نویسنده، مترجم و استاندار؛ زندگی کلاسیک ابراهیم یونسی

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ابراهیم یونسی، هجدهم بهمن ماه ۱۳۹۰ در اثر کهولت سن و چند ماه ابتلا به بیماری آلزایمر درگذشت

روزگاری حکایت ترجمه کردن به آسانی امروز نبود که صفحه ای اینترنتی باز کنی، جستجو کنی، چندین و چند نقد درباره نویسنده و کتابی بخوانی و بعد تصمیم بگیری آن را ترجمه کنی.

حکایت دود چراغ بود، حکایت گشتن پی معنای لغتی فرنگی در چندین و چند لغتنامه بود نه صفحه جستجوی گوگل، حکایت شب زنده داری بود و یافتن اسامی نویسندگان بزرگ در میان معدود کتابهای موجود؛ هاردی و فوستر به اندازه امروز معروف نبودند و مترجم مسئول معرفی این نویسنده ها به مخاطب بود.

نویسندگانی که امروز ما آنها را می شناسیم و کتابی از آنها خوانده ایم، ساده به دست ما نرسیده اند.

مترجم پشت انبوهی از لغتنامه کز کرده و ماه ها برای ترجمه اثری وقت گذاشته است. نسل ترجمه های چندجلدی، زبان های خودآموخته و ساعت ها جستجوی لغت پنهان و نامفهوم. ابراهیم یونسی یکی از سرآمدهای این نسل بود که روز چهارشنبه هجدهم بهمن ماه ۱۳۹۰ در اثر کهولت سن و چند ماه ابتلا به بیماری آلزایمر درگذشت.

تیری نجاتبخش

یونسی در خرداد ماه ۱۳۰۵ در شهر بانه کردستان متولد و در هفده سالگی راهی مدرسه نظام تهران می شود. پس از آن به عنوان افسر سوار راهی رضاییه (ارومیه فعلی) در آذربایجان غربی می شود، جایی که در آن همسر آینده اش را می یابد.

در سانحه ای، از تفنگ یکی از فرماندهان تیری در می رود و به پای یونسی اصابت می کند، در سرمای زمستان پایش را می برند و البته همین تیر، بعدها جان او را نجات می دهد.

چند ماه بعد از این حادثه نیز دختر چهل روزه اش مننژیت می گیرد؛ پس از این ملودرام دیکنزی، داستان یونسی چرخشی روسی می خورد، ده سال پس از ورود به مدرسه نظام و پیش از کودتای ۲۸ مرداد، یونسی جذب حزب توده می شود و مدتی بعد همراه تعداد زیادی از همقطارانش دستگیر می شود و پس از کودتا حکم اعدام می گیرد، اما به دلیل آن که یک پایش را در حین خدمت در ارتش از دست داده بود، حکمش با یک درجه تخفیف به حبس ابد تبدیل می شود.

او که مرگ تمام همقطاران و همفکرانش را دیده به شدت تنها می شود و پس از آن هشت سال را در زندان قصر سپری می کند. (بعدها طی اصلاحات دوران نخست وزیری علی امینی از زندان آزاد می شود)

زندان قصر، جایی که بسیاری از همبندان ابراهیم یونسی تحصیلکرده فرنگ اند و در زبان آموزی و لغت آموزی به او کمک می کنند، آموختن زبان انگلیسی و ترجمه آثاری نظیر «آرزوهای بزرگ» دیکنز از ثمرات زندگی در زندان برای یونسی است.

داستان و داستان نویسی

اما هنر یونسی تنها معطوف به ترجمه داستان نبود. عباس معروفی، داستان نویس می گوید: «[کار] آقای یونسی به عنوان داستان نویس و مترجم ابعاد مختلف دارد. من به عنوان یک داستان نویس وقتی نوجوان بودم با کتاب هنر داستان نویسی آقای یونسی آشنا شدم. این اسم برای من مهم بود چون تنها کتابی بود که در این زمینه وجود داشت. او کتاب هایی نظیر تاریخ هنر و سیری در ادبیات غرب و کتاب های مختلف ترجمه کرده و از این جهت که شخصیتی چون دیکنز را به ما شناسانده، ما بسیار وامدار او هستیم.»

یونسی داستان نویس، محقق و مترجم بود، دارای مدرک دکتری اقتصاد از دانشگاه سوربن و مدرک تحصیل مکاتبه ای دوره ای دو ساله در یکی از مدارس داستان نویسی بریتانیا که از دورن زندان پیگیریش می کرد.

پس از آن کتاب «هنر داستان نویسی» را در سال ۱۳۴۱خورشیدی منتشر کرد که تاکنون ۸ بار تجدید چاپ شده است. کتابی که از نخستین نمونه های آموزش داستان نویسی به زبان فارسی است و به زعم بسیاری از منتقدان بر داستان نویسی معاصر فارسی تاثیر چشمگیری داشته است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ابراهیم یونسی «هنر داستان نویسی» را در سال ۱۳۴۱خورشیدی منتشر کرد که تاکنون ۸ بار تجدید چاپ شده است

اما تلاش یونسی درباره ساز و کار داستان نویسی تنها معطوف به تالیف نبود. او دست به ترجمه هایی هم زد. کتاب «سیری در ادبیات غرب» نوشته جان بوبنتن پریستلی و «جنبه های رمان» نوشته اودوارد ام. فورستر از جمله ثمرات این تلاش هایند.

دستی در سیاست

علاوه بر نوشتن و ترجمه، یونسی دستی هم در سیاست داشت و در دوران نخست وزیری مهدی بازرگان، استاندار کردستان بود.

اجداد یونسی از دولتمردان و نخبگان شهر بانه بودند و چنان که خودش در گفت وگویی گفته بود: «سلیمان خان پدر من هم دومین شهردار بانه بود و می توان گفت پس از ورود نهادهای اداری به ایران، حاکمیت از نوع سنتی خود به شکل مدرنش درآمد و پدر من در همین چهارچوب و در ادامه سلسله مراتب قبلی به عنوان شهردار بانه انتخاب شد.»

مسائل کردستان همواره توجه یونسی را به خود جلب می کرد. یونسی در این زمینه چندین و چند کتاب منتشر کرده است.

از جمله این کتاب ها می توان به «با این رسوایی چه بخشایشی» اشاره کرد که کتابی به قلم جاناتان رندل به عنوان فرعی« آشناییم با کردستان، تحلیل مسائل سیاسی کردستان» است.

کتاب «تاریخ معاصر کرد» نوشته دیوید مکداول، «کردها، ترکها، عربها» نوشته سیسیل جان ادموندز و «جامعه شناسی مردم کرد» نوشته مارتین وان برویین سن، از دیگر آثار آقای یونسی است.

این اشتیاق به مسائل و زندگی کردها در اغلب آثار داستانی ابراهیم یونسی نیز دیده می شود.

کاوه میر عباسی، مترجم و نویسنده در این رابطه به خبرگزاری مهر گفته است: «شاید یکی از دلایلی که کارهای تالیفی او کمتر از ترجمه هایش مورد توجه بود این بود که یونسی در ژانر ادبیات روستائی می نوشت که طبیعتا از نظر تاریخی دوره اش گذشته است ولی اگر از جنبه داستانی به این کتاب ها نگاه نکنیم، عمدتا آثاری واقع نگارانه و توصیف واقعیات یک منطقه خاص بود.»

یونسی۱۱ جلد داستان تالیفی منتشر کرد که اغلب آنها نظیر «دعا برای آرمن» و «مادرم دوبار گریست» روایتگر داستان خانواده هایی است که در مناطق مرزی کردستان زندگی می کنند و برخی نیز نظیر «داداشیرین» یا «کجکلاه و کولی» بیشتر داستان هایی در خدمت روایت آداب و رسوم قوم کرد هستند.

مهم ترین آثار تاریخ ادبیات

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption اشتیاق یونسی به مسائل و زندگی کردها در اغلب آثار او دیده می شود

آن طور که خود یونسی در گفت و گویی اشاره کرده «۹۱ جلد کتاب» دارد که در این بین می توان یکی از مهمترین آثار تاریخ ادبیات یعنی رمان «زندگی و عقاید آقای تریستام شندی» نوشته لارنس استرن را نیز دید.

این رمان ایرلندی که از زمان چاپش در سال ۱۷۶۷میلادی تاکنون یکی از مناقشه برانگیزترین رمان های زمانه خودش دانسته می شود، در قرن هجدهم طلایه دار مدرنیسم ادبی است و یونسی آن را در دو جلد ترجمه و با همکاری نشر نگاه منتشر کرده است.

ابراهمی یونسی همچنین رمان اتوبیوگرافیک «رنجهای آنجلا» نوشته فرانک مککورت را ترجمه کرده که یکی از درخشانترین نمونه های این ژانر است.

به این لیست باید عناوین «دفتر یادداشت روزانه یک نویسنده» نوشته داستایوفسکی و «اسپارتاکوس» نوشته هوارد فاوست و چهار رمان از تامس هاردی را نیز افزود.

مطالب مرتبط