ادوارد مایبریج و اسب هایش

اسبهای ادوارد مایبریج حق نشر عکس u
Image caption ادوارد مایبریج عکاس بریتانیایی را باید از پیشگامان صنعت عکاسی و سینما دانست

امروز هشتم می، سالگرد درگذشت ادوارد مایبریج، عکاس بریتانیایی و از پیشگامان صنعت سینما است که به خاطر عکس هایی که برای نخستین بار از یک اسب در حال تاخت چهار نعل گرفته است، شهرت دارد.

تحول سینما تنها مدیون فکر، خلاقیت و ایده های هنری، زیبایی شناسی و روایتی سینماگران نبود و نیست بلکه در وهله اول این مخترعین و دانشمندانی چون ادیسون، دیکسون، اتین ژول ماره و ادوارد مایبریج بودند که با اختراعات و دستاوردهای علمی خود، امکانات و قابلیت های تکنولوژیک سینما را توسعه بخشیدند و راه را برای ایده پردازی در بخش های نظری و بیانی سینما هموار کردند.

ادوارد مایبریج (Edward Muybridge)، عکاس بریتانیایی را باید از پیشگامان صنعت عکاسی و سینما دانست. ابداعات مایبریج، سهم اساسی در تحول عکاسی و سینما داشت. او مخترع "زئو پراکسیسکوپ" (zoopraxiscope) بود که یکی از نخستین نمونه های دستگاه نمایش فیلم (پروژکتور یا آپارات) به شمار می رود.

مایبریج را همچنین باید به همراه اتین ژول ماره، عکاس و جانورشناس فرانسوی، از پیشگامان عکاسی کرونو فتوگرافی (عکاسی متوالی از سوژه در حال حرکت) دانست.

در واقع مهم ترین دستاورد مایبریج، ایده به حرکت درآوردن عکس های ثابت بود. او با عکاسی پشت سرهم از حرکت یک اسب و حیوانات دیگر و نمایش آن با دستگاه "زئو پراکسیسکوپ"، توانست با استفاده از خطای دید انسان، به عکس های مربوط به حرکت و پرش اسب جان بخشیده و آنها را متحرک نشان دهد.

اختراع ادوارد مایبریج، در واقع پاسخی بود به رویای چندین هزار ساله بشر که جان بخشی به تصاویر ثابت و به حرکت درآوردن آنها بود. آرزویی که بشر اولیه آن را با نقش هایی که بر دیواره‌های غار آلتامیرای اسپانیا کشید، تصویر کرده بود.

مایبریج در نهم آوریل ۱۸۳۰ در منطقه کینگستون لندن زاده شد. پدرش تاجر ذغال بود که در ۱۸۴۳ درگذشت. مایبریج در سال ۱۸۵۵ در سن ۲۵ سالگی به آمریکا مهاجرت کرد و تا آخرین سال های عمرش در آنجا ماند و به عکاسی پرداخت.

حق نشر عکس i
Image caption مدل های انسانی مایبریج اغلب برهنه بودند یا پوشش نازکی بر تن داشتند

نخستین عکس های مایبریج، تصاویری از معماری و چشم اندازهای طبیعی آمریکا از جمله مناظر دره یوسمیتی در کالیفرنیا بود که در سال ۱۸۶۷ منتشر شد. در ۱۸۶۸ برای عکاسی از سرخپوستان قبیله تلینگیت عازم آلاسکا شد و به دنبال آن در سال ۱۸۷۳ به همراه قوای نظامی آمریکا برای عکاسی از صحنه های جنگ با قبیله مودوک به ایالت اوره گون اعزام شد.

مایبریج در سال ۱۸۷۸، عکس پانورامیک ۳۶۰ درجه ای از شهر سانفرانسیسکو گرفت که ۱۳ تکه بود و آن را به همسر لیلند استفورد، فرماندار سابق ایالت کالیفرنیا اهدا کرد.

در سال ۱۸۷۲، لیلند استنفورد که صاحب یک استادیوم اسب دوانی بود و اسب مسابقه‌ او به نام "‌اوکسیدنت"، رکورد جهانی سرعت را شکسته بود، از مایبریج خواست که در وضعیت های مختلف حرکت یورتمه و تاخت چهارنعل از اسب او عکاسی کند. هدف استنفورد این بود که با استفاده از این عکس ها، ثابت کند که هر چهارپای اسب، در هنگام یورتمه رفتن یا دویدن چهار نعل، از زمین کنده می‌شود. واقعیتی که در نقاشی هایی که تا آن زمان از اسب در حال تاختن وجود داشت، غایب بود و نقاشان، غالبا یک پای اسب در حال دویدن را بر روی زمین نشان داده بودند. عکس های مایبریج، با این که چندان واضح نبود اما تئوری استنفورد را اثبات می کرد. به دنبال آن، دستگیری مایبریج، به اتهام قتل سرهنگ هری لارکینز، معشوقه همسرش، و محاکمه او به این اتهام و در نهایت تبرئه او در دادگاه، چند سال در فعالیت عکاسی مایبریج وقفه ایجاد کرد.

او در سال ۱۸۷۴ با انگیزه کشتن سرهنگ لارکینز به سراغ او رفت و قبل از این که با گلوله به سمت او شلیک کند به او گفت: "عصر به خیر جناب سرهنگ. اسم من مایبریج است و این هم پاسخ نامه شما به همسرم."

اعضای هیئت منصفه دادگاه مایبریج، اقدام مایبریج را "قتل عمد توجیه شده" خواندند که باعث نجات او و آزادی اش از زندان گردید. بعدها فیلیپ گلس، آهنگساز مینی مالیست آمریکایی، با الهام از این دادگاه و حرف های مطرح شدن در آن و دفاعیات مایبریج، اپرای "عکاس" را ساخت.

مایبریج پس از آزادی از زندان، دوباره در سال ۱۸۷۷، عکاسی از حرکات حیوانات مختلف را از سر گرفت. در این زمان مایبریج، با توسعه قابلیت های فنی اش، افزایش سرعت شاتر، استفاده از امولسیون های با سرعت بالا و کاهش زمان نوردهی تا یک هزارم ثانیه، از اسب استفورد در حال یورتمه رفتن عکاسی کرد و این بار توانست عکس های بهتری از این اسب بگیرد و مراحل متوالی حرکت حیوان را بهتر نشان دهد. این عکس‌ها، همان زمان در مجله علمی "ساینتیفیک امریکن" منتشر شد و اکنون در موزه هنری استنفورد در کالیفرنیا، نگهداری می شود.

مایبریج در سال ۱۸۷۹، با افزایش تعداد دوربین‌ها، در مسیر حرکت حیوانات، از اسب‌ها، سگ‌ها، خوک‌ها، کبوتران و بزها عکاسی کرد و این عکس ها را در کتابی با عنوان "تحرکات حیوانی"، منتشر کرد. مایبریج، پس از انتشار این کتاب، کتاب دیگری درباره تجربه های عکاسی منحصر به فرد خود از انسان ها منتشر کرد که " هیات انسان در حال حرکت"، نام داشت و در ۱۹۰۱ یعنی سه سال قبل از مرگ او منتشر شد. نخستین مجموعه کامل عکس های ادوارد مایبریج نیز سال ها بعد یعنی در سال ۱۹۷۹، منتشر شد.

اما مهمترین دستاورد فنی ادوارد مایبریج برای سینما، اختراع دستگاه "زئو پراکسیسکوپ" بود. دستگاهی که مایبریج توانست به کمک آن، عکس های متوالی از حرکت حیوانات را به صورت پیوسته نشان دهد و توهم حرکت آنها را در ذهن بیننده ایجاد کند.

"زئو پراکسیسکوپ" در واقع، نخستین پروژکتور نمایش فیلم در جهان بود که دوازده سال قبل از اختراع دستگاه کینتوسکوپ توماس ادیسون در سال ۱۸۹۱، اختراع شده بود و در نوع خود بی نظیر بود.

"زئو پراکسیسکوپ"، دارای دو صفحه گرد شیشه‌ای بود که بر روی صفحه اول، عکس های حیوانات دیده می شد و در جهت معینی می‌چرخید، و صفحه دوم که در جهت عکس صفحه‌ اول می‌چرخید، دارای شکاف هایی بود که کار شاتر (مسدود‌گر) را انجام می‌داد.

حق نشر عکس p
Image caption در فاصله بین سال های ۱۸۸۳ تا ۱۸۸۶، مایبریج بیش از ۱۰۰ هزار عکس گرفت. مجموعه ای از ۲۰ هزار عکس مایبریج با عنوان "تحرکات حیوانی" منتشر شد

این اختراع مایبریج، در واقع بر اساس خطای فیزیکی چشم انسان استوار بود که مبنای پیدایش سینما محسوب می شود، بدین گونه که مغز انسان، تصویری را که بر شبکیه چشم می‌افتد، مدت زمان کوتاهی پس از کنار رفتن تصویر اولیه از مقابل چشم، حفظ می کند. از این رو اگر، تصاویر ثابت به صورت ۱۲ تا ۲۴ بار در ثانیه، پشت سر هم، از مقابل چشم انسان عبور کنند، توهم حرکت آن‌ها در ذهن ما ایجاد می شود. کشف این پدیده که دوام بصری نام دارد را برای نخستین بار به پیتر مارک رژه و مطالعات او نسبت می دهند.

مایبریج در سال ۱۸۸۲ به انگلستان سفر کرد و در انستیتوی سلطنتی لندن در مقابل ادوارد هفتم پادشاه بریتانیا و خانواده سلطنتی سخنرانی کرد و تجربیات و دریافت های خود در زمینه تصویر متحرک را با دستگاه "زئو پراکسیسکوپ" خود بر پرده بزرگ برای آنها به نمایش گذاشت.

در همین سال کتاب مایبریج با عنوان "اسب در حرکت" در آمریکا منتشر شد که شامل تحقیقات و عکس های او از اسب های در حال یورتمه یا تاخت چهار نعل بود.

در همین زمان مایبریج از دوستش دکتر جی. بی استیلمن خواست که عکس های او از اسب در حال تاخت را تحلیل کند. استیلمن این کار را کرد اما تحلیل هایش را با اجازه استفورد، بدون ذکر نام مایبریج منتشر کرد.

مایبریج از استنفورد به دادگاه شکایت کرد اما این شکایت به جایی نرسید و او به جرم تقلب آثار هنری از امکانات پژوهشی محروم گردید.

اما پس از مدتی وی توانست با استفاده از حمایت های مالی دانشگاه پنسیلوانیا، تحقیقات خودش را ادامه دهد و با استفاده از چند دوربین از حرکت آدم ها در استودیو و حیوانات در باغ وحش عکاسی کرد. مدل های انسانی مایبریج اغلب برهنه بودند یا پوشش نازکی بر تن داشتند و او آنها را در حالت های مختلف مثل بوکس بازی، کشتی گرفتن یا بالا رفتن از پله ها عکاسی کرد. در همین زمان او خود نیز به صورت برهنه در برابر دوربین عکاسان ظاهر شد.

در فاصله بین سال های ۱۸۸۳ تا ۱۸۸۶، مایبریج بیش از ۱۰۰ هزار عکس گرفت. مجموعه ای از ۲۰ هزار عکس مایبریج با عنوان "تحرکات حیوانی" منتشر شد.

کتاب های او هنوز نیز منتشر می شوند و مرجع مهمی برای مطالعات نقاشان، انیماتورها و دانشجویانی است که در زمینه حرکت انسان و حیوانات مطالعه می کنند.

اگرچه تحقیقات جدید نشان می دهد که مایبریج در مطالعات عکاسی خود از عکاس فرانسوی اتین ژول ماره الهام گرفته بود اما دستاوردهای مایبریج برخلاف ژول ماره، بیشتر جنبه هنری دارد تا علمی محض.

مایبریج یک بار از استودیوی عکاسی ژول ماره در پاریس دیدار کرده بود و با مطالعات عکاسی او در زمینه ایرودینامیک و کرونو فتوگرافی آشنا بود.

مایبریج در سال ۱۸۹۴ به زادگاهش انگلستان بازگشت و کتاب های " حیوانات در حرکت" و "هیات انسان در حرکت" را در آنجا منتشر کرد.

ادوارد مایبریج در هشتم می ۱۹۰۴ در خانه پدری اش در منطقه کینگستون لندن درگذشت. جنازه او را سوزاندند و خاکستر او را به رود تیمز سپردند.

در سال ۲۰۰۴ موسسه فیلم بریتانیا (بی اف آی) لندن، پلاک یادبودی برای گرامیداشت او بر دیوار بیرونی اسمیت هاوس در خیابان لیورپول لندن نصب کرد.

تام اندرسن مستندساز آمریکایی نیز در سال ۱۹۷۴، فیلمی مستند درباره او ساخت به نام ادوارد مایبریج، زوپراکسوگرافر (Zoopraxographer).

راب وینگر شاعر کانادایی نیز شعری با الهام از کارهای مایبریج سرود با عنوان "اسب مایبریج: شعری در سه مرحله" که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.

عکس ها و مطالعات عکاسی مایبریج بر روی هنرمندان مختلف دوره او و بعد از او تاثیر فراوانی گذاشت. از میان هنرمندانی که مستقیم یا غیر مستقیم از کارها و ایده های مایبریج الهام گرفتند باید از تامس ایکینز نقاش آمریکایی و دستیار مایبریج، ویلیام دیکسن مخترع دوربین متحرک، و تامس ادیسون مخترع کینتوسکوپ، مارسل دوشان نقاش فرانسوی و فرانسیس بیکن (نقاش بریتانیایی که نقاشی های زیادی بر اساس عکس های مایبریج کشید) نام برد.