه بگویم توجّه دقیق به زیرنویسها، یکی از اصول مطالعه است، وبا توجّه به همین اصل بود که دیروز تازه فهمیدم که در قرن چهاردهم میلادی، یعنی در شروع دورۀ «رُونسانس» یا دورۀ نو شدن فکر و فرهنگ در اروپا، باز هم مثل همیشه ومثل امروز «جنگ» از بین نرفته بود، امّا برای اینکه فاتحه یا خاتمۀ «شرف انسانی» خوانده نشود، مطابق «آیین پهلوانی» جنگ باید تن به تن و با زور جسمی انجام می گرفت، و پیروزی در جنگی که با سلاحهای پرتابی یا از راه دورانجام می گرفت، افتخار که نداشت، به جای خود، ننگ حساب می شد.

با این حساب تمام جنگهایی که از شروع اختراع تفنگ و توپ و تانک و بمب و موشک و کوفت و زهر مار تا امروز انجام گرفته است و دارد انجام می گیرد و انجام خواهد گرفت، همه اش با توجّه به «شرف انسانی» مغایر با «آیین پهلوانی» است و پیروزی در آنها «ننگ» بوده است و خواهد بود، به اضافۀ اینکه چون امروز قرن چهاردهم نیست و قرن بیست و یکم است، حالا دیگر «شرف انسانی» می گوید:

Image caption جنگهای جدید: تفنگ و توپ و تانک و نارنجک و بمب و موشک و ... دموکراسی

«جنگ جنگ است، و حقّ و ناحقّ ندارد و اصولاً بزرگترین ننگ در کارنامۀ بشری است!»

در کتابی که می خواندم، نویسنده در اشاره به این موضوع در زیرنویس اسم «باربارا تاکمن» (Barbara Tuchman) و کتاب «آیینه ای دور» (۲) را آورده بود. رفتم سراغ اینترنت و تازه فهمیدم که این آدم، باربارا تاکمن، که نباید اسمش را «توچمن» تلفّظ کرد، و بیست و دو سال پیش دار باقی را وداع گفت، یکی از بزرگترین نویسنده ها و مورّخهای آمریکاست و این کتابش که دربارۀ زندگی در قرن چهاردهم میلادی در اروپاست، برندۀ جایزۀ «پولیتزر» شده است که بزرگترین جایزۀ فرهنگی آمریکاست، که اگر به فارسی ترجمه نشده است، انشاءالله به زودی بشواد!

_______________________________________________________

۱- چیزی که، چه پایین هر صفحۀ کتاب یا مقاله می آمد، چه در آخر مقاله، یا آخر هر فصل کتاب، و چه کّلاً در آخر کتاب، فقط بهش می گفتیم زیرنویس، امّا حالا که آفتابه و لگن همه چیز هفت دست شده است، بهش خیلی چیزها می گویند، از جمله پانویس، پانوشت، پی نوشت، پی نوشتها، یادداشتها، و...

۲- کتاب «آیینه ای دور: قرن پُر بلای چهاردهم (A Distant Mirror: The Calamitous 14th Century)، از انتشارات «Alfred A. Knopf, 1978 » .