«مالیات بر درآمد، مالیات بر دررفت!»

Image caption تظاهرات در اعتراض به مالیات حقّ رأی در زمان نخست وزیری مارگارت تاچر.

فکر می کنم چیزی که در زبان فارسی امروز به ش می گوییم «مالیات» و انگلیسیها به ش می گویند «تَکس» (Tax) همیشه دو جور بوده است، یکی مالیات مستقیم، که همان «مالیات بر درآمد» است، که سر سال اگر نپردازی، حسابت با شمر بن ذی الجوشن است! یکی هم مالیات غیرمستقیم، که اوّلاً یکی دو تا نیست، و ثانیاً یک قلم بزرگش را که مالیات بر خرید است، آدم سر هر جنسی که می خرد، می پردازد و حالیش نیست. یک چیزی می خرید به صد پوند، بیست پوندش می رود توی جیب دولت بابت مالیات، هشتاد پوندش تو جیب فروشنده!

امروزه روی مالیاتهای غیرمستقیم اسمهایی می گذارند که اوّلاً خنده دار نباشد و ثانیاً مردم را عاصی نکند، مثل عوارض شهرداری که در عهد «مارگارت تاچر» اسمش را گذاشتند «مالیات حقّ رأی» و مردم خوششان نیامد و غوغا به پا کردند تا اینکه آمدند مبلغش را بالاتر هم بردند، امّا اسمش را گذاشتند «مالیات شورای شهر»، یعنی «عوارض شهرداری»، و مردم راضی شدند و ساکت سر جاشان نشستند.

Image caption قسم می خورد که پنجره است، امّا از ترس مالیات خودش را پنهان کرده است!

در دوره های استبدادی که وضع قانون در اختیار «مجلس»، یا نماینده های مردم نبود، گاهی وقتها که سلطنت یا حکومت خرج و برجش بالا می رفت و درآمدش کفاف کنس بازیهای «عامّ المنفعه» و گشاد بازیهای «خاصّ المنفعه» اش را نمی داد، فوراً مشاورانش را احضار می کرد و دستور می داد که راه تازه ای برای مکیدن خون بیشتری از مردم پیدا کنند. در این موقعها بود که مشاورهای سلطنت یا حکومت که مثل حالا دکترای اقتصاد یا علوم سیاسی از دانشگاههای معتبر نداشتند، یکوقت می دیدی مالیات تازه ای وضع می کنند با اسم مسخره ای که به خر می گفتند، خنده اش می گرفت.

مثلاً می بینید در «مشروح مذاکرات مجلس شورای ملّی، دورۀ پنجم، جلسۀ ۲۲۸»، یکی از نماینده های با نفوذ به اسم آقای «یاسایی» پیشنهاد می کند که «کلیۀ مالیات و عوارضی که به موجب قانون مخصوصی به تصویب مجلس شورای ملی نرسیده است»، ملغی شود و آنوقت از چهل و هشت نوع مالیات اسم می برد، به اضافۀ «وغیره» که خدا می داند چند تاست. بیاییم با دقّت اسم چند تا از آنها را بشنویم و در بحر معنی آنها فرو برویم: مالیات سرِ قاطری، مالیات گوشِ خری، مالیات کوه چَری، مالیات چاخویی!

و امّا حالا چند تا مالیات فرح بخش از ممالک اجنبی. نوشته اند که در سال ۱۶۹۵ «ویلیام سوّم»، پادشاه انگلستان، فرمان داد که از مردهای مجرّد بالای بیست و پنج سال «مالیات تجرّد» بگیرند تا مجبور بشوند ازدواج کنند.

یک سال بعد مالیاتی وضع شد به اسم «مالیات پنجره» که باعث شد خیلی از مردم بیشتر پنجره هاشان را آجرچینی کنند و گل بگیرند تا مالیات کمتری بدهند.

حق نشر عکس AFP
Image caption پطر کبیر، تزار روسیه، سازندۀ شهر سن پطرزبورگ، واضع مالیات ریش!

در روسیۀ تزاری هم «پطر کبیر» امر کرد از مردها «مالیات ریش» بگیرند تا مجبور بشوند مثل بقیۀ جاهای اروپا صورتهاشان را از ته بتراشند و متجدّد بشوند.

شکر و حمد خدا که حالا همۀ حکومتهای دنیا متمدّن و مترقّی شده اند و هیچکدام از مالیاتهایی که از مردم می گیرند، اصلاً «خنده دار» نیست و دولتها هم که با رأی مردم بر تخت قدرت می نشینند، هم بندۀ خاصّ خدا هستند، هم پاسدار و خدمتگزار سرمایه دار، هم شریک مال مردم بیچاره.