حمید متبسم و سالار عقیلی در لندن

سالار عقیلی حق نشر عکس 11
Image caption سالار عقیلی، شاگرد آواز صدیق تعریف بوده است

گروه موسیقی پردیس به سرپرستی حمید متبسم شنبه شب پانزدهم بهمن (چهارم فوریه) در سالن کدوگن هال در مرکز شهر لندن به اجرای قطعاتی از حمید متبسم به همراهی آواز سالار عقیلی پرداخت.

لندن این بار همزمان با بارش نخستین برف زمستانی خود میزبان گروه ارکسترال پردیس در ترکیبی از مجموعه سازهای ایرانی و غربی بود. در این اجرا چهار ساز شاخص موسیقی ایرانی: تار، بم تار، بربط، سنتور و تنبک سازبندی ارکستر پردیس را در همراهی با دیگر ساز های غربی: ویولن، ویولا، ویولن سل، کنترباس، کلارینت، ابوآ و فلوت تکمیل میکردند.

حمید متبسم آهنگسازی و رهبری گروه پردیس را در این اجرا بر عهده داشت. آقای متبسم آهنگساز و نوازنده معاصر تار و سه‌تار و بنیان گذار گروه دستان است. وی در هلند اقامت دارد و از فعالیت های اخیر او می توان به ساخت قطعه سیمرغ برای ارکستر بزرگ اشاره کرد این قطعه در مرداد سال ۱۳۸۹ برای نخستین بار در استادیوم تنیس مجموعه ورزشی انقلاب تهران به روی صحنه رفت و بعد از آن چند بار دیگر هم اجرا شد.

بخش نخست در مایه دشتی و با آواز سالار عقیلی و همراهی ارکستر هجده نفره پردیس آغاز شد. قطعه نخست تنظیمی بود بر شعری از مهدی اخوان ثالث به مطلع: "دلم از نام خزان می لرزد" که سازبندی قدرتمند این قطعه، سکته های طولانی و گاه خسته کننده در میان اجرای آوازی بند های شعر را به خوبی پوشانید.

قطعه بدون کلام و ارکسترال "نوای بهشت" دومین قطعه اجرایی گروه بود که شاید در مقایسه با اجرای تنها قطعه بی کلام دیگر گروه در بخش دوم با نام "در ستایش صبح" از انسجام ساختاری کمتری برخوردار بود. از مجموعه اجرای ارکسترال گروه (به ویژه قطعات بی کلام) چنین بر می آمد که بر خلاف آهنگسازی و اجرای خطی و داستانی ارکستر سیمرغ، متبسم این بار آزادانه تر بر بازوی خیال و خلاقیت خود تکیه کرده است.

قطعه پایانی نخستین بخش اجرای پردیس، آواز سالار عقیلی در مایه دشتی بر روی شعر "خشخاش" از رضا متبسم بود. اجرایی که پس از گذشت نیم ساعت از آغاز برنامه، سالار عقیلی را آنچنان که مخاطبان اش او را می شناسند در ذهن ها تداعی کرد. خواننده ای جوان با صدایی گرم و توانایی هایش در اجرای تحریر ها و سرکشیدن به فراز و فرود های آواز ایرانی.

اولین چیزی که نظر حاضران را پس از بازگشت از تنفس نیم ساعته به خود جلب کرد، تصویر نمایان بر بالای صحنه از خوشنویسی شعری از فردوسی در زمینه ای تذهیب شده بود: "چو ایران مباشد تن من مباد"

آواز در اوج عقیلی در دستگاه شور و همراهی قدرتمند گروه پردیس در همان ثانیه های ابتدایی اجرای بخش دوم جانی تازه در سالن دمید. نام این قطعه "در ستایش صبح" بود که بر روی شعری از مولانا با مطلع: "ای عاشقان ای عاشقان پیمانه ها پر خون کنید" تنظیم شده بود. در این بخش جواب آواز ضربی آرمان سیگارچی، نوازنده بربط بسیار مورد توجه بینندگان قرار گرفت. با اینهمه اینبار نیز مانند اجرای قطعه آوازی بخش نخست، جواب آواز های گروهی طولانی و سکوت های غیرمنتظره میان جواب آوازها، گوش های نا آشنا به سکوت در موسیقی ایرانی را به اشتباه انداخت و تشویق حاضران با اجرای گروه در هم آمیخت. چهره حمید متبسم اما از دیگر صحنه های دیدنی این اجرا بود که چندین بار اشتباه تشویق کنندگان را با خوشرویی تمام با لبخند پاسخ داد.

قطعه بعدی تصنیفی بود با نام "دریای جان" در دستگاه ماهور بر روی شعری از مولانا با مطلع: "گل خندان که نخندد چه کند/علم از مشک نبندد چه کند"

آخرین قطعه که از آن در بروشور به "سورپریز" نام برده شده بود، اجرای تصنیفی حماسی در ماهور با پیش در آمد سازی کوتاهی بر روی ابیاتی از فردوسی با نام "ایران" بود. این تصنیف که برای نخستین بار اجرا می شد با تشویق ممتد حضار همراه شد و حمید متبسم و سالار عقیلی را پس از ترک صحنه، بار دیگر بر روی صحنه آورد تا این تصنیف را برای علاقه مندان بازنوازی کنند.

سیاوش نیم نز پریزادگان/ از ایرانم از از تخم آزادگان

که ایران بهشت است یا بوستان/ همی بوی مشک آید از بوستان

که در بوستان اش همیشه گل است/ به کوه اندرون لاله و سنبل است

نخوانند بر ما کسی آفرین/ چو ویران بود بوم ایرانزمین

دریغ است ایران که ویران شود/ کنام پلنگان و شیران شود

مطالب مرتبط