'خاک آشنا' در آپارات

به روز شده:  13:15 گرينويچ - چهارشنبه 29 فوريه 2012 - 10 اسفند 1390

'خاک آشنا' در آپارات

فیلم 'خاک آشنا' ساخته بهمن فرمان آرا در آپارات

تماشا کنیدmp4

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش ویدیو با ویندوز میدیا پلیر

این هفته در ادامه فصل مروری بر سینمای بهمن فرمان آرا در آپارات، فیلم 'خاک آشنا' به نمایش در می آید.

فیلم 'خاک آشنا' چهارمین ساخته بهمن فرمان، پس از انقلاب ایران است. آقای فرمان آرا پس از ساخت سه گانه مرگ با فیلم های بوی کافور، عطریاس، خانه ای روی آب و یک بوس کوچولو به سراغ فیلمی با داستانی متفاوت می رود، داستانی که زندگی نقش پررنگی در آن دارد اگرچه بازیگر اصلی آن عزلت نشینی و دوری از هیاهو را برای ادامه زندگی برگزیده است.
خاک آشنا فیلمی درباره عشق، وطن، خانواده، قطع‌ رابطه‌ میان‌ نسل‌ها، و البته هنرمند در خفقان هست.
آقای فرمان آرا 'فیلم خاک آشنا' را در سال ۱۳۸۶ ساخته و با وجود جوایز متعددی که از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد اما برای دو سال توقیف شد و فرصت اکران مناسب را از دست داد و در زمان اکران هم مجبور به سانسور بخشی از سکانس های اصلی فیلم شد و عملا مخاطبان این فیلم نتوانستند چنانکه باید و شاید با آن ارتباط لازم را برقرار کنند و به قول فیلم سازش 'فیلم شبیه عکسی میشه که چشماش را در آورده باشن'.

شناسنامه فیلم

رضا کیانیان در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا

رضا کیانیان در نمایی از فیلم خاک آشنا

تهیه کننده، نویسنده و کارگردان: بهمن فرمان آرا
سرمایه گذاران: بانک اقتصاد نوین، فضل الله یوسف پور
مدیر تولید: محمد رضا نجفی
طراح گریم: مهرداد میرکیانی
دستیار اول و برنامه ریز: مانفرد اسماعیلی
تیتراژ : ساعد مشکی
صدابرداری: حسن زاهدی
صداگذاری و میکس: محمد رضا دلپاک، رضا نریمی زاده
موسیقی متن: کارن همایونفر
تدوین :عباس گنجوی
مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری

بازیگران:
رضا کیانیان، بابک حمیدیان، مریم بوبانی، رویا نونهالی، بینا فرهی، نیکو خردمند، هدایت هاشمی، سیاوش چراغی پور، رعنا آزادی ور، مصطفی قلندر لکی، فرزین صابونی
ساخت فیلم: ۱۳۸۶
مدت زمان نمایش: ۱۰۰ دقیقه

خلاصه داستان

آقای نامدار نقاش و شاعری است که از شهر و دیارش گریزان شده و به روستایی دور افتاده در کردستان پناه برده و همه درها را روی خودش بسته و در آنجا فعالیت های هنری اش را دنبال می کند. اما مجبور می شود که از پسرجوان خواهرش که تنها مانده، نگهداری کند.
این پسر جوان که نسل درگیر در مواد مخدر و بی تفاوت جامعه را نمایندگی می کند، در این روستا با دختری جوان آشنا می شود، در حالیکه آقای نامدار با خاطرات عشقی قدیمی که باز گشته، مشغول است. در همین حال ماموران پلیس به آقای نامدار خبر می دهند که دوست فراری نویسنده اش، در همان نزدیکی در درگیری با ماموران به قتل رسیده است.
بازگشت عشق پیشین و خبرهای مرتبط با سلامتی او و کشته دوست نویسنده، آقای نامدار رابه تحولی تازه در زندگی اش می رساند.

ویژگی فیلم

رویا نونهالی در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا

رویا نونهالی در نمایی از فیلم خاک آشنا

خاک آشنا، در جشنواره فیلم فجر چهارسال پیش نظر هیات داوران این جشنواره را جلب کرد و جایزه بهترین کارگردانی، تدوین، موسیقی، صداگذاری و تدوین را دریافت کرد.
این فیلم در ادامه همان سبک و سیاق فیلم های قبلی آقای فرمان آرا است و نگاه ویژه ای به مفاهیم آب و خاک و میهن دارد.
بهمن فرمان آرا تلاش دارد که وابستگی های انسان ایرانی به آب و خاک اش را به تصویر بکشد، برای همین داستان این فیلم بر روی طبیعت ایران و فرهنگ ایرانی بنا شده است.
مخاطب این فیلم نسل جوان است و فیلمساز لحن معترض اش نسبت به حوادث اجتماعیی را با لحنی بسیار کم رنگ تر در این فیلم پی گیری کرده است.

درباره کارگردان:

بهمن فرمان آرا در سوم بهمن ۱۳۲۰ در تهران به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل به لندن رفت و در مدرسه هنرهای دراماتیک درس خواند، سپس برای آموختن فیلمسازی و کارگردانی راهی آمریکا شد.
در سال ۱۳۴۵ به ایران برگشت و در سال ۱۳۴۷ به استخدام تلویزیون ملی ایران درآمد.
اما تلویزیون جایی نیست که او را راضی کند. به سراغ مستند سازی می رود؛ دو مستند 'نوروز و خاویار 'و 'تهران کهنه' را می سازد و در سال ۱۳۵۱ کارگردانی را با فیلمی به عنوان 'خانه قمرخانم' تجربه می کند. تجربه ای نه چندان خوشایند که بهمن فرمان آرا هنوز هم تمایلی به یادآوری اش ندارد و آن فیلم را فیلم خودش نمی داند.

نیکو خردمند در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرات

نیکو خردمند در نمایی از فیلم خاک آشنا

در سال ۱۳۴۸ هوشنگ گلشیری داستانی به نام 'شازده احتجاب' را منتشر می کند و بهمن فرمان آرا این رمان را می خواند و شیفته بیان تصویری این اثر می شود. او 'شازده احتجاب' در سال ۵۳ می سازد، فیلم برای سازنده اش جوایز جشنواره ای بسیار، از جمله جایزه بهترین فیلم در سومین جشنواره جهانی فیلم تهران را به همراه می آورد و در جشنواره کن سینمای ایران را نمایندگی می کند.

بهمن فرمان آرا بعد از این موفقیت، ریاست تولید شرکت گسترش صنایع سینمای ایران را بر عهده می گیرد و رو به تهیه کنندگی می آورد. این شرکت در این زمان نقشی مهم را در گسترش موج نو سینمای ایران ایفا می کند و با مسوولیت بهمن فرمان آرا بسیاری از فیلم های مهم این سینما تهیه می شود. فیلم های 'کلاغ' ساخته بهرام بیضایی، 'گزارش' ساخته عباس کیا رستمی، 'شطرنج باد' ساخته محمدرضا اصلانی، 'ملکوت' ساخته خسرو هریتاش از جمله این این فیلم ها هستند.

در فضای سیاسی و روشنفکری آن روزگار، در سال ۱۳۵۶ بهمن فرمان آرا بار دیگر جذب قصه ای کوتاه از هوشنگ گلشیری می شود و بر اساس داستان 'معصوم اول'، فیلم 'سایه های بلند باد' را می سازد. فیلمی پر از سمبل ها و ایهام ها که در هر دو حکومت شاهنشاهی و جمهوری اسلامی توقیف می شود.

بعد ازانقلاب بهمن فرمان آرا درسال ۱۳۵۹، با خانواده اش به کانادا می رود و یک فستیوال بین المللی فیلم کودکان در ونکوور راه می اندازد. بعد با تاسیس یک شرکت به پخش فیلم روی می آورد و فیلم های مهمی را پخش می کند از جمله 'باغ وحش شیشه ای' (پل

نیومن)، 'مادام سوزاتسکا' (جان شله زینگر)، 'تاک رادیو' (الیور استون) ، 'آخرین وسوسه مسیح'(مارتین اسکورسیزی) و بسیاری دیگر.

مقصد بعدی آقای فرمان آرا، لس آنجلس است در آمریکا. بهمن فرمان آرا در این دوره در کار تولید فیلم فعال می شود و با فیلمسازان بزرگی مثل ماتین اسکورسیزی، جیمز آیوری، استیون فریرزو ژان کلود لوزان همکاری می کند. بعد به ایران برمی گردد. اما ده ساله اجازه فیلم ساختن نمی یابد سرانجام پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات اجازه کار می گیرد و به این ترتیب 'بوی کافور، عطر یاس ' در سال ۱۳۷۹ساخته می شود تا بهمن فرمان آرا باز متولد شود. فیلم بیشتر جوایز و سیمرغ های اصلی جشنواره فجر را درو می کند و راه برای ساختن 'خانه ای روی آب ' در سال ۱۳۸۱هموار می شود. این فیلم هم که تصویری می دهد از تضادهای جامعه ایرانی، جایزه بهترین فیلم را از جشنواره فجر می گیرد اما در عین حال برای بهمن فرمان آرا مخالفان و منتقدان بسیاری هم دست و پا می کند.

تا این زمان بهمن فرمان آرا با چهار فیلمش، سه بار جایزه بهترین فیلم در ایران را به دست آورده، اما فیلم بعدی اش 'یک بوس کوچولو' که در سال ۱۳۸۶ و دوران زمامداری محمود احمدی نژاد و همفکران اش می سازد، برای او موفقیتی درپی ندارد.

بهمن فرمان آرا ،فیلمساز

بهمن فرمان آرا ،فیلمساز

علاقه بهمن فرمان آرا به ایران و فرهنگ ایرانی که در این سالها به تدریج در فیلم هایش با وضوح بیشتری به نمایش در می آید در فیلم 'خاک آشنا ' به اوج می رسد. این آخرین فیلمی است که بهمن فرمان آرا در سینمای ایران تا این لحظه ساخته است. فیلم در سال ۱۳۸۶ ساخته شد اما مقامات ممیزی اداره ارشاد رغبتی به فیلم نشان ندادند و 'خاک آشنا' دو سال در محاق توقیف گرفتار شد. سرانجام فیلم در سال ۱۳۸۸ با حذف چهار سکانس اصلی، به شکلی نامفهوم به نمایش درآمد. آن هم در شرایطی که خیابان های ایران در تب و تاب اعتراضات به نتایج انتخابات و صحنه برخوردهای شدید با تظاهرکنندگان بود.

بعد از خاک آشنا بهمن فرمان آرا، که با توجه به سیاست های سینمایی دولت امکان یا تمایلی برای ساخت فیلم سینمایی در ایران نیافت یا نداشت، رو به ساخت فیلم مستند آورد و فیلمی ساخت درباره پرویز یاحقی با عنوان 'کنسرتی که اجرا نشد'. او از آن پس کوشیده که در این سالها فیلمنامه ای به نام 'سفر به تاریکی' را در خارج از ایران تبدیل به فیلم کند، اما هنوز این امکان فراهم نشده است. ضمن آن که به دلایلی که اعلام نشده، بهمن فرمان آرا ممنوع الخروج شده و نمی تواند از ایران بیرون بیاید.

آلبوم عکس فیلم 'خاک آشنا'

نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا

  • رضا کیانیان در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رضا کیانیان در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • فرزین صابونی در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    فرزین صابونی در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • مریم بوبانی در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    مریم بوبانی در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • رعنا آزادی ور در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رعنا آزادی ور در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • رضا کیانیان در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رضا کیانیان در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • بابک حمیدیان در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    بابک حمیدیان در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • نیکو خردمند در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    نیکو خردمند در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • رویا نونهالی در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رویا نونهالی در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • رضا کیانیان در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رضا کیانیان در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • رعنا آزادی ور در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رعنا آزادی ور در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • رضا کیانیان  و بابک حمیدیان در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رضا کیانیان و بابک حمیدیان در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • هدایت هاشمی در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    هدایت هاشمی در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • رضا کیانیان و بابک حمیدیان در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رضا کیانیان و بابک حمیدیان در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • مصطفی قلندر لکی در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    مصطفی قلندر لکی در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • رضا کیانیان در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رضا کیانیان در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • بیتا فرهی در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    بیتا فرهی در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • رعنا آزادی ور در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رعنا آزادی ور در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • بابک حمیدیان در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    بابک حمیدیان در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • رویا نونهالی در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رویا نونهالی در نمایی از فیلم خاک آشنا
  • رعنا آزادی ور در نمایی از فیلم خاک آشنا ساخته بهمن فرمان آرا
    رعنا آزادی ور در نمایی از فیلم خاک آشنا

معرفی ها

در فصل مروری بر فیلم های بهمن فرمان، دو صاحب نظر و منتقد در برنامه آپارات دیدگاه های خود را درباره این فیلم مطرح می کنند. حمید دباشی و پرویز جاهد:

حمید دباشی

حمید دباشی متولد اهواز و دانش آموخته مقطع دکترا در رشته‌های جامعه‌شناسی فرهنگ و اسلام‌شناسی از دانشگاه پنسیلوانیا و استاد ایرانی دانشگاه کلمبیا در امریکا است. وی علاوه بر تدریس، در زمینه‌های هنری نیز فعالیت دارد. از وی کتب، مقالات و گفتگو های متعددی درباره سینمای ایران و جهان منتشر شده است. او در جشنواره های فیلم معتبر جهانی هم چون لوکارنو به عنوان عضو هیئت داوران شرکت داشته است. از طرف دیگر، او به عنوان مشاور در تولید چند فیلم سینمایی در امریکا مشارکت داشته است. وی مشاور ارشد ریدلی اسکات، کارگردان امریکایی، در ساخت فیلم 'پادشاهی بهشت' و نیز مشاور فیلم 'اینک بهشت' هانی ابو اسعد، برنده جایزه گلدن گلوب، بوده است. آخرین پروژهٔ او، 'رویای یک ملت' مربوط به سینمای فلسطین است.

نگاه منتقد

حمید دباشی

حمید دباشی، جامعه شناس و منتقد هنری

حمید دباشی:

  • هر چهار فیلم پس از انقلاب فرمان آرا، به نوعی درباره رابطه بین دو نسلی و به نوعی خطاب به نسل جوان است ولی در 'خاک آشنا' شخصیت پسر جوان فیلم ( بابک) نقش اصلی و محوری را به عهده دارد. بر خلاف اول فیلم که نگاهی منفی از شخصیت پسر جوان ارائه می شود و نشان داده می شود که این کاراکتر ایده آلی ندارد و دایی اش با لحنی تحقیر آمیز با او صحبت می کند ولی در آخر فیلم که دایی خانه را ترک می کند، این بابک است که در خاک می ماند.
  • می توان ادعا کرد که اتفاقات سال ۱۳۸۸ در ایران نوعی طغیان آن نوع قطع امیدی است که فیلم 'خاک آشنا' بر محور آن قرار دارد و این غیر منصفانه است که این فیلم را فیلمی با 'تاریخ مصرف' فرض کنیم.
  • بصورت منطقی فرمان آرا پس از بازگشت به ایران، خاک برایش یک حالت بت وارگی پیدا کرده است که در بیشتر فیلمهایش به ویژه 'خاک آشنا' دیده می شود. اگر بابک را با دایی اش مقایسه کنیم می بینیم که بابک جزوی از آن خاک است و احتیاجی به این ندارد که شعار بدهد که این خاک من است. در حالی که دایی اش چون هم از نسل دیگری آمده است و هم به عبارتی فرمان آرا است که مدتی دور مانده و حال به وطن برگشته، شعارهای غلیظی درباره خاک و وطن می دهد که نشان دهنده آدمهایی است که مدتها از وطن دور بوده اند و حال خاک ایران حالت نمادین و نوستالژیک برایشان پیدا کرده است.
  • به زعم 'نامی نامدار' که آخرین سنگ نمادین تفکر خودش است، نسل جوان این جامعه ایده آل هایش را از دست داده است در حالی که واقعیت این است که این نسل جدید دیگر بصورت ایدئو لوژیک به مسائل نگاه نمی کند.
  • به نظر من یکی از عناصر مهم 'خاک آشنا' اپرا است. 'نامدار' در زیر زمین اپرای توسکا اثر پوچینی و به ویژه آریای معروف 'ویسیدارته' را گوش می دهد. قهرمان اپرای توسکا یک زن است. من فکر می کنم، همانطور که در 'شازده احتجاب' یک همزاد پنداری بین گلشیری با فخرالنسا هست در اینجا هم همزاد پنداری 'نامی نامدار ' با توسکا وجود دارد.
  • نشان دادن رابطه عاطفی و عشق بین دو نفر در سینمای ایران خیلی نادر و سخت است. رویا نونهالی در نماهای درشت فوق العاده اش و در گفتگو هایی که دارد این ها را به صورت درخشانی نشان داده است.
  • بهمن فرمان آرا یک تبصره خیلی مهم در سینمای ایران محسوب می شود. مولفه های سینمای او بر عناصر زمان (گذشته و حال) و مکان (خارج از ایران و داخل ایران) استوار است. سینمای او مبتنی بر شهود و عرفان یک انسان ایرانی متفکر و هنرمند است که در طول یک تاریخ شصت هفتاد ساله شاهد حوادث مختلفی بوده، کشوری که دوستش داشته در این مدت دستخوش خلجان های مختلفی بوده، انقلابی درش اتفاق افتاده، جنگی در آن اتفاق افتاده، صد ها هزار نفر کشته شده اند و کشورش در حال حاضر در خطر ظلم داخلی و تهدید خارجی است. محصول اینها به تعبیر آن شعر شاملو همچون گل سرخی است که بهمن فرمان آرا به ایران و نسل جوان هدیه می دهد.

پرویز جاهد

پرویز جاهد متولد قائم شهر و تحصیل کرده رشته مطالعات فیلم در دانشگاه وست مینستر لندن و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد سینما از دانشکده سینما و تئاتر تهران است. وی علاوه بر نوشتن درباره سینما چندین فیلم مستند و داستانی نیز کارگردانی کرده است ولی بیشتر وی را برای نقدهای سینمایی اش و کتاب 'نوشتن با دوربین' که حاصل گفتگوی طولانی او با ابراهیم گلستان است، می شناسند. از فیلم های آقای جاهد می توان به 'تعزیه، به روایت دیگر'، ' روز به خیر آقای غفاری'، 'قراول'، '۲۴ ساعت صلح'، 'سلیمان میناسیان-مردی با دوربین فیلم برداری' و فیلم داستانی 'روز بر می آید'، اشاره کرد.

آخرین کار پژوهشی وی تالیف راهنمای سینمای جهان: ایران جلد اول توسط انتشارات اینتلکت در بریتانیا منتشر شده است.

نگاه منتقد

پرویز جاهد

پرویز جاهد، منتقد سینمایی

پرویز جاهد:

  • صرفا"به خاطر این که 'خاک آشنا' در روستا فیلمبرداری شده است و آدمهای روستایی در این فیلم می چرخند نمی توان آن را در ژانر روستایی طبقه بندی کرد. در واقع یک جهان مدرن و آدمهایش هست که داستانش در یک روستا می گذرد. شخصیت اصلی این قصه یک روشنفکر آریستوکرات هست که خودش را به یک روستا تبعید کرده است. از این لحاظ شاید بتوان آن را به فیلم 'زیبایی ربوده شده' برتولوچی تشبیه کرد تا آن که آن را به فیلمهای کُردی قبادی شبیه دانست. قبادی در فیلمهای کُردیش نگاهی از درون به جامعه روستایی می اندازد، در حالی که نگاه فرمان آرا نگاهی از بیرون به آنهاست. از کردهای واقعی در فیلم خبری نیست. اگر هست زن کردی است که به عنوان خدمتکار آن جاست و یا چوپانی مجنون و غیر قابل باور است که بیشتر شبیه دلقک های شکسپیرمی نماید.
  • در این فیلم با دو قشر روبرو هستیم. یکی قشر روشنفکر تنها، که 'نامی نامدار' نماینده اش است و نسل جوانی که نماینده اش بابک است. ستیز و کشمکش این دو را ما در فیلم می بینیم.
  • 'عشق در نگاه اول' که ما در بابک می بینیم به نظر خیلی اغراق آمیز است ولی در 'نامی نامدار' چون یک عشق قدیمی است که زنده می شود و در فیلم هم حضور پیدا می کند، موضوع جدیدی در کارهای فرمان آرا است.
  • رویکرد و نگاه فرمان آرا به نسل جوان و شکاف بین نسل ها، سطحی و بسیار کم عمق است. به نظر من فرمان آرا شناخت دقیقی از نسل جوان و خواسته های آنها ندارد. این را ما در پرداخت کاراکتر بابک می بینیم. او آدم مشکل داری است که هیچ کس او را نمی پذیرد و حالا به دایی اش پناه آورده است. انتظار ما از او این است که آدم عصیانگری باشد ولی اصلا آدم شورشی نیست و اگر همان طور که فیلم عنوان می کند اعتیاد داشته است باید ما نشانه هایی از آن را در او ببینیم که نمی بینیم و در آخر خیلی زود به یک آدم معمولی تبدیل می شود.
  • علی رغم اشاره هایی که هست، در'خاک آشنا' اصلاً ما با داستان مرگ و زندگی های فرا طبیعی و متافیزیکی روبرو نیستیم. حکایت معجزه ای که اتفاق می افتد و تعدادی از قاچاقچیان عتیقه جلوی یک لشکر پلیس ناپدید می شوند، کاملا انتزاعی است و به نظر من توجیهی ندارد. تنها مانند المانهای روایی و متافیزیکی در کارهای قبلی فرمان آرا است ولی چون این در بافت مدرن فیلم می آید که اجازه می دهد ماجراهای فرعی در مسیر روایت اصلی پیش بیایند، قابل قبول است.
  • مشکل اصلی فیلم خود روایت اصلی است که هیچ اتفاقی درش نمی افتد. این تحولی که قرار است در شخصیت 'نامی نامدار' شخصیت اصلی فیلم اتفاق بیفتد، هیچ وقت اتفاقی نمی افتد. 'نامی نامدار' یک روشنفکر سر خورده، نا امید، خسته و دل زده از جامعه شهری است که خودش را به روستایی تبعید کرده و می خواهد از تلاطم زندگی شهری دور باشد و می خواهد از همه اتفاقاتی که دور و برش می افتد بی خبر باشد و با رسانه و تکنولوژی قطع ارتباط کرده و با جوانی که با موبایل و لپ تاپ و تکنو لوژی ناخواسته وارد زندگی او می شود، به خاطر نگاه قضاوت گرایانه و اخلاقی اش، هیچ وقت کنار نمی آید.

  • اشاره های روشنی در این فیلم و فیلمهای قبلی فرمان آرا نسبت به گذشته ایران، تاریخ ایران و ایران باستانی هست. ظاهرا او یک غیبتی در جامعه نسبت به فرهنگ ایرانی و فرهنگ ملی احساس می کند که دائم می خواهد از زبان کاراکترهای مختلف به آن ارجاع دهد. این را ما در 'خاک آشنا' و به خصوص 'یک بوس کوچولو' می بینیم. در سکانس آخر 'خاک آشنا' هم بابک را می بینیم که خیلی باسمه ای در خاک چنگ می زند و کارگردان استفاده دم دستی و سطحی از مفهوم خاک در اینجا می کند.
  • فرمان آرا ادامه دهنده یک سنت روشنفکری در سینمای ایران است که تا به حال دوام آورده و اگر او اجازه پیدا کند که فیلم بسازد، همچنان به این مسیر ادامه خواهد داد. من مشکل اصلی فیلمهای اخیر فرمان آرا را فیلمنامه هایشان و پرگویی شان می دانم. اگر این رشد طبیعی را فرمان آرا داشت و آن ارتباطی که با ادبیات و با قصه های گلشیری و فصیح داشت هم چنان برقرار بود و یا اگر با یک فیلمنامه نویس دیگر کار می کرد که تواناییهایش در این زمینه ها بیشتر می بود و او به جای تمرکز بر فیلمنامه بر شخصیتها و میزانسن و تصاویرش متمرکز می شد، اتفاقی که در 'شازده احتجاب' به بهترین شکلش افتاد و یا در فیلم نمونه ایش در پس از انقلاب 'بوی کافور، عطر یاس' دیده می شود، او این توانایی را دارد که جایگاهش را به عنوان یک فیلمساز مولف هم چنان حفظ کند.

برای دیدن مشروح نقد و بررسی فیلم با کارشناسان کلیک اینجا کلیک کنید.


برای دیدن مجموعه مشروح گفتگو با پرویز جاهد و حمید دباشی درباره فیلم های بهمن فرمان در کلیک اینجا کلیک کنید.


خلاصه فیلم هفته گذشته 'یک بوس کوچولو'

جمشید مشایخی و رضا کیانیان در نمایی از فیلم یک بوس کوچولو ساخته بهمن فرمان آرا

جمشید مشایخی و رضا کیانیان در نمایی از فیلم یک بوس کوچولو ساخته بهمن فرمان آرا

اسماعیل شبلی‌ نویسنده ای بیمار که مرگ را در نزدیکی خود احساس می کند، در حال نوشتن داستانی کوتاه به نام نبش قبراست.
نویسنده دوم محمدرضا سعدی، دوست قدیمی شبلی پس از ۳۸ سال دوری از ایران، به وطن برگشته تا در زادگاهش بمیرد. او در تمام این سال ها با اقوام و دوستانش ارتباطی نداشته است. این دو پس از سالها دوباره همدیگر را می بینند.
فیلم ماجرای سفر این دو نویسنده است به جغرافیای ایران و در طول تاریخ ایران.
در این سفر مرگ در هیبت فرشته ای زیبا این دو نویسنده را همراهی می کند. فرشته ای که برای همه یک بوسه کنار گذاشته است.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

شاهین

ممنون برای نمایش این فیلم. این بهترین فیلم ایرانی‌ هست که من در ۱۰ ساله گذشته دیدم. متاسفم که مهمانان برنامهٔ شما اون قدر درگیره پیدا کردن شباهتهای داستان با شخصیتهای واقعی‌ مثل آقای گلستان بودند که زیبایی های ساختاری فیلم رو فراموش کردند. این فیلم از نظر فرم و محتوا در تاریک سینمای ما بی نظیر است. امیدوارم که منتقدانه برنامه شما بجای صحبت از همدردی با نویسنده مورد علاقه خودشان، بیشتر راجع به خود فیلم حرف بزنند. برای جوانان امروز، نه شباهت شخصیتهای این فیلم به آقای گلستان دیده می‌شه، و نه اهمیتی داره. لطفا ازفرم فیلم هم حرف بزنید. باز هم از انتخاب این فیلم از شما سپاسگزارم.

امید

در کمال احترام اما با نظر شما حداقل در اون بخش که می فرمایید علاقه ای به این قبیل شبیه سازی ها و کد گذاری ها در بین عموم نیست مخالفم. از سینمای کلاسیک تا پست مدرن این شیوه ای گاه برای ادای دین و گاه برای رمز گشایی از شخصیتهای مشهور بوده و هست.

حسین

این اصرار برای شبیه سازی های زیاد را متوجه نمی شوم!! نمی شد سعدی این قدر به گلستان نزدیک نباشه؟
گریه کردن در بغل همسر برای معشوق!!! این خیلی بد بود.
وقتی این فیلم رو برای اولین بار دیدم این سکانس خیلی حالم رو بد کرد.
چقدر در مورد به خانه فروغ رفتن ابراهیم گلستان، پس از مرگ فروغ صحبت شده!!

محمد شکیب

متاسفانه تو این فیلم چند شاخصه وجود داره که مخاطب خودش رو خسته یا سردرگم می کنه.
۱- اصلا معلوم نیست اول فیلم این کارکترها از کجا و کی و چه جوری شکل گرفتند شخصیت پردازی در سناریو خوب تعریف نشده وهمان مشکل فیلم خانه ای روی آب وجود دارد.
۲- کارگردان مثل چند فیلم آخر خودش اصرار داره که هرچی من می بینم و هرچی من می گویم را ببین وبشنو.
۳-توقع بیننده نسبت به کارگردان صاحب سبک بسیار تنزل کرده یعنی بطور مثال: از مهرجویی بجای فیلم مهمان مامان و نارنجی پوش توقع هامون با سبک جدید و حرف جدید را دارد .یا از بهمن فرمان آرا توقع بوی کافور عطر یاس جدید ولی با حرف جدید و با همان بافت و انسجام نه مرگ ومیر و گفتن آدم وخوب وبد وشر وخیر از زبان یک شخصیت فرعی آخر فیلم برای جمع کردن فیلم.
۴- این فیلم یک نواخت کسل کننده حرفهای نخ نمای سوررئال سانتی مانتالیزم روشنفکرانه ....استفاده از اسامی تکراری ژاله و القای اینکه حضور ژاله همان حضور بوی کافور هست.
۵- عدم باور پذیر بودن مرگ یا زندگی در این فیلم و به اشتباه گرفتن معشوقه و....... به نظرم بیشتر شباهت به تفکر روان پریشانه فانتزی داره تا خط اصلی داستان.

احسان

خیلی وقت بود که چنین لذتی نبرده بودم.

فرهنگ فخیمی

از تحلیل مفصل و نقادانه تون با حضور آقای دباشی در خصوص فیلم بلند یه بوسه کوچولو بسیار تشکر می کنم ، لذت بردم.

حمید تقی آبادی

آقا کاش دوباره به مستندهای خودت برگردی.

مهری

آقای صلح جو ، فیلم جدید بزار. یه میلیون بار این فیلم هارو دیدیم و خوندیم . قربان آقای فرمان آرا هم برم .. ولی آپارات جذابیتش به ناشناخته هاش بود.

سعید احمدزاده

والا ما که ندیدیم ... فقط تحلیل فیلم عمیق تر بشه و بیشتر بهتره. لذت بردن از فیلم یک چیزه و پی بردن به مفهوم یک چیز دیگه.

امید سجادی

از صحبت آقای دباشی لذت بردم اونجا که گفت 'گلستان پیر دلیر سینمای ایران است'. من به ابراهیم گلستان در حد یک پیامبر ایمان دارم ضمن اونکه فرمان آرا رو هم بسیار دوست دارم و درباره اشاره هاش در این فیلم به گلستان ناراحت نیستم. من فکر می کنم حتی همین اشاره و همین یادآوری ( علیرغم انتقادات ) توسط فرمان آرا نقش زیادی داشت در بازشناسی ابراهیم گلستان برای نسل جوان ایرانی. اتفاق خوب اونجا بود که کتاب آقای جاهد همزمان با این فیلم نشر شد. در زمان سکوت گلستان و بایکوت خبری سانسوری در داخل فکر می کنم اینها اتفاقات خوبی بودند.

مرتضی غربی

فیلم را چندین بار دیده ام، زیباست. با دنبال کردن برنامه شما باور من به اینکه خود شما بسیار خوب فیلم را نقد می کنید بیشتر می شود. البته آقای دباشی هم نکته های ظریفی را نمایان می سازند که به درک فیلم کمک می نماید. آقای صلح جو گرامی خوشا به نسل شما. نسل ما چشم دیدن هم را نداشتند.. آقای فرمان ارا -از زبان همسر سعدی-درست به این نکته اشاره دارد. ما هنوز فرق نقد و تسویه حساب را نمی دانیم.

اندیشه

دلم برای ایران اشک ریخت. فهمیدم که چقدر سرزمینم غریب و تنها شده است.

لاله

من برای بار اول فیلم را ۶-۷ سال پیش در سینما دیدم و یادم است که آن موقع هم از آن خوشم نیامده بود. این بار که از آپارات پخش شد و دیدم، فهمیدم حتی از آن چیزی که فکر می کردم هم فاجعه تر است! راستش را بخواهید اصلا درک نمی کنم چرا فرمان آرا فیلم ساز خوبی محسوب می شود. در این فیلم تقریبا همه چیز فاجعه است. مانده ام چه طور کارگردانی توانسته چنین بازی بد و افتضاحی از کیانیان بگیرد. دیالوگ ها از آن هم فاجعه بار تر است. حرف هاش شعاری و دیالوگ های نچسب. کلوز آپ های پی در پی و سایر حرکات دوربین که فاقد هر گونه عنصر ابتکار و زیبایی است. لحن شعاری فیلم - در نظر بگیرید آن قسمتی که شبلی و سعدی در کنار آرامگاه کوروش ایستاده اند و شبلی مثل سخنگویی که پشت منبر رفته است شروع به سخنرانی درباره ی عظمت کوروش کبیر و لزوم شناخت جوانان می کند- در هم آمیختن مفهوم مرگ و علاقه ی ناسیونالیستی به وطن. همه اینها در کنار تصویر رقت انگیزی که فیلم سعی داشته از شخصیت سعدی بسازد که کاملا کاریکاتوری از ابراهیم گلستان است و معلوم نیست این برداشت از کجا آب می خورد. جدای از ساختار دو قطبی خیر و شر و سیاه و سفید فیلم (شبلی مظهر خیر و سعدی مظهر شر). کارگردان هیچ چیز را به عهده تماشاگر نگذاشته است و خود را ملزم دانسته تمام مظاهر و مصادیق خیر و شر را کاملا توضیح دهد و همه چیز را به صورت سفید یا سیاه کامل نمایش دهد. خیلی بیشتر می شود از بدی های فیلم نوشت. واقعا فیلم افتضاحی است. تنها نکته مثبت فیلم که برای من جالب بود، واقعیت یافتن دو شخصیت داستان شبلی بود. که البته این هم ایده ای جدیدی محسوب نمی شود اما نمونه ی مشابهی در فیلم های ایرانی به یاد ندارم.

امیر فلاح

قطعا فیلم بد و افتضاحیه من اصلا نمی دونم چرا این فیلم رو می خواستن با 'مهره هفتم' برگمان بزرگ مقایسه کنند. فرمان آرا فقط داره سیر نزولی رو طی می کنه از فیلم خوبی مثل 'بوی کافور...' تا این فیلم! در ضمن چه در خانه ای روی آب چه در یه بوس کوچولو واقعا کیانیان فاجعه بازی میکنه.

پروانه دانش

اثر زیبایی بود اما دوست دارم صادقانه نظرم رو بگم. نمی دونم چرا استاد فرمان آرا این قدر در آثارشون سعی دارم تا سمبل های گوناگون و با کنایه حرف زدن را فریاد بزنند و نشون بدهند که بیننده ی عزیز من این اثر رو ساختم تا نشون که توانایی استفاده از همه ی اینها رو دارم.

فریبرز

دیالوگها خشک و غیر طبیعی و یک حقیقت ساده را بیش از اندازه پیچوندن و تکرار و تکرار کردن. حیف از سوژه، می تونست فیلمی جذابتر باشه.

محمود مهری

فیلم یک بوس کوچولو با درک و توجه به زمان تهیه و پخش آن، فیلمی بسیار جالب و شجاعانه بود. عصاره چند فیلم در یک فیلم و خلاصه ای از همه چیز در زیر چتر سانسور. داستان های کوتاه در یک کتاب که تداوم حضور مرگ غم انگیز در جامعه ای آفت زده و طاعون گرفته و پر از اشباح را به تصویر کشیده. باز هم بهمن فرمان آرا استعداد خوب خود را نشان داده و شایسته تقدیر است. خرده گیری روشنفکرانه بر فیلم، چندان وارد نیست. رک گویی و صراحت در فیلم، اخلاقیات مبتذل و فاسد تحمیل شده بر جامعه را آشکارا نشان می دهد و این هر نقص احتمالی را جبران می کند.

به نظر من فیلم خیلی خوبی بود. من سبک فیلمسازی فرمان آرا رو می پسندم. به خصوص فضاها و خونه ها و حتی حرف زدن آدمهاش که به نظر مصنوعی میاد که فکر می کنم علتش نزدیک به واقع بودنشه
فرمان آرا خیلی شخصی فیلم می سازه انگار برای خودش، دوستانش و فوقش هم دوره ای هاش و احتمالا برای همین هم تعداد محدودی می تونند درکش کنند.
در ضمن آقای پرویز جاهد فاقد بینش لازم برای تحلیل فیلمهای آقای فرمان آرا هستند!

غزل

بی نظیره این فیلم. دست مریزاد بهمن فرمان آرا.

محمد

الان که دارم این فیلم را می بینم می فهمم باید فاتحه سینمای امروز ایران رو خواند. واقعا چه فیلم های ساخته شده که متاسفانه دیگه شاهدش نیستیم . حیف اون سرمایه هایی که استفاده نمیشه تا فیلم های تجاری ساخته بشه!

پیمان

در این چند هفته که دوباره فیلمهای آقای فرمان آرا رو می بنیم، متوجه شدم که بیشتر فیلمها، 'تاریخ مصرف دار' هستند و نسبتا شعاری...ولی در اون دوره (بعد از دوم خرداد) خیلی این دیالوگها به آدم می چسبید.

راحله

این فیلم فوق العاده است.

سجاد امیری

یادش بخیر رفته بودم طهران این فیلم رو دیدم. چند بار هم دیدمش.
فیلمهاى ایرانى نسبت به فیلمهاى غیرایرانى و در کل کمتر ارزش دیدن دارند! لیکن فیلمهاى آقاى فرمان آرا واقعا دیدن دارند و داراى ارزش هستند. براى ایشان آرزوى سلامتى و بهروزى دارم.

مهرنوش حریرچیان

رضا کیانیان در نمایی از فیلم یک بوس کوچولو ساخته بهمن فرمان آرا

رضا کیانیان در نمایی از فیلم یک بوس کوچولو ساخته بهمن فرمان آرا

استفاده مکرر آقای فرمان آرا از افراد و هنرپیشه های ثابت در فیلم هاشون، کمکی به باور پذیرتر کردن پرسوناژها نمی کنه، وقتی جمشید مشایخی و رضا کیانیان و هدیه تهرانی رو در نقشهای متفاوت و در فیلمهای نسبتا با روال یکسان می بینی، تمایز قائل شدن بین این کاراکترها در ذهن بیننده کار مشکلی می شه، انگار هدیه تهرانی فرشته مرگ با منشی آقای دکتر یکی میشن، یا رضا کیانیان دکتر زنان با نویسنده از فرنگ برگشته، ادغام میشن.
کاش شجاعت بیشتری در انتخاب چهره های کمی کم مطرح تر داشتن، هم به دیگران هم اجازه ابراز وجود میدادن، هم فیلمای خودشون از این رنگ و بوی ثابت درمیومد.

احسان پرویزی

می خواستم از بازی درخشان رضا کیانیان و خصوصاً جمشید مشایخی تقدیری کرده باشم. آن لحظه ای که فرشته مرگ میگه: 'میتونم شما رو یک بوس کوچولو کنم' نویسنده پیر دو دستش را به علامت تسلیم و رضا بر زانو میزند. من این صحنه رو هیچ وقت فراموش نمی کنم.

بهمن رسولی

بسیار فیلم زیبایی بود و به درستی زندگی روشنفکران و نویسندگان و مصایب زندگی آنها در ایران و عشق و علاقه ی آنها به میهن رو که باعث ماندنشان در ایران شده نشان می دهد. درود به بهمن فرمان آرا که یاد هوشنگ گلشیری رو با این فیلم بیش از پیش زنده کرد.

فرزانه فهیمی

به نظر من این فیلم بدجوری به هنرمندای خارج از کشور حمله کرد. من اصلا قبول ندارم کسی که داخل ایران مونده و نرفته شجاع و کسی که رفته ترسو. خیلی از بازیگران و نویسنده های داخل کشور بدجوری خودشون رو قاطی سیاست، اونم از نوع کثیفش کردند. برای چاپ یک کتاب دست به کارایی می زنند که آدم شرمنده می کنند. اما متاسفانه مردم ما زود فراموش می کنند.
متاسفانه آقای فرمان آرا با فرشته سیاه و سفید یه خرده بی انصافی کردند.

علیرضا اسدی

البته فرزانه جان به این شدت هم که میگی نبود. در مقابل انتقادهای تندی هم به فضای داخل داشت مثل شرایط بد اندیشمند ها، گرفتن پاسپورت، تنهایی یک نویسنده در خاک کشورش وهر دو مستقل و تنها در دو سوی دنیا، درد مشترک با بعد جغرافی. اما مسلما کسی که در سرزمینش بمونه و البته مستقل قابل احترام بیشتریست. هستند هنوز در سرزمین که سخت می زیند اما شرف نمی فروشند مثل شبلی.

حسن مرتضایی

من برای اولین بار این فیلم را دیدم و چون خوشبختانه تنها بودم نیازی به جلوگیری از ریزش اشکهایم نبود. به نظر من بهمن فرمان آرا چون ریشه درد سالیان دراز جامعه ما را می شناسد دیدن فیلم هایش در هر عصر و زمانی تازگی دارد. تنها مخالفت ام آنجایی بود که نقش نویسنده مهاجر کم رنگ نشان داده می شد در صورتی که با نگاه به قرن گذشته تاریخ کشورمان ریشه تمام پیشرفتهای فرهنگی ،اجتماعی و اقتصادی در کار و تلاش کسانی که به نوعی تجربه زندگی و آموزش درغرب را داشته اند پی ریزی شده است. حتی کم کار ترین ها در غرب هم تاثیرشان در تغییر نگرش حلقه های خانوادگی و دوستانشان انکار ناپذیر است.

مرتضی

این فیلم به طور عجیب و زیبایی روح آدم روخراش می دهد، این قدر روایتهای این فیلم به حقیقت نزدیک است که جایی برای انتقاد و نقد نمیگذارد، داستان زندگی ما ایرانیها در بیشتر موارد بیشتر شبیه تراژدی بود و این فیلم هم بخش کوچکی از آن تراژدی را نشان می دهد.

سینا بهالویی

فرمان آرا فرد بسیار ارزنده اى است و این کار بى بى سى واقعا عالیه. امیدوارم بعد از فرمان آرا از سایر فیلم سازان هم فیلم هایى به نمایش گذاشته بشود.

الهه

سلیقه این فرد روی مرگ و میر بیشتر متمرکز می شود و می خواهد فرقی را بین فیلمهای خودش و دیگر کار گردانها به نمایش بگذارد. که می توان گفت بخشی از فیگورها از غرب گرفته شده . موضوع دیگری که اصلا به آن اشاره نشده نوع فیلمبرداری است. فیلم خوب صحنه ها را گرفته و از نورهای بجا استفاده کرده برای بیان داستان ولی روی هر صحنه خیلی مکث می کند و بنظر من یک نوع سهل انگاری و یا کمبود فیلمبردار و شاید صرفه جوئی می باشد.

میس شانزه لیزه

لطفا مجری این برنامه، هر چند در صلاحیت سخنوری باشد ، رخصت دهد مهمانان نطقشان منعقد شود و بعد حرفشان را سانسور یا قیچی کند. در غیر این صورت فرق شما و هفت چیست ؟ جز اینکه در هفت با همه ی ممیزی های سلیقه ای سعی می شود به همه چیز رسیدگی شود.

پیمان

کادربندی های زیبا بارزترین وجه هنری یک بوس کوچولوبود و این مشخصه در صحنه مرگ شبلی فوق العاده بارز می نمود. سپاس از آپارات به سبب ارج نهادن به کارگردان بزرگ بهمن فرمان آرا.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات

به وقت تهران به وقت کابل به وقت دوشنبه به وقت گرینویچ
پنجشنبه

۲۱:۰۰

۲۲:۰۰

۲۲:۳۰

۱۷:۳۰

تکرار جمعه

۱۱:۰۰

۱۲:۰۰

۱۲:۳۰

۰۷:۳۰

تکرار شنبه

۱۳:۰۰

۱۴:۰۰

۱۴:۳۰

۰۹:۳۰

تکرار چهارشنبه

۲۴:۰۰

۰۱:۰۰

۰۱:۳۰

۲۰:۳۰

تکرارپنج شنبه

۱۵:۰۰

۱۶:۰۰

۱۶:۳۰

۱۱:۳۰

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.