از زنده‌رود تا ورزاب: یادبود ژاله اصفهانی در دوشنبه

محفل ژاله بدیع حق نشر عکس BBC World Service
Image caption در این محفل شعرا و نویسندگان تاجیک شرکت داشتند

در شهر دوشنبه محفلی به مناسبت نودمین سالگرد ژاله اصفهانی، شاعر سرشناس ایرانی که در تاجیکستان با نام ژاله بدیع مشهور است، دایر شد.

در این محفل گفته شد که ژاله بدیع تاجیکستان را به عنوان وطن دوم خود می‌دانست و برخی از آثار آفریده وی به این کشور بخشیده شده‌اند.

محفل یادبود ژاله اصفهانی با ابتکار اتحادیه نویسندگان تاجیکستان دایر شد و در آن تعدادی از شعرا و نویسندگان تاجیکستان سخنرانی کردند.

در این همایش همچنین دانشجویان بخش زبان و ادبیات دانشگاه ملی تاجیکستان شعرهایی از آثار ژاله اصفهانی قرائت کردند.

از زندرود تا ورزاب

گلرخسار، شاعر سرشناس که با ژاله اصفهانی سال‌های طولانی دوستی داشت، می‌گوید که ژاله، کوهستان ورزاب و رودخانه آن را دوست می‌داشت.

وی افزود: "هنگامی که ژاله به تاجیکستان می‌آمد، من وی را در فرودگاه پیشواز می‌گرفتم و مستقیماً به ورزاب می‌رفتیم. ژاله می‌گفت که این منطقه او را به یاد وطنش و رود زنده‌رود می‌برد."

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption گلرخسار می‌گوید که ژاله دره ورزاب را دوست می‌داشت و شعری به این دره زیبا بخشیده است

گلرخسار با آوردن نمونه‌هایی از آثار ژاله اصفهانی افزود: "ژاله می‌گوید که 'گر سر نهم به کوه و بیابان شگفت نیست/دیوانه غم تو دوری میهنم.'"

"همین شعر کوتاه را ما می‌توانیم چون تفسیر زندگی، روزگار و ایجادیات ژاله شناسیم. ژاله عمر دراز دید، ولی یک جایی یک جو قرار نداشت. برای وی اتحاد شوروی وطن شده نتوانست، لندن هم، هرچند آن جا منزل داشت و بچه‌هایش آن جا هستند، وطن شده نتوانست. من از زندگی ژاله اصفهانی به همین نتیجه رسیدم که شاعر باید در وطن زندگی کند. غربت، الهام ژاله را کشت و همراه الهامش خودش را کشت."

او می‌گوید که ژاله شبانه‌روز در غم زنده‌رود و اصفهان بود و هنگامی که در نزد رودخانه ورزاب می‌نشست، می‌گفت که این رودخانه او را به یاد وطنش و زنده‌رود می‌برد.

گلرخسار می‌گوید که فرصتی رسیده است که به خاطر این شاعر شیرین‌کلام که تاجیکستان را وطن دوم خود می‌حسابید، خیابانی یا مؤسسه فرهنگی با اسم او نامگذاری شود.

ژاله اصفهانی از سال ۱۹۶۵ عضو اتحادیه نویسندگان تاجیکستان بوده و آثار او در این کشور علاقه‌مندان زیادی دارد.

"اسار سرشار از موسیقی"

اما شاعره‌بانو رحیم‌جان، شاعیر و آهنگساز جوان و یکی از دوستداران آثار ژاله، می‌گوید که اخیراً آثار این شاعر سرشناس در تاجیکستان به باد فراموشی سپرده شده است.

وی افزود: "هرچند شعرهای ژاله اصفهانی از سر تا به آخر سرشار موسیقی هستند، ولی در سال‌های اخیر آوازخوانان جوان به آن رو نمی‌آورند. شاید این از بی‌سلیقه بودن عده‌ای از آوازخوان‌ها و یا نداشتن دانش خوب ادبیات منشأ می‌گیرد."

"متأسفانه، در دو دهه اخیر در مکاتب نیز آثار این شاعر را به طور لازمه نمی‌آمورند و در نتیجه، بسیاری از جوانان در تاجیکستان شعر و شاعری را درک نمی‌کنند."

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption خانم رحیم‌جان می‌گوید، ژاله و آثار وی در سال‌های اخیر در تاجیکستان به باد فراموشی سپرده شده‌اند

به گفته خانم رحیم‌جان، تنها شماری از علاقه‌مندان آثار ژاله اصفهانی با راه‌های مختلفی آثار این شاعیر را دسترس کرده و مورد آموزش قرار می‌دهند.

خانم رحیم‌جان همچنین می‌گوید که بعد از سفر به ایران، او احساس کرده است که در آن کشور نیز با آثار شعرا و نویسندگان تاجیکستان تماماً آشنایی نداشته‌اند.

با این وجود، مقامات دو کشور ایران و تاجیکستان در سطوح مختلف در سخنرانی‌های خود در محافل مشترک دو کشور همواره به افزایش همکاری‌های فرهنگی و ادبی دو کشور همزبان و همفرهنگ تأکید می‌کنند.

چاپ آثار ژاله به خط سیریلیک

عبدالحمید صمد، معاون رئیس اتحادیه نویسندگان تاجیکستان، می‌گوید که ژاله اصفهانی را در تاجیکستان چون ژاله بدیع می‌شناختند و وی در بسیاری از انجمن‌ها و محافل ادبی این کشور شرکت داشته است.

آقای صمد افزود: "شعر ژاله در محافل ادبی در تاجیکستان همیشه صدا می‌دهد و او یاد نیکی در تاجیکستان دارد. فیض و برکت ایجادیات ژاله بدیع که طفل ادبیات فارسی بود، چون شاعر نازک‌خیال و نازک‌بیان در ادبیات نوین تاجیک خیلی نظررس بود."

به گفته او، شعر ژاله بدیع شعر ماندگار بوده است.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption آقای صمد گفت که فیض و برکت ایجادیات ژاله اصفهانی در ادبیات نوین تاجیک خیلی نظررس بود

بیشتر کتب آثار ژاله اصفهانی در تاجیکستان در دوران شوروی منتشر شده است.

نخستین کتاب وی با نام "مادران، صلح می‌خواهند" در دوشنبه در سال ۱۹۵۶ به نشر رسید و سپس، در سال‌های بعدی آثار ژاله اصفهانی با نام‌های "زنده‌رود"، "انتظار"، "هنگام وفا"، "کشتی کبود" و "پیوند" در این کشور به نشر رسیده‌اند.

همچنین آثار ژاله به زبان روسی نیز ترجمه و منتشر شده‌اند. بر اساس داستان "پرستو"ی وی در تئاتر اپرا و باله صدرالدین عینی نمایشنامه‌ای اجرا شده است.

ولی در دو دهه اخیر، آثار ژاله اصفهانی در تاجیکستان چاپ نشده‌اند.

زندگی‌نامه ژاله

ژاله اصفهانی ۷ مارس سال ۱۹۲۲ در اصفهان تولد شد و اولین کتاب خود را در ۲۳ سالگی چاپ کرد.

وی پس ازدواج با شمس‌الدین بدیع، افسر ارتش ایران که از مخالفان دولت پهلویی بود، در سال ۱۹۴۷ با شوهرش به اتحاد شوروی پناهنده شد.

در سال ۱۹۶۵، ژاله اصفهانی عضو اتحادیه نویسندگان تاجیکستان شد.

وی زمانی در باکو و سپس در مسکو زندگی کرد و در سال ۱۹۸۱ به تهران برگشت، ولی دو سال بعد به بریتانیا رفت و تا زمان مرگش در ماه نوامبر ۲۰۰۷ در آنجا ماندگار شد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ژاله اصفهانی به تاجیکستان سفرهای زیادی داشت

ژاله اصفهانی در زمان زندگی در اتحاد شوروی بارها در محافل شعر و ادب در تاجیکستان و افغانستان و برخی از کشورهای آسیای میانه‌ شرکت داشت.

ژاله اصفهانی بیش از ۲۰ کتاب شعر انتشار داده و نخستین کتاب آثار وی با نام "گل‌های خودروی" در تهران در سال ۱۹۴۴ به طبع رسیده است.

این شعر ژاله اصفهانی است که وی در جریان یکی از سفرهای خود به تاجیکستان در دره ورزاب ایجاد کرده است:

سپیده سحری ریخت در سیاهی شب، هر آن چه بود در آن دم سفید بود و سیاه، ز بس که نقش فسون داشت سایه‌روشن‌ها دو چشم کوچک کم بود از برای نگاه. نشست دختر سیمین صبحدم سر کوه پرند دامن خاکستری به دره ‌فکند هنوز دزد سیه‌پوش شب، ته دره نشسته بود به کمین، زیر شاخه‌های بلند هنوز در افق نقره‌گون ستاره صبح چو ماه کوچک مهتابدار روشن بود که من، چو باد سحر، رهسیپر شدم لب آب هزار آرزوی تشنه در دل من بود صدای همهمه شادی‌آور ورزاب مرا به یاد بهاران زندرود آورد. صفای خاطر یاران آشناپرور غمم ربود و به چنگ دلم سرود آورد.