نامه ای از لندن: «بی حافظگی تاریخی»

حق نشر عکس no credit
Image caption در حدود بیست و یک قرن از عهد حکومت عوام فریبی به نام «کاتیلین» در امپراتوری روم می گذرد

راستی که آدم اگر بخواهد بهترین آثار فکری و ادبی این دو هزار و پانصد ششصد سال گذشتۀ ملّتهای جهان را، در ضمن هزارتا کار دیگر، با دقّت بخواند، باید هزار سالی عمر کند، امّا آدمیزادی مثل من، که هر آن انتظار دارد به حکم ننه طبیعت ریغ رحمت را سر بکشد و دُم گم کرده اش را سیخ کند، باز هم خوشحال می شود که مثلاً زمین و زمان امانش دادند که با «سالوسیتوس گایوس کریسپوس» (Gaius Sallustius Crispus)، مورّخِ نیمچه فیلسوف، نیمچه جامعه شناس رومیِ(۱) ، که اینجاییها بیشتر به ش می گویند «سالوست»، آشنا بشود.

نه خیال کنید که می خواهم بگویم آشنایی من با او، توی این دنیای بیعار و بیعاطفه، برای احدی غیر از خودِ بی چیز و بی اهمّیتم می تواند اهمیتی داشته باشد! ابداً! امّا نکتۀ انسانی و تاریخی و فلسفی و اجتماعی ای که از خواندن چند صفحه ای از یکی از کتابهاش که از گزند زمان و جهل زمانیان در امان مانده است، فهمیده ام، باید برای تک تک هفت هزار میلیون آدمیزاد این روزگار اهمیت حیاتی و مماتی داشته باشد.

حق نشر عکس no credit
Image caption در حدود هشتاد سال از عهد حکومت عوام فریبی به نام «هیتلر» در کشور آلمان می گذرد

اوّل خودم این نکته را عرض کنم که به عقیدۀ این بندۀ حقّ، که عقیدۀ خیلی از آدمهای حواس پرت دنیاست، میان همۀ مخلوقات جنبندۀ خدا، فقط آدمیزاد است که حافظه اش میلیونها برابر بیشتر از اندازۀ احتیاجش است، امّا متأسّفانه انگار اصلاً «حافظۀ تاریخی» ندارد، و چون حافظۀ تاریخیش بی نهایت ضعیف است، از بلایی که دیروز به سرش آمده است، چیزی به یادش نمی ماند تا امروز دوباره همان اشتباه دیروزی را تکرار نکند.

الآن به اوضاع پرآشوب و درهم برهم دنیای دوهزار و دوازده «بعد از میلاد» نگاهی بیندازید و ببینید در تمام مملکتهای کوچک و بزرگ، فقیر و ثروتمند، عقب افتاده و پیشرفته، فساد و انحطاط اخلاقی و مذهبی و سیاسی و اقتصادی به چه درجه ای از شدّت و نکبت رسیده است، و آنوقت ملاحظه بفرمایید که همین حضرت «سالوست» در مقدّمۀ کتاب «توطئۀ کاتیلین» (۲)، دربارۀ علل و اسبابی که زمینه را برای کودتای عوام فریبی به نام لوسیوس سرگیوس کاتیلین (Lucius Sergius Catiline) در جمهوری روم آماده کرد، چه می فرماید:

حق نشر عکس no credit
Image caption «نرون»، امپراتور روم که برای کسب قدرت مطلق مادر خودش را کشت، چه رسد به دیگران. گفته اند که وقتی «رم» در آتش می سوخت او دلنگ دلنگ ساز می زد و دلی دلی آواز می خواند

«در ابتدا شهوت پول بالا گرفت، بعد شهوت قدرت، و می توان گفت که همۀ شرارتها از این دو چیز پدید آمد. طمع و پول پرستی وفاداری، درستکاری، و هر صفت خوب دیگر را از بین بُرد، و به جای آن به مردم آموخت که مغرور و بیرحم باشند، و در برابر دریافت پول، از مقدّسات انسانی دست بردارند. جاه طلبی موجب شد که بسیاری از مردم فریبکار شوند و فکر و زبانشان یکی نباشد. دوستیها و دشمنیهاشان انگیزه ای جز نفع شخصی نداشته باشد، و به دروغ به داشتن صفات اصیل انسانی تظاهر کنند...»

و در مقام مفسّر تاریخ برای عبرت آیندگان همین طور به شرح علل و اسباب انحطاط و آشوب در مملکت روم ادامه می دهد، غافل از آنکه آیندگان که امروزیان باشند، حافظۀ تاریخیشان به اندازه ای ضعیف است که از صد سال، پنجاه سال، حتّی ده سال پیش هم چیزی به یادشان نمی آید، چه رسد به اینکه بخواهند برای فرداشان از اوضاع دوهزار و صد سال پیش عبرت بگیرند!

__________________________________

۱- سالوست (Sallust)، مورّخ رومی (متولد ۸۶ - متوفی ۳۵ قبل از میلاد)، پیرو سبک تاریخ نویسی توسیدید (Thucydides)، مورّخ یونانی قرن پنجم پیش از میلاد. او در ابتدا، به امید بازگرداندن آرامش و نظم و قانون و آزادی و دموکراسی به روم، طرفدار «ژول سزار» بود و بعد به دلیل قدرت طلبی «سزار» و دیکتاتور مادام العمر شدنِ او، از حمایتی که از او کرده بود، پشیمان شد. از آثار او فقط نسخۀ کامل دو نوشته اش، با عنوانهای «The Conspiracy of Catiline» (Bellum Catilinae) و «Jugurthine War» (Bellum Iugurthinum) به جا مانده است، که من دو ترجمۀ انگلیسی از آنها دیده ام، یک ترجمه از Alfred Pollard و دیگری از S. A. Handford، از انتشارات پنگوئن.

۲- لوسیوس سرگیوس کاتیلین، یکی از سیاستمداران روم در قرن اوّل پیش از میلاد که برای سرنگون کردن جمهوری روم و مخصوصاً از میان برداشتن قدرت «سنا»ی این کشور، با عوام فریبی، عدّه ای ناراضی را به دور خود جمع کرد و دست به کودتا زد، امّا موفق نشد.