توقیف آثار فرهنگی و هنری، سلیقه یا قانون

خصوصی حق نشر عکس ISNA
Image caption سخنگوی شورای صنفی نمایش فیلم گفته بود که نمایش فیلم "خصوصی" با "دستور از بالا" متوقف شده است

بالاخره جنجال آفرينی مخالفان دو فيلم سينمايي "خصوصی" و "گشت ارشاد" نتيجه داد و خبرگزاری فارس از قول حبيب كاوش، سخنگوی شورای نمايش نوشت كه فیلم‌‌های سینمایی "نارنجی‌پوش" و "چگونه میلیاردر شدم" به ترتیب در گروه سینمایی قدس و آفریقا جایگزین اين دو فیلم خواهند شد. اين جابجایی شتابزده در حالی صورت می گيرد كه حتی نسخه های كافی از فيلم "نارنجی پوش" - كه بنا بود در نوبت دوم اكران روی پرده برود - برای ارسال به سينماها وجود نداشت و به دليل تعطيلی لابراتوارها تهيه كپی از آنها نيز به گفته عليرضا سجاد پور، مدیرکل اداره‌ نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی با دردسر بسياری همراه بود.

اما سجادپور در عين حال با بيان اينكه محتوای اين دو فيلم را "سياسی" نمی داند اعلام كرد كه كاهش تعداد سينماهای نمايش دهنده فيلم به نصف و برداشتن قريب الوقوع آنها از روی پرده صرفا " نظر شورای صنفی نمایش و وزارت فرهنگ و ارشاد [بوده] ... و هیچ نهاد دیگری هم در این تصمیم‌گیری دخالت نکرده است." در حالی كه حبيب كاوش سخنگوی شورای نمايش ضمن حضور در برنامه تلويزيونی "هفت" اعلام كرد که شورای صنفی نمایش هیچ نقشی در پایین آوردن برخی آثار سینمایی از اكران از سوی "افراد خاص" ندارد و اين نوع برخوردها با آثار سینمایی را مغایر با قانون اساسی خواند.

سجادپور كه پيشتر خود همه را به رعايت قانون دعوت كرده و شورای صنفی نمايش را تنها تصميم گرنده در مورد اكران فيلم ها خوانده بود، پس از انتشار خبر توقف كامل پخش اين دو فيلم نيز ، ضمن رد تاثير فشارها در اين تصميم ، مدعی شد دليل توقف كامل پخش اين فيلم ها اين است كه قرارداد اين فيلم ها با سينماها به پايان رسيده است: "قرارداد فیلم های 'گشت ارشاد' و 'خصوصی' با سالن های سینمایی شهرداری برای دو هفته بود و از اكران 'گشت ارشاد' در این سینماها تنها سه روز باقی مانده و در عین حال اكران 'خصوصی' در این سالن ها به پایان رسیده بود." او حتي اعلام كرد كه با مسئولان متخلف در شهرداری و حوزه هنری بابت "موج سواری" و توقيف زودتر از موعد اين فيلم ها برخورد خواهد شد.

همزمان با تلاش مسئولان سينمايی برای پايان دادن به مناقشات مربوط به اين دو فيلم با توقف زود هنگام نمايش آنها، حبيب كاوش از بی ميلی تهيه كنندگان نسبت به اكران فيلم ها خبر داد: به دليل جو موجود و فشار، آشفتگی ناشی از اتفاقات اخير هيچ فيلمی آمادگي اكران را ندارد و حتی شنيده‌ايم برخی از فيلم‌های در حال توليد نيز متوقف شده‌اند."

حاشیه های دو فیلم "زندگی خصوصی" و "گشت ارشاد" از زمان اکران نخست آنها در جشنواره پیشین فجر آغاز شد.

این دو فیلم که - به زعم انصار حزب الله- به دلیل "رونمایی از روابط بی‌پرده جنسی " و " حمله مستقیم به مقدسات و نهادهای نظارتی و انتظامی جمهوری اسلامی" باعث "ننگ وزارت ارشاد" هستند، باعث بروز عکس العمل های بسیاری در طیف تندرو مذهبی و بخشی از روحانیون شدند.

انصار حزب الله در بیانیه ای ضمن اشاره به "تماس‌های متعددی " که برای جلوگیری اکران این فیلم‌ها از سوی "مردم" با هفته نامه یالثارات، ارگان رسمی این گروه برقرار شده بود و همینطور بی نتیجه ماندن رایزنی های خود با کمیسیون فرهنگی مجلس، نامه ای به محسنی اژه ای دادستان کل کشور نوشت و در آن خواستار توقیف این دو فیلم تا تشکیل دادگاه صالحه برای رسیدگی به موضوع شد و در همان نامه اعلام کرد در مقابل وزارت ارشاد تجمعی اعتراضی برگزار خواهد کرد. "احمد خاتمی" امام جماعت تهران و برخی از سایر ائمه جماعت در شهرستان‌ها نیز این فیلم ها را "مستهجن" خواندند.

محمدحسین فرحبخش کارگردان 'زندگی خصوصی' در عکس العمل به موجی که تجمع انصار و اعتراض چند امام جمعه بر علیه فیلمش ایجاد کرد، در نامه ای سرگشاده که با شهادتین آغاز می شد خطاب به احمد خاتمی گفت که اظهار نظر در مورد این فیلم در شان و حوزه وظایف ائمه جماعات نیست و افزود او را بابت "مستهجن" خواندن فیلمی که ندیده است "حلال" نخواهد کرد.

سعید سهیلی، کارگردان گشت ارشاد نیز ضمن اشاره به سابقه روشن خود طی انقلاب و جنگ ایران و عراق اعلام کرد انصار را در جایگاهی نمی بیند که در چنین مسائلی دخالت کنند و افزود احتمالا انصار حزب الله به این دلیل عصبانی اند که در واقع در فیلمش "متحجرین و ریاکارانی" مانند آنها را به تصویر کشیده است. اما در نهایت و علیرغم مقاومت ها، مجموعه عوامل دست به دست هم دادند تا نمایش این دو فیلم ابتدا در بسیاری از سینماهای کشور محدود شده و سپس "زندگی خصوصی" کلا توقیف شود.

در این میان آن چه کارگردانان هر دو فیلم بر آن تاکید می کنند عدم تضاد دیدگاه ها و فیلمشان با ارزش های حاکمیت و مهم تر از آن لزوم تن دادن معترضان به قانون است.

محمدحسین فرحبخش در نامه اش خطاب به احمد خاتمی ضمن یادآوری سخنان رهبر ایران مبنی بر اینکه "در جمهوری اسلامی محور قانون است و همه باید با رعایت اخلاق اسلامی، قانون را مراعات کنند." می نویسد: ... چرا خود شما فراتر از قانون و مقررات آب به آسیاب کسانی می ریزید که می‌خواهند جلوی نمایش فیلمی را بگیرند که از ده‌ها فیلتر نظارتی عبور کرده، توسط متخصصین متدین و امین نظام بازبینی شده و از مراجع قانونی و رسمی مجوز نمایش عمومی دریافت کرده؟"

سعید سهیلی نیز در بخشی از نامه اش به مردم ایران، خطاب به "همرزمان شهیدش" نوشت خوشحال است که آنها را "در این دنیای بی قانون نمی بیند" و در جایی دیگر "چماق به دست گرفتن، تجمع کردن و فریاد زدن" را عملی "بی خردانه" خواند که "تاریخ مصرفش مال همان دهه شصت بوده است."

اشاره سهیلی به دهه شصت یادآور برخوردهای فرا قانونی است که پس از انقلاب با هر اثری که گمان می رفت سازگار با ارزش های اسلامی - انقلابی نیست صورت می گرفت، برخوردهایی که در دوران وزارت سیدمحمد خاتمی و همینطور بعدها در دولت او و تصدی عطا الله مهاجرانی در وزارت ارشاد به اوج خود رسید. این اعتراضات که از جانب خود معترضان "مردمی" و از جانب طرف مقابل، منسوب به گروه های فشار متصل به بخش هایی از حکومت معرفی می شدند آن بخشی از محصولات فرهنگی را نشانه می گرفتند که در پناه شعار "تساهل و تسامح فرهنگی" دولت اصلاحات از تیغ سانسور جان به در برده بودند تا به مرحله عرضه به جامعه برسند.

این محصولات در هنگام عرضه/ اجرا با گروهی مواجه می شدند که معتقد بودند کم کاری دولت و سایر نهادهای قانونی در حفظ ارزش های اسلامی را باید با اعمال فشار از طریق تظاهرات خیابانی، ائمه جمعه و رسانه های خود جبران کنند.

جنجال آدم برفی و 'رضا مارمولک'

حق نشر عکس a
Image caption یکی از مهم ترین و نخستین فیلم هایی که هنگام نمایش با مشکل روبرو شد، فیلم "آدم برفی" ساخته داوود میرباقری بود

یکی از مهم ترین و نخستین قربانیان این رویه در سینما ، فیلم "آدم برفی" ساخته داوود میرباقری بود. در این کمدی اجتماعی که فیلمنامه آن به گفته کاگردان بر مبنای نمایش های روحوضی ایرانی نوشته شده بود، اکبر عبدی به لباس یک زن در می آمد تا ضمن ازدواج با یک آمریکایی، ویزای آمریکا دریافت کند. فیلم تا مدت‌ها در توقیف ماند و پس از رفع توقیف و اکرانش در سال ١٣٧٧ و در دوران تصدی عطا الله مهاجرانی بر وزارت ارشاد جنجال آفرید، گروهی به سینماهای نمایش دهنده فیلم حمله بردند و مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

بسیاری مسعود ده نمکی - کارگردان سه گانه اخراجی ها - را یکی از دست اندر کاران اصلی حمله به سینماهای نمایش دهنده آدم برفی قلمداد کردند، اما او همواره از پاسخ به این سوال که آیا واقعا نقشی در آن قائله داشته یا خیر طفره رفته، از جمله در یکی از نشست های مطبوعاتی "اخراجی های ٣" ، با بیان اینکه "زمان برای بیان برخی از مسائل مناسب نیست" ، ملاک را "حال" افراد خواند، نه گذشته شان.

داوود میرباقری تمام تلاش خود را کرد که در آن ایام از جنجال ها دور بماند، اما مدت‌ها بعد در مصاحبه ای ضمن گلایه از عدم اعتماد به سینماگران گفت: من که نباید هر روز خودم را ثابت کنم... یک بار، دو بار، ده بار... دیگر نباید بعد از هر فیلم که می‌سازم بیایم بگویم آقا به خدا من مسلمانم، به خدا دلم برای این مفاهیم می‌تپد... چقدر این را جار بزنم؟! او موفق شد در آن دوران، فتوای مراجع مبنی بر عدم اشکال شرعی زن پوشی بازیگر نقش اولش را اخذ کند، در نتیجه فیلم روی پرده ماند و به فروش قابل توجهی نیز دست یافت.

مارمولک، فیلم دیگری بود که به علت به تصویر کشیدن یک دزد که به لباس روحانیت در می آید سر و صدای زیادی به پا کرد و محتوای آن ضد اسلامی و توهین به روحانیون تلقی شد.

به گفته منوچهر محمدی، تهیه کننده فیلم تمامی مقدمات طی و همه مجوزهای لازم کسب شده بود و تا هفته دوم نمایش فیلم مارمولک همه چیز عادى بود اما با توقیف قضایی فیلم و مصادره کپی هاى آن در مشهد و به دنبال آن ربودن دوکپی فیلم از سینماهاى رشت ناگهان همه چیز عوض شد. محمدی از جمله به واکنش آیت الله جنتی به این فیلم اشاره کرد: این بزرگوار قبل ازتماشاى فیلم آن را موهن توصیف کردند، اما پس از دیدن آن اعلام کردند که این فیلم "نه تنها اشکال فنی ندارد ،بلکه نکات مثبت هم دارد." گفتیم که اعلام کنید اما می گویند، صلاح نیست.

فیلم در تهران مدت کوتاهی روی پرده ماند - هرچند در همان مدت کوتاه فروش قابل توجهی داشت - و در بسیاری از شهرستان ها اکرانش در همان آغاز متوقف شد، به عنوان نمونه در شهرستان ارومیه، قاضی دادگاه انقلاب در حکمی فیلم را "متضمن اهانت به مقدسات و موجب نارضایتی مومنان، متدینان و مسئولان شهر " خواند و خواستار توقف نمایش آن در کل استان شده و در تبریز تصویر بزرگ مربوط به فیلم از سر در سینما ربوده و در مقابل اداره ارشاد به آتش کشیده شد.

یالثارات به نقل از آیت الله مجتهدی تهرانی نوشت: چنانچه تا یک هفته دیگر جلوی نمایش فیلم گرفته نشود و با عوامل آن برخورد نشود، حکم شرعی کسانی که مجوز فیلم را صادر کردند خواهم داد."

در نهایت به دلیل "شرایط موجود" تهیه کننده ناچار شد به پایین آمدن زودتر از موعد فیلم از روی پرده رضایت بدهد، هرچند مدتی بعد این فیلم از تلویزیون نمایش داده شد بی آنکه اعتراضی را برانگیزد.

هدا گابلر و ترویج چند شوهری

حق نشر عکس fars
Image caption روزنامه کیهان، ایبسن نویسنده هدا گابلر را نمایشنامه نویسی با "تفکرات انحرافی" خواند

اما ماجرای لغو مجوز محصولات فرهنگی که پیش تر از هفت خوان نظارتی وزرات ارشاد گذشته اند، محدود به سینما و دوران اصلاحات نمی شود. از قضا در بیانیه ای که حاوی ضرب الاجل ٤٨ ساعته انصار حزب الله به وزارت ارشاد برای جمع کردن نسخه های "زندگی خصوصی" و "گشت ارشاد" از سینماها بود، یادی نیز شده بود از "هدا گابلر"، نمایشنامه ای به قلم "هنریک ایبسن" که به کارگردانی وحید رهبانی در دی ماه ٨٩ روی صحنه رفت اما چند روز بعد به سبب اعتراضات نه تنها اجرای آن متوقف شد، بلکه برای کارگردان و عوامل آن نیز پرونده قضایی تشکیل شد.

علیرغم اینکه این نمایشنامه تمامی بازبینی های معمول را پشت سرگذاشته بود و در جشنواره تاتر فجر نیز به نمایش در آمده بود، تنها چند روز پس از روی صحنه رفتن آن خبرگزاری فارس آن را مروج " اباحه‌گری، ابتذال، عادی‌‌ساز‌ی چندشوهری، اختلاط زن و مرد و استفاده از نمادهای یک فرقه انحرافی، بردگی جنسی و ... " خواند و دفاع محمد حسینی ، وزیر ارشاد که حساسیت ها را ناشی از اغراق برخی می دانست و اعلام اینکه "هدا گابلر مشکل اخلاقی ندارد" چاره ساز نشد و نه تنها کارگردان این تاتر به ارتباط با اپوزیسیون خارج از کشور متهم شد، بلکه به سبب آن کیهان، ایبسن را نیز نمایشنامه نویسی با "تفکرات انحرافی" خواند که به همین دلیل نمایش هایش " حتی در مونیخ، برلین، استکهلم، گوتنبرگ، کپنهاگ و لندن با اعتراضات گسترده مردم و مطبوعات در نهایت با شکست مواجه شده" اند و خود آقای وزیر نیز از ٨ نماینده مجلس بابت روی صحنه رفتن این تاتر" مبتذل و ضد اسلامی" تذکر گرفت.

'خاطره دلبرکان غمگین من'، کتاب ممنوعه مارکز

حق نشر عکس t
Image caption متاخرین ترین نمونه کتاب جمع آوری شده که برایش مجوز صادر شده "خاطره دلبرکان غمگین من " نوشته مارکز بود

فعالان عرصه نشر نیز خاطرات بسیاری از جمع آوری کتب چاپ شده دارند، کتاب هایی که از هفت خوان ناشر و وزارت ارشاد گذشته اند، اما پس از مدتی از بازار جمع آوری شده اند.

متاخرترین نمونه، "خاطره روسپیان غمگین من" نوشته گابریل گارسیا مارکز بود که در ترجمه کاوه میرعباسی نام آن به "خاطره دلبرکان غمگین من" تغییر یافت و علیرغم سیاست های سخت گیرانه ارشاد، به گفته مترجمش بدون سانسور روانه بازار شد.

کتاب ماجرای روزنامه نگاری است که می خواهد سالگرد ٩٠ سالگی اش را با هم خوابگی با یک روسپی باکره و نوجوان جشن بگیرد. سایت تابناک انتشار کتاب را "رسوایی جدید وزارت ارشاد" خواند و به دنبال موج ایجاد شده بر علیه کتاب، محمدحسین صفار هرندی، وزیر ارشاد وقت نیز به محتوای این کتاب لقب "قبیح" و "غیر اخلاقی " داد و از برکناری مسئولی حرف زد که در به چاپ رسیدن این کتاب مقصر بود و به علاوه اعلام کرد ناشر آن، انتشارات نیلوفر نیز باید پاسخگو باشد. در نتیجه این اقدامات چاپ دوم کتاب متوقف و کتاب توقیف شد، هرچند نسخه های افست و اینترنتی آن به سرعت در دسترس قرار گرفت و مخاطبان زیادی یافت.

چنان که پیداست سنت اعمال نفوذ و نظرِ گروه هایی خارج از وزارت ارشاد اسلامی در محدوده تصمیم گیری این وزارت خانه سابقه ای طولانی دارد و بر اساس شواهد معمولا این وزارت خانه در نهایت از در پذیرش و تسلیم در می آید؛ در نتیجه عجیب نیست که این بار هم علیرغم اخطار شورای ارزشیابی به مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان‌ها و اعلام اینکه: هرگونه تغییر و جابجایی در اکران فیلم‌ها در سطح استان‌ها می‌بایست با نظارت سازمان سینمایی کشور صورت پذیرد و این‌گونه نیست که با تصمیم شخصی، بتوان جلوی اکران آثار را گرفت، اکران این دو فیلم در بسیاری از شهرستان‌ها محدود شده و فیلم "زندگی خصوصی" در تهران از روی پرده ها پایین کشیده شده است، اقدامی که بی تردید به ضرر اقتصادی هنگفت تهیه کننده آن خواهد انجامید.

بی میلی به سرمایه گذاری در عرصه فرهنگ و به طور خاص سینما، بحرانی است که از مدتها پیش جامعه هنری ایران با آن دست به گریبان است و انتظار می رود اعمال این استانداردهای چند گانه از گرایش به سرمایه گذاری در این عرصه ناامن بیش از پیش کم کند و به تحلیل رفتن بیشتر سینمای رنجور ایران بیانجامد.

مطالب مرتبط