بزرگان ایران‌زمین؛ فردوسی از نگاه چهره‌های معاصر

به روز شده:  13:05 گرينويچ - 18 مارس 2012 - 28 اسفند 1390

برای بازگشت به صفحه اصلی بزرگان ایران زمین کلیک اینجا را کلیک کنید

  • سوسن تسلیمی، بازیگر تئاتر و سینما

    دوست داشتم در کارنامه بازیگری‎ام زنی از زنان فردوسی هم می بود: گردآفرید، تهمینه و یا سودابه، و چرا که نه مردی از مردان او: سیاوش، سهراب و یا کیکاووس.

    گر بیان درست شکسپیر روی صحنه مایه مباهات بازیگران انگلیسی زبان است، می توانم به جرات بگویم برای پارسی زبانان هم فردوسی همین ویژگی را دارد.

    فردسی داستانسرای دیروز، امروز و فرداست. آنچه را که هزار سال پیش سروده، گویا شرح حال مردمان زمان ماست، انگار عقربه ساعت در همان زمان ایستاده است.

  • شهرنوش پارسی پور، داستان نویس

    اخیراً با دوستانم در برکلی هر دو هفته یک بار جمع می شویم و شاهنامه می خوانیم و بسیار لذت می بریم.

    فکر می کنم فردوسی به درستی شناخته نشده است. اطلاعاتی که فردوسی به دست می دهد بسیار با اهمیت است و گمان نمی کنم مطالعه دقیقی بر روی او صورت گرفته باشد.

    مثلاً می بینیم فریدون و فرزندانش در مازندران به قدرت می رسند، یعنی تمدن ایران از مازندران آغاز می شود.

    این در حالی است که در هیچ کتاب تاریخی این را درس نمی دهند. در حالی که ما اطلاع داریم تمدن بسیار قدیمی و عتیقی در مازندران و گیلان وحود داشته و حالا آثارش به دست می آید.

    این مساله بسیار مهمی است. همه این ها در شاهنامه قابل مطالعه است.

  • حمید متبسم، آهنگساز

    فردوسی کبیر پدر و نگهبان شعر و زبان پارسی است و شاهنامه اش نه داستان زندگی شاهان بلکه حماسه و تاریخ قهرمانان ایران زمین است، قهرمانانی که راه و رسم زندگی شان آینه تمام نمای فرهنگ سرزمین ماست.

    بسیاری از مردمان، شاهنامه را تنها به حماسه جنگ آوری و پهلوانی برخی از شخصیت های این اثر بزرگ تاریخی می شناسند، حال اینکه فردوسی به موازات تصویرگری این بخش از تاریخ ایران با نگاهی مردم شناسانه به مهم ترین دغدغه های انسانی مانند عشق، صلح، نیکی و راستی پرداخته است و این همه را در بستر زبان متین و فاخر پارسی درغالب شعری بی نظیربه ایران و جهان پیشکش کرده است.

    شعر فردوسی مانند نسیمی است فرح بخش که غبار اندوه و ملال نامردمی های تاریخی از چهره ایرانزمین می زداید، شادی می بخشد و تصویر درستی از سرزمین کهن ما به جهانیان می دهد.

  • توکا نیستانی، کارتونیست و نویسنده

    اگر بنا باشد به جبر از میان این شش نام بزرگ، پنج نفر را حذف کنم از سیاستمداران شروع می‌کنم چون با همه‌ احترامی که برای آنها قائلم تأثیری که بر جامعه و جهان می‌گذارند از جنسی نیست که موافق طبع من باشد.

    به این ترتیب دکتر محمد مصدق و کوروش کبیر از این فهرست حذف می‌شوند. حضرت زرتشت گرچه سیاستمدار نبود اما به دلایل کاملاً سیاسی به جمع حذف شدگان می‌پیوندد.

    به حضرت حافظ رأی نمی‌دهم چون رند است و هر سیاستمداری یک نسخه از دیوانش را سر طاقچه دارد. در مورد ابن سینا هیچ نمی دانم جز این شایعه که کتاب‌های او هنوز که هنوز است در معتبرترین دانشکده‌های پزشکی دنیا تدریس می‌شود.

    به دو دلیل به ابوالقاسم فردوسی- و نه عادل فردوسی‌پور- رأی می‌دهم، اول بخاطر شاهنامه‌ای که سرود و خدمتی که به زبان و ادب فارسی کرد و دوم بخاطر وجه انسانی و ملموس شخصیت‌اش وقتی از قدرنشناسی بزرگان دل‌آزرده شد.

  • رستم وهاب، شاعر

    فردوسی، احیاکنندۀ عجم و شکوه پیشین ایران و حافظ ادبی این فرهنگ و تاریخ است. کاری که او انجام داده، در جهان نظیر ندارد؛ چه از نظر وسعت زمانی و چه از نظر ارزش ادبی.

    در ادبیات جهان یک چنین نمونه‌ای را دیگر سراغ نداریم و هم از نظر اهمیتی که یک اثر در زندگی یک قوم داشته است.

    از این رو، به نظر من، فردوسی را می‌توان حامل و حامی زرتشت و کوروش و حافظ و دیگران هم دانست.

  • لعبت والا، شاعر

    برگزیدن یک نفر از میان بزرگترین ناموران ایران زمین کار بس دشواری است.

    ولی اگر قرار باشد یک نفر را از میان برگزیده ترین برگزیدگان انتخاب کنم ،آن بزرگمرد

    فردوسی است که ما هویت ملی خودمان را مدیون او هستیم.

    اگر شاهنامه فردوسی نبود، زبان فارسی و فرهنگ ملی ما نابود شده بود و ما نیز چون مصریان و دیگر کشورهای مورد تهاجم اعراب، گذشته خود را گم کرده بودیم.

    برای من که آیینم ایران پرستی است، فردوسی بزرگترین بزرگان ایران زمین است.

  • عبدالحمید صمد، داستان‌نویس

    فردوسی همواره از چهره‌های تاریخی بود، هست و می‌ماند، چون شاهکار بزرگ دنیا را پدید آورده است.

    شاهنامه را همۀ جهانیان به عنوان یک شاهکار می‌شناسند، در ردیف دیگر شاهکارهای دنیا.

    همانا فردوسی توانست تمام آرمان‌ها و تلاش‌ها و سنت‌ها و تاریخ نژاد پارس را ثبت تاریح کند.

    ما شاعران بزرگ داریم، ولی هیچ اثری همسنگ شاهنامه نیست. شاهنامۀ فردوسی بزرگ‌ترین اثری است که تمام ارزش‌های ملی و فرهنگی و بشری را در خودش گنجانده است.

  • علیرضا قربانی، خواننده

    آنچه بیشتر درباره فردوسی اشاره می شود وجه حماسی کار اوست، اما وجوه دیگری از کار او پنهان مانده است.

    فردوسی وجه عاشقانه و تغزلی هم دارد و در عین حال حکمت و پند هم می دهد. او قطعاً یکی از شعرای بسیار قرص و محکم و اندیشمند ماست. بی جهت نیست که می گویند حکیم ابوالقاسم فردوسی، چرا که بدون شک حکیم بود و نسبت به علوم و شرایط اجتماعی جامعیت داشته است.

    در موسیقی ایرانی متاسفانه به دلیل سنگین بودن اشعارش کمتر مورد توجه واقع شده است.

    ----------------------------------------------

    اشعار آلبوم خشت و خاک، با صدای علیرضا قربانی از شاهنامه انتخاب شده است.

  • ستار تورسون، داستان‌نویس

    توجه و محبت من به فردوسی همیشه بیشتر بود. چونکه فکر می‌کنم فردوسی بهترین خصلت‌ها را در خودش خلاصه کرده بود. به نظر من، او طبیعتاً شاه هم بود، پهلوان هم بود، دانشمند هم بود، شاعر برجسته هم بود.

    من حیران می‌شوم که گاه تاریخ چنین نابغه‌ها را به ما تقدیم می‌کند، به مانند فردوسی که از خراسان بزرگ برخاست. وقتی کسی شاهنامه را می‌خواند، شگفت‌زده می‌شود که چه طور یک نفر در ضمیر رویدادهایی که توصیف کرده، تمام جهان را به آغوش گرفته است.

    از این رو فکر می‌کنم فردوسی قدرت آسمانی داشت. آفریدۀ فردوسی بر اندیشه‌مندان غربی تأثیر مستقیم داشته است.

  • صباحت قاسم، هنرپیشه

    شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی گنجینه‌ای است در ادبیات جهان.

    برای هر خوانندۀ بیداردل و ماهیت‌جو شاهنامه در گنج حکمت را باز می‌کند. فکر می‌کنم، ملتی که چون فردوسی شاعری دارد، باید با این شاعر خود ببالد، افتخار داشته باشد.

    چون فردوسی توانست در زمانی نسبتاً اندک در کتابی نسبتاً خُرد، فرهنگ هزاران‌ساله و ادیان و پیشینۀ یک ملت را زنده کند و زنده نگه دارد.

    فردوسی توانست زبان فارسی و روایت‌های اوستایی را زنده نگه دارد. او باعث افتخار نسل‌های امروز و آینده است.

  • منوچهر وثوق، بازیگر سینما

    بسی رنج بردم در این سال سی

    عجم زنده کردم بدین پارسی

    فردوسی با آفریدن شاهنامه نه تنها زبان بلکه فرهنگ و تاریخ و در یک سخن اصالت اقوام ایرانی را جاودانه کرد و با زنده نگه داشتن زبان فارسی، در واقع فارسی را زنده و جاوید ساخت.

  • عباس معروفی، نویسنده

    اگر فردوسی از حکمت ایران باستان سررشته نمی داشت در میان آنهمه شاعر و ادیب دوره ی غزنوی نمی توانست عنوان "حکیم" را کسب کند. او آگاهانه رد چهار قرن مقاومت ایرانیان در برابر هجوم و سیطره ی عربها را پی گرفت، و برای آن که به بادش ندهد، به سفره ی دربار پشت کرد تا با کار کشاورزی و دهقانی، زندگی خود را دریابد و این کار سترگ حماسه و تاریخ را به پایان رساند. او البته جلوه های ایران را می شناخت، و می دانست که در برابر جنگ و غارت و آتش تمهیدی باید اندیشه کند، لذا برای استنساخ کتابش از سلطان بهره و اجازه گرفت تا از روی اثرش چندین نسخه بنویسند و به دیگر نقاط بفرستند. هوشمندی اش نظیر ندارد، اما حکمتش، چرا. در بین شش نامی که بی بی سی برگزیده نام حکیم قصه پرداز دیگری خالی است که بخشی از حکمت و ادبیات آن سوی سوختگی و تاریخ را برای ما به یادگار گذاشته است؛ حکیم نظامی.

  • علیرضا نوری زاده

    شاعر، روزنامه نگار

    ای کاش می‌توانستم نه فقط این شش بزرگ، که بزرگان دیگری را نیز از سرزمین جاودانه‌ام برگزینم که در دایره کون و مکان هزاران سال ستاره های روشن در گستره اندیشه و فرهنگ و انسان سازی بوده‌اند اما قرار بر این است که یکی را برگزینم.

    اگر تنها دل، اختیار دار بود، حضرت حافظ یگانه گزینه‌ام بود که سلطان کشور عشق است و پرچمدار آزادگی.

    اما امروز وقتی تاریخ و فرهنگ و تمدن سرزمینم در معرض هجومی است که ۱۴ قرن پیش به روایت یکی از هزار فرزانه پاسدار فرهنگ و تمدن ایران شادروان عبدالحسین زرین کوب، دوقرن سکوت را بر ایرانیان با اشک و درد تحمیل کرد، گزینه ای جز حضرت ابوالقاسم فردوسی توسی ندارم.

    در این سالهای غربت فردوسی را آنگونه که بود شناختم. پیش از این می خواندمش به مناسبتی و یا به تفننی، حالا می‌خوانمش که جان گیرم و هم از او اعتبار انسان ایرانی را باز شناسم. نخستین بار که به آسیای میانه رفتم، دیدم که حکیم توس در جایگاه قدیسان جای دارد و در دوشنبه تندیسش با گل و سرود بزرگ و کوچک این شهر اجلال و تکریم می شود.

    در خجند و فرغانه و بخارا، کودکان را به اسطوره سهرابش می پرورند و آنگاه که در ولایت بدخشان پیری را دیدم از اسماعیلیان که بر سه پسرش نام فردوسی نهاده بود تازه قدر و مقامش شناختم. از آن پس هر بار برای فرزندانم حکایتی باز گفتم از دفتر جاودانه شاهنامه حضرتش بود.

    چنین است که امروز در لحظه گزینش کسی که برای بقای ایران و ایرانی و عبورش از مراحل خطرناک هستی سوز، بیش از هر ایرانی تاثیر گذار بوده است، نام بزرگش را برزبان می آورم که اگر ماندیم و هستیم و می مانیم از آن روست که حکیم توس زمزمه گر ماندگاری در گوش جانمان بوده است.

More Multimedia

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.