جشن "سر سال" در خجند: آمیزه‌ای از نوروز و روز زنان

خجند حق نشر عکس BBC World Service
Image caption خواهران محیا جوره‌اوا و قناعت روزی‌اوا، قبر قبلگاهی‌اشان را در جشن "سر سال" زیارت می‌کنند

مردم خجندشهر و نواحی اطراف آن روز ۸ مارس از عید سنتی خویش، "سرِسال" در حلقه یار و دوستان و پیوندان تجلیل کردند.

آمادگی‌ها به تجلیل از این جشن شام ۶ مارس آغاز گردید. اهل هر خاندان آش پلو پخته و در کاسه و لعلی به همسایه‌‌ها، یار و دوستان می‌فرستند و ضمناً، آن‌ها را با فرا رسیدن عید "سر سال" شادباش می‌گویند.

صبح روز هفتم مارس اعضای خانواده‌ها، چه بانوان و مردان عمردیده و چه کودکان و نورسان و جوانان به مزارستان و آرامگاه ها شتافتند، تا گور عزیزان خویش را زیارت کنند.

ایشان با تلاوت پاره‌ای از کتاب "قرآن کریم" روح گذشتگان خویش را شاد نموده، اطراف قبرها را پاک و تمیز نمودند.

ساکنان دهه یاوه ناحیه باباجان غفوراف، خواهران مهیا جوره‌اوای چهل ساله و قناعت روزی‌اوای چهل‌وپنج ساله چون صدها نفر دیگر به آرامگاه "خاجی سنگین" آمده‌اند، تا قبر قبله‌گاهشان را زیارت نموده، یک دسته گل صداقت و وفاداری را سر آرامگاهش گذارند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption مسجد شیخ مصلحت‌الدین در مرکز شهر خجند

قناعت بانو می‌گوید: "من همچنین قبر خسورم (پدرشوهر)، شرکت‌کننده جنگ دوم جهانی، صاحب سه نشان "شرف"، احمدجان روزی‌اف را زیارت نمودم."

مهیا نیز که همراه خواهرش به زیارت خاک نزدیکانش رفته، می‌گوید: "من نیز با تلاوت یک پاره "قرآن" ارواح خسرم عبدالرحمان جوره‌اف را شاد نمودم. اکنون به منزل یار و دوستان می‌رویم، تا آنها را با عید "سر سال" تبریک کنیم."

واقعاً، هرچند ساعت از هشت گذشته بود، ولی آدمان یکی پس دیگر، پیاده و سواره به آرامگاه می‌شتافتند.

آن گونه که مهیا تأکید می‌کند، "زیارت آدمان تا شام ادامه‌ خواهد داشت."

ساکن شهر خجند ، پزشک سرشناس طالب اسماعیل، به نقل از پدر زنده‌یادش که نزدیک به نود سال عمر دیده است، قصه می‌کند که در اوایل قرن گذشته در خجند و دهکده و قریه‌جات اطراف آن عید "سر سال" تقریباً یک ماه تجلیل می‌گردید.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption یکی از مراسم رایج در مراسم سر سال در ججند زیارت درگذشتگان است

نخست، در هفته اول ماه مارس، این جشن در مرکز دهه آوچی‌قلعه‌چه برگزار می‌گردید. مردم سوار اسپ و ارابه از هر سو به عیدگاه می‌رسیدند. هنرمندان هنرنمایی می‌کردند و مردم شادمانی. قنادان گونه‌گونه حلواهای مخصوص عیدانه می‌پختند. بقالان از کوه اندرک یخ آورده و یخماست، یعنی شیریخ (بستنی) می‌پوختند، که مشتریان زیادی داشت.

هفته دوم، تجلیل عید را در لب رودخانه سیحون (یا سیردریا) ادامه‌ می‌دادند. هفته سوم مراسم جشن "سر سال" در محل مزار شاه اساطیری "کیومرث"، در موضع استک ده پول چقور برگزار می‌شدند. هفتة آخر ماه عید در موضع "چشمه ارزنه" دایر می‌شد.

از آقای اسماعیل پرسیدم: "آیا پدر، زمان تجلیل شدن عید 'سر سال' را در خجندشهر و اطراف آن به تاریخ هفتم مارس گفته بودند؟"

او گفت: "پدر روایتی را قصه کرده بودند. گویا در شهر خجند "سرسال" نام یک جوان‌پهلوان ثروتمندی زندگی می‌کرده است که اسلام را قبول نداشته است. لهذا، حاکمان دور برایش ‌مالیات مقرر کرده بوده‌اند و وی آن را پیوسته می‌پرداخته است."

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption قبرستان "حاجی سنگین"

عرب‌ها، از این کار او در غضب شده، سرسال را می‌کشند و تأکید می‌کنند که هیچ کس نباید به قبر وی نزدیک شود. ولی مردم هر سال در روز کشته شدن سرسال به زیارت مدفن وی می‌رفتند و این با مرور سال‌ها به یک عادت تبدیل می‌یابد. این است که مردم خجندشهر به زیارت نیاگان و پیوندان خویش هنوز صبح ندمیده می‌روند که میراث از آن زمان است."

تمام مردم شهر، پیر و برنا، زن و مرد، منزل خویش را ترک کرده و به محل نوروزگاه می‌شتافته‌اند. پسران و دختران بالای بام خانه برآمده، سرودهای نوروزی می‌خواندند.

از جمله، چنین می‌خواندند:

دادا باشد، بای باشد، هر دفعه "دادا" گویم، از سرم طلا پاشد، سال نو مورک باشد اواواو... عین نما(ز)شام باشدی، غوزه‌ها کورک باشدی، میرزا نعمت یاش باشدی، سال نو مورک باشد اواواو... میرزا نعمت خاصگی، سیب سرخ کاسگی، سیبه یافت و بو نکرد، پسر یافت و توی نکرد، یک دیگ آشه دم نکرد. سال نو مورک باشد اواواو...

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption برخی می‌گویند از بس در آغاز دوران شوروی آیین‌های محلی سرکوب می‌شد، جنش نوروز با جشن زنان مسادف شد

بچگان تخم‌ها (تخم مرغ‌ها) را رنگین ساخته، با هم ‌بازی می‌کردند. هر سال در آستانه عید "سر سال" بچگان حتماً یک طاقی (کلاه) نو می‌پوشیدند. سر صبح عید "سر سال" بچگان به منزل خویش و تبار رفته و آن‌ها را تبریک می‌کردند و آن‌ها از جانب خویش "عیدپولی" می‌دادند.

به گفته تاریخشناس، پروفسور عبدالله‌ میربابا، عید "سر سال" خجندیان همان "نوروز عجم" است. و عید سال نو را نه تنها در خجند، بلکه در قلمرو سرزمین‌های حوزه رودخانه زرافشان و سیحون، از جمله، بخارا و سمرقند و فرغانه، جشن می‌گرفتند.

این دانشمند محلی می‌گوید: "به تاریخ هفتم مارس جشن گرفته شدن نوروز زمینه واقعی و طبیعی داشت. این بستگی دارد به اقلیم شهرهایی که در بالا ذکر شد. بعداً، باید متذکر شد که تا سال‌های ۳۰ قرن بیست در خجندشهر بیش از ۳۰۰ نوع هنر مردمی وجود داشت."

"عنقریب کل محصولات دست این هنرمندان در بازارهای دهکده‌های کلان و خرد اطراف خجند، به فروش می‌رفتند. تاجران خجندی نیز در معرکه‌های نوروزی ساکنان دهکده‌های همجوار خجندشهر، از جمله اسپانی، اسپیسار، غولک‌انداز، آق‌تپه، ناو، اندرک، که محض ۲۱ مارس برگزار می‌شد، شرکت می‌ورزیدند."

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption قلعه خجند تاریخ چندهزار ساله دارد

ولی به ‌اندیشه اکثر صاحب‌نظران، به تاریخ ۷ مارس تجلیل شدن عید "سر سال" از زمان تأسیس جمهوری شوروی تاجیکستان در ترکیب اتحاد شوروی ابتدا می‌گیرد. زمانی که کمونستان تجلیل از نوروز را چون عید وامانده دوران فئودالی، رسماً منع کرده بودند.

هدف اصلی ایشان قطع رابطه نسل‌های کهن و نوین، به فراموش‌خانه تاریخ سپردن آیین‌های مردمی ، گسستن از اصل خویش بوده است.

این است، که مردم شهر خجند آن را به ۷ مارس انتقال داده و آن را با عید بانوان در قرن ۲۰، یعنی "روز بین‌المللی آزادی زنان" مصادف کرده‌اند.

ازبس آیین‌ها و سنن ملی سرکوب می‌شد، مردم خجند گفتند که باشد، تا در سایه آن عید بین‌المللی کمونیست‌ها عید "نوروز" با نام مستعار "سر سال" زنده باقی بماند.