'چرخش در یک دایره' و 'سرپناه' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته فیلم'چرخش در یک دایره' ساخته احمد سیر نورزاد و انیمیشن کوتاه 'سرپناه' ساخته سید محسن حسینی در آپارات به نمایش درمی آید.

درباره فیلم ' چرخش در یک دایره'

حق نشر عکس nocredit
Image caption نمایی از فیلم 'چرخش در یک دایره'

همیشه از زن افغان ، تصویر کسی پشت برقع یا در زیر یک چادری ثبت شده و فیلم ها هم همیشه تصویری کلیشه ای از زن مظلوم و تحت ستم افغان را ارایه می دهند. زنی که کتک می خورد و همیشه باید از حقوق ابتدایی اش محروم بماند، اما این همه تصویر زن افغان نیست. زنان افغان بسیاری هم هستند که مشکل شان حجاب و برقع و چادری یا داشتن همسران متعصب یا وفادار به سنت ها نیست. زن افغان مدرن و تحصیل کرده هم مشکلاتی دارد. مشکلاتی که از جنس دیگری هستند. این تصویر آخر کمتر از افغانستان بیرون آمده است. شاید یک دلیل اش این است که شرایط اجتماعی هنوز چنین اجازه ای به آنها نداده است. 'چرخش در یک دایره' تصویر دیگری از زن افغان ارائه می دهد.

'چرخش در یک دایره' حکایت یک زن مدرن افغان است که پس از سالها مهاجرت با همسر و فرزندش به افغانستان برگشته است، به این امید که از تنهایی درآید ولی وضعیت موجود برخلاف تصور اوست.

ویژگی فیلم

فیلم 'چرخش در یک دایره' تصویری متفاوت از زن افغان را ارائه می دهد و در مقایسه با خیلی از فیلم های داستانی که در افغانستان تولید می شود، از ساختار منسجم و حساب شده ای بهره می برد. در این فیلم فیلمساز جسورانه تصویری از یک زن تنها و نیازهایش را به تصویر کشیده است.

حق نشر عکس no credit
Image caption احمدسیر نورزاد، کارگردان

درباره کارگردان

احمدسیر نورزاد فیلمساز افغان، متولد ۱۳۶۴ در کابل است . او در ایران بزرگ شده و در ایران و افغانستان تحصیل کرده و فیلمسازی را در کارگاه های آموزشی فیلمسازی در افغانستان آموخته است. اولین فیلم کوتاه او 'چرخش در یک دایره' در سال ۱۳۸۷ ساخته شده و در چند جشنواره در داخل و خارج از افغانستان به نمایش در آمده است. او فیلم کوتاه دیگری به نام ' کجاست سنگ رنوس' را در کارنامه حرفه ایش دارد. وی هم اکنون در ساخت سریال با شبکه های تلویزیونی خصوصی افغانستان همکاری دارد.

نگاه کارگردان

من وقتی از افغانستان خارج شدم ده دوازده سال بیشتر نداشتم. تصویری که از کودکی خودم از افغانستان با خود بردم همواره تصویری دل پذیر بود. سالها بعد که به افغانستان برگشتم همه چیز عوض شده بود. در کوچه و بازار کودکان متکدی زیادی را می دیدم. در ابتدا امیدم این بود که پس از سالها دوری، حال که به خانه باز گشته ام از تنهایی و غربت دربیایم ولی با دیدن این تصاویر بیشتر احساس خسته گی، افسرده گی و تنهایی کردم.

حق نشر عکس nocredit
Image caption نمایی از فیلم کوتاه انیمیشن 'سرپناه'

درباره فیلم 'سرپناه'

'سرپناه' یک فیلم انیمیشن است که موضوع اصلی آن خسارتهای ناشی از جنگ پرداخته است. در انیمیشن بیشتر با نمادها و نشانه ها، عناصر و رویا های جایگزین واقعیت های موجود سر و کار داریم و مناسبات حاکم بر فضای انیمیشین، با مناسبات و محاسبات ساختار جهان بیرون اش هیچ رابطه ای ندارد ولی بازتابی است از آن چه که در بیرون می گذرد. 'سرپناه'فیلمی سمبلیک است که داستانش در فضایی بدور از شهر و جغرافیایی مشخص و حول زندگی یک پسر بچه و پیرامونش می گذرد . 'سرپناه' حکایت یک درخت است و یک پرنده و یک دوست.

ویژگی فیلم

فیلم 'سرپناه' ساخته سید محسن حسینی فیلمی لطیف با برداشتی شاعرانه از فضای زمخت جنگ است. این فیلم یکی از اولین انیمیشن های ساخته شده در افغانستان است که پس از سقوط حکومت طالبان ساخته شده است و در جشنواره های متعدد داخلی و خارجی به نمایش داده شده است.

حق نشر عکس nocredit
Image caption سید محسن حسینی، کارگردان

درباره کارگردان

سید محسن حسینی متولد ۱۳۵۵ در کابل است. وی در هفت سالگی به ایران مهاجرت می کند و در آنجا تحصیلاتش را ابتدا در هنرستان و در رشته گرافیک وسپس در دانشگاه دانشکده صدا سیما و در رشته انیمیشن به پایان می رساند. 'سرپناه' اولین فیلم اوست که در سال ۱۳۸۵ ساخته شده و در جشنواره کابل برنده بهترین فیلم کوتاه شده است و در جشنواره فیلم لایپزیک آلمان و هیروشیما ژاپن نیز به نمایش در آمده است.

فیلمهای دیگر او عبارتند از: هیتلر (۱۳۸۹) ، پرفیوم(۱۳۸۹)

نگاه کارگردان

من در واقع از بچه های نسل جنگم. خواستم با ساختن یک فیلم ضد جنگ با دید و نگاهی کودکانه به این موضوع بپردازم. این فیلم به دور از نمایش جغرافیایی خاص به این موضوع می پردازد و می تواند در هر نقطه ای از جهان اتفاق بیفتد. در این فیلم سعی من این بود که یک معضل جهانی را با یک داستان محلی بیان کنم.

حق نشر عکس no
Image caption صحرا کریمی، کارشناس سینمایی

معرفی کارشناس برنامه

صحرا کریمی فیلمساز و مدرس سینما ، زاده یک خانواده افغان مهاجر در ایران است. خانم کریمی پس از چندی برای کار و تحصیل به اسلواکی مهاجرت کرد و ضمن تحصیل در رشته فیلم و تلویزیون به ساخت فیلم های مستند و داستانی کوتاه پرداخت. او دارنده مدرک دکترای کارگردانی فیلم داستانی از دانشگاه فیلم و تلویزیون اسلواکی است و در حال حاضر در این دانشکده تدریس می کند.

نگاه کارشناس

این فیلم، فیلم قابل تامل و شجاعی است. در این فیلم سیر نورزاد یک زن مدرن افغان را به تصویر کشیده است و جالب این است که یک مرد دنیای تنهایی و تا حدودی دنیای جنسی یک زن را به تصویر کشیده است. او در این فیلم نمی گوید که نیاز زن فقط گرفتن پول از همسر و سقف بالای سرش و یا خوردن و خوابیدن است بلکه می گوید که نیاز یک زن می تواند نیازی واقعا انسانی و عاطفی باشد.

با این که فیلم اول کارگردانش است ولی او روایت و پردازش یک قصه را می داند. این فیلم یک ساختار دارد از روشن خاموش شدن چراغ اتاق شروع می شود و با آن پایان می یابد و این ساختار دایره ای توانسته است فضای تنهایی یک زن را نشان دهد و نیز نشان می دهد که زن روشنفکر افغان هم مانند زن سنتی افغان هر دو درگیر یک زندگی تکراری و دایره وار هستند.

کارگردان خیلی زیرکانه توانسته است عدم وجود یک رابطه جنسی را در زندگی زناشویی یک زن نشان دهد. نمونه زیبای این را ما در صحنه ای از فیلم که زن دست پسرک را می گیرد و می پرسد چرا دستت می لرزد، می بینیم.

موضوع اصلی این فیلم تنهایی یک زن است. جامعه افغانستان یک جامعه سنتی است. زن نمی توانسته است که از خانه بیرون رود و طلب معشوق کند. کارگردان با وارد کردن یک پسر بچه گدا به زندگی زن ، و نشان دادن مکرر سیگار کشیدن ، نقاشی کردن، تمرین یوگا و خاموش روشن کردن چراغ، رابطه سرد پسر و مادر و رابطه تلفنی شوهر و زن نمادهایی از تنهایی این زن هستند.

خلاصه داستان فیلم هفته گذشته 'دختر فرمانفرما'

حق نشر عکس no
Image caption مریم فیروز در نمایی از فیلم دختر فرمانفرما

مستند دختر فرمانفرما حکایت مریم فیروز است، یک تک گویی شیرین از پیرزنی است که باری از تاریخ ایران معاصر را بر دوش دارد . فیلم از خانه محقر و کوچک مریم فیروز آغاز می شود، مریم هنگامی که در مقابل دوربین کارگردان زندگی اش را روایت می کند در نود و پنج سالگی است، اما کهولت سن تاثیری در روایت زندگی او ندارد. آنچه او در این مستند روایت می کند مقاومت و ایستادگی او در برابر تمام فشارهای سیاسی، زندان و شکنجه در دو رژیم گذشته و پس از انقلاب ایران است، او همچنان می گوید که اشتباه نکرده و از گذشته اش هم پشیمان نیست. بخشی از مستند به روایت رابطه او با نورالدین کیانوری است رابطه عاطفی و عاشقانه ای که حتی پس از مرگ کیانوری همچنان در لحظه لحظه های زندگی اش دیده و شنیده می شود. فیلم مستند دختر فرمانفرما، کاندیدا جایزه بهترین فیلم مستند از جشن خانه سینما بود.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته 'دختر فرمانفرما'

سیما از تورنتو

شما خیلی سعی می کنید رضا شاه برزگ ایران ساز را تحقیر بکنید ولی نتیجه ای نخواهد داشت بجز اینکه قلبهای زیادی را بشکنید. شما هر چه بخواهید برعلیه شاهان بزرگ ایران ساز پهلوی نسبتهای دروغین دهید به قصد اینکه مردم را از او بزدایید، ما را بیشتر و بیشتر به این مردان بزرگ علاقمند می کنید. چو ایران نباشد تن من مباد.

ندا

تاریخ را مردان پرهیاهو می نویسند، زنان بی صدا می سازند. از تصویر درد یک زن، خواب به چشم من و حتی هر آدم بی مرامی نمی آید. نه دفاع از حزب توده مقصودم است و نه کوبیدن آن، اما شاید آرام گیرم اگر بگویم که در فیلم 'دختر فرمانفرما' بوی غرض و بی فکری غوغا می کند . حرف از یکی از قوی ترین زنان دوران پهلوی ، از مخالفان رژیم سلطنتی، عضو حزب توده ، مؤسس سازمان زنان حزب توده و از پیشگامان فعالان حقوق زنان در ایران است. در عین حالی که او را به عنوان دختر فرمانفرما، همسر نورالدین کیانوری، شازده ی قاجار و در آخر مریم فیروز معرفی می کنند، نامی که به قیمت زندگی اش بدست آورده ولی توسط سهل انگاری تاریخ نویسان به راحتی دزدیده می شود. رنج آورتر اینکه از بین چهار مرد حتی یک زن هم به صحنه ی فیلم قدم نگذاشته تا از بُعد زنانگی نقش او سوالی کند و یا حتی نظری داشته باشد.

سخن کوتاه کنم، من زنی نیستم که مفهوم فمنیستی را در جنگ و مخالفت بلکه آن را در تساوی صدا، نقش و عمل می بینم. وقتی سخن از زن در جامعه ی ایران به میان می آید، از نقد جنسیتی نمی توان چشم پوشید ، حال آنکه آن زن، مریم فیروز باشد و فیلم برداران و منتقدان اش مردان تاریخ نویس ایرانی. مردانی که همچنان قلم تاریخ را محکم به دست دارند و خود را مورخان تاریخ خودشان می بینند, زیرا که آن, تنها تاریخی است که می شناسند، و جدا از حمایت نکردن از حتی کوچک ترین نقش آفرینی زن، آن را کوبیده، زندگی درویش منشانه اش را به جلوی لنز لخت دوربین برده تا که حس ترحم مخاطب را برانگیزند، چیزی که ده سال مریم شان برایش شلاغ خورد اما اجازه اش را نداد. حیف از این زنان، و حیف از این مردانی که میدان را تک نفره جلو بردند، هرچند تلاش به رعایت تساوی کردند، اما تک نفره و بدون وجود حتی یک زن منتقد فیلم متعلق به حزب توده‌! جالب نیست، واقعی است و دردش در اینجاست که حتی مردی عصبانیت ات را بیجا، تند و از آن ور افتاده تلقی می کند و همین جاست که ما بی صدا هر آنچه را که میسازیم، می سازیم ولی یادمان می رود که دوربین و قلم نقد هنوز به دست مردانمان است و آنها هستند که 'قطب سیاسی زندگی مان' هستند و ماییم که ' دنباله روی' آنهاییم .

سپید

مریم فیروز بخش بزرگی از تاریخ مبارزه زنان ایران را در بر می گیرد ولی هدف تهیه کنندگان این برنامه فقط کوچک کردن و پرداختن و بلغور کردن اتهاماتی است که ۷۰ دهه علیه حزب توده ایران از چپ و راست سیاه و سفید نوشته شده و گفته شده است.

علی از قم

خواستم تقدیر خود را از پخش فیلم تاثیرگذار این هفته برنامه آپارات در باره مریم فیروز ابراز کنم. بعد از دیدن فیلم ساعتهایی را پای اینترنت به مطالعه تاریخ آن دوره گذراندم. واقعا فیلم جالبی بود و دو میهمان محترم برنامه هم بجای انتقاد باید به نیمه پر آن و تکمیل آن می پرداختند.

امیر هوشنگ

با تشکر از پخش این فیلم مستند، خواستم واقعیت هایی را به شما اطلاع دهم که متاسفانه برخلاف فرهنگ شریف حرفه شما و منشور بی بی سی در زمینه ی بی طرفی و صداقت در اطلاع رسانی به گونه ای دیگر و نادرست در مقدمه ی این برنامه ارائه شد. به این منظور ابتدا توجه شما را به این بخش از نوشته و گفته ی شما در مقدمه این برنامه جلب می کنم : «اما در سال ۱۳۶۱ روابط این حزب با نظام حکومتی ایران تیره شد و سران و اعضای این حزب به زندان افتادند و تا پایان عمر زندانی یا تحت مراقبت افراد امنیتی بودند.» پایان نقل قول

الف. تنها عده ی انگشت شماری از رهبری «این حزب تا پایان عمر زندانی و تحت مراقبت» بودند از جمله آنان نورالدین کیانوری، مریم فیروز، احسان طبری و به آذین بودند. محمد علی عمویی در قید حیات و هنوز تحت مراقبت است. خسرو پرتوی مسئول شبکه مخفی در حال حاضر در حال همکاری با وزارت اطلاعات و اطاق فکر آن است.

ب. اکثریت قریب به اتفاق اعضای کمیته ی مرکزی یا در زیر شکنجه یا اعدام و یا قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ جان باختند. شما را به نوشته ی آقای ایرج مصداقی و لیست ضمیمه ی آن در صفحه ویژه بی بی سی در باره ی حزب توده ایران رجوع میدهم. ضمنا اکثریت اعضای مشاور کمیته مرکزی حزب هم اعدام شدند و یا در زیر شکنجه جان باختند.

ج. همچنین بسیاری از اعضای این حزب هم یا در زیر شکنجه و یا در قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ اعدام شدند. باقی بازماندگان آزاد شدند از جمله من متاسفانه به نظر می رسد این روش نادرست در پوشاندن یا القای خلاف واقع در بی بی سی تبدیل به یک روند شده است. حداقل در مورد انسان هایی که جنایتکارانه توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیدند. یک از خبرنگارانی که از سمینار دانشگاه آکسفورد درمورد قتل عام تابستان ۶۷ گزارش ارائه داد نیز از هر گروه کوچک و بزرگ اسم برد مگر از اعدام شدگان توده ای که از قضا در میان گروهای چپ در این قتل عام از همه بیشتر بودند. این روشی غیر انسانی است در حق آنان که اعدام شدند و تا امروز نیز گور مشخصی ندارند. با توجه به اطلاعات بالا و لیست های انتشار یافته از طرف فعالین حقوق بشر و از طرف حزب توده ایران، حرفه شریف شما حکم می کند که عبارت فوق را در مقدمه فیلم مورد نظر اصلاح نمایید.

کاوش

فیلم مریم فیروز را دیدم. فیلم ضعیفی بود .نکته مهم تلاش مجری در تقابل با مهمانان صاحب جایگاه در مسائل ادبی و سیاسی برای موفق نمایش دادن این اثر بود . مجری از تمامی نقدهای کاملاً به جای مهمانان فرار نموده و نمی پذیرفت که جای بسی تعجب می باشد . چرا که پذیرفتن تمام معایب محصول یک تیم یا سازمان خبری، سبب افزایش محبوبیت آن خواهد گردید.

سیروس

متشکرم از نمایش این فیلم، من این فیلم را ۳ بار دیدم، نقطه قوت این فیلم حضور 'مریم فیروز' بود شیرزنی از ایران. زنی‌ بی نظیر که آقای بهنود از پذیرفتن آن اکراه دارند، ایشان با زنی‌ که فقط در دوره انقلاب ۱۰ سال زندان دارد، مورد شکنجه وحشیانه قرار گرفته، به عنوان انسانی‌ معمولی‌ برخورد می‌کند، مریم از سلطنت نفرت داشت زیرا که این چنین فکر می‌کند، تفکراتش با کیانوری یکی‌ بود چون هر دو اول عضو حزب بودند بعد همسر. کیانوری فرد متفرقی نبود؛ ایشان دبیر اول حزب بود، متاسف هستم که چرا شما افراد قویتری را برای مصاحبه دعوت نکردید، آقای بهنود یک مغرض است، ایشان می‌خواهد مریم فیروز را شبیه شخصیت کتاب خود کند، خوشبختانه دستش با این فیلم رو شد، ایشان خواستند با مریم فیروز که فوت کرده روبرو شوند، چرا ایشان با زندگان وارد بحث نمی شوند. آقای علی‌ خدایی کسی‌ است که باید در مورد مریم فیروز اظهار نظر کند. در این بارهٔ می شود بسیار نوشت، با امید به کشف حقیقت.

افشین

زیبایی این فیلم برای من دیدن واقعی شخصیت مریم فیروز در کتاب "این سه زن" مسعود بهنود بود . البته بسیار جالب بود بخصوص این که این تیپ فیلمها برای ما شخصیت هایی را که عمری در ذهنمان پرورانده بودیم باز و موشکافی می کنیم. در هر صورت زیبا و ارزشمند بود و جا دارد به خاطر پخش این گونه مستند ها تشکر کنم.

سامان

تشکر می کنم . لذت بخش بود . همه چیز در یک زن! تاریخ، احترام، هویت، زندگی، ایران پرستی ، حقوق انسانها، شوخ طبعی و آنچه که در یک خانواده اشرافی اصیل ایرانی می توان دید. .

کوروش

مریم فیروز مانند کیانوری طرفدار راه خمینی بود، در این فیلم بار دیگر نشان داده شد برای اکثریت توده ای ها خمینی هنوز یک رهبر کبیر است، فیروز با نادیده گرفتن شکست انقلاب و جمهوری اسلامی می خواست هنوز انقلاب اسلامی را موفق جلوه دهد، تحلیل آقای بهنود هم دقیق بود، کینه به پهلوی و شیفتگی محض به خمینی و کیانوری در مریم فیروز موج می زد.

یکی از بینندگان

فیلم به حدی جذاب است که تکرارش نه تنها از لذت دیدن فیلم کم نکرد، بلکه لذت دیدن فیلم را دو چندان کرد.

بابک

من دیشب فیلم را دیدم و تکرارش را امروز .فیلم بسیار زیبا بود و من در بهتم که چگونه یک کارگردان میتواند تا این اندازه با سوژه اخت شود. ما مریم شکسته ندیدیم. او در پیری گام به گام رفت تا به دماوند پیوست.او در کوچه و خیابان بود.سر قبر شهدای سی تیر.سر قبرهای دانشجویان شهید در شانزده آذر. در احمد آباد .روبروی دانشگاه تهران.در پارک.از عقایدش دفاع کرد راهش را درست دانست و گفت هیچ پشیمانی ندارد و سرآخر فیلم با عشق تمام شد.(من کیای مچاله شده خودم را با هزار تا نوکیا عوض نمیکنم) اما آقای صلح جو میهمانهای شما به نظر من فقط میخواستند حرفهای خودشان را که از قبل در مخیله داشتند بیان کنند. در ضمن به آقای بهنود بگویید آن فرش بافت مشهد نبود بافت کرمان بود. من به این کارگردان که هیچ فیلمی هم غیر از این فیلم از او ندیدم خسته نباشید میگویم.

گیتی

حیف که این خانوم از کارهای خودش در حزب زیاد حرف نزد.

پروین

خیلی دیر به سراغ این شیر زن تاریخ معاصر ایران رفتند. آن هم در سن کهولت ولی هنوز به آرمان خود وفادار بود.

جواد

با اینکه شرح زندگی و مصائب مبارزاتی مریم فیروز را قبلا در کتابها و مقالات متعدد خوانده بودم، دیدن این فیلم بشدت مرا منقلب کرد بطوریکه دقایق آخر فیلم را با چشمان پر از اشک دنبال کردم. شخصیت والا و برجسته مریم فیروز با آن جلال و شوکت دوره اول و آن شور و عشق دوره دوم عمرش در سومین دوره یعنی عزلت و گوشه گیری تحمیلی که در فیلم دیدیم خیلی تاثر برانگیز بود! با اینکه این فیلم در ژانر آماتوری تهیه شده و دارای نقایص و کمبودهایی بود اما برای آگاهی نسل های بعدتر از آنچه بر سر مبارزین صدساله اخیر کشور آمده بسیار خوب بنظر میرسد. شاید حضور مسعود بهنود در بحث مکمل کافی برای درک این برنامه نیز شد. مسعود بهنود معتبرترین روزنامه نگار فعال ایرانیست که نقشی هم در تاریخ نویسی دارد. بهنود محبوب مردم است و نظراتش البته موثق و معتبر است. ایرادهای او به فیلم یکی در باره کم توجهی فیلمساز به دوره های متفاوت زندگی مریم فیروز بود و دیگر اینکه تیم فیلمساز بیشتر از اینکه به روایت جاری زندگی محقر فیروز بپردازند لازم بود او را به چالش نظری کشیده و به نقاط تار دوره های سه گانه زندگی او وارد و ابهامات را از زبان خود فیروز دریا بند که البته این کار آنها نبود! مطلب دیگر نکاتی بود که مریم فیروز یا بخاطر مصلحت و یا فراموشی نمیخواست بی جواب بمانند لذا آنطور که برایش راحت تر بود پاسخ میداد.

مرجان

فیلم زیبا و تاثیرگذاری بود. نمونه یک زن هوشمند که بر خلاف ظاهر زندگیش در دوران سالخوردگی همچنان شکوه و جبروت زمان جوانی خود را حفظ کرده بود.

شهلا

یکی از زیبا ترین مستندهایی بود که تا به حال دیده بودم واقعا از شما متشکرم .نقد و بررسی آن هم بسیار خوب بود.

حسین

شفیعی کد کنی مقاله ای تحت عنوان ' حافظه تاریخی ملت ایران ' بقلم آورده که بیان فقر و فقدان آرشیو و مستند سازی از بزرگان , نخبگان و افراد مؤثر در این سرزمین است و مثال میاورد که اداره موقوفات شهر ری مقبره دکتر بدیع الزمان فروزانفر را به لحاظ اینکه با گذشت زمان مشکل فقهی آن رفع شده به مبلغ یک میلیون تومان به یک حاجی بازاری واگذار میکند ,در چنین شرایطی ساخت چنین مستنداتی ولو ناقص و الکن , باز هم غنیمت است.

نسرین

انتخاب مهمانهای برنامه برای نقد فیلم بسیار به جا بود اما اصلا وقتی نداشتند برای اینکه حق مطلب رو ادا کنند یعنی اصلا فرصتی نمونده بود.

ولی

با سلام , دستتان درد نکند آقای صلح جو ! بسیار عالی بود ! جای این فیلم در آرشیو شما خالی بود ,که پر کردید ! ولی فیلم برش کاملی از دورانهای پر التهاب و متهورانه زندگی این زن قهرمان را در بر نداشت , حتی بشکل روایت نیز از دهن خود او بیرون نکشیده بودند . آقای مسعود بهنود هم طبق سبک روزنامه نگاری و همیشگی اش هم به نعل می زد هم به میخ. آقای بهنود قضایا را ساده طرح می کنند تا به دیگران آن گونه که خودشان فهمیده اند بفهمانند ولی گاه در این میانه استدلال زیادی عامی میشود و کلا رنگ علمی اش را می بازد .مریم فیروز به نظام سرمایه داری و بی عدالتی و ظلم و استبداد آن کینه داشت و کینه او به خاندان پهلوی هم از این روزن بود که آنها مدافع قلدر نظام سرمایه داری بودند . دوم اینکه آقای بهنود فکر می کنند اگر آدم پیری مثل خودشان در مقابل مریم فیروز می نشستند او را به چالش می کشیدند بهتر بود .به آقای بهنود بگویید خانم مریم فیروز اینقدر از شما و عقبه شما می دانستند که جوا ب لازم را به موقع و بجا می دادند.ما آقای مسعود بهنود را هم دوست داریم اما بجای خودش .

فرزین

خیلى دیدنى بود. به چشم دیدیم که آدمهاى سرنوشت ساز کشورها هم آدمند. با دمپایى توى آشپزخانه کوکوى مانده میخورند و تخم مرغهاشان خورد میشود. براى ما مردم بُت ساز و قهرمان پرور خیلى آموزنده است، شاید کمتر جَو گیر و ازخود بیخود شویم. بنظرم منظور فیلمساز همین بود.

شیلا

من خیلی خوشم اومد . مخصوصا از شخصیتشان.

دنیز

مایلم بدانم با اینکه اهداف توده ای ها با اسلام گراها متفاوت بود و پس از انقلاب هم مورد آزار جمهوری اسلامی قرار گرفتند چه باعث شد مریم فیروز از خمینی به نیکی یاد کند.

حمید

واقعا فیلم زیبای بود من و دوستان و هر کس که این فیلم رو دیده بود لذت برد . ممنونم از برنامه جذابتون.

نرگس

دستت کارگردان و شما خیلی درد نکنه و واقعا نقد آخر عالی بود. فقط خیلی حیف کاش بیشتر عمیق می شدند به هر حال کم شخصیتی نبود مریم فیروز.

سلمان محمدی

برای من هم جالب بود. فکر نمیکردم مریم فیروز این قدر صمیمی باشد. خوش به حال کیا! خدا هر دو تای شان را بیامرزد. هر خطایی هم که داشتند، در پی سربلندی ایران و ایرانی رنج بسیار کشیدند. باز هم خدا بیامرزدشان. حرفهای بهنود هم - جسارتاً - کمی اظهار فضل بود.

فولادی

ممنون از نمایش این فیلم. شوق به زندگی،شوخ طبعی، آرمان گرایی،فروتنی نهادینه ونه ظاهری،احترام به راه رفته. درخانم مریم فیروز رشک برانگیز وزیبا بود. انتظار ازمنتقدین محترم میرفت که به دشواری راه رفته ورنجهای طاقت فرسای آن بیشتر می پرداختند تا ۱۵ بهمن ۱۳۲۷که هنوز موضوع تحقیق وبررسی تاریخ است.

الهام

سپاس بسیار. روح این شیرزن دلیر شاد بعد ،حقیقتا مستند ژرف و متأثّر کننده ای بود

محمد رضا

بی نظیر بود سه مرتبه فیلم دیدم.

نسیم

فیلم مستند' دختر فرمانفرما'. مستندی تفریحی و با نشاط ولی غیر حرفه ای. این فیلم مستند با نشاطی است چونکه زنی سالخورده ای را نشان میدهد که هنوز هوس به زندگی دارد, او با اشتهایی خوب غذا میل میکند , بستنی را باید بخورد, و غذای روحش شعر و ادبیات میباشد. این زن سالخورده ۹۵ ساله هنوز برنامه و دیسپلن های روزانه ای دارد مبنی بر فعال نگهداشتن مغز. این زن تنها, با خود هر روز به یک زبان خارجی صحبت و گفتگو میکند. او حرف دلش را مستقیما میزند و در اینجا است که 'عنصر کلاسیک وفاداری' او به ادمهای اطراف در زندگیش هویدا می شود. خلاصه مطلب که گروه فیلمبرداری یک 'بازیگر بسیار اگاه و با تجربه در کار جمعی' داشتند ولی از ان خوب استفاده نشد. بی برنامه بودن , بی جهتی فیلم و عدم کنجکاوی فیلم به مسایل ساده در زندگی این کارکتر بچشم میخورد. با ۲ دوربین و ۴ علاقه مند به فیلم نمیشود فیلمی را تهیه کرد. ضعف فنی و تکنیکی در هدایت دوربین و صداگذاری بخوبی مشاهده میشود. ظاهرا گروه تحقیق روانشناسی عمیقی راجع به چگونگی برخورد به اینچنین شخصیتهایی انجام نداده اند; مثال تضاد در زندگی گذشته و انتظارات او و زندگی تنها و فعلی ایشان, تاثیرات زندان و شکنجه بر زندگی و نگرش ایشان به رژیم و افکار ایشان, رابطه﴿ ۲ گانه , تنفر و دلبستگی﴾ میان قربانی و شکنجه گر را می شد زیرکانه دید. این و چند مسله دیگر را نه بطور مستقیم بلکه با استفاده از سمبل و ایجاز و کد دادن می توانستند انجام دهند. آنها خیلی غیر حرفه ای با بازیگر خود رفتار میکردند بطوریکه او انها را بیشعور می خواند و گروه را به تمسخر میگیرد , کارگردان درگوشی با او جلوی دوربین پچ پچ میکند. روی هم رفته فیلمی تفریحی بوده است.

محمد

با تمام نواقصی که در بالا اشاره شد ! من نظرم مثبته چون همین که کارگردان هر چند دیر! اما همت به خرج داده و زندگی این شاهزاده قجری رو به تصویر کشیده ! خیلی ارزشمنده ! چرا که آنچه از این شخصیت خانم تاریخ معاصر در کتابها خوانده ایم با آنچه که در فیلم مشاهده میکنیم ! تصویری دقیقتر به دست میده و این بسیار با ارزشه! من که به شخصه به کارگردان دست مریزاد میگم.

جمشید

مدت زمان نقد خیلی کوتاهه.حتی یکم بیشتر از خیلی

لطفا برای نقد فیلم هم افرادی بیارین به ادبیات و سینما اشراف کامل داشته باشه و نقد هم بکنه.

درباره فیلم هم بگم که شاید بار تاریخی مستند و دقیقی کم داشت ولی برای من مثل تایتانیک میموند که یه پیرزن اومده از تاریخ و خاطره ی یک تاریخ شکست خورده حرف میزنه و از صحت و سقمش اطمینان نداریم.

منیژه

برنامه آپارات گند زد با این دو تا مهمونش.آقای بهنود میگه:شما می بینید اخلاق اشرافی گری رو تو مریم خانوم (مریم فیروز) یعنی چی این حرف؟ آقای بهنود شازده احتجاب رو بخونید تا اشراف ما رو بشناسید.

ام-ال

مریم فیروز رو که اینجوری ارزیابی نمی کنند.

نسیم

متاسفانه فیلم ساز فقط به قصد تخریب ایشون این فیلم رو ساخته بودن و نوع سوال و شاتهایی که گرفته بود فقط میخواست پیری و بی عاقبتی ایشون رو به تصویر بکشه این یعنی چی که برن سر یخچالشون! مشخص بود فیلمسازحکومتیه .

خانوم فیرور نباید این مصاحبه رو قبول میکردن.درسته مقاومت کردن و دوم آوردن ولی همه میدونن که در نهایت سر خم کردن هم شوهرشون هم خودشون وگرنه محال بود اعدام نشن . این فیلم مایه ننگ بود خصوصا حرفهای آقای بهنود نور علی نورترش کرد.خواهش میکنم دیگه همچین فیلمهایی از کارگردانای معلوم الحال رو پخش نکنید.

شیرین

توهین به روز زن! مریم فیروز افتخار زن ایرانی‌ نیست ! یک فریب خورده که همسر یه فرد رادیکال دست آلوده به ترور هست . این که نشد افتخار ! ضمنا زمانی‌ که زنهای ایرانی‌ به حقوق نسبی‌ رسیده بودند، ادعای ایشان برای مبارزه برای زنان با بروز انقلاب و زیر پا رفتن حقوق زنان بی معنا شد. یکی‌ به من توضیح بدهد این چه افتخاریست ؟ من زن ایرانیم و این برنامه برای روز زن را یک توهین به عقل و خرد می بینم .

شیرین

تشکر بابت فیلم بسیار دیدنی و ارزشمندی که درباره مریم فیروز پخش کردید سراسر زندگی مریم فیروز مبارزه بود و این بهترین انتخابی بود که میشد برای روز جهانی زن ارائه بشه. با وجود اینکه به قول آقای امینی تنها برشی از زندگی مریم را به تصویر کشیدند اما بیننده به عمق بزرگی نگاه این زن و تجارب دردها و رنجهایی که در زندگی اش متحمل شده و همچنان بر سر آرمان هایش ایستاده پی میبرد. فیلم گویا، ملموس و ارزشمند بود .

مهرزاد

فوق العاده بود. همیشه از تماشای فیلم های مستند اجتماعی لذت می برم.

پژمان

بسیار بسیار زیبا بود . از این فیلم های تاریخی و شخصیت های تاریخی بیشتر پخش کنید.

مهرنوش

یکی از زیباترین فیلمایی بود که آپارات نشون داد، شخصیت قوی ایشون رو به خوبی به تصویر کشیده بود. البته ظاهرا برای کسانیکه اطلاعات تاریخی دارن و خودشون شاهد مقاطعی از تاریخ بودن، راضی کننده نبود. شاید بشه گفت بیوگرافی کاملی نبود، ولی فیلم زیبایی بود.

مریم

بی نظیر بود این بانوی شکوهمند، ممنون از شما.

وحید

بسیار خوب بود. خودمونی و جذاب بود، و بر عکس خیلی‌ از فیلم‌های مستند اصلا خسته کننده نبود.

کامران

خیلی‌ خیلی‌ زیبا بود واقعا برخی‌ صحبت‌های مریم فیروز آموزنده و تکان دهند بود .سپاس بخاطر این مستند زیبا.

مهدی

فارغ از نگاه سینمایی و ساخت فیلم ، نکات بر جسته و خفته ای که میهمانان عزیز اشاره کردند که بسیار هم لازم بود و اصلا اگر نبود به مانند این بود که نیمی از زندگی این خانم را ندیده باشیم .اما در کل بسیار پر معنا ، دیدنی و شخصیت این خانم که فکر می کنم در این کهولت سن هم چنان استوار و پر از هیجان بود ، گرداننده اصلی بود.

محسن

شخصیت مریم خانم انقدر قوی و پر رمزوراز بود(در عین سادگی)بیننده رو جذب می کرد بطوری که عیبهای کار زیاد به چشم نمی خورد همچنین ریتم کار نرم و روان بود.

محمود

فیلم دختر فرمانفرما ارزش دیدن و باز اندیشی داشت. برجسته ترین بخش آن شرح وحشیگری های رژیم جنایتکار اسلامی در زندانها با زندانیان سیاسی و از جمله خود او در شصت و چند سالگی بود. شکنجه جسمانی و روانی مانند شلاق و آویزان کردن قپانی از سقف، برکت نحس آخوندها و جمهوری اسلامی است. آنچه بر سر مریم فیروز آوردند بسیار وحشتناک بود. ولی باز هم در با مقایسه با مخالفان دیگر، بمراتب کمتر بود. وسعت و عمق جنایات رژیم اسلامی از مرز تصور هم فراتر است. این فیلم تنها برگی از هفتاد من مثنوی مصیبت دوران آخوندی، در سرزمین ماست.

آریو

بسیار ممنون از انتخاب خوبتون به وجود اون افتخار میکنم الیته اگر افرادی بهتر برای نقد داشتید بهتر بود آقای بهنود با تمام احترام شخصی در حد قضاوت در باره این شخصیت نبود ایشان انگلوفیل تر از اون هستند که نظر بی طرفی داشته باشند.

روزبه

درود بسیار جالب بود اما منتقدین برنامه بجای نقد فیلم بلکه به نقد حزب و سوالات شخصی خود پرداختن به خصوص اقای بهنود که از دیر باز سیاست خصمانه ایی نسبت به حزب توده دارند و در اخر بهترین هدیه ایی که می شد که به بانوان در این روز فرخنده داد این فیلم بود که نشان دهنده یک بانوی وفا دار به اعتقاداتش و وفاداریش به همسر خود ومقاومت در برابر مشکلات زندگی بود.

ماندانا

ممنون از نمایش این فیلم ولی بهتر بود شخصیت مریم فیروز عمیق تر نقد میشد. منتقدین طوری درباره ی او اظهار نظر کردن گویا وی شخصیت دنباله رو و پیرو بوده در صورتی که خود آقای بهنود در 'این سه زن' از خودسر وهنجار شکن بودن مریم خیلی صحبت کردند وقتی کیانوری نهایتا اعتراف میکند ولی مریم نه، به معنی شخصیت فوق العاده مریم فیروزهست. به نظرم آن قسمت از صحبتهای مریم که درباره ی آیت ا... خمینی بود به مذاق آقایان خوش نیامد.

امروزبرای سومین باراین فیلم رو دیدم به نظرم مخاطب اصلیه مریم فیروز در این فیلم خاندان پهلوی(به ویژه اشرف )بودند . برخلاف آقای بهنود که نظرشون این بود که مریم کم حافظه شده ، به نظرمن تمام صحبتهایش از هوشمندی و سیاست خاصی برخوردار بود .مریم با صحبتهایش می خواست نشان بدهد کسی که نهایتا به ایران برگشت (خانه ای که پهلوی ها آن راتصاحب کرده بودند ) او بوده . دلیل طرفداریش از جمهوری اسلامی و شخص آیت ا... خمینی (برغم همه ی شکنجه ها )هم این بود که انتقام تمام سختی ها و مصایبی که خاندان فرمانفرما به واسطه ی حکومت پهلوی متحمل شده بودند را از آنها گرفتند.

م.ن

ازطرز صحبت و لحن و میمیک صورت آقای بهنود می شد این طور برداشت کرد که ایشان چیزهای خیلی بیشتری میداند و نمی تواند بیان کند! بعد هم ایشان گفت شخصیت قوی به خاطر این است که با جوانان بی تجربه در این فیلم طرف بوده! خیر آقای بهنود. اینطور نیست، این زن در زمان خودش به نوعی به زندگی مرفه و راحت و بی دغدغه خودش پشت پا زده و به جای اینکه مثل خیلی ها یک آدم مرفه بی درد باشد برای تسکین دردهای مردمش-مردمی که بعدا حسابی دستمزد توده ای ها و چریک ها رو با توهین ها و تحقیرهای خودشان دادند-تلاش کرده . هوش و استعداد و سوادش را با همه ی سالمندیش می شود حدس زد. این است که شخصیت قوی ازآن ساخته، نه طرف بودنش با چند تا جوان توی فیلم که بعضا به قول خودش سوالات مضحک و سطحی از او می پرسیدند. درضمن منظور آقای بهنود ازشرح جزئیات آن منزل اشرافی برای برگزاری جلسات هم مشخص نبود. کاش واضحتر صحبت میکردند!

هنگامه

ای کاش این فیلم را فقط از دریچه ی نگاه یک زن آن هم در سنین کهنسالی به گذشته ی خود ببینیم نه نگاه نقادانه به حزب توده که متاسفانه منتقدین برنامه با این دیدگاه حضور داشتند. فیلم بسیار جالب وزیبایی بود خیلی لذت بردم ،ممنون.

کامبیز

یک چیز خیلی‌ عجیب حمله به دور از محافظه کاری آقای بهنود کارشناس دعوت شده برنامه به خانم فیروز بود که با روحیه خیلی‌ محافظه کارانه و لیبرلی همیشگی و آن شیب خیلی‌ ملایم آقای بهنود در مورد مسائل تاریخی‌ فاصله داشت ، شاید به خاطر کتاب ۳ زن که که آقای بهنود نوشتن و یکی‌ از آن ۳ زن خانم فیروز بوده ، به نظرم نظر آقای بهنود از جاده انصاف همیشگی فاصله داشت.

ساره

بی نظیر بود.

محمود

در این فیلم مریم فیروز در موقعیت و شرایطی نبود و در دورۀ زمانی ای نبود که بتواند با احساس این که در شرایط آزادی زندگی می کند، نظرات خود و عقاید خود را بیان کند. در این فیلم مقداری به حواشی پرداخته شده بود و تمرکز بر روی نکات و زوایای‌ خاص و مهم نشده بود . البته کهولت سن مریم فیروز هم خیلی نمی توانست کمکی به پرداختن به آن موضوعات و زوایا بکند اضافه بر کم تجربه بودن فیلمساز و این که اطلاعات تاریخی فیلمساز ضعیف بوده است.

پویا

واقعا اگر بدون هیچگونه جهت گیری سیاسی به این فیلم نگاه کنیم مریم خانوم به عنوان یک زن ستودنیست. امیدشان به زندگی؛ عشق خالصانه ای که به همسرشون دارند؛ اعتقادی که به باورها و عقایدشون دارند ؛ گذشت و فداکاریشان نسبت به بخشش آن همه ظلمی که به ایشان شده؛ روحیه و عزت نفسشان و باور نکردنی بود. همه ی اینها درس هایی است از یک زن سالخورده ی هشتادو چند ساله به جوانهای این دوره زمانه مثل خود من. روحشون شاد.دست استاد علیزاده درد نکنه با این موسیقی فوق العاده.

شیرین

شاید بهتر بود عنوان فیلم می شد : دختر فرمانفرما -آخر کار. فیلمسازی که وی را 'خـاله' خطاب می کرد ، رنجم داد. مثل اینکه به 'ژنرال دوگل ' بگویی ' عمــو'.

سارا

ممنون از انتخاب خوبتان و نمایش این فیلم .خیلی دیدنی بود اما کاش در گفتگوی بخش پایانی شخصیت مریم فیروز - که هوش و سواد و روحیه قدرتمندش با همه کهن سالی در فیلم به ‌خوبی مشهود بود- عمیق‌تر و بی طرفانه تر نقد میشد.

سینا

این که خانم فیروز تا این حد بین نسل جدید گمنام مونده مایه ى تاسفه. همون طور که دیدیم مزار مصدق و دکتر فاطمى هم خیلى دور افتاده و معمولیه و گویا این افراد هیچ تاثیرى در سرنوشت ما ایرانی ها نداشتند. شایدخانم فیروز بارها تو خیابون از کنار ما گذشته باشه و ما اصلا نفهمیدیم که ایشون روزى چه کار هایى می کردند.این فیلم یک پیام مهمى که براى من داشت دعوت به شناخت بیشتر و بهتر مفاخر معاصرمون بود که در میان قشر معمولى جامعه بسیار گمنام هستند

کوروش بزرگ

طرفداری مریم فیروز از خمینی خیلی زیبا بود.

جنی

این زن چقدر شبیه محمد مصدق هست انگاری ازیک پدرباشند

دانشگاه سبز

تماشای این فیلم همراه با لذت بود. فیلم به گونه ای جذاب بود که آرزو داشتم تمام نمیشد. شخصیت مریم فیروز در پیری ستودنی است. وی براستی الگوی یک توده ای تمام عیار بود. با اینکه ایدولوژی و رفتار سیاسی حزب توده را نمی پسندم اما ناخوداگاه مجذوب شخصیت کم نظیر مریم شدم. شخصیتی مبارز که هیچگاه به وفاداری نه نگفت

بهزاد

هر چقدر سوژه خوب بود و شخصیت خود مریم فیروز فیلم رو خوب جلو می برد،اما فیلم ضعیف اندر ضعیف بود. گروه فیلمسازی اطلاع چندانی از فراز و فرود زندگی مریم فیروز نداشت و خیلی سوالات مهم و اساسی مثل رابطه با خانواده، سیاست حزب توده در چهار سال اول انقلاب، ۲۰ سال زندگی در آلمان شرقی و غیره رو نپرسید. با یک هندیکم دور خانم فیروز می چرخید و جز سوالات کلیشه ای و نماهای بی ربط کاری نمی کرد. واقعا ساختار ضعیفی داشت .

وآن جایی که از مریم فیروز می خواست یک جمله به فرانسوی بگه بعد یک جمله به آلمانی، دیگه واقعا افتضاح و کودکانه بود

ساناز

با دوربین هندی کم هم میشه فیلم ساخت همانطور که با موبایل میشود فیلم ساخت.آقا جان اتفاقا مریم جمله فرانسه وآلمانی را دقیق و درست ادا کرد وشخصیت مریم را چه کسی جلو میبرد غیر از کارگردان که میتوانست طور دیگری کاررا جلوببرد.فیلم را دقیق نگاه نکردی آقای محترم. اتفاقا درباره چهار سال اول انقلاب هم مریم حرف زد.جسارت این فیلمساز مثال زدنی است در وقتی که خیلی ها جرعت یک عکس گرفتن از مریم را نداشتن این کارگردان درباره مریم فیلم ساخته این را دست کم نگیر.همین که من با چهره این بانو آشنا شدم کار فوق العاده است.

نجیمه

من سپاسگزارم از پخش این فیلم. جسارت، شجاعت، وفاداری، ایستادگی، تحمل، آگاهی‌ و عشق این زن روح من و زنده کرد. کم نیستند زنهای مثل ایشان تو اوضاع و احوال کنونی ایران.

ماهنوش

شخصیت خانم فیروز فوق العاده تاثیرگذار بود.هرچند عوامل تهیه کننده، برخی سوالاتشون سطح پایین و بی ریشه بود.

بهاره

با وجود کهولت سنشون خیلی هوشمندانه جواب می داد. چقدر یه آدم می تونه تحمل داشته باشه.حکایتیست این تحمل.

مرضیه

یکی از زیبا ترین مستندهایی بود که تا به حال دیده بودم! مریم خانم شخصیت فوق العاده دوست داشتنی داشت.

راحله

عالی بود بهترین انتخاب بود برای پاسداشت روز زن. مرسی.

هما

برای اولین بار بود که از نقد و بررسی بعد از فیلم بیشتر از خود فیلم خوشم اومد. دعوت از آقای بهنود کار بسیار عالی بود. حرفهای ایشون شخصیت قوی مریم خانم را بیشتر جلوه میداد تا صحنه های فیلم. خیلی عالی بود. ممنون

محسن

فیلم زیبائی بود .من که تحت تاثیر قرار گرفتم .واقعا بانوی دوست داشتنی بود. بازم دست چند تا جوون درد نکنه که زحمت کشیدن همین فیلم رو هم ساختن چه با اشکال چه بی‌ اشکال.و گرنه خیلی‌‌ها مثل من نمیدونستن که مریم فیروز کی‌ هست و کی‌ بود

مهراد

یک حرف خیلی خوبی خانم فرمانفرما توی فیلم زد گفت هرکس در این وضعیت وجامعه به حکومت وسیاستمداران نزدیکتر است سرش به خطر وباید پاسخگوتر باشد. احسنت خدایش بیامرزد

دینا

من چند سال پیش کتاب آقای مسعود بهنودبنام این سه زن (مریم فیروز -ایران تیمورتاش واشرف پهلوی) را خوانده بودم و تا حدی با شخصیت خانم مریم فیروز آشنا بودم و با دیدن فیلم جذابیت این کتاب برایم بیشتر شد وباعث شد که برای بار دوم بعد از گذشت چند سال دوباره آن را بخوانم.

سعیده

چه روحیه لطیفی داشت اصلا بهش نمی اومد انقدر تو زندگی سختی کشیده باشه اما خیلی مصمم و با اراده

عطا

فیلم قشنگی بود ولی نه بعنوان یک فیلم ناریخی سیاسی چون ماها همیشه عادت داریم آدمهارو یا سیاه ببینیم یا سفید در حالی که همه انسانها در کنار جنبه های خوب و موفقیتهای بزرگ معایب و نواقصی هم دارن و سیاست مدارها هم از این قاعده مستثنا نیستن و توو این فیلم اشاره ایی به اشتباهات و انحرافات نشده بود در حالی که همه میدونیم حزب توده به خاطر همین مسایل از میدان خارج شد. ولی باز هم فیلم خوبی بود و من لذت بردم . ممنون

لیلا

باز تماشای مستند "دختر فرمانفرما: بسیار بیشتر از آن که لذت ببرم، آموختم. خیلی از سوالاهای من نسل انقلاب از سیاسی های نسل قدیم که الان در میان ما زندگی می کنند، در این فیلم بود. هر چند بازهم برخی بی جواب ماند، ولی، یقین آوردم، که سیاسی بودن، ربطی به شخصیت زنانه و نقش های یک زن ندارد

منیر

اگر این فیلم فقط برای این ساخته شده بود که حس ترحم را در ادم برانگیزد موفق بود . اما این خانم ، با انهمه قدرت و تاثیر و پایداری که سالیان سال فعالیت سیاسی و مبارزاتی را دارد و همواره با وجود انکه زیر نفوذ بسیاری از همراهان زندگیش از پدر گرفته تا جامعه وهمسر میبایستی خرد میشد ، با چنین روحیه عالی به زندگی ادامه داده است و خودش را نباخته و با این همه بزرگواری حتی از کسانیکه به او ستم نموده اند، یاد می کند .

فرزین

خیلى دیدنى بود. بچشم دیدیم که آدمهاى سرنوشت ساز کشورها هم آدمند. با دمپایى توى آشپزخانه کوکوى مانده میخورن و تخم مرغهاشون خورد میشه. براى ما مردم بُت ساز و قهرمان پرور خیلى آموزنده است، شاید کمتر جَو گیر و ازخود بیخود بشیم. بنظرم منظور فیلمساز همین بود

مهرنوش

مهمانهای برنامه انگار انتظار دیدن یک فیلم جدی درباره مریم خانوم داشتن ولی من موافقم که این یک برش از زندگی او بود و بسیار روایت ساده و صمیمی داشت

جواد

نقد جدی جریان حزب توده برای یک برنامه نقد فیلم آن هم از یک بانوی تاثیرگذار در جریانات تاریخ معاصر ایران کمی بی انصافی بود که منتقدین محترم آقایان بهنود و امینی تلاش کردند تا از دریچه ای دیگر آن را مورد ارزیابی قرار دهند! البته آقای بهنود اشارتی داشتند که منتقدفیلم نیستند! اما کاش میهمانان همانطور که آقای صلح جو چندبار قصد داشت که این برنامه را از منظر فیلم از نوع مستند به آن نگاه کنند که نشد! به هرحال دست مریزاد به سازنده عزیز می گویم که همین اندک را نیز توانست به تصویر بکشد. درجایی که صحبت از حزب توده می شود اگر قرار است به کنه این ماجرا پرداخته شود باید از آقایان غنی، فخرالدین حجازی، حسین ممتحنی (حمید سبزواری) و افراد نام آشنای دیگر هم یاد می شد که البته در این مجال نمی گنجید. فیلم بسیار لطیف و موزون بود

حسین

کلی لذت بردم فوق العاده بود دو سال پیش خانم برادر این خانم را در یک نمایشگاه نقاشی دیدم او تعریف میکرد که خانم مریم فیروز استوره مقاومت و بردباری بوده است خلاصه عالی بود

نوابه

با کلی شوق دیشب به تماشا نشستم .متاسفانه باید بگم افتضاح بود اگر قرار بر تصویر زندگی یک خانم مسن بود چرا مریم فیروز ؟ هر کس دیگری میتوانست باشد اگر سراغ مریم فیروز میروید باید مریم فیروز که اسطوره ای است به تصویر کشیده میشد که نشد .علاوه بر ان فضای سناریو سازی شده فیلم بسیار دور از واقیعت بود ، مریم فیروز دختر فرمانفرما با کیسه سیاه پلاستیکی شانه تخم مرغ بدست در کوچه ؟

سمیرا

ترجیح می دادم بوس یک عشق رو بیینم در فارسی ۱

ن . ژندارک

چقدر انتخاب جالبی بود ، داستان یک ' زن ' ایرانی با همه ی فراز و نشیب های ' زندگی ' اش بدون مرد ؛ اما مردانه ،، بسیار متاثر شدم _ دوبار هم دیدم ؟ زنان دیروز ایران چگونه بودن و بیشتر زنان امروز ' ایران' چه شده اند !! البته ' مریم بانو ' نمادی شگرفی از ' ایمان و عشق و فداکاری' است. حتی اگر با اندیشه هایش که در فیلم می شنیدم ، موافق نباشم اما دوستش داشتنی بود _ یک زن ، یک همسر ، یک مادر یک انسان که می خواست ' آگاه ' بماند .

مهناز

عالی بود مرسی واقعا، لذت بردم از فیلم و وجود این زن قدرتمند ناز، گرچه به حزب توده هیچ علاقه ای ندارم.

aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات
به وقت تهران به وقت کابل به وقت دوشنبه به وقت گرینویچ
پنجشنبه ۲۱:۰۰ ۲۲:۰۰ ۲۲:۳۰ ۱۷:۳۰
تکرار جمعه ۱۱:۰۰ ۱۲:۰۰ ۱۲:۳۰ ۰۷:۳۰
تکرار شنبه ۱۳:۰۰ ۱۴:۰۰ ۱۴:۳۰ ۰۹:۳۰
تکرار چهارشنبه ۲۴:۰۰ ۰۱:۰۰ ۰۱:۳۰ ۲۰:۳۰
تکرارپنج شنبه ۱۵:۰۰ ۱۶:۰۰ ۱۶:۳۰ ۱۱:۳۰

مطالب مرتبط